De første 104 linjer.
SANDS Movie :ارائه اختصاصی توسط
خب.
برو بریم.
بله؟
اوه، سلام. ترور بینگلی هستم.
از «هاوسسیترز دولوکس».
اوه. تو لابی منتظر بمونید. میام پایین دنبالتون.
باشه. ممنون.
« مــرد عــلــیــه بــچــه »
کجا بذارم...
- آقای بینگلی. - آه.
ممنون که تو این فرصت کوتاه خودتون رو رسوندید. اسم من پترا هست.
من مدیر اجرایی خانوادهٔ شوارتزنباک هستم.
معمولاً سرایدار اینجا حضور داره،
اما به دلیل یک وضعیت اضطراری خانوادگی فراخوانده شده.
بنابراین، جستجوی نسبتاً دیوانهوار ما. اه، بفرمایید.
اشکالی نداره اگه مستقیم بریم سر اصل مطلب؟ ما باید چیزای زیادی رو پوشش بدیم.
باشه.
اول، برای دسترسی به آپارتمان، باید از این جاسوئیچی استفاده کنید.
برای طبقات دیگه لازم نیست، اما برای رفتن به پنتهاوس،
باید جاسوئیچی رو اینجا لمس کنید و این دکمه رو فشار بدید.
باشه.
ببخشید؟
هیچی.
داشتم میگفتم...
از این طرف، لطفاً.
این خونهٔ لندن آقای و خانم شوارتزنباکه.
اونا در سراسر دنیا خونه دارن
و حداقل ده ساله کریسمس رو اینجا نگذروندن.
عجب.
باید یه دورهٔ خیلی آروم باشه بدون هیچگونه تماس با مشتری.
باشه.
همه چیز خوبه؟
اه... اه، بله. بله.
اما ما طبیعتاً دنبال یک فرد بسیار مسئولیتپذیر هستیم
با تمام ویژگیهای کارکنان نخبه.
رازدار، حساس، و مهمتر از همه، پخته.
درسته، بله.
ببخشید.
شاید باید آپارتمان رو بهتون نشون بدم.
- دوست دارید کیفتون رو بذارید زمین؟ - بله. ام...
بله، همینجا میذارمش، امم...
هیس!
این اتاق نشیمنه.
آشپزخونه.
فضای غذاخوری. تراس. لطفاً پیانو رو لمس نکنید.
ممنون، کنت.
بالا اتاقهای خواب، اتاق نمایش فیلم و اتاق مطالعه هست.
سوئیت مهمان، سوئیت مهمان. سه تا اتاق خواب دیگه از این طرفه،
به علاوه یه اتاق بخار دیگه.
سوئیت اصلی از این طرفه، به علاوه یه سوئیت مهمان دیگه.
کتابخونه، گلخونه و استودیوی یوگا از اون طرفن.
یه اتاق وحشت پشت آشپزخونه هست، اما شما به اون دسترسی ندارید.
به هر حال، مطمئنم شما تجربهٔ زیادی در خانهنشینی
در این سطح از اقامتگاه دارید؟
اوه، بله. بله.
لطفاً تهویه مطبوع رو لمس نکنید. کاملاً خودکاره.
و ناگفته پیداست،
نباید هیچ مهمان غیرمجازی به هیچ وجه تو آپارتمان باشه.
تا زمانی که این واضح باشه.
کاملاً واضح.
خب، ادامه بدیم.
باشگاه اینجا. سونا سمت چپ.
اون اتاق لباسشویی هست.
گلدون دوستداشتنی.
جعبهٔ سیگار برگ، زیرزمین شراب.
اتاق خدمات. کمد رسانه.
- به هیچ وجه به اون دست نزنید. - کجاست؟
و از اونجا فضای مدیتیشن، حوضچه آب سرد و شبیهساز گلفه.
اوه. خوبه. خوبه.
بچه؟
آقای بینگلی؟
اوه. بله.
بیا.
خب، اینجا دفتر سرایداره.
یک کامپیوتر، پرینتر، روتر، مودم، رومیزی، لوازم خونه.
ام... اوه.
و اینا برگههای دستورالعمل برای لوازم خانگی هستن. اه. آقای بینگلی؟
آقای بینگلی؟
این آشپزخونه هست. واضحاً.
اه، گاگناو، میله، ولف، اجاق القایی، اجاق وایکینگ،
دو تا فر اون ته، و یه انباری اون پشت.
که ما رو دوباره به اتاق نشیمن میرسونه.
سؤالی دارید؟
خب، واقعاً فقط یه سؤال.
کی میفهمم که شغل رو گرفتم؟
اوه، شما شغل رو گرفتید.
پانزده دقیقه پیش شروع شد.
رمز عبور وایفای "دوم پِریگنان" هست.
جاسوئیچی آسانسور رو اینجا میذارم. لطفاً گمش نکنید، فقط همینه.
نظافتچی، السا، تا سال نو اینجا نخواهد بود،
و نگهبان هم قبلاً برای تعطیلات کریسمسش رفته.
این شمارهٔ تلفن همراه منه.
شما در هر زمانی میتونید با من تماس بگیرید، هرچند من امشب عازم تایلندم.
دو ساله تعطیلات نرفتم، و واقعاً قدردان میشم
اگه تماس رو در حداقل مطلق نگه دارید.
خب، فکر میکنم همین بود.
باشه. پس قطعاً هیچکس برای کریسمس نمیاد؟
من حتی یک کارمند هم در محل ندارم.
به جز شما، آقای بینگلی.
اگه شوارتزنباکها برای کریسمس بیان، همهٔ ما به دردسر بزرگی میافتیم.
تعطیلات مبارک.
اوه، خدای من.
سلام تو.
No comments yet. Be the first to leave one.