Six Feet Under

Six Feet Under

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 2

Udgivelsesinfo

Six Feet Under S02E09 Someone Elses Eyes 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-KAIZEN
En kommentar af SubAvaliHa

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
webrip
BRip
x265
AC3
x264
HD
Udgivet den: 2024-01-31
Downloads: 30
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫ونس، نمیدونم چم شده. ‫من تازگیا هیچ اشتهایی ندارم

‫این یه نشونه از افسردگیه. ‫واقعاً؟

‫اه آره، من در موردش خوندم

‫از وقتی که رحم همسرم رو درآوردند، اون ‫خیلی ناراحت و غمگین شده.

‫کم اشتها، کم انگیزه توی سکس...

‫احساسات یأس و نا امیدی بدون انرژی ‫همه اینا رو داره.

‫من فقط اشتهام رو از دست دادم.

‫میدونی افسردگی چیه؟

‫همسرم آشپزی کرده.

‫این چه کوفتیه؟ مثل که گربه میمونه

‫فکر کنم گه گربه باشه.

‫او یه به درد نخور عوضیه توی آشپزخونه. ‫همیشه اینطوری بوده

‫لااقل همسرت هنوز باهات سکس میکنه. ‫خدایا شکر.

‫اگه اون کار رو نمیکرد باید میکشتمش

‫لعنت

‫اه، لعنتی!

‫گاییده شدم.

‫این آشغاله

‫به تمام معنی سرویس شدم

‫یه جورایی قشنگ اینطور نیست؟ ‫آره به نوبه خودش قشنگه.

‫غروب آفتاب رو هم اضافه کن، کامل میشه.

‫همه جا گه اسب هست.

‫خب؟

‫خب این لباس سفیدت رو خراب نمیکنه؟

‫آره انگار باید لباس سفید بپوشم.

‫به علاوه، اگه ما عهد و پیمانمان رو جایی ببندیم ‫که دور و برمان که اسب باشه...

‫تا حدی جفت و جور میشه.

‫یعنی تو فکر میکنی ما روی یه پیشنهاد گهی ‫داریم ازدواج میکنیم؟

‫یعنی ما داریم با چشم باز داخلش میشیم، گه و ‫همه چیز.

‫و امیدوارم مادرم روی یکیشون پا بذاره

‫یا حتی بهتره اول با صورت بیفتیم توش و بعد ‫این میشه شاد ترین روز زندگیم.

‫تو مطمئنی میخوای با من ازدواج میکنی؟ ‫ما هنوز میتونیم منتفی کنیم.

‫البته که میخوام باهات ازدواج کنم.

‫ولی من ممکنه بمیرم.

‫منظورم اینه که یه روزی ممکنه بمیرم. ‫من ممکنه هر لحظه بمیرم.

‫آره، و برای من ممکن نیست؟

‫آره ما همه میمیریم میدونم...

‫ولی شانس اینکه من اتفاقی بمیرم بیشتره

‫این فقط به حقیقت آشغال. ‫و آخرین چیزی که من از تو...

‫میخوام اینه که باهام ازدواج کنی چون احساس ‫دلسوزی برام داری.

‫واقعاً فکر میکلی من اینجوریم؟

‫تو به اندازه کافی توی زندگی فداکاری کردی ‫بدون اینکه بخوای یکم توی جریانی از...

‫من دارم باهات ازدواج میکنم چون عاشقتم

‫تو تنها مردی هستی که فکر میکردم میتونم ‫در کنارش بایستم و بقیه عمرم رو باهاش بگذرونم.

‫یا اینکه بقیه زندگیت بصورت تأسف باری ‫کوتاه یا هر چیزی میشه

‫تو یه ماشین نیستی که من بخوام باهاش تجارت ‫کنم، چون تو ناقصی.

‫خدا، واقعاً فکر میکنى من سطحیم؟

‫البته که نه.

‫همه چیزی که داریم این لحظه است...

‫همین جا همین حالا.

‫آینده فقط به تصویر آشغال که ما ازش ‫استفاده میکنیم...

‫که از این که امروز زندگی کنیم دور باشیم.

‫پس

‫حالا.

‫اینجا باش.

‫خب بعد از اینا همه چرا ما نیاز داریم با هم ‫ازدواج کنیم؟

‫خب ما میتونیم با این همه گه برینیم به سر ‫اندر پای تموم دوستان ثروتمند مادرم برای همین.

‫هی میدونم که این واقعاً خوبه که یه خاخام عروسی ما رو بر پا کنه

‫یه خاخام؟ ‫آره.

‫اصلا چی شد تا اونجاها رفتی؟ ‫تو نیمه یهودی هستی.

‫آره من نیمه کاتولیک هم هستم. ‫پس میخوای پاپ رو دعوت کنی؟

‫این به ازدواج یه موقعیت مقدس

‫تو ترجیحاً، فقط چند تا کارمند دولتی میخوای؟

‫شخصاً فکر میکنم ۲ نفر از اونا کافیه تا ‫مقدس بشه.

‫سلام، خوب خوابیدی؟

‫نه

‫من بالاخره تونستم ساعت ۵ بخوابم

‫کیث برگرد توی رختخواب

‫من دیگه نمیخوام بخوابم باور کن.

‫شاید بهتر باشه با دکترت در مورد دارو ‫صحبت کنی.

‫آره دواها این جوابه

‫تو راست میگی زجر میکشی وقتی که لازم ‫نیست و اون میتونه خیلی مفید باشه.

‫احمق. ‫خفه شو.

‫بازم قهوه هست؟

‫واقعاً فکر نمیکنم که تو باید بیشتر از این ‫کافئین بخوری وقتی که خوابت بسیار نا منظمه.

‫هر کاری که دلت میخواد بکن

‫هرزه.

‫تیلور ویتامینهاش رو جا گذاشته.

‫چه سوپرایزی اون از اینها متنفر بود.

‫من باید اینا رو برسونم به کارلا

‫نه، کارلا میتونه براش ویتامینهای بیشتری بگیره تو احتمالاً میتونی یکم از این فضا استفاده کنی

‫آره خب من باید مطمئن بشم کارلا پاکه

‫تو باید به خودت برسی فعلاً، باشه؟

‫برای همین تو اینجایی

‫صحیح پس اساساً من فقط برای اینکه به شما سرویس بدم، اینجام

‫آره خب.

‫تو باعث میشی من دیر به کار برسم. ‫مشکل خودته.

‫اینجا دو تا ساندویج مرغ اینا برای ناهار هستند.

‫و قبل از ظهر اونا رو نخور...

‫چون اونوقت باید صبر کنی تا من از کار برگردم ‫تا بتونی یه چیزی بخوری

‫اینا چی هستند؟

‫روز خوبی داشته باشی.

‫واقعاً قراره ما باور کنیم که بریتنی اسپیرز ‫باکره ست؟

‫ما دقیقاً باید به چی اهمیت بدیم؟

‫من میخوام یه کاری بکنی و وقتی خونه ای ‫به نیکولای سر بزنی.

‫من تا دیروقت خونه نمیام

‫من و پارکر برنامه داریم ‫فکر کردم تو پارکر بهم زدید

‫دوباره آشتی کردیم.

‫من به این رسیدم که یه دوست بازنده داشته باشی بهتر از اینه که اصلاً دوستی نداشته باشی

‫خب با اون میخوای چیکار کنی؟

‫ما میخوایم بریم موزه گتی۔

‫فکر میکنی من احمقم؟

‫نه البته که نه.

‫اینجوری نیست که من دارم دروغ میگم که ‫معتاد بودنم رو پنهان کنم.

‫من دارم دروغ میگم که از داشتن مسئولیت به ‫مردی که با شما میخوابه فرار کنم.

‫حس اینکه باید این کار رو انجام بدم ندارم

‫بخاطر خدا این چیزی نیست که ازت درخواست ‫کنم انجام بدی.

‫خوبه.

‫اصلاً نمیتونی باور داشته باشی که چه زندگیه ‫آسونی داری.

‫لطفاً بهم بگو که دوباره قصد نداری که در مورد ‫مادر بزرگ دائم الخمر حرف بزنی.

‫من به حالت افسوس میخورم کلیر

‫تو توی یک گمان اشتباهی به سر میبری که ‫زندگی یه چیزی به تو بدهکاره

‫خب تو گرفتار غافلگیریه خیلی زننده هستی.

‫ببخشید دیر کردم ترافیک غیرقابل باور بود. ‫اونا هنوز اینجاند؟

‫آره اونا توی اتاق منتظرند

‫دیو یه چیزی هست که باید ازت بخوام ‫چی؟

‫این صورت قرمز چیه؟

‫کیث و من اتفاقی با هم بودیم و خوب اون ‫صورتش رو اصلاح نکرده بود.

‫هرزه گنده.

‫خیلی بده؟ ‫نه.

‫راستش قرمز روشنه ‫قرمز مثل میمون کون قرمزی

‫اه خدای من مثل قربانیهای آتش سوزی شدم.

‫چیزی که ازت میخواستم این بود که اگه بشه تو ساقدوش من توی عروسی باشی

‫البته که هستم. ‫عالیه.

‫خیله خب، آماده ای؟ ‫آره.

‫خدای مهربان

‫خب پدر از قبل به همه چیز رسیدگی کرده؟

‫همه چیز مشخص توی قرارداد لحاظ شده.

‫برای مراسم اون یه تابوت پارلمانی انتخاب ‫کرده...

‫طبق نگهداری و مرده سوزانیه "سدار کروو...

‫توی حفره باقیمانده تالار دعا.

‫با مادر؟ ‫هریت میشل گریسون؟

‫خودشه.

‫پس ما کاری نداریم.

‫تنها کاری که باید بکنی خودت رو نشون بدی

‫باشه.

‫اه خدای من!

‫من حس خیلی بدی دارم

‫آخرین باری که دیدمش رو نمیتونم به یاد بیارم

‫عزیزم اشکالی نداره

‫اون میدونسته ما عاشقش بودیم.

‫من میتونم بهت شماره به متخصص پوست رو بدم.

‫چه خبر دایی کیث؟ ‫هی تو اینا رو فراموش کردی ببری.

‫من از این چیزای آشغال متنفرم

‫اینها برات خوبند. ‫من کارتون فلین استونز" رو دوست دارم

‫نباید مدرسه باشی؟

‫مامان مریضه من موندم خونه ازش مراقبت کنم.

‫سلام زیاد به من نزدیک نشو. من آنفولانزا گرفتم.

‫آنفولانزا گرفتی ‫رفتی دکتر؟

‫من به کسی مثل دکتر ۱۰۰ دلار پول نمیدم که فقط ‫بهم بگه توی رختخواب استراحت کن. بشاش بهشون.

‫تو تب نداری. ‫مطمئنی؟

‫شاید تو باید به دما سنج بذاری توی کونم

‫برو توی اتاقت بازی کن

‫نه عزیزم تیلور همینجا باش مامان بهت ‫احتیاج داره

‫برو.

‫یه انتخاب داری که باید بکنی

‫یا میتونی بذاری من چک کنم که مواد ‫مصرف نکردی...

‫من قبلاً بهت گفتم. من توی یه توانبخشی توی ‫اکلند بودم من پاکم چقدر بگم

‫من زنگ میزنم به پایگاه و این خونه را ‫میگردیم و اگه چیزی پیدا کردیم...

‫تو با جریمه روبه رو میشی فهمیدی ‫انتخاب با خودته.

‫مثل پدر رفتار میکنی این رو میدونستی؟ ‫این رو میدونی؟

‫تو کاملاً داری به پدر تبدیل میشی! ‫بعدش میخوای چیکار کنی؟

‫محکم بزنی توی گوشم که نتونم برای یک روز ‫و نیم بشنوم؟

‫یادت میاد؟

‫انتخاب با خودته، کارلا

‫لعنت خدا

‫تو به کمک نیاز داری من میتونم کمکت کنم.

‫من بهترین کمکی که وجود داره رو برات پیدا میکنم. ‫برات قسم میخورم که میکنم

‫گفتم باشه.

‫باشه ولی باید غیر بستری باشه. ‫من دیگه تیلور رو ترک نمیکنم...

‫خراش اساسی روی صورت نیست. ‫این یه امتیازه.

‫هر چند که من باید باز هم یکم بالای سرش را ‫پوشش بدم.

‫چه خوبه که کچل نیست.

‫چرا؟

‫یه کم سخت میشد براش کلاه گیسی بذاری...

‫که همه برای آخرین بار با اون شکل دیدندش ‫زیبا و براق میفهمی؟

‫سلام؟

‫اه بخاطر خدا!

‫من باید به اپلبای سر بزنم و پارلمانت را ‫بیارم

‫احتمالاً یکم کمک نیاز داشته باشی. ‫فکر نکنم.

‫چرا، فکر کنم.

‫سلام؟ کسی هست

‫لطفاً من خسته شدم.

‫این مشکل من نیست رفیق.

‫اون تو رو دیوونه میکنه. ‫اصلا.

‫راستش رابطه مون کاملا به یه سطح جدیدی رسیده.

‫چطوری؟

‫خب این دیگه فقط در مورد سکس نیست.

‫صمیمت بیشتری هست. ‫اون از احتیاطش کم کرده

‫اون اجازه میده من آسیب پذیرترین جاهاش رو بدونم.

‫خب خیلی خوبه کیک کوچولو.

‫یه چیز رو برای من روشن کن ‫اون بستریه آره؟

‫سلام؟ کی اونجاست؟

‫میتونی کمکم کنی؟

‫بستگی داره چی بخوای.

‫من ناهارم رو از قبل خوردم و الان گرسنمه ‫نمیتونم راه برم.

‫از اون خوشم میاد این یکی مثل هرزه هاست.

‫فکر کنم اون توی عشق خیلی وحشیه

‫اون از اوناست که تموم بدنت رو چنگ چنگی میکنه.

‫آره ولی اون انگار ۶۰ سالشه.

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left