De første 200 linjer.
کجا ميري؟
مگه نميبيني هنوز همه سوار نشدن؟
،من که منتظرشون شدم !ولي خودشون نميخوان
چي شده، باز همون ماجرا، آره؟
کجا بايد بريم، ميلوتين؟ - .خودت ميدوني -
.کار تموم شده، پول هم که داري .برا خودت يه کاري بکن
...آخه
...آخه نداره
.برو به يه کارخونه، به شهر .من که خير سرم اينجا خيريه ندارم
!بوبرگ
!مادرتو گاييدم
.بيا اينجا
چيه؟
تو ميگي چيکار کنم؟
.فرار کن، احمق، وگرنه بيچاره ميشي
کجا ميتونم برم، بوبرگ؟ عين يه پرنده بنشينم روي يه شاخه و جيک جيک کنم؟
.تا جايي که ميشه از اينجا دور شو .منو ببين
،من به عنوان يه ناظر، تحصيل کردم حالا ببين کارم چيه؟
.به رئيس توي شستشو کمک ميکنم
.واسه من که فرصتش پيش بياد در ميرم، داداش
!ميلوتين
.بايد باهات حرف بزنم
درمورد چي؟
.خب، ميدوني
...زير دوش
.از اون موقع استفراغ دارم
.ميترسم، ميلوتين
.منو احمق فرض نکن .اين چيزها رو من جواب نميده
!لاين
... ،آن زمان که مُرده و سفيدپوش گشتهام"
".دست کم ميخواهم که فانوسي باشم
.ولفگانگ بورشرت
.همينجا بمون
...ميچو کوچولو، پسرماماني
...دخترها ميگن که خيلي خجالتيه
،وقتي مردها گرسنه ميشن ...زنها خيلي خوشحال ميشن
...فقط ميچو با همه فرق داره
...واسه پذيرايي از اونها، گلوله داره
...وقتي يه دختر رو بغل ميکنه
کيه؟
کوويليا پسيچ هنوز اينجا زندگي ميکنه؟
چيکارش داري؟
.بايد ببينمش
.به خودم بگو، من شوهرشم
چي شده؟
.من پسرشم
.پس تويي که دور دنيا ميچرخي
جايي سر کار نيستي؟
مادر کجاست؟
،کارگاه مي خواي کجا باشه؟
اين چاقو کجاست؟
واسه چي ميخواي؟
،خدايا ...توي اين خونه، هيچي سر جاي خودش نيست
.يه لحظه صبر کن
.نامه ننوشتي که داري مياي
.فرصتش نشد
.گوش کن، الان خونه بودم
.خودت ديدي که تنها زندگي نميکنم
خب، آدم ميتونه چيکار کنه؟ .بايد يجوري زنده بمونم
اون کيه؟
.نامزدم
.خب، خوبه .به نظر سالم و سرحال مياد
.مامان
.کمي بهم پول بده
...ميخوام بدم ولي واسه قفسه نيازش دارم
.اون آشپزخونه به هيچ دردي نميخوره .خودت که ديديش
،مهم نيست .خودم يه کاريش ميکنم
.مثل سابق قدت کوتاه مونده .ميتونم يه جوجه رو از روي سرت بخورم
خب، حالا ميخواي چيکار کني؟
.نميدونم
.دنبال کار هستم ولي گير نمياد
.همه دارن از کار بيکار ميشن
مامان؟
اينجا کار پيدا ميشه؟
حداقل واسه اون؟
.نه، اصلاً .همه دارن ماشينلباسشويي ميخرن
واسه چي نميري اداره کار؟ .حداقل برو نامنويسي کن
چي شد؟
.هيچي، ميگن ماه ديگه يه سر بزن
پس پدر فوت شده، مادر چي؟ کجاست؟
.توي تصادف کشته شد. نميدونم کجا برم .بهم گفتن شما کارگر ميگيرين
،آره، فقط واسه دو شب هست .تا زماني که نگهبان از بيمارستان برگرده
مدرسه و اينجور چيزها چي؟ چرا درس نميخوني؟
.خوب پيش نرفت
،زماني که بچه بودم به سرم ضربه خورد .درست اينجام
،داشتيم با يه مين بازي ميکرديم .منفجر شد و به من خورد
.دختر دم درب: چت شده، ولم کن
...خب
.نميتونم درس بخونم، سرگيجه ميگيرم
.باشه، اينجا رو امضاء کن
دختر: ولم کن، چي از جونم ميخواي؟
سيگار ميکشي؟
.برام روشن کن .معطل نکن
.کبريت ندارم
.و اينم گوش کن، حواست به اين فاحشهها باشه .من که به فنا رفتم
،مستقيم برو توي رختخواب .شيفت شب کار ميکني
!نيکو! هي نيکو
!نيکو
.بيدار شو
.يه کارگر جديد آوردم
...و تو
.اينجا کنار ميلوراد دراز بکش .کمي بخواب
کارگر جديد تويي؟
.اهمم
.خب، بخواب
.نميتونم
درگيري فکري داري؟
.من که ميرم بشاشم
.هي، شماها، سرکارگر چاقو خورده
...زودباشين
.زودباشين، عجله کنين
.عجله کنين
...بکُشش
.بيارينش اينجا
.زود برو تلفن کن .زنگ بزن دکتر
منتظر چي هستي؟
چيکار ميکني، احمق؟
.يخ ميزني
.کار رو برام آسون کردن
نميخواي حرف بزني؟
.الان سه ساله که داريم حرف ميزنيم
.آره، راست ميگي
.من گرسنهم
،اگه رفقامون توي جنگ ميتونن گرسنگي بکشن .پس تو هم ميتوني
.فکر کنم باردار شدم
.به من هيچ ربطي نداره
.ميدونستم همينو ميگي
مطمئني بچه مال منه؟
رئيس ميلوتين چي؟
کار اون نبوده؟
.رختهاشو ميشستي
.زنهاي ديگه هم رخت ميشستن
...کار خودش بوده
.يه ذره عجيب ميزد، ميدوني
کي؟
.خب، ميلوتين
.فقط زير دوش اينکار رو ميکرد
،اول ازت ميخواست که پشتش رو شستشو کني ...بعد ميخوابوندت روي زمين
.و بعد با آب سرد زير دوش ميگرفتت
.خنده نداره
.هنوز هم دارم عطسه ميکنم
.نکن، لبهات چرب شدن
.مدارک شناسايي، لطفاً
!خودشه! بگيرينش
!بگيرينش
!نذار در بره
!دزد
!بگيرش
!بگيرش
!بگيرش
.ولش کن
!بسپرينش به خودم
...دزدي ميکني... دزدي ميکني
...مادر
!مادر به خطا
دزدي ميکني، آره؟ دزدي ميکني؟
.وايسا
اين کودن کيه؟
چرا کسي مراقب نيست؟
حراست کجاست؟
!مأمور حراست
چي ميخواين؟
وقتي اين احمق مراقب خودش نيست چرا بقيه بايد باشن؟
!خدا لعنتت کنه، ميلان .نميخوام به خاطر تو بيفتم زندان
.لطفاً آروم باشين، رفقا
.برگردين سر موقعيت خودتون
.به تيراندازي ادامه ميديم
...بجنبين
.برگردين سر موقعيت خودتون
.ديوونه شدين؟ ممکن بود بميرين، برين کنار
!احمق
.سخت نگير، رفيق
چي؟
!مراقب زبونت باش
کي مدير يا هرچيزي در رابطه با خانهي فرهنگ هست؟
منم، چي شده؟ چي ميخواين؟
وقتي مؤسسين تف سربالا ميکنن .اين اتفاق هم ميفته
.خب، به من گفتن شما اينجايين منظورم اينه که نمايش من چي شد؟
.نزگيا پاگاروشا داره مياد .بهش رسيدگي شده
.خب، ميدونستم
و شماها؟ چيه؟ به چي زُل زدين؟ .برگردين سر موقعيت خودتون
.زودباشين
سلام، ميگم توي اين روستا، هتل داره؟
.نميدونم .ميتونم همراهتون بيام
.سوار شو
پيچوندنت، آره؟
.ناراحت نباش، حتي جوايزشون هم چندان خوب نيستن .مثل تعطيلات توي يونان يا چيزهايي از اين دست
آخه آدم توي يونان ميتونه چيکار کنه؟
.راه بيفت، راننده
چرا سبيل گذاشتي؟
،همينطوري .خوشم مياد
.زودباش، بکش داخل .حالا توجهت رو بذار روي ديافراگم
"به هنگام غروب کجايي، عزيزم؟"
"...چرا"
.يه سيگار بهم بده
چرا بهت ميگن جيمي بارکا؟
...زماني که بچه بودم، يه قايق دزديدم
.بعد ديگه به اين اسم صدام ميکردن
...شبيه انگليسيها هستي، مادرت
.آره
No comments yet. Be the first to leave one.