De første 200 linjer.
.می خوام این حلقه رو دستت کنم
میشه حداقل تا اینجا بیای؟
.جداً که
کانگ جو اون
.ممکنه یکم ناراحتت کنم
.ممکنه همه چی رو برات سخت کنم
.ولی دلم می خواد باقی عمرمو باهات بگذرونم
.حالا دیگه کانگ جو اون مال منه
الهه من قسمت آخر
.دیگه اینقدر بهش خیره نشو
.اینجور که تو بهش خیره شدی الانه که حلقه ترک بخوره
.به من گفتی زن بد .خودت که بدتر از منی
ازکجا ایده حلقه گرفتن من و شال به ذهنت رسید؟
چی؟
.حلقه با شال بود .اشتباهه
.هدیه اصلی شاله، چون حلقه رو از هرجایی میشه خرید
.تو این شالو با گره زدن زمان بافتی
.حلقه مثل شکر و تخم مرغ در کیکه
.من دیگه میرم .بیرون نیا
.گفتم نیا بیرون
.می دونم چقدر دقیقی
.همه این چیزای جذاب اینجا رو بعداً می بینم، پس حتماً بهم زنگ بزن
ولی...چرا می خوای هیون وو رو ببینی؟
.می خوام حلقه مو بهش نشون بدم
.اگه دیر شد همینجا بخواب
...درمورد مادربزرگ و پدرمم
.اوه،چقدر عجله داری
.قدم به قدم .بیا قدم به قدم با زمان پیش بریم
.مهم نیست بقیه چی میگن، من می خوام باقی عمرم با تو زندگی کنم
.پس بیا عجله نکنیم تا کسی صدمه نبینه
.مردی که با تو، کانگ جو اون، قرار میذاره خیلی خوش شانسه
.خیلی خوش شانسه که هرشب داره خوابمو می بینه
.برای همینه که میگه قلبم از چشمش می زنه بیرون
.دیگه میرم
چیه؟
.هیون وو بله؟
.آخ سرم چی شده؟
.آخ سرم ...چه سردردی
!وای خدا
.آقای جذاب با حلقه ازم خواستگاری کرد
این چه وضعشه؟ داری پز حلقه تو به یه مطلقه میدی؟
!خیلی مسخره ای! خدای من
...ولی چیزه .رییس گاهونگ می خواد منو ببینه
.مادربزرگ یونگهو
وای نه. نکنه میخواد همونجا خاکت کنه؟
!هی
!زود از نوه من دروشو، دختره پررو
.ترسیدم
.دیگه اینقدرام نمی خواد بدجنسانه فکر کنیم
.شوخی کردم بابا
.فقط برگرد به زمانی که اولین بار مادرشوهرتو دیدی
اگه مادر تهیه کننده گو رییس گاهونگ بود چرا باید ازش طلاق می گرفتم؟
.واقعاً که
.جداً که، اینقدر ترسیدم که دیگه ذهنم کار نمی کنه چیکار کنم؟
!باشه! خیله خب
چند سالته؟
.من، 33 سالمه
شغلت چیه و پدرت چیکاره است؟
.خودم وکیلم و پدرمم...فوت کرده
.دیگه نمی خوام اینکارو بکنم چرا؟
.یهویی دلم برات سوخت
حالا چیکار کنم؟
.فقط یکم پول تو پاکت بهش بده
اصلاً بیا به وقتی فکر کنیم که مادر شوهرم وقتی بهش یه پاکت پول دادم
.کلی خوشحال شد
حالت خوشه؟
.اون خودش رییس گاهونگه
،میگی هرچی دارم بهش بدم
اونوقت چقدر پول باید بهش بدم تاکافی باشه؟
.راست میگی
.رییس خیلی خوش شانسه
!آهان
چیه؟
.خیلی عالیه
.خجالت فقط مال یه لحظه است(زودگذره)، جو اون
اگه اینو بپوشم چی تغییر می کنه؟
.معلومه که نگاهشون بهت فرق می کنه !برخورد اول خیلی مهمه
.مادرشوهر من عاشق همچین لباسیه .خوشبختانه هنوز نگهش داشتم
خیلی پیرزنی نیست؟
.رییس گاهونگم پیره
.خانمها در میانسالگی باید خشک و رسمی به نظر بیان
.درسته
.این به درد من نمی خوره چرا؟
.بهم یه مسکن دیگه بده
.دیگه داری زیاده روی می کنی
.یادت رفته شب بخیر بگیا
.آ...شب بخیر
.متأسفانه، امشب من خواب خوشی ندارم
.خانم وکیل، خانمی به نام جه سون جا به دیدنتون اومدن
.آها...تعارفشون کن داخل
.می خواستم ازتون تشکر کنم، ولی نمی دونستم چی براتون بگیرم
.نیازی نبود، خیلیم خوبه
.ممنونم، پرستار مین جون
.یعنی مادر جون سونگ
شوهرتون چطوره؟
. چند روز قبل رفتم دیدنش
.خیلی بهتر شده
.حتی ازم عذرخواهیم کرد
.خداروشکر
...بجای قرار منع موقت، طلاق و شکایت
.درمان بهتر از هرچیزه
.همینطوره
.باید زودتر از اینا بهش فکر می کردم
.جون سونگ خیلی خوشحاله...منم خیالم راحته
.من یه پسر دارم با دوست دخترش که خیلی شیرین و خوشگل و دوست داشتنیه
.نمی دونم اجازه لذت بردن از این زندگی رو دارم
.شما حق دارین از همه اینا لذت ببرین
.برای اینام ممنونم
.بله بفرمایید
چی شده اومدین اینجا؟
.داشتم رد می شدم گفتم یه سری بزنم
میشه بشینم؟ .بفرمایید
.طبق اطلاعات من، شما باید ماهه بعد برمی گشتین
.زودتر اومدم که به یکم طرح ها و اسناد تجاری یه نگاهی بندازم
.نمی خوام ملت فکر کنن من یه آدم لوس و از زیرکار درروییم
.شنیدم درطول زندگی حرفه ایتون درشنا،خیلی آسیب دیدین
.بله، برای همینم بازنشسته شدم
به کدوم مرکز توانبخشی می رفتین؟
.عمدتاً امریکاو ژاپن بودم .فرانسه هم خوب بود
چرا می پرسین؟
.خداروشکر بله؟
.اینا طرح یه مرکز توانبخشی جدبد در سال آینده است
.هیئت مدیره باهاش مخالفت می کنند
برای همین اومدم پیشتون و ازتون می خوام که
.طرف من باشین
به من اعتماد دارین؟
.بیشتر از اینکه بهتون اعتماد کنم،به تجربه تون اعتماد دارم
...چون شماهم درد فرد صدمه دیده و شکسته شده رو می شناسین
.اون زخمها به راحتی التیام بخشیده نمیشه
.مثل سرطان یا یک بیماری مزمن،مبارزه سخت و طولانی درپیش داره
راستی ،مدیر چویی چطورن؟
.صبر کن
.انگار نمی دونین چطور باید از سلاحتون استفاده کنین
.دوست دارم توی شرکت ببینمتون .کیم یونگهو
.ادامه بده
!کیش و مات
.واقعاً که، حتی نتونستم یه حرکت بکنم
.بازی خوبی بود، ممنون
.سلام
.کانگ جو اون هستم
.وای یه لحظه صبر کنین
.جناب رییس، خانم کانگ جواون تشریف آوردن
.بفرستش داخل
...اگه می خواید بهم پاکتی بدید .دوست دارم اول مال خودم رو بهتون بدم
.پول نیست
.نتیجه آزمایش خونمه
.تا یه ماه قبل کم کاری تیروئید داشتم
.ولی همین یه ماه پیش تیروئیدم به حالت عادی برگشت
.می خواستم که بدونین
اگه بهم اونقدر پول بدید که تا آخر عمرم کافی باشه
...یا حتی اگه تحقیرم کنین
...مهم نیست چقدر مخالف رابطه ما باشین
.من نمی تونم یونگ هو رو ترک کنم
می تونین هرچقدر که می خواید با ما مخالفت کنین .هرجوری شده باهاش می مونم
.متأسفم
.وقتی کسی پیر میشه، خیلی لجباز و یک دنده میشه
...درضمن...وقتی پیر میشی
.باید اغلب مراقب دهانت باشی
.جناب رییس
.خانم کانگ جو اون
بله، خانم؟
.غیر از این وضع لباس پوشیدنت من هیچ مخالفت دیگه ای ندارم
!ممنونم
.می خواستم رسمی و خشک به نظر برسم، معذرت میخوام
...فقط
.یک شرط دارم
شرط؟
.دلم می خوادیک هدیه عروسی عجیب داشته باشم
.اشکال نداره اگه صدمه دیدی
.باید حتماً برگردی
.یادت باشه که خواست و باور هیچ محدودیتی نداره
.خواستن توانستنه
.متأسفم
.متأسفم از اینکه زودتر از اینا بهت نگفتم چقدر دوست دارم
.هیونگ، ای جین، جایزه رو برد
.جایزه ستاره مردمی. ببین
."درضمن توی سخنرانیش گفته که "عاشق جِی جِی اس هستش
!کاملش میشه جانگ جون سونگ! یعنی تو
.ببخش .الان داری با یک ستاره مردمی قرار میذاری
.این مزخرفاتو بس کن .بیا بریم باشگاه برای تمرین
!اوه، وای ای وای
"!من طرفدارتم، احمق دیونه"
!دست از این کارا بردار "!احمق دیونه"
.سلام
این چیه؟
.دستبند جفتی
.تو و من زندانی همدیگه ایم
.کلی آدم دور و برتن، پس دیگه از حالا به بعد نیا اینجا
سخنرانیمو گوش دادی؟
.از جی وونگ شنیدم
تاکی میخوای اینقدر دربرابر من خجالتی باشی؟
من اینقدر زیاد دوست دارم
!که یکسال آزگار مثل یک دیونه تعقیبت کردم
.دوست داشتن که جرم نیست
.دیگه قلبم داره می شکنه
.ای جین چیه؟
.من معمولاً مردمو با اسم کاملشون صدا می زنم
که چی؟
یک مرد وقتی کاری خلاف همیشه اش انجام میده
...بخاطر اینه که دلش می خواد و
No comments yet. Be the first to leave one.