Udgivelsesinfo

Eternal Love Rain E11 DramaDL
Eternal Love Rain E12 DramaDL
En kommentar af AHEE
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL

Tags

other
Udgivet den: 2020-12-12
Downloads: 11
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

باران عشق ابدی

قسمت 11

چی داری پچ پچ میکنی؟

نگو که بازم میخوای بهم درس بدی؟

همیشه دربرابرت بی دفاع بودم

،بعد از اینکه تو و خانوادت رو شناختم

...حتی یادم نمیاد

.که خونه ی خودم چه شکلیه

،چون موقع دوباره زنده شدنم اونجا بودی

تبدیل شدی به بزرگ ترین نگرانیم؟

اژدهای خنگ، چرا خیره شدی؟

،راستی

،اون آقای خوشتیپی که اون روز دیدیم

میدونی کجا زندگی میکنه؟

شما دوتا برادر هستین هردوتاتون اژدهایین

بهم بگو قصر اژدها کجاست

تا از بابام بخوابم کمکم کنه

انقدر ازش خوشت میاد؟

معلومه

اون شاهد تولدم بوده

مادرم به سختی منو به دنیا آورد

...وقتی نزدیک بود بمیرم

اون منو نجات داد

،بعد از اون، وقتی داشتم کنار دریا بازی میکردم

نزدیک بود موج های دریا منو با خودشون ببرن

بازم اون منو نجات داد

الان بالاخره تونستم دوباره ببینمش

...شاید مردم به همین میگن

.سرنوشت

فکرکردم پدرم بهم دروغ گفته

،اما الان

مثل اینکه من عروس اژدهام

سو یین یین، گوش کن ببین چی میگم

همه ی اینا کار من بود

من کسی ام که 18سال پیش دیدیش

...18سال پیش

!بخاطر نشان وارث اژدهای من زنده شدی

.من کسی ام که باهات زندگی میکنه

!من کسی ام که تو مشکلاتت شریکه

،سو یین یین

،اگه هیچکدوم اینا برات اهمیتی نداره

،و هنوزم میخوای باهاش ازدواج کنی

!پس برو

من جلوت رو نمیگیرم

!باشه

!الان میرم

...و اگه نمیخوای من

!نشان اژدهای مزخرفت رو نگه دارم پس بسش بگیر

!برو و هرگز هم برنگرد

!بهم بگو

کی میخوای اون نشون مسخرت رو پس بگیری؟

الان

چیشده؟

،نینگ شیو روی

رو سرت شاخ درآوردی

بالاخره تبدیل شدی

منم میخوام بهش دست بزنم

نینگ شیو روی، میشه دستش بزنم؟

!نینگ شیو روی

!بذار دستشون بزنم

!منتظرم بمون

نمیدونم چرا داره انقدر لجبازی میکنه

قبلا هم که بهش گفته بودم مگه نه؟

بهش شانس اینو داده بودم که دوستم داشته باشه

با اینحال بازم اعتراف نمیکنه

اما دیگه نتونست تحمل کنه

اون کار رو تو جمع باهام کرد

!خیلی خجالت کشیدم

نمیدونم کسی ما رو دید یا نه؟

!خیلی خجالت میکشم

!سو یین یین

"پیش به سوی موفقیت"

"میترسم آخرش همش یه توهم باشه"

"پیش به سوی موفقیت"

"پیش به سوی موفقیت"

"دادگاه عالی"

جناب مو

الان چرا اینجایی؟

دارم کار میکنم میدونین که؟

همیشه وقت ندارم

منظورت چیه؟

رشوه ای که قبلا بهت دادم چی؟

،جناب مو

.اینجا دادگاه عالیه

جایی نیست که هروقت بخواین بتونین واردش بشین

الان با قبلا فرق میکنه

...از روی احترام

...بخاطر شما

.جناب مو صداتون زدم

بیاین درموردش صحبت کنیم باشه؟

...شاید بتونم کمکتون کنم

اونجا مراقب پدرتون باشین

!بای دینگ

.تو گذشته باهات خوب رفتار کردم

حالا فقط میخوام پدرم رو ببینم

تو همینم نمیتونی کمکم کنی؟

جناب مو، نمیتونین این حرف رو بزنین

شما پسر بهترین افسر هستین

نیازی به کمک افسر پایین رتبه ای مثل من ندارین

درست میگم؟

،بای دینگ

پدرم پیره

فقط میخوام ببینمش فقط یک بار

پاداش خوبی بهت میدم

اونجا قوانینی داریم

خودت میدونی که؟

همینجا وایسا

چقدر باید صبر کنم؟

نمیشه گفت

منتظر خبرم بمون

"اقامتگاه نینگ"

،ارباب

اینجایین؟

ارباب، میخوام باهاتون حرف بزنم

حرف بزن

بنظرتون یچی عجیب نیست؟

چی عجیبه؟

شما

...تو

تو منو دیدی؟

آره

آره رفتارتون عجیب شده

،ارباب

تازگیا نمیتونین رو کارهاتون تمرکز کنین

قبلا هرگز اشتباه نمیکردین

،با شرایط الانتون

برای من سخته که این واقعیت رو به عنوان شاگردتون قبول کنم

بخاطر سو یین یینِ؟

از کجا فهمیدی؟

...از وقتی اومده

.همش نگرانشین

همش حواستون پرته

...بهم نگین که اون

چی؟

منظورت چیه؟

.میدونستم

...اون سو یین یین دیوانه

...حتما

.طلسمتون کرده

!ارباب، اون داره سعی میکنه بهتون صدمه بزنه

دیروقته

بهتره برگردی به اتاقت

ارباب، هنوز حرفم تموم نشده

پس فردا مراسم بلوغه

ارباب، با اینکه میدونم کارای آدما برات مهم نیست

حتما باید بیای باشه؟

،ارباب

.یچیز دیگه هم هست

،بعد از مراسم بلوغم

.باید برگردم به قصر

،ارباب

.باید مراقب خودت باشی

.مخصوصا شبا

باید حواست به اون سو یین یین باشه

،ارباب

فردا شب برمیگردم قصر

چرا نمیذاری امشب اینجا بمونم؟

برو

ارباب- !برو-

"دادگاه عالی"

"زندان بان"

!پدر

فنگ اِر؟

چرا اینجایی؟

...مگه بهت نگفته بودم

دیگه خودتو قاطی من نکنی؟

نه

،پدر

من پسرتم

نمیذارم تنهایی عذاب بکشی

نگران نباش

...یکاری میکنم نینگ شیو روی

تاوان کاری که با خانوادمون کرده رو پس بده

...بهم قول بده

دیگه خودتو درگیر این قضیه نکنی

...به اعلی حضرت گفتم

که همه ی مسئولیت هارو گردن میگیرم

نه

...همش بخاطر اینه که

میخوام آینده ی بهتری داشته باشی

!نه

!بابا

دیگه نیا دیدنم

دیگه نادیده ات میگیرم

،پدر

نگران نباش

حتما نجاتت میدم

فنگ اِر، برو

خودتو درگیر این چیزا نکن

فقط به خودت صدمه میزنی

پدر

برو

پدر

مراقب خودت باش

"اقامتگاه نینگ"

"یادبود زیر ماه"

"من چم شده؟"

"500ساله شاهد مرگ و زندگی بودم"

"اما الان، حس تنهایی میکنم؟"

"...انگار این چیزیه که"

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left