The IT Crowd - Fifth Season

The IT Crowd - Fifth Season

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

The IT Crowd (2006) - S00E04 - The Internet Is Coming (1080p AMZN WEBRip x265 Panda)
The IT Crowd The Internet Is Coming PROPER DVDRip x264-aAF
En kommentar af skeletonmage

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
x264
Udgivet den: 2020-04-28
Downloads: 36
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

کی صاحب دستکش بی‌نهایته؟ - .ثانوس -

اسم پدر «ثور» چی بود؟ - .«اودن» -

.می‌بخشی «ماس»! دیگه واقعاً باید برم

!!!چندتای دیگه!!! چندتای دیگه

.نه! نه! شرمنده! همینقدر بسش بود

!خیله‌خب، عزیزم! بعداً می‌بینمت، بای‌بای

!وای - دیدی؟ -

عجب اطلاعاتی درباره‌ی !دنیای سینمایی مارول» داشت»

!می‌دونم - !خب! بفرما -

بالاخره دختری پیدا کردی که منم .می‌تونم باهاش بده‌بستون داشته باشم

!آره، نه، از این حرفا نزن

.ببخشید، ولی خیلی برای خودمون ذوق کردم

!نه

،اگه تا تهش نره

.حساب نیست

!هی! مو قرمز! بیا کنار !بیا کنار! این مشتری خودمه

.خودم نوکرتم هستم

.برو کنار! برو کنار! ایشون مشتری خود خودمه

!سفته - !چقدر زورت زیاده -

!آخ - !آها! آره! آره -

.داره سر میره

!مهمون ما

!وای خدایا - .از وجود تو بهم الهام می‌شه -

!روز خوبی داشته باشی - !و همچنین، ممنون -

!خداحافظ

ماس، کلیپ این بچه‌هه که فرانسوی حرف می‌زنه رو دیدی؟

.ساعت ده و نیم توی اینترنت پخش شد؛ معلومه که دیدم

.من حتماً دستشویی بودم

!آها، جن! یه خبر جالب

...الان دومین قسمت از برنامه‌ی

.نقدم درباره‌ی بازی تخته رو آپلود کردم

می‌خوای ببینی؟

!چقدر زود

...انگار...همین دیروز بود

.مجبور بودیم قبلی رو تا آخر ببینیم

!سه ماه پیش بود، جن - واقعاً؟ -

انگار همین الان تموم شده باشه. روی! شنیدی؟

.ماس، برنامه‌ی نقد بازی تخته رو دوباره درست کرده

.من نمی‌بینما. من دوباره نمی‌بینم

یا پیغمبر! مجبور که نیستیم تماشا کنیم، ها؟

.دیروز بود، قبلی رو تا آخر دیدیم

.اون سه ماه پیش بود - !پناه بر خدا -

.وای! آدم حس می‌کنه همین الان تموم شده

.خیلی خسته کننده بود

.دیوانه کننده بود اصن .اصن دیوانه‌وار خسته کننده بود

.روی که طرفدارش نیست؛ ولی تو گفتی خوشت اومده بود

قهوه از کجا گرفتی؟ - .یه جای تازه -

خوبه؟ - !خیــلی خوبه -

:دقیقاً گفتی -عین عبارتت

«حتماً باید قسمت بعدی رو نشونم بدی، ماس»

!واقعاً؟ من گفتم؟ یا خدا

...آخ! از محضرتون معذرت می‌خوام

.تماس از عشقمه، از طبقه‌ی هفتم

خوب پیش میره؟ - !وای، آره -

.مث پروانه دور این دختره می‌گرده

.خیله‌خب پس! خیلی زود تموم میشه

.هی! به عرضتون برسونم که «آلیس» دیوونه‌ی منه

.فکر می‌کنه من از نظر احساسی هنرمندم

خب این ینی چه؟

.خب...گفت از نظر احساسی در طیف هنرمندانه قرار می‌گیرم

.فکر کنم منظورش اینه که...من درباره‌ی احساساتم خیلی خلاقیت دارم

.و اینکه خیلی با نیازها و خواسته‌هاش همراه و همگامم

.آخ! قطع کرد. همش همینطوری می‌شه

...خیله‌خب! اگه گفتم تماشا می‌کنم

.پس انگار مجبورم همین کارو بکنم

!به این می‌گن روحیه، جن - .بذار که زودتر تموم شه بره

!خب، ذهنتو باز نگهدار

...می‌دونم قسمت اول خیلی درباره‌ی «اصول و پایه» بود

...ولی فکر کنم از «اپیزود» جدید خیلی لذت ببری

.یا بهتره بگم «وب‌ـیزود»؛ اگه ترجیح می‌دی

.ترجیح نمی‌دم؛ هیچکس نمی‌ده

.زود باش! زود باش! زودتر شروع بشه، زودتر تموم می‌شه

.بازی تخته

...بازی...بازی...بازی

...بازی - .تخته -

...بازی - .تخته -

...بازی - .تخته -

.تخته

.تخته...تخته...تخته

!سلام! به برنامه‌ی «بازی تخته» خوش اومدید

...امروز در برنامه، همه‌جور

...!خب، رفقا

چه چیز جدیدی برای برنامه داریم؟

رفقا؟ - ...من -

،من بازی «بنادر اِسِن» رو بازی کردم

...که یه جور بازی تجارت استراتژیکه، و هر بازیکن

...نقش یه تاجر بندر ماهیگیری دانمارکی

.در قرن شونزدهم رو بازی می‌کنه

...و برای تنوع

...من رفتم سراغ

...گسترش «تاجر منسوجات»

.نسخه‌ی نورفولک

دو بازی ساخت «رینر کینیتسکی»؟

...محکم سر جاتون بنشینید که قراره

!بیاید درباره‌ی اجزای بازی حرف بزنیم

نباید قبل از اجزا، درباره‌ی نقش‌ها صحبت کنیم؟

.اگه اجزا رو قبل از نقش‌ها بگیم، دیگه معنی نمی‌ده

!یادت نره این بخش صحبتو از برنامه حذف کنی

چی؟ - ...نذار اصلِ برنامه -

چقدر طول می‌کشه؟

.حتی شنیدنش هم خیلی بده. نیاز دارم دیگه نشنوم

.ببخشید ماس، دیگه نمی‌تونم. قابل تحمل نیست

داری کجا میری؟

.به قهوه‌ات حسودیم شد - به معنی واقعی کلمه نمی‌تونی تماشا کنی؟ -

.به معنی واقعی نمی‌تونم تماشا کنم

خب چیکار کنیم که بهتر بشه؟

...خب... نمی‌خوام چیزی بگم

.که احساساتتو جریحه‌دار کنه

.ایرادی نداره؛ تحملشو دارم، جن .پسر بالغ» ـی ام»

.خب، می‌گم که، سرعتش کُنده .خیلی کند

.باشه؛ خوبه. آره، یه ذره کنده .می‌تونیم یه کاریش بکنیم

.و بعدش، فک کنم بهتره بگم افتضاحه

.هم کنده، هم افتضاحه

...اگه یه دوست، نظرمو دربارش بخواد

...می‌گم برنامه‌ی کند و افتضاحیه

.فقط می‌تونم یک دقیقه‌اش رو ببینم

کمکی کردم؟

.اِوا! خیلی کمک بزرگی کردی

...«خدایا! «کند»...«افتضاح

«فقط می‌تونم یک دقیقه‌اش رو ببینم»

...پس خیلی کار باید روش بکنیـ

...بذار ببینم بازم می‌تونم کمکی بکنم - !آخ، بازم هست -

.آآآ...هیچ کدومتون به درد جلوی دوربین نمی‌خورید

«هیچکدوممون» - .صداهاتونم خیلی روی اعصابه -

«صداها روی مخه»

.گمون کنم بخاطر اینه که اصلاً اعتماد به نفس ندارید

«بدون اعتماد به نفس»

.اگه یه چیز لازم داشته باشید، اعتماد به نفسه

!اعتماد به نفسه» صد البته»

...خب، جن! فقط می‌تونم ازت تشکر کنم؛ بازم

...یه چیز دیگه اینکه - !!!من دیگه گوش نمی‌کنم -

.داگلاس، حقا که درست شدنی نیستی - من درست شدنی نیستم؟ -

...تو «ریموند پیترفلو»یی

.صاحب بهترین رقاص خونه‌ی سوهو

!اگه کسی درست شدنی نباشه، اون تویی؛ خون‌آشامِ پورنوی اودکلونی

.خون‌آشام پورنوی اودکلونی»، خوشم اومد»

پس نظرت اینه که 500 هزارتا از اینا رو بفرستی لندن رو دور بزنن؟

.همینو گفتم - .هم سکسیه، هم باکلاس -

.اینم کار ساده‌ای نیست

.این سر زبونا می‌افته حتماً

!منو یکی از سهامدارای راضی به حساب بیار

...صحیح! آها، پنجشنبه شب، مهمونی بزرگی داریم

.اگه دوست داری بیا

.آخ، لعنتی! قراره توی برنامه‌ی «میلیونر مخفی» شرکت کنم

.گور پدرش! کنسلش می‌کنم. بذار به منشیم بگم

!«سلام، «جون - !«جِن» -

!من منشی شما نیستم، آقای رنهلم

.می‌خوام برنامه‌ی میلیونر مخفیمو کنسل کنی

.منشیتون نیستم. نمی‌دونمم با کی تماس بگیرم

!هر چی دوست داری بهشون بگو. از هنر همیشگیت استفاده کن

...منشیتون نیستم. من منشی شما نیسـ

.آخ، ببخشید! فکر کردم اینجا توالته اینجا قبلاً توالت نبود؟

.چرا، بود. دفترمو به اینجا منتقل کردم که به توالت زنونه نزدیک‌تر باشم

.باید بگم اون علامتو از روی در بکنن

تو مشکلت چیه، «راس»؟

قهوه‌ی مُکای کوچیک، لطفاً - قهوه‌ی مُکای کوچیک، لطفاً -

!خیلی‌خب

.یا...متوسط

.می‌دونی چیه؟ نظرم عوض شد. متوسط می‌خوام

پس کوچیک نمی‌خوای؟

...کوچیکم بد نیست. کوچیکم خوبه. مث همن؛ خب من

...آره، مُکای کوچیک می‌خوام؛ دوست کوچولو

!دوست عزیز. دوست عزیز کوچیک

.خیلی‌خب! همین‌ الان آماده می‌شه

!خیله‌خب

خوبه؟

...یا حضرت

!ممنون بابت آب جوی گازدار بدون الکل

.«فکر کنم می‌تونی فقط بهش بگی «آب گازدار

.آره

خب، راس! از دنیای کامپیوتر چه خبر؟

یا بهتره بگم «دنیای پی‌سی» به قول خودتون؟

!ما بد نیستیم؛ ممنون، آقای رنهلم

.واقعاً بد نیستیم

!ما» رو بذار کنار» !منظورم خودتی، راس

خودت خوشحالی؟

!بد نیستم؛ ممنون، آقای رنهلم

.ببین! من رئیست نیستم

.ما دوتا مردیم که داریم دوستانه زر می‌زنیم

!خب، حالا راستشو بهم بگو

...خب، گمون کنم گاهی وقتا

.حس می‌کنم یه مقدار اعتماد به نفسم پائینه

.می‌دونم؛ فکر مسخره‌ایه

.نه! یهو یادم افتاد چقدر صدات خنده‌داره

.ببین، راس! می‌خوام یه چیزی بهت بگم

.اعتماد به نفس، یه حقّه داره

به من نگاه کن! چی می‌بینی؟

.مردی که تجارت موفق پدرش بهش ارث رسیده

.انقدرام موفق نبود - .خیلی هم موفق بود -

.خیلی موفق‌تر از چیزی بود که الان هست؛ اینو مطمئنم

.خیله‌خب!‌ خیله‌خب! جواب درست بده

.جوابی رو بده که من می‌خوام

!بگو مرد با اعتماد به نفس - .یه مرد با اعتماد به نفس -

.همیشه اینجور نبودم

.یه زمانی منم مث تو بودم. ولی بعداً رازشو کشف کردم

.راس، می‌خوام بهت بگم اون راز چیه

.ولی باید بین خودمون بمونه

.گوش‌هامو با خودم به گور می‌برم

...دو کلمه‌اس

.شلوار زنونه

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left