Udgivelsesinfo

경우의 수 More Than Friends E16❤️(Barcode)❤️
En kommentar af Mary_fall
❤@Barcodesubtitle❤

Tags

other
Udgivet den: 2020-11-29
Downloads: 22
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

نمایشگاه، دری در پایان دنیا

تبریک میگم پسرم

تبریک میگم

ممنون

پسرمون چشماش گود رفته

چیزی شده ؟

فکر کنم بهم زدن

گریه کرده

چی؟

اون بچه پررو گریه کرده؟

چطوره برم ببینمش ؟

اینکارو نکن

یادت نیست وقتی مامانم اومد دیدنت؟

واسه چی اون جریان رو میاری وسط؟

دقیقا همون

آقای لی امروزم باز اومدن که

همینو بگو

آرتیست ها به ندرت خودشون هر روز میان نمایشگاه

گلی که از آرزو شکوفا میشه

چی باعث شده بیای اینجا ؟

اینو میشه از طرف من بدی یونگ هی؟

بگی بهش از طرف خودته

ویتامین؟

چرا خودت نمیدیشون بهش؟

اگه من اینکارو کنم قبولشون نمیکنه

اوپا عشق برات چه معنی ای داره ؟

یهو بی مقدمه؟- کنجکاوم خو-

اگه جای تو بودم صدمه میدیدم

ولی تو بدون کم آوردن به دوست داشتنش ادامه میدی

کنجکاوم که عشق واست چه معنایی داره اوپا

وقتی به این که تا چه حد میتونی برای اون شخص مایه بذاری

چی رو میتونی فدا کنی

و رو چی میتونی قمار کنی ،فکر میکنی

حس میکنی که اگه اون شخص باشه همه کاری براش میتونی بکنی

حسودیم میشه

به یونگ هی؟

جفتتون

به تو حسودیم میشه که اینجوری یه نفر رو دوست داری اوپا

و به اونی حسودیم میشه که همچین عشقی رو میگیره

یه چیزیه که هیچوقت واسه من اتفاق نمیفته

اگه بی عاطفه باشی و راه دلتو ببندی

مهم نیست طرف کی باشه ، یا چه مدل عشقی بهت بده

هیچوقت نمیتونی عشقی دریافت کنی

رفتی نمایشگاهِ سو؟

چرا مدام به ورودی خیره میشه؟

حتما منتظره

وای چطوری میتونه همچین عکس بزرگی از خودش چاپ کنه؟

نباید میومدم ، که مجبور شم همچین عکسی رو ببینم

جانم عزیزم

باز چی شده؟ الان تلفنی حرف زدیم

شام؟

به خاطر اون زنگ زدی؟

چیزی که باعث خوشحالی مردم میشه اونقدر ساده اس- باشه-

که باعث میشه گاهی حس پوچی بهم دست بده

وو یون- چرا مدام اسممو صدا میزنی؟-

آخه حس خوبی میده

بهم بگو تا همه چیو درست کنم

خیلی دوست دارم

دوست دارم

صبح بخیر وو یونِ من

صبح بخیر سو ئه من

کیونگ وو یون من ,داری دندون هات رو مسواک میزنی؟

دوست دارم

منم دوست دارم

زودی میام اونجا باشه

وای باشه دیگه

بریم

خسته نباشین آقای لی- خسته نباشین آقای لی-

بریم - داری میری جایی؟-

از دستت دادم چون نتونستم همچین کارای ساده ای رو بکنم

و تا مدت ها قرار به خاطرش پشیمون بمونم

این پشیمونی چقدر دووم میاره؟

حتی جرأت ندارم حدس بزنم

پسرم

باید یکی یکی گرمشون کنی و بخوری

جای اینکه بیرون غذا بخوری

چرا انقدر کاری درست کردی ؟

کاری واست خوبه

ضد التهابه و واسه سیستم ایمنی بدنت مفیده

واسه گذشتن از خاطرات بد هم خوبه

حس میکنم چیزی که واقعا میخواستی بگی این آخریه اس

مچمو گرفتی

اون اومدش؟

انگاری همش منتظرش بودی

نمیاد

اگه اون نمیاد تو باید بری دنبالش

نمیتونم

دیگه فیلم بازی کردن بسه

سو ، بیا این نمایش و بازی رو تمومش کنیم

میدونم چه حسی داره

به خاطر همین نمیتونم اونکارو کنم

بعدشم، اونا واسه من خاطرات بدی نیستن

خوشنویسی وو یون

چرا سعی نمیکنی ضخیم تر بنویسی؟

آفرین

مراقب باشین- چشم-

بیاین بریم یه چیزی بخوریم

ممنون

قابلی نداره

چی باعث شده تشریف بیارین اینجا ؟

کارت پستالت رو خونه سو دیدم

آیدی پیج اینستاگرامت روش بود واسه همین رفتم یه نگاهی انداختم

و آدرس کارگاهت اونجا بود

اومدم که اینو بدم بهت

مدت ها بود که میخواستم ازت تشکر کنم

سو حتی از همون بچگیش رو پای خودش بود

هیچوقت گریه نمیکرد یا عصبانی نمیشد به جاش نهایت تلاشش رو کرد

که تو چشم ما خوب به نظر بیاد

وقتی یکم بزرگتر شد ، دیگه هیچکاری نکرد

فقط رفت

واسه همین فکر میکردیم بچه مون رو از دست دادیم

ولی از وقتی باهات قرار گذاشته خیلی عوض شده

واسه همین میخواستم ازت تشکر کنم

معذرت میخوام ولی فکر نمیکنم بتونم قبولش کنم

واقعیتش من و سو بهم زدیم

میدونم

میدونستم و اومدم

اوضاع تغییر کرده

ولی من هنوزم ممنونتم

کار من نبوده، این سو بوده که تغییر کرده

من کاری نکردم

مردم تغییر نمیکنن

ولی اگه کسی تغییر کنه

و اگه اون آدم به خاطر یه نفر دیگه تغییر کرده باشه

اتفاق بزرگیه

ممنون که به زندگی سو اومدی

واقعا

فکر میکنین من باعث تغییر کردن سو شدم؟

واقعا فکر میکنین

تا این اندازه واسه سو پر اهمیت بودم؟

سال های سال دوسش داشتم

خیلی دوسش داشتم

ولی تو اون مدت همیشه کنجکاو بودم

تو گذشته کنجکاو بودم که چرا سو دوسم نداره

بعد اینکه بهم زدیم

کنجکاو شدم که اون

اصلا دوسم داشته یا نه؟

چون این موضوع بین شماست من نمیتونم قضاوتی بکنم

ولی به نظر من اینجوریه

به نظر میاد

خیلی دوستت داشته باشه

همین مشکل بزرگیه

باور کردنش برام سخته

شاید پشیمونی هایی داشته باشم

شاید هنوزم دوسش داشته باشم

و شاید

این پایان واسمون بهتر باشه

ولی خب؟

تو مطمئنی که شما دوتا عاشق همین

اما احساس میکنی که صدمه دیدی

هروقتی ازش میخوای بهت بگه دوستت دارم فقط دور میشه

وقتی توافق نظر ندارین باهم اوضاع میتونه اشتباه پیش بره

میفهمم

بهتر از هرکسی درکش میکنم

به عنوان یه زن

نمیخوام با وجود همه اینا بهت بگم بهت که دوسش داشته باشی

ولی به عنوان مادری که متاسفه

میخوام ازت بخوام که یه بار دیگه امتحان کنی

شرمنده ام اینو میگم

نمایشگاه، دری در پایان دنیا

نمایشگاه، دری در پایان دنیا

زاویه ی دید یه عکاس، همه چیزشه

نمایشگاه، دری در پایان دنیا

فکر کنم خوب پیش بره- بله -

اگه چیزی اذیتتون کرد خواهشاً بهم بگین بدونم

تبریک میگم

وو یون نمیاد

میدونم، حتی بهش بلیت هم ندادم

پس چرا منتظرشی؟

همینجوری

محض احتمال داشتنش

هرچند جواب رو میدونم

من طرف تو نیستم قیافه مظلوم و درد دیده واسه من جواب نمیده

میدونستی نونا؟

تو الان تنها کسی هستی که از من متنفره

طبق گفته هان جین جو احساسات میتونن از بین برن

به خاطر همینه که اون دیگه ازم متنفر نیست

اگه اون همچین حسی داره، واسه وو یون حتی بدترم هست

انگاری دلت میخواد وو یون ازت متنفر باشه

دلم میخواد حداقل ازم متنفر باشه

دلم میخواد حداقل چون ازم متنفره یه بار بهم فکر کنه

پس نباید میذاشتی بره

واسه چی الان بهش چسبیدی؟

توام نمیتونی بذاری هیونجه هیونگ بره

اینطوری به نظر میاد

حق با توئه

من تو جایگاهی نیستم که این حرفو به کسی بزنم

اگه نمیتونی ولش کنی بره ، باید بری سمتش

شما دوتا هنوز همدیگه رو دوست دارین

اوپا خودت اینارو بده بهش

اگه اینکارو کنم احتمالا نمیگیرتشون

چه بگیرتشون یا نه

باید رو به رو بشی باهاش و ببینیش

باید دور و برش بپلکی تا تو ذهنش بمونی

یونگ هی

اینجا چیکار میکنی؟

بیا

این چیه؟

چیز زیادی نیست ، یکم ویتامینه

چرا اینکارو میکنی؟

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left