De første 200 linjer.
الان، بیاید برای اخباری جدید
از پروندهی رند به تامبی والس رجوع کنیم
یکی از منابع فکر میکنه که دنی رند ممکنه از کار خودش استفاده کرده باشه
برای قاچاق میلیون ها دلار مواد مخدر غیر قانونی
و با اینکه هنوز دنی رند دستگیر نشده
اداره مبارزه با مواد مخدر نیویورک اون رو
در بین لیست مورد تعقیب ترین افراد مجرم قرار داده
گزارشی از تمبی والاس در مرکز شهر منهتن
حالا بر میگردیم به اخبار ورزشی - ممنون، تمبی -
خب، دیشب ورزشگاه پر از تماشاچی شده بود
...طرفدار های تیم
جناب؟ جناب، شما نمیتونید اینجا پارک کنید
چرا نمیری برام بشوریش؟
پس، آره، قطعا میدونم که اتهامات دنی اشتباهن
آخرین باری که حرف زدیم، به نظر خیلی ضد دنی بود
اوضاع عوض شده
میخوام کمکش کنم
دنی وقتی به مامور اداره مبارزه مواد مخدر حمله کرد تصمیم بدی گرفت
جونش در خطره
متاسفانه، من هیچ ارتباطی باهاش نداشتم
.صبح بخیر میتونم کمکتون کنم؟
صبح بخیر
خب اگه میخوای کمکش کنی، شاید باید بهم بگی
که کی میخواد اینجوری براش پاپوش درست کنه؟
صبح بخیر، وارد
آه، جری هوگراث
میبینم که خوب پیر شدی
سلام، بابا
داستانش مفطله
اینهمه سال مرگت رو جعل کردی؟
این سطح خیلی بالای کلاهبرداریه
میشه مارو تنها بذاری؟ میخوام با پسرم صبحت کنم
این کارت عاقلانه ست؟ رفتن به بیرون؟
من میخوام دوباره وارد جهان بشم، وارد الان وقتشه
رمزش همون قبلیه ست؟
حتی نمیدونستم که اونجا بود
بابا، دنیا از اینکه مردی متشکره
چطور میخوای اتفاقی که افتادو توضیح بدی؟
اوه، بیخیال، وارد
من 13 سال نقشه کشیدم
براشون یه داستان خیالی راجب درمان ژنی میگم
و پیشرفت های خیلی بزرگی که تو زمینه شیمی درمانی شده
و من الان اینجام، یه آدم جدید
بابا، این دیوونگیه
اوه، هیئت مدیره منو با آغوش باز پذیرفت
!بابا
هی.. بیا روشنت کنم، وارد
تو قبلا تلاش کردی باهام مبارزه کنی، و همیشه هم باختی
حالا، این آخرین فرصتته که باهام همراه بشی
وگرنه، فقط من و جوی این شرکتو اداره میکنیم
و دنی نیست؟
دنی؟
دنی فقط یه مجرم فراری از دست قانونه
فکر کنم جفتمون میدونیم این درست نیست
...به هر حال
پول خوبی تو هروئین هست، وارد
اوه، اون داروئی که، اون رفیقت باکوتو داره که هیچی
حالا در هر حال پولدار میشیم
!بابا. هی
بله؟ - تو به دنی بدهکاری -
اون از دست هند آزادت کرد
خب، برای مراسم ختمش گل میفرستم
تو از موقعی که دنی برگشته داشتی فریبش میدادی، درسته؟
اوه، نه، از خیلی قبل تر از اون
نه بابا، خیلی قبل تر از اون
کانال تلگرام تیم ترجمهی ایران فیلم @IranFilmSub
با خدا
ببخشید
این بهترین موقع برای پاییدن من نیست
حداقلش عکس قشنگیه
برات چندتا کفشم گرفتم
قاچاق مواد مخدر؟
.و پولشویی فکر میکنن داشتی از رند به عنوان پوشش استفاده میکردی
.من عملیات گائو رو تعطیل کردم من مواد مخدرو از رند آوردم بیرون
...ببین، میدونم، ولی میگه
برام مهم نیست چی میگه
فقط میخوام بدونم چرا هارولد داره اینکارو میکنه
لحظه ای که من آزادش کردم، از پشت بهم خنجر میزنه؟
نباید دیگه بری دنبال این چیزا
به جای خوبی نمیرسونتت، باور کن
خیلی عوضیم
حتی نپرسیدم حالت چطوره
خوبم، فکر کنم
اینا همش یه جورایی کلافه کننده ست
فرار کردن از دست اداره مبارزه با مواد حواس پرتی خوبی بود
خوشحالم که تونستم کمک کنم
هر لحظه ای که فرار میکنیم همون لحظه ای که باید دوباره مبارزه کنیم
باید چیکار کنیم؟
ببینیم این اداره چه مدارکی بر علیه من داره
و ببینیم چطور میتونیم ابطالش کنیم
باید با هوگارث تماس بگیرم
خیلی خب. باشه
ولی بهتره مستقیما باهاش تماس نگیریم
نمیدونیم اداره داره کجا ها رو نگاه میکینه
به یه پیام رسون احتیاج داریم
هی
بهم گفتن یه چیزی رو بهت بدم
یه مشتری بهت نیاز داره
5 دلار دقیقا دو ثانیه برات میخره
لطفا، بگیرش
جی مانی
میتونم ببرمت پیشش
ببین کی رو پیدا کردم
به عنوان یه مامور دادگاه باید بهت بگم که خودتو تسلیم کنی
نه، البته که نه
تو یه میلیارد هستی که اتهام های قاچاق مواد زیادی بهت زدن
فکر کنم بهتره بری کلمات ممنوع الخروج رو روی پیشونیت بزن
تو تسلیم بشی، آخرش توی یه سلول زندان سر در میاری
برای 6 تا 12 ماه قبل از اینکه حتی دادگاهت تشکیل بشه
باور کن، سیستم قضایی جرم ما داغونه
ببین، فهمیدی اداره چه مدارکی علیه دنی داره؟
ببخشید. شما کی هستی؟
کالین وینگ
.اوه، چه خوب یه مجرم فراری دیگه
اداره مبارزه با مواد مخدر جفتتون رو مسلح و خطرناک میدونه
اگه ببینتون حتما بهتون شلیک میکنن
کالین، تو متهم شدی به حمله
منع قانون و مدد دادن به یه مجرم فراری
پس خودت یه مشکلاتی که داری که روش تمرکز کنی
لعنتی - ببین، چیزی نیست -
لطفا بذارش روی جرم های من
اداره، اونا اینو بهم دادن
اینا از تبلت هند هستن
چی، تو قبلا این مدارکو دیدی؟
عوض شدن
احتمالا کار هارولد میچم بوده
میدونی. پس میدونی که زنده ست؟ همین الان دیدمش
کجا؟
شرکت رند. اتاق وارد
وارد تلاش کرد که بهم هشدار بده که هارولد داره زنگ میزنه به اداره مبارزه با مواد مخدر
..میدونی، من کاش میتونستم بگم که غافلگیر شدم
ولی وقتی که توی رند کار آموز بودم
خیلی سریع یاد گرفتم که به هارولد اعتماد نباید کنم
فقط... فقط در تعجب بودم که
.چرا مرگ خودشو این همه سال جعل کرد - جعل نکرد -
اون واقعا مرد
بیا یه لیست از حرفایی که دیگه دیگه حق نداری بزنی بسازیم
از اون حرفت شروع میکنیم
حالا، اگه هنوز تبلت رو داری، میتونم تحلیلش کنم
شاید بتونم ثابت کنم که مدارک جعل شده
دادمش به هارولد
اون موقعی که انقدر احمق بودم که فکر میکردم اون طرف منه
کار دیگه ای هست که بتونیم بکنیم؟
اونجوری که من میبینم، تو یه سه تا انتخاب داری
میتونی... برگردی به زانادو
یا همون گوری که 15 سال اونجا بودی، و عقبتم نگاه نکنی
و یا میتونی خودتو تسلیم کنی و اینو تو دادگاه بررسی کنیم
ولی بنا برا مدارک بهترین کاری که میتونم بکنم درخواست معامله برای میزان حبسه
و سومین انتخاب چیه؟
ثابت کنی که بیگناهی
اون مدارک دیجیتالی هستن
احتمال زیاد یه جای دیگه کپی شدن
به نظرت دیگه کی میتونی داشته باشه از اونا؟
آره
اونا آدمی که حتی از هارولدم کمتر بهش اعتماد دارم
چیزی میشنوی؟
نه
ساکته
خداقل 50 نوجوون اینجان
سکوت آخرین چیزیه که باید باشه
فکر میکنی متروکه ست؟
یعنی، ما رهبرشون رو کشتیم
شاید فرار کردن
فقط یه راه برای فهمیدنش هست
کجا ممکنه رفته باشن؟
نمیدونم
خیلی چیزا هست که نمیدونم
بیا
گائو؟
اینجا ولت کردن؟
بدون غذا؟ بدون آب؟
من بیشتر از اینجا رنج کشیدم
صفحه های فلزی روی پنجره ها هست
میتونستی فرار کنی
و دیدار با تو رو از دست بدم؟ اصلا من منتظر این موقع بودم
انگار مضطربی، دنی رند
به اطلاعات نیاز دارم
چرا باید بهت اطلاعات بدم؟
چون اگه نگی، سرتو میبرم و به خورد موشا میدم
این اصلا خوب نیست
باید به اون تبلتی کهازت گرفتم دسترسی داشته باشم
من همه اون اطلاعتو از کامپیوترم حذف کردم
.دیگه کپی نیست - نه -
داری دروغ میگی
من هیچوقت بهش دروغ نگفتم
تو هم میتونی همینو بگی؟
چیزی که میخوام رو بهم بگی
خیلی واضحه که چرا آیرون فیست ضعیفی هستی
تو مسیر خودت رو درک نمیکنی
انرژیت انقدر با حس گناه کثیف شده، با اینجال تو نمیخوای باهاش روبرو بشی
و من چه گناهی به گردن دارم؟ - مرگ پدر و مادرت -
اصلا با عقل جور در نمیاد
تو مرگ جفتشون رو دیدی
با اینحال، تو یه مو از سرت کم نشد
چندشب بیدار مونی و با خودت فکر کردی چرا من زنده موندم؟
که چی؟ من فقط یه بچه بودم
"یه بچه که با آتیش تماس داشته " اینجوری نیست؟
و اون بچه الان بزرگ شده
و گناه حس خیلی ناخوشایندیه، درست نیست؟
خیلی راحته که توی شعله های خشم بسوزونیش
No comments yet. Be the first to leave one.