Ancient Love Poetry

Ancient Love Poetry (千古玦尘)

Download Farsi Persian undertekster

Specials

Udgivelsesinfo

Ancient Love Poetry E02 DramaDL
En kommentar af AHEE
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL

Tags

other
Udgivet den: 2021-06-23
Downloads: 28
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

شعر عشق باستانی

هیچوقت فکرش رو نمیکردم تا وقتی که در سالن چانگ یوان هستم کاری رو انجام بدم که وظیفه‌ی .پوهوا ست

!خیلی غیرمنتظره بود

.بگید ببینم

چی باعث شده که شما عاشق اون خدای بی احساس بشین؟

واقعا چی باعثش شده؟

.اصلا نمیفهمم

.بیخیال

،به خاطر هدایایی که بهم دادین

.پس دلیلی برای کمک بهتون دارم

.ممنونم، اولیاحضرت

.استاد، لطفا از چای لذت ببرید

!هونگری، از سر راه برو کنار

.نمیرم

!پس ما رو به خاطر بی ادبیمون سرزنش نکن

.استاد من از سه حصار استفاده کردم

.واقعا نمیدونم اونها چطوری تونستن بیان داخل

شانگ گو کجاست؟ هنوز برنگشته؟

از وقتی که ازش خواستین

،تا مشکل ببرهای اهریمنی رو حل کنه

،اولیاحضرت چند باری به اینجا برگشته

.ولی زیاد نمونده

.شاید سعی داره مسئله رو حل کنه

برو وسایل رو جمع کن، ما فردا به قلمرو پایینتر .میریم

پس تولد اولیاحضرت چی میشه؟ نمیخواین تو جشن شرکت کنین؟

.از ازدحام خوشم نمیاد

.ولی لااقل باید برید بهش تبریک بگید

،امروز صبح

.من برای استاد آب برای شستشو رو آماده کردم

.اون چند بار بهم نگاه کرد

کجای این افتخار داره؟

.من دستخط ایشون رو دیدم

شما هم دیدین؟

،وقتی داشت خطاطی میکرد

.خیلی جذاب و خوش تیپ شده بود

.این که چیزی نیست

.الهه ی برف حتی براش رقصید

واقعا؟

من دیشب تونستم به آهنگی که استاد مینواخت .گوش کنم

.اونها هر دوشون جذاب بودن

اولیاحضرت بهمون کمک کرد

.تا به استاد نزدیک بشیم

.جشن تولدش داره شروع میشه

.بریم جشن بگیریم

.آره

.من براش هدیه بهتری آوردم

،شاید

فردا ما بتونیم

.به استاد نزدیک بشیم

.اولیاحضرت، تولدتون مبارک

.بای جوئه

.روز بخیر، استاد بای جوئه

.از جی یانگ میخوام تا یک دستورالعمل ایجاد کنه

،از امروز

هیچکدومتون حق ندارین وارد سالن چانگ یوان .بشین

،تو خدای بی نظمی هستی

ولی به خاطر همچین چیزهای زننده ای

.من رو فروختی

!چه مضحک

.و شما

.با اون هدایای رکیکتون از اینجا برین

.بله- .بله-

اون هدایا برای من هستن. چرا تو باید براشون تصمیم بگیری؟

.درسته

من نمیتونم معلم شخص بی نزاکتی

.مثل تو بشم

،بعد از اینکه از اینجا رفتم

.برو خودت به جی یانگ توضیح بده

.دیگه نبینمت

.اولیاحضرت، مراقب اعمالت باش

،اینبار

.واقعا استاد رو ناامید کردی

.فراموشش کن

.ما توی این سالها به سردی استاد عادت کردیم

.اون توی این ده هزار سال خیلی بی عاطفه بوده

.به اولیاحضرت بیشتر از همه توهین شد

چرا انقدر ناراحتی؟

...استاد... استاد

اون من رو منع کرد که دیگه هیچوقت نتونم وارد .سالنش بشم

اشکاش رو ببین. چی شده؟

،جهت اطلاعتون استاد

توی جشن تولد اولیاحضرت

استاد بای جوئه عصبانی شد

.و همه ی ما رو از ورود دوباره به سالنش منع کرد

،خب

.اون هیچوقت به دخترها ترحم نشون نمیده

میدونی چیه؟

.جدی نگیرش

.ولی اون اینبار خیلی جدی بود

.حتی به اولیاحضرت هم توهین شد

چی؟ حتی به شانگ گو هم توهین شد؟

چطور میتونی هنوز بخونی؟

بهم بگو. با شانگ گو چیکار کردی؟

چرا نمیتونم

قدرتش رو حس کنم؟

وقتی وارد سالن چانگ یوان شد

.قدرتش رو مهر و موم کردم

!تو

هیچ میدونی که گم شده؟

.مضطرب نباش

.به زودی بارون میگیره

از اونجایی که نمیتونه هیچ سختی ای رو تحمل ،کنه

پس بعد از اینکه زیر بارون خیس بشه، خودش .برمیگرده

بای جوئه، اون دقیقا چیکار کرده؟

چی باعث شده که انقدر ازش متنفر بشی؟

.چیکار کرده؟ اون چشم طمع به مال و ثروت بسته

بعد از مدت کوتاهی که توی سالن من تهذیب ،کرده

خیلی سریع با پذیرش هدایای مجلل

.الهه ها رو به سالن من راه داده

!واقعا مضحکه

هدایای مجلل؟

.بای جوئه، درموردش اشتباه فکر کردی

اون این کار رو

،به خاطر هدیه نکرده

.بلکه برای حل مسئله اش اینکارو کرده

.اونجاست

.اون استاد بای جوئه س

.واقعا خودشه

.آره

.سیصد مایل رو به غرب، در منطقه ی اهریمن ها

.کوهستان جینگیو. نزدیکی رودخانه ی چیانشوی

!پیداش کردم

.حق با تیانچیه

.اهریمن ها خیلی ساده هستن

فقط توجه صادقانه

.اونها رو خوشحال میکنه

منظورت اینه که درموردش اشتباه کردم؟

.دارم بهت هشدار میدم

باید برگردونیش

.و صادقانه ازش عذرخواهی کنی

!این تولد ده هزار سالگی اون بود

کی میتونه همچین توهینی رو تحمل کنه؟

چطوری باید ازش عذرخواهی کنم؟

.من هلویی که واسه تولدش داده بودی رو خوردم

شیرین بود نه؟

!به سختی و چروک خوردگی خودت بود

حس چشاییت رو از دست دادی؟

.به هرحال، راجبش واست فکر کردم

از حکاکی روی سنگ خوشت میاد نه؟

.براش یک دستبند سنگی حکاکی شده درست کن

.دخترها از جواهرات خوششون میاد

.تظاهر نکن که صدامو نمیشنوی

.یادت باشه بهت چی گفتم

.باید شانگ گو رو برگردونی

...وگرنه، من

...من

.استاد تیانچی

.صدام نزن

.بیا اینجا

!استاد تیانچی

وگرنه، اون رو با خودم به سالن تیاچو میبرم

.تا هر روز برام شرابم رو گرم کنه

...استاد تیانچی، شما

چیه؟

.استاد، ما باید بریم اولیاحضرت رو پیدا کنیم

،اگر بارون شدیدی بباره

،اون هم که هیچ قدرتی نداره

...اونوقت ممکنه

سالن چانگ یوان

چرا داخل سالن نرفتی؟

دلت سوخته یا به اشتباهت پی بردی؟

مگه نگفتی که دیگه هیچوقت من رو نمیبینی؟

چرا باز اومدی سراغم؟

.قدرتم رو بهم برگردون

یک خدای حقیقی

به اندازه ی جهان زندگی میکنه

.و به اندازه جهان ادامه میده

،ولی با قدرت مهر شده

.اون فقط یک فرد عادیه

.بپوشش. سرما نخوری

داری عذرخواهی میکنی؟

من رو میبخشی؟

!فقط به خاطر شنل ببخشمت؟ هرگز

.جنگل خون قرمز مرز بین خدایان و اهریمن هاست

جنگ هفتاد هزار سال پیش

.باعث شد قدرت روحی داخلش کم بشه

کاری که تو کردی

فقط میتونه برای مدت کوتاهی اونها رو خوشحال .کنه

.نه برای همیشه

.من از تیانچی پرسیدم

.حتی اون هم نمیتونه مسئله رو حل کنه

چرا تو از من میخوای اینکار رو بکنم؟

.داری تحقیرم میکنی

.تیانچی نمیتونه مسئله رو حل کنه

.من و جی یانگ هم نمیتونیم

.ولی تو میتونی

من؟

هیچ کس به غیر از تو نمیتونه قلمرو خدایان رو در .امان نگه داره

هیچکس به غیر از تو نمیتونه ببرهای اهریمنی رو .خوشحال کنه و در امنیت نگه داره

.این اولین آزمون تو بود

ولی به عنوان خدای سه قلمرو ماموریت .همیشگی تو هم همینه

.فکر میکردم من رو دست کم میگیری

جی یانگ حتی بهم اجازه نمیده به گزارشات .دست بزنم

جشن تولدم

.همیشه در بالاترین رده بندی قرار داره

خدایانی که به این جشن میاد

.حق ندارن بدون گنجینه وارد بشن

،تو استاد بای جوئه هستی

!ولی ببین چه هدیه ی ساده ای بهم میدی

پس اون کافیه؟

More Farsi Persian subtitles for Ancient Love Poetry

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left