De første 200 linjer.
اسم من ساتاکه هیروفومیه
ساتاکه هیروفومی
... دادگاه متهم ساتاکه هیروفومی را محکوم میکنه
... من یه آدم معمولی هستم
متهم، باید حلق آویز بشه
یه زندانی محکوم به اعدام...
لیگ انسان های غیر عادی
قسمت 1
مردی بی رحم کسی که نامزدش را کشت
بخش اعدام کارش رو تموم کرد ساتاکه هیروفومی
بازداشتگاه مرکزی
کادوتا کنجی
همین باید کافی باشه
کادوتا سان، کارم اینجا تموم شد
شیمودا تاداشی
باشه، خسته نباشی
شیمودا؟
اوه ... متاسفم
... من تا حالا اعدام ندیدم
فک کنم یه سال یا بیشتر از استخدامت میگذره درسته؟
آره
واقعا همینجا حکم اعدام رو اجرا میکنن؟
هفت سالن اعدام تو این کشور وجود داره
ساپورو
سندای
توکیو
ناگویا
اوزاکا
هیروشیما
فوکوئوکا
اینجا یکی از اون هفتاست
اینجا حکم اعدام رو اجرا می کنن
ناگویا
ناگویا
اوزاکا
به هر حال چرا یهو از ما خواستن که اینجا رو تمیز کنیم؟
کی میدونه
شاید میخوان تعداد کارمند ها رو کم کنن
زندگی یک محکوم به اعدام از نظر ظاهری خیلی خوبه
شر قرمز
هیچ کاری نداره که انجام بده برای همین کلی وقت آزاد داره
برای اینکه زمان بگذره زندانیا یاد میگیرن که اعدام خودش یه سرگرمی جدیده
... کتاب خوندن، آهنگسازی هایکو بعضی ها هم با خدا خلوت میکنن
... شیمودا سان
کتاب خوبی بود که پیشنهاد دادم
مگه نه؟
من اونجاش رو دوست داشتم که پسر مو قرمزه از کوره در میره
منم با خوندن اون صحنه سرحال شدم
به خواهرم هم در مورد کتاب گفتم و اون هم بهش معتاد شده
یه لحظه هم ولش نمیکنه
اونو بخاطرش سرزنش نکنید
خوشحالم که اون هم دوستش داره
آره
داستان شر قرمز ادامه داره ، نمی تونم صبر کنم تا جلد بعدی بیاد
شر قرمز
داستان ادامه دارد!
... جلد بعدی
فکر میکنی بتونم بخونمش؟
...چی؟ راستش
شیمودا سان، خیلی ممنونم
چرا از من تشکر می کنی؟
قبل از اینکه به اینجا بیام، زمانی برای کتاب خوندن نداشتم
برای همین من چیزی راجب این که خوندن چقدر شگفت انگیزه نمی دونستم
همش رو مدیون توعم که گفتی کتاب بخونم
بیخیال . تشکر لازم نیست انجام وظیفه بود
من خیلی ممنونم که این تجربه رو تو آخرین روز های عمرم داشتم
قبل از این که فراموش کنم. من یه سوال دارم
چیه؟
تا وقتی که راز نباشه جواب می دم
درباره آخرین وعده غذاییمه
توی آمریکا زندانیا قبل از اعدام میتونن آخرین وعده غداییشون رو انتخاب کنن
آخرین وعده غذایی
آخرین وعده غذایی
آخرین وعده غذایی
آخرین وعده غذایی
آخرین وعده غذایی
آخرین وعده غذایی
توی ژاپن هم همچین کاری میکنیم؟
شنیدم که قبلاً تو ژاپن هم این کار رو انجام میدادن
اما دیگه نه
m 405 5 l 490 6 493 191 403 191
برای غذای آخرت چی میخوای بخوری؟
اگه از کسی راجبش بپرسن
انگار که بهش میگن اعدامش نزدیکه
m 431 0 l 466 0 463 191 433 191
یعنی اینکه...
m 60 38 l 107 38 105 286 66 284
این یعنی اینکه تقربیا وقت اعدامم داره میرسه؟
و ممکنه امیدش رو از دست بده و از شدت ترس دست به خود کشی بزنه
ببخشید
نگران نباش
که اینطور . چه بد
من عاشق ماهی هستم مخصوصا ساشیمی سیب دریایی غذای مورد علاقه منه
اما خب بخاطر شرایط خاصی دیگه نمیتونم ازش بخورم
اگه بتونم آخرین وعده غذاییم رو انتخاب کنم
تا وقتی که بترکم ازش میخورم
... ساتاکی
شیمودا، فرمانده دنبالت میگرده
متوجه شدم. فعلا ساتاکه
دفتر سرپرست
ببخشید
25 ام اعدام میشه
فهمیدی؟
آااااا-آره. فهمیدم
شیمودا، نوبت توعه که طناب اعدام رو بگیری
ببخشید قربان
... این اعدام برای
برای شماره 134 عه
!چی؟
... عدد 134 که
ساتاکه هیروفومی عه؟
درسته
بازداشتگاه مرکزی
... کادوتا سان
باید چیکار کنی؟
باید طناب اعدام رو بگیرم تا زندونی تکون نخوره
من فقط باید یه دکمه رو فشار بدم
یکی از سه دکمه؟
سه دکمه وجود داره که می تونه درِ دریچه رو باز کنه
یکی از دکمه ها به صورت تصادفی برای باز کردن دریچه اختصاص داده شده
هر سه جلاد همزمان دکمه ها رو فشار می دن
تا نفهمن که کدومشون حکم رو اجرا کرده
این کار بار روانی جلاد ها رو کم می کنه
اما این به این معنی نیست که من دکمه ای رو فشار نمیدم
واقعا قلب رو آزار میده
...از کمک تو اعدام یه نفر
میترسم
مشکلی نیست بابا
من کنارتم
به نظر می رسه که به ساتاکه نزدیک شدی
...من
من مخالفش نیستم
اما تو پرونده ساتاکه رو خوندی، درسته؟
اون هر روز نامزدش رو کتک میزده
و متهم به اینکه وقتی نامزدش داشته با یکی از دوستاش بهش خیانت میکرده
اونا رو با چاقو کشته و آتیش زده
اون حقشه که اعدام بشه
اون یه قاتل وحشیه که لیاقت دلسوزی رو نداره
اما اون که اینجا آدم خیلی خوبیه
اونایی که محکوم به اعدام میشن براشون کار خیلی سختی نیست
مجازات شون مرگه
این تنها راه جبران خلاف هاشونه
اجرای حکم اعدام روش درستیه تا تاوان کاراشون رو بدن
این نقش ما نگهبان های زندان در اجرای عدالته
اشتباه می کنم؟
بازداشتگاه مرکزی
حکم اعدام برای محکوم به اعدام
ساعت نه صبح روزی که قراره اعدام شه اعلام میشه
ولی قبلا از یه روز قبل اعلام می کردن
که باعث میشد خیلی از زندانی خودکشی کنن چون از اعدام میترسیدن
پس الان تو همون روز اعدام به مجرم اعلام می شه
من از زندگیم قطع امید کردم و به عنوان یه محکوم به اعدام خیلی آروم هستم
حدس میزنم که ساعت نه صبح میشه و اتفاقی نمی افته
و مثل همیشه کل روز رو کتاب می خونم
شر قرمز
شماره 134، ساتاکه هیروفومی، بیا بیرون
ببخشید... من؟
یعنی وقتشه که اعدام بشم؟
آره
اتاق انتظار اعدام
این اتاق جاییه که زندانی میتونه آخرین ساعت هاش رو توش با آرامش سپری کنه
هر غذایی که دوست داشته باشی میتونی از روی میز برداری و بخوری
می تونی سیگار بکشی یا وصیت نامه بنویسی
این ممکنه که ...؟
شیمودا سان، خیلی ممنونم
خوشمزست
خیلی خوشمزست
... شیمودا سان
بب-بله؟
ماهی خیلی خوشمزه بود
هیچ وقت زمانی رو که راجب رمان باهم حرف میزدیم رو فراموش نمی کنم
نه... نمی خوام
من نمی خوام بمیرم
وایستید!
لطفا بس کنید!
لطفا بس کنید!
!میترسم
کمک!
!مامان
لیگ انسان های غیر عادی
لیگ انسان های غیر عادی
هان ... اون ... منم؟
چرا؟
من کجام؟
تو نباید یهو از جات تکون بخوری
آسیب جدی به گردنت وارد شده
گردن؟
... تصادف موتورسیکلت
موتورسیکلت؟
توی پروندتون هستش
، چند سال پیش
توی اون جاده یه قاتل سریالی تله میذاشت
قاتل یه طناب پلاستیکی با روکش سیاه روی جاده می بست
با ارتفاعی تقریبا اندازه گردن یه آدم معمولی که سوار موتوره
و تو با اون برخورد کردی و آسیب جدی ای دیدی
معجزست که نمردی
من واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم
گردنت واقعا کلفته
که اینطور
...برای همین این دفعه هم
No comments yet. Be the first to leave one.