Pretty Little Liars

Pretty Little Liars

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 3

Udgivelsesinfo

Pretty Little Liars S03E19 What Becomes of the Broken Hearted
En kommentar af S@eideH
ترجمه و زیرنویس Aeris

Tags

other
Udgivet den: 2013-02-14
Downloads: 30
Hørehæmmede: Yes

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

آنچه گذشت...

این چیزیه که دنبالش میگردی؟

بعضی وقتا ظاهر قضیه خیلی بد به نظر میرسه ,در حالی که واقعیت اینطور نیست

گاهی اوقات یه توضیح دیگه ای هم برای اتفاقات وجود داره

و اگه اون توضیحح دیگه بدتر از چیزی که فکر میکردی باشه, چی؟

از آخرین باری که عموتو دیدی چقدر گذشته؟

وقتی بچه بودم فقط سالی یکی دوبار میدیدمش

این تویی

اون حلقه.جیمی امروز همین حلقه دستش بود

به عنوان کاپیتان تیم باید بگم که نمیتونم اجازه بدم این حال بد تو ...

روی کل تیم تاثیر بذاره

این برای من یه بازی نیست

خب همه چی بینمون خوبه؟

به زودی باهم حرف میزنیم باشه؟

ازرا بهم گفته بود وقتی خونه نباشه میتونم اینجا بمونم

اشکالی نداره من...

یه چند شبی رو اینجا بمونم؟

چی شده؟

ببین کی دیگه اون تابستون تو "کپ می" بوده

آلیسون حامله بود.با کی...

کارآگاه ولدن

فکرمیکنی اون دختری که کت قرمز داشت آلیسون بوده؟

تنها چیزی که میدونم اینه که یه زن بود

و اونه که دستورات رو میده

کلاس انگلیسی رو اومده؟

اصلا امروز اینجا بوده؟

فکر کنم اگه اسپنسر اینجا بود میفهمیدیم

مردم برای ماسمالی فرار میکنن

چیه؟

بیبینین,اون ضربه روحی خورده و وقتی مردم ضربه روحی میخورن نمیشه اونا رو از این حالت درآورد

فقط ...بهش یکم زمان بدین

ما هم بهش زمان میدیم.اما اون توی یه دنیای دیگه ست

با توبی حرف زدی؟

خب، براش یه عالمه پیام گذاشتم

فکرکنم قصد داریم بفهمیم

چی شد که خواست از اسپنسر جدا بشه

شاید وقتی شیرینی خریدمو رفتم خونشون حاضرشد لو بده قضیه چیه

اون انفولانزا نگرفته

نیازی هم به تنقلات نداره

اون احتیاج داره که این بحرانو رد کنه نه سعی کنه موضوعو مخفی کنه

اممم.باشه , دکتر هانا

تقریبا مطمئنم اون موقع که تو و کیلب از هم جدا شده بودین

خودتو دو هفته توی اتاق خوابت زندانی کرده بودی

و تنها چیزی که میخوردی شیرینی بود

اصلش و فقط 4 روز اینطوری بودم

درضمن، من اسپنسر نیستم

من برای کنده شدن پوست کنار ناخنم مدرسه رو میپیچونم

آره,خب در هر صورت من دارم میرم ببینمش

تو باید چیزایی رو که درمورد اون دختر مو طلایی با کت قرمز رنگ

به خاطر آوردی رو بهش بگی

و بهش یه سرنخ بده تا دوباره

یه کمی از مغزش استفاده کنه

آره و بهش بگو منم فکر میکنم دوباره میبینمش

برگرد عقب.کی رو میبینی؟

وقتی به اون مصاحبه جعلی رفته بودم

میتونم قسم بخورم که اون دختر موطلایی با کت قرمز رنگ رو دیدم

اونور خیابون بهم زل زده بود

نه!من خودم تنهایی تمرین کردم

این یه تیمه اسپنسر

و تو اصلا به تیم فکر نمیکنی

وقتی موقع تمرینات حاضر نمیشی

اینارو مونا گفته؟

ببین,من توی تیم هستم یا نه؟

نسیتی.ما رای گیری کردیم

خب، تو نمیتونی جلومو بگیری که امشب به لوزبرگ نرم

ببین، چرا فقط یه درخواست مجدد برای فصل بهار نمیدی؟

باشه؟بن به زودی فارغ التحصیل میشه

هی,مونا!اینجا چیزی وجود نداره

که بخوای اونواز من دور کنی؟

من به این رسیدگی میکنم

اسپنسر، مونا تاه عضو اون تیم شده

اون نمیتونه اینکارو کنه اون اینکارو کرد

گوش کن، باید برم سرکار

چطوه بعدش بیام پیشت

و بحث قبلیمونو ادامه بدیم

نه,من واقعا...من نمیتونم اینکارو بکنم,خواهش میکنم,اینجا نه

Aerisمترجم‫:‬ تقدیم به‫:‬ حسین اسماعیلی Blackdeath تنها مترجم این سریال

چطوه با معلمی که تیم دومیدانی رو مربیگری میکنه حرف بزنیم؟

تو باهاش علوم اجتماعی داشتی، اسمش چی بود؟

هانا؟هانا؟

چرا تو نقشه دنبال دهکده آمیش میگردی؟

دارم دنبال یه اصطبل میگردم

بهترین دوستمون توی خونه درحال جویدن ناخناشه

بعد انوقت تو داری اسب میخری؟

نه,دارم سعی میکنم بفهمم عموی کیلب کجا کار میکنه

هانا,خواهش میکنم اونو ولش کن

اینکه ادما شبیه عموشونن

به این معنی نیست که اون پدرش باشه

ببین,اینجا چیزای دیگه ای هم هست باشه؟

مثلا چه چیزایی؟

ببین.اگه این موضوع حقیقتم داشته باشه

تو چرا انقدر مشتاقی که قبل از کیلب قضیه رو بفهمی؟

آهای,اشتباهاتمو یاد بگیر

این فرق میکنه

مگی نمیخواست ازرا بچه خودشو ببینه

جیمی میخواد بهش بگه فقط نمیدونه چطوری باید اینکارو بکنه

و تو اینو میدونی چون ...؟

وقتی عکس اون بچه رو بهم میداد از چشماش فهمیدم

میخوای با من بیای؟

نه.تو هم اونجا نمیری

هورویتز!چی؟

اسم خانم مربیه

فقط از مامانم میخوام که باهاش حرف بزنه

اون مامان توئه؟

نه مامان ازراست

اوه، ای خدا، چرا اون داره به من زنگ میزنه؟

ما باهم دوست نیستیم

بله؟اوه، سلام

نه,نمیدونم.من تو آپارتمان ازرا نبودم

اوه ...

آره,خب,من شک دارم که وز خارج از اینجا مخفی شده باشه

اگه من ببینمش,بهش اجازه...

چرااون فکر میکنه فیتز کوچیک پیش فیتز بزرگ مخفی شده؟

چون واقعا همینطوره

سیسی؟

وای خدا، من جواب پیامکتو ندادم

نه,اشکالی نداره

آم میتونم وقتتو بگیرم؟

من باید برم، باید یه عکاس که استخدامش کردم ببینم

برای سایت فروشگاه.همه چی رو به راهه؟

من.آم...باید یه چیزی رو ازت بپرسم

تو درن ویلدنو میشناسی,درسته؟

تو مدرسه چند سال بالا تر از تو بود

اون ممکنه همون"پاف ساحلی"بوده باشه

که آلیسون توی دفترچه خاطراتش از اون صحبت میکرد

و ما فکرمیکنیم ممکنه تابستون اون توی "کپ می"بوده باشه

اون و خیلیای دیگه

و آونا همه شون میخواستن با آلیسون باشن

ولی تو فکر نمیکنی اگه اون آلی رو میشناختو الان رو پرونده اون کار میکنه

تو فکرنمیکنی که... من وقت فکرکردن ندارم

اگه درست نکنم این وبسایتو کاری هم در اینده نخواهم داشت

به زودی باهات صحبت میکنم عزیزم

هی سرت شلوغه؟

آره، منتظر یکی بودم که

بیاد دم در و بهش بگم برو گمشو

اسپنسر,من میدونم تو چقدر برای تیم با ارزشی

ولی یه جنگ ۱۰۰ داشت را می افتاد

بین تو و مونا و این حواس پرت کن بود

ما همه به یه چیز فکرمیکنیم:برنده شدن

تو رای ممتنع دادی درسته؟

ببین ما نمیتونیم تنش های داخلی رو تحمل کنیم

جنگ یه بازیه که با لبخند شروع میشه

نقل قول کردن از مونا رو تمومش کن

این نقل قول از وینستون چرچیل بود

خب، به نظر اون خیلی بیش از حد شبیه موناست

و تو میدونی که بدون من

تو تاریخ نابود میشین

فکر کنم ما جایگزین کردیم

با کی؟

توسط من

باشه

اندرو تو از من میخوای که تمرین کنم؟بیا اینکارو بکنیم

اما اگه من برنده شدم تو رای تو پس میگیری

و منو به تیم برمیگردونی

نمیتونم اینکارو بکنم

Yes, you can. چرا میتونی

اسپنسر,حتی اگه من میتونستم

از کجا میتونستم مطمئن باشم که تو بازم پوستمونو نمیکنی؟

خب، فکر کنم که تو نمیدونی میتونی مطمئن باشی

اما همه چیز تو زندگی یه ریسکه تو خوشت میاد که شرط بندی کنی

قوانین جدید

برای هر سوالی که اشتباه جواب دادم

یکی از لباسامو در میارم

تو هم همین کارو میکنی

و مسابقه وقتی تموم میشه که یکی از ما تقریبا برهنه بشه

تو کنترلتو از دست دادی

هنوز نه

جیمی؟

هانا؟

چی باعث شد که برگردی اینجا؟

اوه، داشتم دنبال مغازه کشاورزی میگشتم

بعدش یادم افتاد که تو همین نزدیکیا کار میکنی

و وقتی به اینجا رسیدم اونا بهم گفتن که ...

هانا

تو دوساعت برای همچین چیزایی رانندگی نکردی

چی شده؟

تو پدرشی درسته؟

خودشم میدونه؟

مطمئن نیستم

وقتی بهش داشتم جریانو میگفتم، ساکتم کرد

دلیلی وجود داره که نمیتونی بهش بگی؟

ببین ...

من تاریخچه طولانی ای در ناامید کردن اطرافیانم دارم

تقریبا از پس مشکلاتم برنمیام

نه,اون میتونه مقاومت کنه

هانا من بیراه های زیادی رفتم

سابقه م باعث نمیشه که

برای پدر نمونه سال انتخاب بشم

باشه، معنی "بیراهه"چیه؟

خب، برای شروع، سابقه داشتن تو اداره پلیس

تو زندان بودی؟

خیلی وقت پیش و کسی رو نکشتم

پس اون قیافه رو به خودت نگیر

زمانی دزدی میکردم

کیلب همون بهتره که فکرکنه من عموی دیوونشم

کسی که برای بردنش به بیسبال از نرده استادیوم بالا میره

نه اون اینجوری فکر نمیکنه.میخواد که توی زندگیش باشی

تو پدرشی

کیلب تو نیمه راه هم مشتاقه که باهات ملاقات کنه

این سند که به عنوان پایان دهنده جنگ جهانی اول شناخته میشه

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left