De første 200 linjer.
مواظب خودت باش، لیز - باشه -
وقتی بیام بیرون، میکشمت
اگه ازم بخواد به آدما صدمه بزنم چی؟
پس باید اون کارو بکنی - یه کاری واست دارم، مکسین -
روی اسب اشتباهی، شرطبندی کردم؟ - نه -
یه چیزی اینجات مالیده
اوه، اون یه قرص معجزه آساست جلوی خونریزی رو میگیره، باعث میشه لخته بشه
پس این داروها جلوی خونریزی رو میگیره؟
!جندهی لاشی - !محض رضای خدا، فلچ -
باید از اینکه اینجا رو ترک میکنی، خوشحال باشی
!بی؟ بی؟ بی !با من بمون
بی، تو توی درمانگاهی، باشه؟
صدامو میشنوی، بی؟ میخوام جراحاتت رو ارزیابی کنم، باشه؟
به آمبولانس خبر دادین؟ - بله فرمانده -
اکسیژن، لطفاً روی بازوشو فشار بده
کی این کارو باهات کرده؟ کی بود؟ بی؟
کی این کارو باهات کرده؟
،یادم رفته بود وقتی آدم حامله میشه به گوز میافته
خدایا، انگار دیشب خمپاره میزدم
هم میگوزم هم بالا میارم بعضی وقتا هر دوتاشو همزمان انجام میدم
هی، دور، میخوام به خاطر من دوباره به تونی زنگ بزنی - حتماً، باشه -
مو قرمزی؟
یه جای خالی توی میز بزرگ داری، هان؟
خب، بومر که نیست تا ازش استفاده کنه
دلیل انفرادی رفتنشو فهمیدم فکر کردی متوجه نمیشم؟
اون بهم حمله کرد منم از خودم دفاع کردم
چرا بهت حمله کرد؟ - یهویی داغ کرد -
خبر داری که میخواست چیکار کنه میخواست یه نقشه واسه لیز بچینه
و قرار نیست سر راهش قرار بگیری
نه - حالا چی بهش گفتی که انقدر ناراحت شد؟ -
چه اهمیتی داره؟ - وقتی بیاد بیرون، اهمیت پیدا میکنه -
بهش گفتم "بومر، تلفنو قطع کن "این گندکاریا رو با لیز نکن
"اگه قطع نکنی، بهت آسیب میزنم" اونم گفت "فرانکی یه چیزی
"راجب این کار بهت میگه منم گفتم " به یه ورمم نیست
که فرانکی چی میگه. چون تا چند وقته دیگه قرار نیست
"فرانکی اوضاع اینجا رو اداره کنه
واقعاً لازم داشتم که تلفن رو قطع کنه
پس میخوای گناه انفرادی رفتن بومر رو بندازی گردن من؟
من نمیخوام هیچ کاری بکنم اینا همش ساختهی ذهن خودته
...هی آبجی، بی میخواد
هی، تونی. بی هستم
آره، برام سواله که اون کادو رو که میخواستی بهم بدی داری یا نه
نه، منظورت چیه؟ باید امروز میبود
یعنی هیچوقت نگفته بودی که نیستی
لعنتی
هی، گوش کن
کاری که باید بکنی اینه که بری به خانهی استندستید
میشناسیش؟
آره، خوبه میخوام بدیش به لیز
آره، اونجا چیز بیشتری در انتظارته
آره، توانایی کار کردن به صورت خودگردان بدون وجود سرپرست رو دارم
کار تیمی رو دوست دارید؟ آره
من عاشق محیط تیمی هستم
هفت سال توی همین وضعیت بودم
دربارهی سابقهی کاریت بهم بگو
...آره، میدونم که
خب، هشت سال و نیم از آخرین باری که کار کردم، میگذره
...و کار کردنو ول کردم تا
دوتا بچهی خوشگلمو بزرگ کنم
لعنتی
قضیه چی بود؟
میخوام به لیز زنگ بزنی - چرا؟ -
مشکلی داری؟ - آره، دارم -
میدونی چیه؟
تا آخر امروز، فرانکی میره کنار و همه چیزو من اداره میکنم
پس وقتی ازت میخوام کاری رو بکنی نباید دلیلشو بپرسی
فقط اون کارو انجام میدی، باشه؟ حالا به لیز زنگ بزن
اگه برینی توی عفو مشروطش هیچوقت نمیبخشمت
لیز؟ - بله؟ -
تلفن داری - الان میام -
الو؟ الیزابت بردورث هستم
هی، لیز منم. خوبی؟
بی! اوه، خدایا. چطوری؟ حدس بزن چی شده
حدس بزن چی شده؟ سوفی رو دیدم دخترمو میگم و میدونه من کی هستم
...آره، خیلی خوشگل شده
هی، یه چیزی واسه من هست که امروز بعدازظهر به دست تو میرسه
یه بسته اس - چی؟ -
آره، قراره... قراره بعدازظهر امروز برسه به دستت
فقط برام سواله که اونجا هستی یا نه
یه بسته؟ چه... چه بستهای؟
یه چیز سورپرایزیه، باشه؟
و تا وقتی بهت نگفتم، اجازه نداری بازش کنی
پس هستی دیگه؟
آه. آره - خوبه، چون -
چون خیلی چیز خاصیه و نمیخوام به فنا بره
بی، قرار نیست... قرار نیست که تو دردسر بیافتم، مگه نه؟
نه - هی؟ - امکان نداره -
فقط، فقط... فقط بهم بگو که هستی
آره. آره، باشه - خوبه -
عشقم، همه چیز مرتبه؟
آره. آره، واقعاً خوبه
ببین، باید برم لیز
به زودی با هم حرف میزنیم
اوه، گوه توش
چیه؟
با تو نبودم - فکر کردم راجب -
تمام کارای گوهیای که کردم گفتی گوه
توی مواقع تخمی راجب کارای گوهی که انجام میدم، میگم گوه توش
یا مسیح، کلی
فکر میکردم اسمم "یا مسیح، کلی"ـه
یا مسیح کلی چه گوهایی
امضا کن - باشه -
فکر کنم یه قسمتیش به خاطر اینه که ناتوانی ذهنی دارم
همش انجام شد؟ - آره -
میشناسیش؟
براینت. هی، فرمانده رو میگم
میشناسیش؟
نه - مطمئنی -
آره
چه خبره؟ - چی میدونی؟ -
چی؟ - قرمزی رو میگم -
بی اسمیت
داره بر علیه فرانکی، کاری میکنه؟ - من که چیزی نشنیدم -
خب، اگه چیزی بشنوی و نیای بهم بگی
صورت بیگناه و کوچولوتو چاقو چاقو میکنم
یا میتونیم با هم دوست بشیم نظرت چیه؟
فرانکی. نکن
!مکسی - هوم؟ -
ممههات داره بزرگتر میشه
واسه تو که نمیشه - یالا -
بریم به کارمون برسیم
خانوما، ایشون کلی براینت هست
سلام کلی، من جس ام - براینت، شماره 43 -
سومین سلول برو راحت باش
ادامه بده - یه شایعهی بد شنیدم که امروز آخرین روزتونه -
درسته
آره، همینه
گوش کن، میخوام حواست بهش باشه
...باشه؟ اون - مگه چشه؟ -
به خاطر یه چیزی عصبیه هر چیزی که خارج از وضعیت عادی بود
بهم خبر بده، باشه؟ - خوشحال میشم کمک کنم -
ممنون جس
هی آقای فلچر
هنوز جشنو شروع نکردین؟
منظورت چیه؟
اگه من بودم سریع شروع میکردم
واسه رفتن از اینجا دارم لحظه شماری میکنم
آره، منم همینطور - اون غدهی سرطانیه، ویل -
منو گیر انداخت تو رو هم گیر میندازه
میتونی به این فکر کنی که همه چیز عادلانه پیش میره
اما آیندت مثل من میشه، رفیق
بفرما
اون تیزی رو که بهت دادم، لازم دارم
قرمزی! بازم بیار
یه دقیقه همینجا وایسا
فرگوسن داره ازت سوءاستفاده میکنه تا منو گیر بندازه
اولین باری نیست که یه مامور این بازی رو میکنه
اما فرمانده؟
قضیهاش یه چیز دیگه اس
من هیچوقت اون موادو به سیمو ندادم
هیچوقت فرصت اینو نداشتم که قبل از توقیفش، از موادا چیزی بردارم
کار فرگوسن بود
خودش به سیمو تزریق کرده
نمیدونم چرا
اما این اتفاق افتاده. پس بعداً نگو که بهت هشدار ندادم
اسمیت. خواستن به دفتر فرمانده بری
من حرفامو زدم - همین حالا -
!چای صبحگاهی با فرمانده
چه گرم و نرم! از طرف ما بهش بگو دوسش داریم، قرمزی
بهش میگه - آره، بسه دیگه دویل -
برگردین سر کارتون، همتون
بله؟
بی اسمیت رو براتون آوردم، فرمانده
ممنونم خانم بنت
نباید انقدر منو به دفترت احضار کنی جالب به نظر نمیرسه
بگیر بشین
خیلهخب. دویل
این همه تاخیر واسه چیه؟
یه کاری کردی تا بومر جنکینز بیافته انفرادی، درسته؟
خب، با نبود بومر، دویل ضعیفتر میشه
سه روز گذشته و هنوز هیچکاری نکردی
...وقتی وقتش برسه، میکنم
تموم شد؟
قرار نیست کاری بکنی، درسته؟
گفتم که، به وقتش
!به من وقت تنفس بدین! اوه
توله سگ، توله سگ، توله سگ
!به من وقت تنفس لامصب رو بدین! اوه
هی، بومر - سلام -
کی وقت تنفسم میشه؟
چون چند ساعت پیش باید وقتش میشد
...و دارم سعی میکنم
دارم به سختی سعی میکنم که خوب باشم
آره. میدونی، دربارهی توله سگا فکر میکنم
به پشمای خوشگل و براقشون فکر میکنم
اما دیگه باید برم بیرون - هیس، هیس، هیس، هیس، هیس -
اون بی اسمیت، اون شب پای تلفن حسابی
حالتو گرفت، درسته؟ - درسته -
چی بهت گفت؟
اشکالی نداره، بومز میتونی با من حرف بزنی
هنوز دستمال آقای فلچرو داری؟
نه، بهش برگردوندم
دیدم چطوری نگات میکنه
شرط میبندم شب میره خونه و حسابی
به جس کوچولوی عرقی فکر میکنه
اوه، ایول، دوستت دارم. میخوام جنده رو بکنم - !بومز -
چجوری اومدی بیرون؟ - فرمانده دلش واسم سوخت -
!آره
دیدی، قرمزی؟ بومر از انفرادی اومد بیرون
سلام، بی
No comments yet. Be the first to leave one.