De første 200 linjer.
ت
تی
تیم
تیم ت
تیم تر
تیم ترج
تیم ترجم
تیم ترجمه
تیم ترجمه پ
تیم ترجمه پر
تیم ترجمه پرو
تیم ترجمه پروم
تیم ترجمه پرومو
تیم ترجمه پروموو
تیم ترجمه پرومووی
تیم ترجمه پروموویز
تیم ترجمه پروموویز ت
تیم ترجمه پروموویز تق
تیم ترجمه پروموویز تقد
تیم ترجمه پروموویز تقدی
تیم ترجمه پروموویز تقدیم
تیم ترجمه پروموویز تقدیم م
تیم ترجمه پروموویز تقدیم می
تیم ترجمه پروموویز تقدیم میک
تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکن
تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند
..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞P
..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞Pr
..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞Pro
..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞ProM
..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞ProMo
..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞ProMov
..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞ProMovi.
..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞ProMovi.i
وینچنزو
پائولو شما رو فرستاده؟
شاید
...پائولو بهم گفت
...اگه حاضر بشی بهش احترام بذاری
جوری بکشمت که بدون درد بمیری
پس پیام منو هم به پائولو برسون ...بگو، حتی بعد از مرگم هم
بهش احترام نمیذارم
اینزاگی؟
اینزاگی
پشت بوم رو مرتب کردی؟
خب، اره- خوبه-
صبر کن بریم توی دفتر مشروب بخوریم؟
پشت بوم پر از کثافتِ کبوتره
بده من بیارمشون
مطمئنم اینزاگی و رفیق رفقاش بودن
اینزاگی از اون کبوترا نیست
مطمئنم کبوترای دیگه بودن برای اینزاگی حرف درنیار
یه وقت بهش برمیخوره
کتت چی شده؟
حتما وقتی داشتم میزو جابجا میکردم گیر کرده به میخ، پاره شده
چرا تنهایی جابجاش کردی؟ خب وایمیسیم مشروب میخوریم
خانم هونگ- بله؟-
زانوهام درد میکنن
بشینیم بخوریم دیگه، خب؟
باشه
فایلی که از اون گالری برداشتیم رو برای دادستان جونگ فرستادی؟
اره، حتما الان داره میره که دستگیرش کنه
عالیه
چرا اون مراسم احمقانه رو برگزار کردی و کلی دردسر به بار اوردی؟
!این گالری زمینِ بازیت نیست
ببخشید
من مستحق مرگم
با مرگ تو این وضعیت تموم نمیشه
...من
ساکت شو
دارم فکر میکنم
خیلی مسخرهس هیونگنیم
این زن یه ذره هم فکر نمیکنه لعنتی
قبل از اینکه ممنوعالخروج بشید باید کشور رو ترک کنید
چرا؟ کجا بره؟
من تقصیراشو گردن میگیرم چرا خودشو اذیت کنه؟
تموم مدارکی که دارن علیهِ شماست و به شما اشاره دارن
میتونن از طریق ادرس ای پیِ گالری به خونهتون برسن
معاون رئیس
اولین پرواز به سمت نیویورک رو واسم بگیر
چشم
...قبل از اینکه برم
میخوام جسد وینچنزو رو ببینم
چشم فعلا اینجا رو راست و ریس کردیم
...اما توی سوابق تماسِ یکی از تلفن همراهها
شمارهی چو میونگ هی رو پیدا کردم
باشه، افرین همه چی رو جمع و جور کنید
بله، اقای مشاور- هی، لوکا-
شمارهی ناشناس
بازم شکست خوردن
انگار دیدنِ جسد وینچنزو خیلی سخته
اسم خودشون رو گذاشتن ادمکُشهای مافیا؟
"شبیه دزدای "تنها در خانهن !این پرها چیان اخه
...خانم وکیل
چو میونگ هی
ببخشید، بیاید بریم فرودگاه تا اونجا همراهیتون میکنم
جلوشون رو بگیرید
بیخیالشون
حکم بازداشت
خودم شخصا اومدم تا این روز تاریخی رو رقم بزنم
انگار خیلی خوشحالید
چرا نباشم؟
ببریدش
به محض اینکه اماده شدم میام دنبالتون
اینزاگی
واقعا داشتی لطفمو جبران میکردی؟
اره؟
واقعا؟
...مگه میشه اخه
چطور ممکنه یه کبوتر جون یه ادم رو نجات بده؟
این خبر فعلا نباید جایی درز پیدا کنه
جانگ هان سوک دستگیر شده
دادستان جونگ قراره فردا صبح توی یه کنفرانس خبری اعلامش کنه
افرین
قشنگه
ایگو خیلی ممنون
نامه هم نوشتید؟
عه ...اینو
توی خونه بخونید
سلام- سلام-
سلام- اومدید-
...خانم هونگ، مطمئنا
همش به خاطر ما بود که رئیسِ بابل دستگیر شده، نه؟
بله، به لطف کمکاتون تونستیم رئیس جانگ رو گیر بندازیم
دادستان جونگ کنفرانس خبری ...دربارهی تحقیقاتش علیه بابل رو
خب دیگه، داره شروع میشه- الان شروع میکنه-
سلام- اومدش-
دادستان جونگ این کوک از دفتر دادستانی سئول بخش نامدونگبو هستم
!این هم از این
طی سال گذشته دربارهی شش اتهام وارده به گروه بابل تحقیق کردم
تمامی این اتهامات به فساد و کارهای غیرقانونی برمیگشتن
این اتهامات سیستم قانونی و سیستم اقتصاد ملی رو نقض کرده بودن
افرین همینه
قشنگ زد تو خال
اما الان باید حقیقت رو بهتون بگم
...اون موقع که جانگ گوک هان رئیس بود
میخواستم یه اسم و رسمی برای ...خودم دست و پا کنم
و توی تحقیقاتم خیلی زیاده روی کردم
اینطوری شد که تنزل رتبه پیدا کردم
احساسات شخصیم بهم غلبه کردن
...میخواستم رئیس جانگ هان سوک رو با مدارکی
که رسمیت نداشتن متهم کنم
چی داره میگه؟ خل شده؟
با اتفاقی که دیروز رخ داد ...پامو از گلیمم درازتر کردم
و به گروه بابل خسارت وارد کردم
اون واقعا اقای جونگه؟
انگار دیگه طرف ما نیست
پس بهمون خیانت کرد؟
این کنفرانس خبری رو برگزار کردم تا ...به اشتباهاتم اقرار کنم
و اعتمادِ از دست رفته به دفتر نامدونگبو رو برگردونم
از این بعد بدون اینکه اجازه بدم ...احساساتم بهم غلبه کنن
به مردم کشورم خدمت خواهم کرد- فکر نمیکردم اینطوری بشه-
اگه توی یه سریال همچین ...اتفاقی افتاده بود
مردم میگفتن الکیه
...به علاوه
همشون با هم اعتراض میکردن- ...بلند پروازیِ من-
باعث شد رئیس جانگ هان سوک از شرکت بابل بدجوری صدمه ببینن
میخوام به خاطر تموم کارهام معذرت خواهی کنم
عیبی نداره
میدونستم اخرش اینطوری جلومون کوتاه میاد
اشغال خود شیفته
کنفرانس خبری دفتر نامدونگبو در مورد تحقیقات روی شرکت بابل
!از منم باید معذرت بخوای ...مرتیکهی دندون گرد
نگاش کن چه تعظیمی هم میکنه
...از امروز، بابل از تمامی اتهامات تبرئه شده
و تحقیقات متوقف خواهند شد
بابت سردرگمی پیش آمده برای مردم عذرخواهی میکنم
خانم هونگ
آیگو
بذار بعدا بریم سراغش
باید برم یکی بخوابونم تو گوشش
به هرحال که ما رو نمیبینه
بعدا میریم
این دیگه آخرشه
کسی که مثلا از بابل متنفر بود چطوری تونست یه شبه جبههشو عوض کنه؟
چرا فکر اینجاشو نکرده بودیم؟
از خنجری که به سمتت پرت میشه میتونی جاخالی بدی
ولی از خنجری که نمیبینی، نه
عصبانی نیستی؟
عصبانی؟
خونم به جوش اومده
ولی به همچین موقعیتهایی عادت دارم
کاری میکنم تقاصشو پس بده
به هر قیمتی شده، باید تاوان بده
اگه نسبت به خیانتکارا احساساتی واکنش نشون بدیم نهایتا خودمون آسیب میبینیم
هرچی اون خیانتکار، آدم گندهتری باشه
ما هم باید محتاطتر باشیم
تو که میخواستی آخرش این کارو بکنی چرا انقدر شدید برخورد میکردی؟
به خاطر رفتارم عذر میخوام، قربان
فعلا به صورت فورمالیته، دو هفته از کار تعلیقی
یه استراحتی بکن
وقتی برگردی سر کار، ترفیع میگیری
...دفترتم
دفتر آقای سو مال تو. فکر کن خونه خودته
بله. ممنونم
چیز دیگهای نیاز داری؟
میشه واسه خودم و خانوادم محافظ بذارید؟
ممکنه مافیا روم اسلحه بکشه
قرار نیست بریم؟
میدونین که من امروز یه مدرک موثق گیر آوردم، نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.