De første 200 linjer.
آنچه در شاینینگ ویل گذشت...
وقتی منو و مامانت دیدیمش عاشقش شدیم
به زبون سادهتر، مامانم با یه بنده خدایی سکس داشت
- واسه همین باید خونهمون رو عوض میکردیم - هی، نه. ربطی به اون نداره
میخوام کار نوشتن رو توی اتاق شیربونی انجام بدم
اوه، پس نویسندهای؟
اگه تا ماه آینده بخش اول رو آماده نکنی، پیش پرداخت رو ازت پس میگیریم
خواهش میکنم
لباست یه جوریه انگار میخوای واسه سایت پورنهاب آزمون استخدامی بدی
تو که نمیخوای بگن از اونجور دختراست
با یکی که هم سن و سال خودته دوست شو، باشه؟
تو این خونه یه خبرایی هست
یکی رو طبقه پایین دیدم
من چیزی ندیدم منظورم اینه چیز غیرعادی نبود
فکر میکنی من دارم دیوونه میشم؟
پاتریشا
تو خونۀ من چکار میکنی؟
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
زیرنویس از پرولیتور Prolator@
چقد گرمه
چیه؟
گینور؟
راکسی؟
راکسی؟
اون تو نرو
از کلمات خودت استفاده کن
آخ!
آخ!
خدای من
خدایا
ببخشید واسه کارم کوکش کردم
خدای من
ببخشید. بذار قطعش کنم
پیداش کردم
واقعا؟
ببخشید
بخواب
خواب بد دیدم
واقعا؟
بیا اینجا
باشه
- خدای من - زنگ اضطراری
من خاموشش میکنم
- لعنت بهت - چیزی شده؟
تری، اون زنه رو یادته...
که روز اسبابکشی، دیدم؟
همونی که پشت پنجره بود...
یا اونی که توی اتاق پذیرایی بود؟
- هر دوتاش یکیه - اوه
بهرحال، نمیدونم روح باشه یا نه
ولی همش توی خوابم ظاهر میشه و دیشب...
شاید بخاطر استرس باشه منم قبلا...
- یه خوابهای خیلی جالبی میدیدم - میدونم، میدونم
اونموقع که دانشگاه مدیریت بازرگانی میرفتی و یادت رفت واسه...
- امتحان حسابداری درس بخونی - درس اقتصاد بینالملل بود
- حسابداری که بیست میشدم - باشه، خب توی خواب من...
زنه با سیگار دستم رو سوزوند
- اوه پت، بیخیال - نگاه کن
خدای من!
دست بهش بزنم دردت میگیره؟
- آخ - ببخشید، شرمنده
بذار ببینم اینجا رو ببین
- مرض داری مگه؟ - ببخشید، شاید سوختگی باشه
- همین الان بهت گفتم سوختگیه
آره، ولی باورم نمیشه توی خواب این اتفاق واست افتاده باشه
شاید داشتی صبحانه درست میکردی...
و روغن پاشیده رو دستت
شده تا حالا صبحونه درست کنم آخه؟
شده تا حالا یه روح دستت رو با سیگار بسوزونه؟
خیلی واقعی بنظر میومد
یه جایی خوندم، نقل مکان...
دومین دلیل شایع برای خوابهای آشفتهس
اولی چیه؟
دعواهای زناشویی، فکر کنم
آره
- برم به بچهها صبحبخیر بگم - آره بیا بریم
- صبحبخیر، بچهها - رفیق شلیک کردی پشمام ریخت
باشه
این بازم خراب شده؟
میشه لطفا یه قهوهساز درست حسابی بخریم؟
نه، نه بوفۀ زندان که نیست
یکم قلق داره
یکم باید باهاش ور بری بذار
باشه؟
- چرا اینقدر خودتو پوشوندی؟ - شاید چون نمیخوام از...
بدنم برای بالا بردن ارزشم استفاده کنم
عکس کلاس دهمت رو...
مجبور شدن شطرنجی کنن نمیخواد سر من شیره بمالی
چی شده؟ کسی گردنت رو خورده؟
بذار ببینم تتو زدی؟
مامان
ولم کن!
از کی تا حالا صلیب میندازی گردنت؟
من حق دارم یکم معنویت توی زندگیم باشه
یا عیسی مسیح سرت رو از کون من بکش بیرون
رفیق، بکش کنار
رفیق، داری با کی حرف میزنی؟
فِرد، یه پسره که تو آکلیس باهاش آشنا شدم
پسری به اسم فِرد وجود نداره
فِرد اسم یه بچهباز 49 سالهست
که شلوارک کوتاه میپوشه و داره رو مخت کار میکنه
که بری باهاش توی وَن بستنیفروشی زندگی کنی
مگه نمیخواستی رفیق پیدا کنم؟
منم پیدا کردم نمیشه هم خر و بخوای هم خرما
هی هی، خانوادۀ فلپس
یکم آروم باشید
میشه یکی رو استخدام کنی زنگ در رو درست کنه؟
اون تعمیرکار قدیمیت چی شد پس؟
باشه
لعنتی
گیر کرده بود
من باز میکنم
سلام. گینور خونهس؟
آها درسته. صبر کن گینور
- رایان، چه خبر؟ - چطوری، گینور؟
یا خدا!
من «ولری هاا» هستم
ایشون مامانمه خونه بغلی زندگی میکنیم
سلام، من پت هستم
این اطراف دیده بودمتون
بنظر میاد بچههامون با هم دوست شدن
آره، وقتی گینور داشت واسه انجمن «چستیتی» ثبت نام میکرد...
باهم آشنا شدیم
امیدوارم برای انجمن سفر در زمان هم ثبت نام کرده باشی
امم...
مامان، لطفا دهنت رو ببند
میخوای تو ماشین منتظر بمونی؟
آره
میخوای برسونمش؟
آره
ولی دیگه پسش نمیگیریم
جوک بود اتفاقا بچه مورد علاقمه
میدونم نباید این حرف رو زد ولی...
آه
جیک وسایلت رو بردار
خانم هاا میخواد تا مدرسه برسونت
آها باشه
نه، توی دنیای واقعی عزیزم خدای من
داره نزدیکتر میشه
- داره تلاششو میکنه - ببخشید، نمیشنوم چی میگی
ضعف تو رو حس میکنه
آره، گرفتم
- جیک، بیا برو - تسلیم نشو
جیک، زود باش دیگه
مدرسه خوش بگذره
- لطفا، حواست باشه - باشه
کی بود؟ پتی دوست جدید پیدا کرده؟
نه پتی با همسایۀ اسکلمون آشنا شد
خدای من تو هم حس کردی؟
- نه - چقدر بگم...
این خونه یه مشکلی داره
نه، نه پت قبلا بحثش رو کردیم
دوباره جابجا نمیشیم نمیتونیم
و این خونه هم مشکلی نداره
خدای من
نه، چیزی نیست
اوه پت، بیا اینجا
اینو ببین
یه چوب خط قدیمیه
چه جالب
همیشه دلم میخواست برای بچههای خودمون اینکارو میکردیم
شاید الان باید شروع کنیم
فکر کنم، دیگه به اندازه کافی قد کشیدن
خب، میتونیم یکی برای خودمون داشته باشیم
ببینیم هرچی پیرتر میشیم چقد قدمون کوتاهتر میشه
فکر نمیکنی یکم عجیب بود که...
در خود به خود بسته شد؟
نه، لولاهاش قدیمیه
شرط میبندم یکم روغنکاریش کنم...
از شر روح جنابعالی هم خلاص میشیم
- هااا - خدایا، چرا آخه؟
سلام، دوست قدیمی
عزیزم...
روغن رو ندیدی؟
آه
حرومزاده!
بهت که گفتم...
احتمالا فرنک دریلش رو توی خونه قبلی جا گذاشته...
و کارگرای اثاثکشی هم تو وسایل گذاشتنش
داستان دیگهای نیست
درست. فکر میکنم منو یاد اوندفعه میندازه که...
استخدامش کردم ظرفشویی رو درست کنه...
و بعد تو باهاش تو آشپزخونه سکس کردی
تری، چطور با عصبانیتت کنار میایی؟
تو چطور با عصبانیتت کنار میایی؟
هی، تری داره سعی میکنه کمکمون کنه
ببخشید، من خوبم
خوبم. هیزم میشکنم
و تمام عصبانیتم رو قورت میدم
تری، نمیتونی اینهمه عصبانیت رو توی خودت بریزی
اگه به خشمت رسیدگی نکنی ممکنه باعث خشونت آشکار بشه
- پت ارواح میبینه - چی؟
ارواح نه! یجوری میگی انگار روانیام!
فقط یه دونه روح دیدم
یه زن خونهدار حدود 50 سالهست که مدام ظاهر میشه
قرصهای ضد افسردگیت رو میخوری؟
بله، میخورم و تاثیری ندارن
افسردگیم از همیشه بیشتره
ورزش میکنی؟ تغذیهت سالمه؟
No comments yet. Be the first to leave one.