De første 200 linjer.
با هم عذاب کشیدن اونقدرا هم فوق العاده نیست
چیزی که من دارم عذابه
خداحافظ
کو چان سونگ
رفته
هی
میتونی ببینیش؟
ببخشید ببخشید
بریم
نمیدونستم همچین جایی تو میونگ دونگ وجود داره
منم همینطور بریم
آقای کو حتما خیلی عصبانیه
زمان نسبتا زیادی رو باهامون کار کرده
بهتر نبود حداقل یه پیامک بهش میدادین؟
به جای پیامک یه چیز دیگه بهش دادم
پول بازخرید خدمت و اخطاریه عزلشو بهش دادم
فکر کنم فقط به چشم 99 امین آدمی که براتون کار کرده بهش نگاه میکنین
نه کو چانگ سونگ فرق میکنه
نمیخوام دل نازک بشم
دارم سعی میکنم قوی تر باشم
تا حالا همچین کلمات احساسی ای رو از شما نشنیدم
نه تو این 500 سال اولین باره
پونصد سال؟
این همه از مرگت گذشته؟
پونصد ساله اینجا چکار میکنی؟
نباید از یه روحی که
دوبرابر من اینجا بوده اینو بشنوم
من نمیتونم برم چون سرنوشتم به درخت ماه گره خورده
نمیتونم برم چون هنوزم
شرمندگی ای که تو این دنیا دارمو پاک نکردم
نمیتونم تو اون دنیا با اجدادم رو به رو بشم
حتی اگه بری اون دنیا هم اجدادتو ملاقات نمیکنی
حتما تا حالا چندین بار تناسخ پیدا کردن
نیازی نیست نگران باشی
میتونم تو هتل بمونم و
به نگرانیم ادامه بدم
اما اینجوری مشکلی ندارین؟
اگه به خاطر آقای کو بیخیال
شانس رفتن به اون دنیا بشید اشکالی نداره؟
من راحت شانسمو از دست نمیدم
در آینده سعی کن فرز باشی
و مراقب شرمندگیت که تو این زندگی باقیمونده باش
خیلی وقت نداری
اگه نمیتونی حلش کنی بدون حسرت سوا اتوبوس اون دنیا بشو
مهمونا چی؟ درست راهیشون کردی؟
به کمک راهنماهای مرگ منتقلشون کردیم
هرچند که به خاطر انتقال ناگهانی یه کم هرج و مرج شد
شماهایی که هیچ حسرتی ندارین
و میتونین همین الان برید
لطفا سوار اتوبوس این طرفی بشین
شماهایی که به خاطر خشمتون هنوز نمیتونین برید
لطفا اینجا وایسین
نباید گیج بشین
وقتی سوار اتوبوس بشین نمیتونین برگردین
دارین میرین اون دنیا؟
بچه بزرگم رفته دانشگاه و اوضاعش روبه راهه
حالا دیگه میرم
هرروز برای بیدار کردن پسرتون به خوابش میرفتین
خوشحالم که بالاخره رفته دانشگاه
سفر خوبی داشته باشین
باید یه صفو انتخاب کنی
نمیتونم تصمیم بگیرم برم اون دنیا یا بمونم همینجا
رمانی که داشتین روش کار میکردین رو تموم کردین؟
نه وقتی زنده بودم نتونستم تمومش کنم
فکر کنم حالا که مرده ام نمیتونم تمومش کنم
بهتره برم
بهتره بمونم و بنویسمش؟
این روح نمیتونه ذهنشو جمع و جور کنه
نمیتونه بره
نیازی نیست که رمانشو تموم کنه
فقط وقتی میتونه بره که قید کاری که نتونسته انجام بده رو بزنه
این اتوبوس میره اون دنیا
باید حواستونو جمع کنین که صف درستو انتخاب کنین
نمیتونین برگردین
چندتایی از کارمندها رفتن به اتوبوس اون دنیا
یه مدت نیرو کم داریم
کارمند هارو هم تشویق کن که برن اون دنیا
چرا یه جوری رفتار میکنین انگار میخواین هتلو ببندین؟
جای جدید اومدیم برای همین باید یه مدیر آدمیزاد پیدا کنیم
نیازی نیست
ما یونا رو داریم
همه وسایلمو منتقل کردن؟
خانوم کاندید چهارم باهوش به یه کمپانی نقل مکان زنگ زد
و مراقب همه وسایلتون بود
چی کار میکنی. باید رانندگی کنی
من اسب سوار شدم ولی تا حالا ماشین نروندم
تو این پونصد سال یادنگرفتی ماشین برونی؟
شما روح عجیبی هستین که ماشین میرونه
باورنکردنیه
لعنتی
چرا میخندی!؟
دیدن اینکه یه روح کمربند ایمنی ببنده خنده داره
خوشم میاد سانروفه
بعد اینکه پونی 2 تو سوار شدم این اولین بارمه
انگار ازین چیزای پرزرق و برق خوشت میاد
سوار شین و یه دور بزنین
یالا حیوون
یالا حیوون؟ یه تخته اش کمه
جای جدید تو روستاست؟
خوبه. حس پیک نیک میده
چی؟
دارم با تلفن حرف میزنم
جی پی اسو دنبال کنین
باشه
بهتره برای کار گواهینامه بگیرم
حواستو جمع مدرسه ات کن
خنگول جان تعطیلات تابستونی شروع شده
منم خیلی زود فارغ التحصیل میشم
ننه باباش گفتن اگه برم دانشگاه برام ماشین میخرن
یه آپارتمانم به اسممه
به محض اینکه فارغالتحصیل شم خونه خودمو میگیرم
زندگی با مامان باباش سخته نه؟
فقط دارم قیمت گزافی میدم
قویه. یه جرعه میخوای؟
چی؟
میخواین؟
نه مرسی
چیه؟
یه خانوم تو ماشین جلومونه
نگاه نکن. ممکنه برات خطرناک باشه
کمکم کن
کمکم کن
کمکم کن
کمکم کن
یه عالمه روح تو این زندگیه
خیلی روشون تمرکز نکن
قراره مدیر هتل دل لونا بشم
بیا اون روحو به عنوان مهمونمون ببریم
آجوشی
همین الان یه ماشین خاکستری از کنارمون رد شد
میتونین دنبالش برین؟
چی؟- پول بیشتری بهتون میدم-
میشه تند تر برید؟- باشه-
با رئیس جانگ به مشکل برمیخوری
حتی مدیر هتلم نیستی
تند تر لطفا
دنبال هتل دل لونایی؟
میدونستین هتل جابه جا شده؟
حتما میدونین کجا رفته
اگه بدونم دوباره میری دنبالش؟
نزدیک بود به خاطر جانگ مان وول سرتو به باد بدی
شنیدم که تو اون نفرین قویو گرفتی
اگه هنوز بازش نکردی روحت ممکنه آسیب ببینه
کو چان سونگ ولش کن
خانوم جانگ مان وول ازم محافظت میکنه
مشکلی ندارم
جانگ مان ووله که به لطف تو مشکلی نداره
تو کسی هستی که ازش محافظت کردی
خواهرم آدم درستیو انتخاب کرده
پس به کار خوبت ادامه بده
برای همین هدف به اون هتل فرستاده شدم؟
وقتی سرنوشت وحشتناک از گذشته سراغش بیاد
من قراره جلوشو بگیرم؟
تو به خوبی از پس ماموریتت براومدی چرا عصبانی هستی؟
دلت برای جانگ مان وولی که تو خوابت دیدی میسوزه؟
بله همین طوره
عصبانیم که تشویقم کردین که طرفشو نگیرم
چون مانعش شدم طردم کرد
دارید بهم میگید
بازم باید مانعش بشم؟
طرف کسیو گرفتن خیلی باحاله
مانع شدن باحال نیست
همه میخوان نقش کسی که بغل میکنه و تسلی میده رو براش بازی کنن
نقش مزخرفِ مانع شدن، تحمل و التماس
فقط توسط یه آدم خوب میتونه انجام بشه
منو دست بالا نگیرید
نمیخوام نقشیو داشته باشم که هیشکی نمیخواد
من اونقدرام آدم خوبی نیستم
جدی؟ پس میتونی بری
فقط اینو بخور
این چیه؟
دارویی که توانایی دیدن روحو ازت میگیره
دیگه ارواح مرده و هتل دل لونا رو
نمیبینی
منظورتون اینه دیگه نمیتونم ببینمشون؟
ولت کرده
این شانسو بهت میدم که تو هم ولش کنی
بعضی وقتها ما خداها میتونیم خیلی منصف باشیم
دنبال یه راهی برای پیدا کردنش اومدم اینجا
اما راهی بهم میدین که هیچوقت برنگردم
نتایج رو خدایان مشخص نمیکنن
انسانها اونا رو درست میکنن
همیشه همینه
ممنون که این شانسو بهم میدین
صبر کن. حالا میگیریش؟
حتی راجع بهش فکرم نمیکنی؟
فکر میکنین اگه دربارش فکر کنم نمیگیرمش؟
چون آدم خوبی بودم؟
بهتون گفتم
اونقدرا خوب نیستم که داوطلب گرفتن نقشهای پست بشم
... هنوزم مرددم
فقط به خاطر اینکه دوستش دارم
بغل کردن و آروم کردنش اصلا براش کافی نیست
اون زن وحشتناکیه
من رو ول کرد چون تو کارش دخالت کردم
حتی اگه برمی گشتم قبولم نمی کرد
وهیچ وقت نمی تونی پیش بینی کنی کی کار خطرناکی می کنه
...اما به این فکر می کنم که انقدر دوستش دارم
که برم پیشش و بهش التماس کنم قبولم می کنه
اگه قدیمیه حداقل باید شبیه عتیقه ها باشه
No comments yet. Be the first to leave one.