De første 200 linjer.
Southland 2x03 U-Boat Original Air Date on March 16, 2010
Tranlated By: .:: greatR ::. 6.june.2014
:آنچه در"سوتلند"گذشت .بوي الكل ميدي
!از دو روز پيش مونده
.گزارش بده .يا گزارش ميدي يا من ميدم
.ميدونم برميگردي،همكار- .آره-
يه دقيقه وايسا،تو كيي؟- .من"رنه كوردرو"ـم،همكار جديدت-
.گفتي تا وقتي"راس"برگرده ميتونم تنها كار كنم
.مطمئن نيستيم كه"راس"برگرده
!دويي"،بس كن.درست عين بچهها"
!"دويي"
،دير يا زود ...هر افسر پليسي
.ياد ميگيره كه نميشه همه رو نجات داد
فكر كنم همه چي رو به راهه،خب؟
...فقط فكر كردم يه چيزي شنيدم
.بايد مطمئن بشم
.خب،ميخوام بري تو وان حموم
.اگه مجبور شدي از اين استفاده كن
.بگيرش
.دنبال يه بيخانمان كه سل داره ميگرديم
.يه پتوي نارنجي باهاشه
.بيشترتون به اسم"جو"بيخونه ميشناسينش
،اگه ديدينش .نزديكش نشين
.با بخش سلامت تماس بگيرين
.اونا ميان ميبرنش
.خب،"كوپر"و"شرمن"رو"اي-43"كار ميكنن
."گارسيا"و"مونتيا"رو"اي-91"
.بكر"رو ميز اول" ."پارك"،تو توي"يو-2"
.برون"،ميري اتاق تداركات"
.كار پيش پا افتاده نميخوام
،مشكل داري .بعد جلسه منو ببين
.كنترل حيوانات ميخواد امروز گشت بزنه
.اگه پشتيباني خواستن،انجامش بدين
واسه چي منو ميفرستي اتاق تداركات؟
.به نفع خودته
.اون بيرون جات امن نيست
.فعلاً،تو تداركات هستي
.تو گفتي"دويي"رو گزارش بدم
كار درست رو انجام دادم و حالا آدم بده منم؟
.عجب مزخرفاتي
.برو ماشينُ روشن كن
....دويي"تو"پالمز اسپرينگ"در تعطيلات با حقوقه
انگار آدم مشهوريه و من اينجا تو اتاق تداركات گير ميكنم؟
."تو گفتي گزارش بدم،"جان
.مجبورم كردي- .باشه-
.خودم كليدهاشُ دارم
.من ميبرمش
.تنها گشت ميزني
.دفترتُ امضا كردن
.ميتوني تنهايي بري
،اولين باريه كه بدون همكار ميري
.پس دقت كن
.آره،باشه
.كار خطرناك نكن- .آره
.باهوش باش- .مم-
.آموزشهات يادت باشه- .آره-
.دستها...حواست به دستها باشه
.باشه،بابا
.هي
.ممنون
.الان تشكر نكن
!اصلاً خندهدار نيست
.نيسي جيمز"،لطفاً"
هي،"نيسي"،تو زنگ زده بودي؟
!وا!هي،باشه
.ببين،ببخشيد
فقط...سرم شلوغ بود،باشه؟
.قول ميدم،امروز ميام اونجا
.بيخيال.يه دقيقه صبركن
،معلومه كه بهش اهميت ميدم خب؟
.فقط مشغولم
مردم هنوز همديگه رو ميكُشن،خيله خب؟
.باشه،باي
.تا حالا نشنيده بودم از كسي معذرت بخوايي
.اونقدرم خوب منو نميشناسي
به خاطر چي متأسفي؟
.يه مورد از چند مدت پيشه
،"يه بچه پيدا كردم،"جيمي ...تو خيابون تنهايي چهار دست و پا
.راه ميرفت
...باباش گذاشته بودش تو يه كارتن
.و جلوي يه نيروگاه برق ولش كرده بود
.فكر كرده اشكال نداره اونجا ولش كنه- .نه بابا-
.آره ،"ولي مادره،"بريانا
،واقعاً بچه خوبيه
.پس به خدمات خانوادگي گفتم عضو تيمشون ميشم
.ميدوني،كمك كنم تصميم بگيره،از اين چيزا
...به هرحال،يه قرار بازديد داره
...و بايد برم اونجا و مطمئن شم...
.درست حاضر شده و كارهاي"جيمي"رو كرده باشه
ميخوايي بيايي؟
،آره،يعني ميشه اين كارو بكنيم؟
،از ديشب هيچ جنازهاي نداشتيم
.پس ميشه
.باشه،بريم
.يه دقيقه وقت بده
."آره،اتاق"راسل كلارك
ميشه بهش بگين همكارش زنگ زده؟
.خيلهخب،مرسي
هي،"جري"،آهنگ گوش ميدي؟
.حواسم بهت هست
--"جدي گفتم،"كوپ .مرسي باهام اومدي
ميدوني چقدر بده؟
،همه از دستم عصبانيين .انگار يه موشم
اوه،ول كن،بسه،باشه؟
.سرپيكو"كه نيست"
.واسه اين نيست كه هيچكس نميخواد با تو گشت بزنه
.معلومه كه واسه همينه
نه،نيست،باشه؟ نيست،خيله خب؟
،تو يه پليس مزخرفي باشه،"چيكي"؟
،قبلاً پليس خوبي بودي .ولي ديگه نيستي
،ميدوني ،هرچي ميخوايي درمورد"دويي"بگو
،ولي،مرد،اون،اون همونجا متهمت ميكرد
!همونجا
.تو،سالها پشتش قاييم شدي
...بايد خيلي وقت پيش به زور
،ميبرديش ترك اعتياد .ولي نبردي
،حالام نميدونم چه بلايي سرت اومده
.ولي هيچ چيزت مثل اون دختري كه اول ديدم نيست
!هي
.هي
!هي!هي
.وا.قطعش كن
حالت خوبه؟
.آره
.خوبم
والدينت خونهن؟
.فقط بابام
چي ميخوايي؟
آقا،ميشه توضيح بدي چرا بچهت اينجوري لباس پوشيده؟
.به تو ربط نداره
.به نظر ناراحته- .آره-
...خب،بايد قبل از اينكه
...بذاره اون عوضيها..
...يه كفش100دلاري جديدُ از...
.از تن نحيفش در بيارن فكرشُ ميكرد
،رفتارت مثل ترسوهاست .لباستم بايد مثل ترسوها باشه
تا چند وقت ميخوايي مجبورش كني اين كارو بكنه؟
.تا وقتي خوشم بياد
مشكل داري؟
.آره،دارم
.پس،دستگيرم كن،آشغال كوچولو
فكر ميكني تحقير كردنش راه حله؟
،ببين،بچه قرطي
.چرا گورتُ از اينجا گم نميكني
.اينجا ملك خصوصيه
،خيلي عوضيي ميدونستي؟
،بهت دست زد .زنگ بزن
.چمنها رو بزن
.آره،ولي قفلها رو عوض كردم
پس،فكر ميكني چطوري اومده تو؟
.نميدونم
.واسه همين خيلي ازش ميترسم
...من...آم،واسه يه
،مصاحبه شغلي چند ساعت بيرون بودم
،و وقتي برگشتم دوشم باز بود
.و اين حولهها رو كف زمين بودن
...و
.و اين
.روش شاشيده
.واو
درسته؟
.ازش مي ترسم
.كلاً ازم عقده داره
چند وقته با هم قرار ميذارين؟
.حدود 6ماه
...واسه همين خيلي بده .اونقدرم زياد نبود
،و بعد،يه دفعه خُل شد
.اخراجم كرد
.و تو دنياي پخت و پز خيلي كله گندهس
."توماس سورنسن"
.آره،آره،ازش شنيدم
درسته؟
آب؟
.نه،ممنون
...به هر حال،بعداً فهميدم
.همينجوريه
.يعني،سابقه خشونت با زنها داره
.ميدونم قبلاً زنهاي ديگه رم تهديد كرده
خب،حكم حفاظت اختصاصي گرفتي؟
،نه،يه حكم اضطراري حفاظتي گرفتم
.چون اول اينو بهت ميدن
،ولي هربار خواستن بگيرنش
،كسايي كه تو آشپزخونهش كار ميكنن .ازش محافظت كردن
!حتي نميتونم برم سر كار
،چون يه عالمه شايعه برام بافته
!و اين خيلي احمقانهس چون من آشپز خيلي خوبيم
.ببخشيد- .اشكال ندره،چيزي نيست،مشكلي نيست-
،خب،ببين،من اينو پر ميكنم ،شما امضا ميكني
و اينجوري ميتونيم رسميش كنيم،خيله خب؟
.يه شكايت نامه بنويسيم
باشه؟
.خيله خب
.اينجا رو امضا كن
.يكي از اينا هم بهت ميدم
،خب،اگه اتفاقي افتاد ،به پليس زنگ بزن
.ولي...ميتوني به منم زنگ بزني
.ممنون
.آره
."بن"
."ممنون،"بن
No comments yet. Be the first to leave one.