De første 146 linjer.
،به زمانی که قبل از آن مکتوبات نداشتیم .ماقبل تاریخ میگیم
...دختری که کنارم نشسته، آهارن رینا سان
...و تا جایی هم که ماقبل از تاریخ پیش میره
.حس میکنم دوری میکنه
دانش آموزان جدید، خوش آمدید
.بچه ها، ورودتون به این مدرسه رو تبریک میگم
.من معلم این کلاسم، اسمم میاهیراس
قسمت اول: حالا چرا اینقدر نزدیک؟
.درستون با من تربیت بدنیه
.از آشنایی باهاتون خوشحالم
.خیلی خب بچه ها، چطوره خودتونو معرفی کنید
.رایدو هستم
.از آشنایی باهاتون خوشبختم
...اینقدر استرس داشتم که صدام در نمیومد
.توی این دبیرستان، تغییر میکنم
.توی راهنمایی، بخاطر نگاه سردم زیاد طرفم نمیومدن
.ولی اون دوران دیگه تموم شد
.خب، بعدی
.اولین قدم اینه که با بغل دستیت گرم بگیری
...اول باید اسمشو بپرسم
معرفیشو، نشنیدم؟
آهارن
!اوناهاش
.آهارن سان، صبح بخیر
.بیا هوای همو داشته باشیم
کلا، نادیدهام گرفت؟
.آهان، حتما از چهرهام ترسید
.براش تمرین کردم...بخند، بخند
.بخند! خوبه
.هوا چقدر خوبه، آهارن سان
باهام مشکل داره؟
.تسلیم نمیشم
زندگی دبیرستانی شگفت انگیزم !به این قدم اول بستگی داره
محوطهی اینجا چقدر بزرگه، نه؟
.نون های بوفه هم باید خوب باشن
میخوای توی چه باشگاهی عضو بشی؟
.جواب بده، به یکیشم بدی راضیم
!نباید بذارم بهم غلبه کنه
...دیگه بیخیال زندگی جدید دبیرستانی میشم
.حالا فقط میخوام باهاش حرف بزنم
...آخرشم، چیزی نگفت
.امروز دیگه میرم خونه
.خداحافظ، آهارن سان
.فردا می بینمت
...خیالاتی شدم
.واقعا داره دوری میکنه ...انگار هی دور میشه
.با اینکه کنار دستیمه
.قد و بالاشم یکم کوتاهه
.شاید با قدرت درک من با تداخله
نکنه ازم...بدش میاد؟
.بیا، انداختیش
.هنوزم جواب نمیده
.خب، برای امروز بسه
.تکالیفتونو حتما انجام بدید
...کلاس بعدی
ب-بله؟
چیزی میخوای؟
...داری یه چیزی میگی
!واقعا داره میگه
!چسبیده بهم ولی صداش بازم نمیرسه
...وایسا ببینم
...شاید اون موقع هم
جواب داد؟
حالا چرا اینقدر نزدیک؟
عه، کتابتو یادت رفته بیاری؟
عبارتی که از چند جمله ساخته شده باشد رو .عبارت چندجملهای می نامند
و تک جمله هایی که چند جملهای رو می سازند عبارت نامیده میشن
به چی فکر میکنه؟
.مهم نیست
.صورت و دستاش خیلی کوچیکن .مثله یه عروسکه
حالا چرا اینقدر نزدیکی؟
بله؟ چیزی میخوای؟
...یعنی میخواد باهم ناهار بخوریم
!و همچنان بهم نزدیکه
زیادی غذا نیاوردی؟
چ-چه غذاهای خوشمزهای
میخواد بگم آ؟
...لازم به این کار نیست
.باشه بابا، میخورم. نکن
.همهشو خورد
.شکمو تر از چیزیه که به نظر میاد
...حالا دیگه باهمم میریم خونه
میخوای بری این تو؟
غرفه عکاسی؟
دیگه چیه؟
دنیا رنگین کمونی شد صدای میو میو میشنوم، اوه، میو
کارائوکه، ها؟
میکروفنم صداشو پخش نمیکنه؟
...موندم چی شد یه دفعه اینقدر دوستانه شد
.صبح بخیر، آهارن سان
.سر سلام احوالپرسی میشه کلا هیچی
.واقعا نمیشه درکش کرد
!شیرورین
یعنی فقط دیروز بود که خاص رفتار کرد؟
.حالا اونقدرم مهم نیست
تاریخ ژاپن
.همه چیز برگشت به حالت عادیش
...یا شاید
.اگه کتابتو نیاوردی، بیا باهم بخونیم
...ولی...نمیخوام دوباره مزاحمت ایجاد کنم
.من مشکلی ندارم
...من
...هیچ وقت با کسی خوب نبودم
.بلد نیستم چطوری به کسی نزدیک بشم
،تا مردم یکم باهام خوب رفتار میکنن ...زود پسرخاله میشم
...و بقیه هم، از این کار خوششون نمیومد .و ازم دوری میکردن
،حالا که اومدم دبیرستان .دیگه اون رفتارو گذاشتم کنار
...سعی میکردم مواظب باشم
ولی دیروز، تو، رایدو کون بهم پاک کنمو دادی و ...باهام حرف زدی
.خیلی خوشحال شدم
ولی، وقتی برگشتم خونه با خودم گفتم .شاید بازم زیاده روی کردم
...معذرت میخوام. من دیگه باهات کاری
.فکر نمیکنم، همچین مسئلهی بزرگی باشه
.و تا وقتی که زیاده روی نمیکنی مشکلی نیست
.ممنونم
.ب-باشه، پس ولم کن .ک-کلاس شروع شده
.اوهم
...خب، صفحهی بعد
به بخش ثبت شده از گذشته تاریخ میگن
...آخر سر ولم نکرد
به بخش قبلش ماقبل تاریخ
...آهارن سان رو، واقعا نمیشه درک کرد
.از خیلی جهات
آهارن سان؟
چ-چی شده؟
داشتی صدام میکردی و من متوجه نشدم؟
.ببخشید
چی گفتی؟
صدای آهارن سان اینقدر کمه که ...بعضی کلماتشو نمیفهمم
یعنی هیچ راهی هست؟
راهنمای لب خوانی برای مبتدی ها
...چگونگی شنیدن حروف از حرکات دهان
.لب خوانی نام دارد
اگه توش استاد بشم، دیگه هرچقدرم آروم حرف بزنه .متوجه میشم
.و خب، باید باهات تمرین کنم، خواهر
.عه، خسته کنندهاس
.خب، شروع میکنیم
!داداشی احمقه
بابابزرگ کچله؟
ماهی و اختاپوس تو تور داداشمون هست لب گور
پام رفته تو کاکتوس زود یه کمک برسون...؟
.صبح بخیر
.و اینطوری، یاد گرفتمش
.یه چیزی بگو ببینم
.لب هاش، اصلا تکون نمیخورن
...حتما یه راه دیگه هست
No comments yet. Be the first to leave one.