De første 200 linjer.
به کیک نگاه کن ،این خیلی قشنگه
حدس میزنم داره بهش پیشنهاد ازدواج میده - حدس می زنم اینطور باشه -
این خیلی زیباست
هی
هی اشتباهی گرفتی
این نیست؟ - نه -
اینجا
متاسفم
متاسفم
این خیلی زیباست - من حسودم -
حدس می زنم اونا باشن - این چیه؟ -
خوبه - متاسفم -
این خیلی زیباست - من حسودم -
خیلی قشنگه - این چیه؟ -
سو جین با من ازدواج میکنی؟
بگو آره
بگو آره - بگو آره -
برای من ازدواج یه امر طبیعیه که وقتی زمانش رسید انجامش میدم
مثل اینکه چطور گلها تو بهار شکوفا میشن
و فصل بارندگی چطور بارش های تابستونی رو به ارمغان میاره
این مسیر طبیعته
با نزدیک شدن به فصل بارندگی
نوسانات گرمای شدید رو داریم
همچنین هوا تا آخر هفته
که فصل بارندگی شروع میشه گرم می مونه
با این حال، همینطور آب و هوا در حال تغییره
و عدم قطعیت پیش بینی ...آب و هوا زیاد میشه
اون خیلی باحاله
چرا چنین ریسکی می کنه؟
چی؟
من حسودم - اون واقعا باحاله -
خب، اینجا خیلی سر و صدا ست
الان باید بریم؟
باشه
چیزی هست که ما واضح میتونیم ببینیمش؟
به هیچ وجه
چطور ممکنه؟
اونا با هم قرار میذارن؟
تو باید اشتباه کرده باشی
من اونا رو به چشم خودم دیدم
ها کیونگ و شی وو رو دیدم که با هم غذا خوردن و نوشیدن
اونا تو یه تیم هستن
پس این طبیعی نیست؟
و ها کیونگ تیپ شی وو نیست
اون هم تیپ اون نیست
اون هرگز کسی رو که خیلی مغرور و بی پروا ست دوست نداره
دقیقا
قرار گذاشتن این دوتا مزخرفه
آه
من مطمئنم
شی وو و ها کیونگ به هم نزدیک شدن تا اون بتونه برگرده پیش من
چی میگی؟
شی وو اوپا غیر قابل پیش بینیه اما اون هرگز این کار رو نمیکنه
اوپا؟
اونو اوپا صدا کردی؟
اونو پس می گیرم. این اشتباه من بود
به هر حال اون از اون آدما نیست
می بینم. اگه اون نیست
چرا با صورت من این کار رو کرد؟
...به این دلیله که تو - هی -
طرف اون دیوونه رو نگیر
چیه؟
چیزی برای گفتن داری؟
به هر حال اونا با هم نیستن
پس دیگران رو وصل مشکلات ما نکش
من بهت میگم، درسته
اون سعی می کنه برگرده پیشم
....به هر حال، قبلا
آخر هفته می خوای چیکار کنی؟
چی؟ - آخر هفته ما تعطیلیم -
می خوای کاری انجام بدی؟
خوب، من نمی دونم
میخوای فیلم ببینی؟
فیلم ترسناک جدیدی که بیرون اومده خوب به نظر میرسه
خیلی خوب
ما هم میتونیم بریم رانندگی کنیم
این هم خوب به نظر میرسه
یا می تونیم با هم تمرین
دویدن کنیم، نه؟
این هم خوب به نظر می رسه
یا فقط می تونیم بریم خرید مواد غذایی
حتما
چرا به همه چیز بله میگی؟
چی؟ - خیلی بی علاقه به نظر میای -
تو به همه پیشنهادات من بله گفتی
من واقعا با هر چیزی مشکلی ندارم
در واقع، من از قدم زدن با تو خوشحال میشم
من هم همینطور
اما بیا آخر هفته کارای خاص تری انجام بدیم
میخوای چیکار کنی؟
...خوب
خیلی چیزا هست که میخوام انجام بدم
میخوام برم سالن بولینگ که تو تاریکی می درخشه
من می خوام یه سفر به ججو برم
نه، افراد زیادی برای ماه عسلشون میرن اونجا
پس من رد میکنم
چه اشکالی داره؟
یکم احساس خفگی نمیده؟
چی اونجا حس خفگی میده؟
پایان عشق ازدواجه
چنین نتیجه گیری مشخصه که تنها جواب نیست
اما ماه عسل ها مثل اینه که اونا کسی هست که پاسخ درست رو پیدا کردن
همه اینطوری نیستن
اما یکم خفه کننده به نظر میرسه
اینجا بمون. من چیزی برای نوشیدن میارم
باشه - باشه -
قسمت 9 چانگ ما ئه خشک (فصل بارانی)
خدمات آب و هوای نوآورانه سنگ پله ای برای ایمنی عمومی
یه جبهه ثابت تو ساحل جنوبی ججو شکل گرفته
و انتظار میره که بارون از فردا تو ججو شروع شه
سرعت حرکت از جبهه ثابت 35 کیلومتر بر ساعته
که با پیش بینی اولیه ما مطابقت داره
گفتی 35 کیلومتر ؟ - آره -
با این سرعت، بارون فردا عصر تو
کلان شهر شروع به باریدن میکنه درست همونطور که اول پیش بینی کردیم، درسته؟
بله قربان
مطبوعات چطور؟ - آره -
به دلیل موج گرمای طولانی مدت
اون منتظر به فصل بارونی هستن
اینطوره؟
باشه
ادامه جلسه مطبوعاتی طبق برنامه اتفاق میوفته ، بیاین ادامه بدیم
باشه. دفتر ججو؟
خیلی خوب
کار خوبی بود
خسته نباشید - خسته نباشید -
مرکز ملی هواشناسی سیستم کنترل جامع
ممکنه من یک کلمه با تو صحبت کنم؟
با لی شی وو قرار میزاری؟
چی؟
چی گفتی؟
من شما دوتا رو با هم دیدم
شما دوتا تو همون رستورانی که برای نوشیدن
برده بودمت بودین
اوه اون روز
من و شی وو تو یه تیمم
همکارا نمی تونن با هم بنوشن؟
به نظر میرسه که ما قرار میزاریم؟
نه
بوسیدن شما دوتا میگفت انگار تو قرار بودین
تو دیوونه ای
ها کیونگ، تو خیلی تغییر کردی
وقتی با من بودی از نشون دادن محبت جلو دیگران متنفر بودی
اما تو اونو آشکارا تو یه رستوران بوسیدی
میدونستم یه چیزی هست
وقتی شما دو نفر دعوا کردین
به نظرم عجیب بود اون رو کنار کشیدی
پس دنبالت کردم و تو خیلی مهربون بودی
...هی
چطور میتونستم چشمام رو ببندم وقتی زیردستم کتک خورده بود
اونم توسط دوست پسع غیر عادی سابقم؟
غیر عادی ؟ - بله، غیر عادی -
من به طرز وحشتناکی عاشقانه اداری سرم آوردی با تو داشتم
چرا دوباره این کار رو انجام بدم؟ دیوونه شدی؟
..خب اون - ...و -
من هر کی رو میبوسم
به تو مربوط نیست
هی - چیه؟ -
من نگران تو ام
مردا میدونن که مردا چطورن
اون پست، شی وو، یه تند و خشنه
قرار نبود اینو بهت بگم
اما می دونی اون تو عروسی من چیکار کرد؟
اگه انقدر پسر خوبی بودی چرا با یکی دیگه ازدواج کردی
اونم بعد ارسال دعوتنامه های عروسی مون؟
هی، به خاطر یو جین نتونستم کاری بکنم
اما اون ازت استفاده می کنه تا به من پاسخ بده
پس تو نگران منی؟
البته هستم
نه، تو نگران مردمی
که اگه با شی وو قرار بزارم پست سرت حرف میزنن
این هم بخشی از دلیله شه
تو از اون آزار ندیدی؟
هی - چیه؟ -
گم شو
ها کیونگ، تو نمی تونی با اون قرار بزاری
!اون مناسب تو نیست
خدایا، اون یه کم عقله
اون واقعاً سعی می کنه برگرده پیشم
..جدا که
تو خیلی خوشحال به نظر میرسی که تعطیلات آخر هفته رو داری
البته. من این مدته تعطیلات آخر هفته نداشتم
...صادقانه
من کسی رو ندارم که با اون تو روز تعطیل معاشرت کنم
ای کاش یه روز تعطیل آزاد داشتم
وقتی تعطیلات آخر هفته دارم باید تمام روز مراقب بچه هام باشم
باید اونا رو ببرم بیرون و براشون غذا بخرم
کار کردن آرامش بیشتری داره
می بینم
فکر کنم میدونم ارشد اوم قراره چیکار کنه
فردا چیکار میکنی؟
دارم میرم قرار
شنیدم موزیکال خوبی داره
من عاشق موزیکالم. اسمش چیه
...اسمش
اضطراری - اضطراری؟ -
اضطراری؟
تا حالا درباره اش نشنیدم - ببخشید؟ -
این یه موزیکال تئاتر کوچیکه
یه تئاتر کوچیک
No comments yet. Be the first to leave one.