Killing Faith

Killing Faith

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

Killing Faith 2025 720p WEB-DL FA-RGB
En kommentar af MoviePovie.Com
ترجمه اختصاصی سایت مووی پووی - moviepovie

Tags

webdl
Udgivet den: 2025-10-08
Downloads: 80
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

رسانه اینترنتی مووی پووی تقدیم میکند

وای!

اونه؟

آره.

از کجا می‌دونی؟

چون اونو با اسبم کشیدم تا بهم بگه.

انگار یکی از خونه فرار کرده.

یکی که دهنش گشاده.

برمی‌گردم.

باهاش حرف بزن.

من دیوونه نشدم یا همچین چیزی.

باشه.

بریم ادامه بدیم، باشه؟

من پول دارم.

کافی نیست.

از کجا می‌دونی؟

هیچ‌وقت کافی نیست.

یه چیزی دارم.

یه چیز خیلی باارزش دارم.

نشونم بده.

بفرما.

من اونو دارم.

ایناهاش.

جیبشو گشتی؟

خب، تقصیر خودته، مگه نه؟

گردنبندم برای تو.

وای، خدای من.

نزدیک بود.

ولی خدا نیست که این‌قدر بهت فشار آورده.

بدتره.

می‌گن یه بیماری بزرگ تو تابستون 1849 کل کشور رو گرفت.

مسیحی و غیرمسیحی رو به یه اندازه گرفت و اسب، گاو،

و هر چیزی که چهار تا پا داشت، تقریباً به همون سرعتی که جان گلانتون یاغی و گروه قاتلش

تو سرزمین‌های غربی دنبال جایزه‌های باارزش می‌گشتن، کشت.

و تو سرزمین‌های غربی دنبال جایزه‌های باارزش می‌گشتن.

ولی این داستان شرارت اون نیست.

یکی دیگه بود.

همینه که دارم.

اینو قبلاً هم گفتیم، خانم آبراهام.

ورثینگتون؟

خودت به خوبی بقیه می‌دونی.

تو کاغذها رو امضا کردی.

بله، خانم ورثینگتون.

همون‌طور که گفتم، اینو قبلاً گفتیم، و

الان هیچ‌کس تو رو هیچ‌جا اسکورت نمی‌کنه.

و این واقعیته.

می‌خوای منو برده حساب کنی؟

اسلیت؟

موتور؟

مکزیکی دوکله؟

فرقی نداره، جیک هست.

الان اونجا امن نیست.

و تو اینو می‌دونی، مهم نیست چقدر نقره داشته باشی.

تو چی؟

مطمئناً این شهر می‌تونه پنج روز بدون

دست ثابت روی صندوق عدالت، معاون، دوام بیاره؟

خانم ورثینگتون، کلانتر موقت، خودت به خوبی بقیه می‌دونی،

از وقتی کلانتر بوفورد غیبش زده، همین‌طوره.

اون به کمک نیاز داره.

خب، من بهش رسیدگی می‌کنم.

دکتر استیل‌بندر میاد بهش یه نگاهی بندازه به محض اینکه

کاملاً هوشیار باشه و حالش خوب باشه.

مگه نه، دکتر؟

حالا، می‌دونی این اون کمکی که من می‌خوام نیست.

باید ببرمش راس کورنر.

نظرت چیه، دکتر؟

یه گشت‌وگذار با دستمزد؟

مواظب خانم ورثینگتون باشی؟

یه مرد نمی‌تونه از خودش مراقبت کنه.

و تو نمی‌تونی تنها سفر کنی؟

من تنها نیستم.

و اون با تفنگ چطوره؟

حالا، پیشنهاد می‌کنم اون دختر کوچولوت رو ببری خونه قبل از اینکه جنجال به پا کنه.

می‌دونی که نباید با اون تو شهر باشی.

اینجا یه عده خرافاتی داریم.

و یادته دفعه آخر که عصبانی شدن چی شد.

⒨⒪⒱⒤⒠⒫⒪⒱⒤⒠

ممنون از وقتی که گذاشتی.

کلانتر موقت.

غذا برای پنج یا شش روز هنوز اینجاست و می‌تونی کیسه‌های آب رو

اون پشت جایی که پمپه پر کنی، تا وقتی که به چیزی دست نزنه.

خیلی ممنون.

همچنین باید اینو تلگراف کنم به راس کورنر، به کشیش خبر بدم که دارم میام

و به کمکش نیاز دارم.

تو با راس کورنر در ارتباطی، مگه نه، آقای گریسون؟

می‌بینم چی می‌تونم بکنم.

اوه، خانم هوارد، از دیدنت خوشحال شدم.

کاش می‌تونستم همینو بگم.

بله، خب، فقط اومدیم تو شهر چند تا وسیله بگیریم.

پس تنها بیا.

یا اصلاً نیا.

این توافقمون بود.

بله، خانم.

یه بار دیگه اونو بیاری تو شهر، هر دوتاتون رو آویزون می‌کنم.

یعنی با اتهام.

اون کار درمان بود، دکتر.

به خوبی کار مرگ نیست.

خب، حداقل انگار بیماری کمتر شده.

حیف که خیلی‌ها رو گرفت.

تو راس کورنر چی هست؟

چرا از خودش نمی‌پرسی؟

فکر کنم کنجکاو نیستم.

همینه همه‌چیز؟

بگو ببینم، پندر، چه حسی داره دکتر باشی که نمی‌تونه جونی رو نجات بده؟

دفعه بعد که مریض شدی بهت می‌گم.

دوست داری یه کم از کتاب مقدس برامون بخونی، ادوارد؟

اوه، حتماً دوست دارم، خانم سارا.

ولی می‌دونی، من زیاد اهل خوندن نیستم.

بیشتر شنونده‌ام.

ولی می‌دونی چند روز پیش بیرون مغازه چی شنیدم؟

شنیدم این زن تویبمن، سال‌هاست داره یه راه‌آهن زیرزمینی می‌سازه.

همه این مدت نگران فرار برده‌ها از روی زمین بودن، و اون فقط

رفت و یه راه‌آهن زیر زمین ساخت.

زمین این‌جوری انگار طلوع خورشیده.

واقعاً؟

قطعاً همین‌طوره.

چون دو تا آقا که داشتن شطرنج بازی می‌کردن تو ایوون، گفتن همین‌طوره.

و من باور دارم که هر دو راست می‌گفتن.

گرچه، باید اعتراف کنم، اون آقایی که ریش داشت انگار داشت از این

مکالمه برای حواس‌پرتی استفاده می‌کرد، که باعث شد

اون یکی چند تا پرش و یه "شاه من" رو از دست بده.

ولی من به هر حال حرفاشو باور کردم.

و می‌دونی دیگه چی شنیدم؟

بیا بقیه صبح رو نگه داریم.

داره یه کم دیر می‌شه، باید یه چیزایی آماده کنم.

بله، خانم.

بیا، فلپ‌جک.

بیا لباس خوابتو بپوشیم.

تا مامانت بتونه تو رو بذاره تو تخت.

همه‌چیز مثل حشره تو گهواره.

که اگه از من بپرسی یه اصطلاح بامزه‌ست، چون من هیچ‌وقت حشره راحت ندیدم.

مخصوصاً نه تو قالی، که انگار اون بخش

اصطلاحه که من جا انداختم.

سورس اصلی — مووی پووی

باشه.

باید یه خواب خوب شبانه داشته باشی، چون قراره یه سفر طولانی بریم.

و باید شجاع باشی، باشه؟

باید یه دختر بزرگ باشی.

یه بوی خوش، پدیده؟

بابا؟

حالم خوب نیست، بابا.

دوباره وسط شهر از اسبت افتادی، دکتر.

مثل یه دیوونه، انگار زبونشو قورت داده.

آره، دیگه تکرار نمی‌شه.

نه، قطعاً نمی‌شه.

اوه، آب غم‌انگیز.

چه سورپرایز خوشایندی.

آقای استیل‌بندر.

دکتر.

مشکوک.

بگو ببینم، چرا اینجایی؟

اینجا زندان نیست.

همه می‌دونیم تو یه مست هستی.

چرا اینجا، این شهر؟

نمی‌دونم.

فکر کنم بعد از ارتش، می‌خواستم یه شروع تازه داشته باشم.

خسته شده بودم از تفنگ و کشتن آدما.

انگار تو کشتن آدما بدون تفنگ موفق بودی، آقای استیل‌بندر.

دکتر.

هوم.

شهر تصمیم گرفته وقتشه که بری.

کل شهر اینو تصمیم گرفته، یا فقط تو؟

من یه بدهی رو می‌خوام.

من عقب نیستم.

حالا هستی.

از همین لحظه.

مگر اینکه بتونی کامل پرداخت کنی.

فکرشم نمی‌کردم.

یه هفته.

مطمئن شو که دکتر خوب تا اون موقع با معاون رفته.

کلانتر موقت.

اون نمی‌تونه این کارو بکنه.

متأسفم، می‌تونه.

خب، من کل خانوادمو برای اون جادوگر پیر نمی‌کنم.

اون قانون نیست.

اون بانکه.

حتی بهتر.

قول بده کار احمقانه‌ای نمی‌کنی.

نمی‌تونم.

چرا؟

کجا داری می‌ری؟

یه کار احمقانه.

من تیرانداز خوبی نیستم، ولی فکر کنم تو این فاصله لازم نیست باشم.

ترجیح می‌دم این نظریه رو آزمایش نکنم.

بهتره.

خب، چی می‌خوای؟

پیشنهادت رو قبول می‌کنم.

می‌تونیم طلوع خورشید بریم، ولی نصفشو پیشاپیش می‌خوام.

طلوع خورشید باشه.

به خاطر شما مووی پووی

بیا، باید بریم.

زود باش حرکت کنیم.

گرفتمت.

اینجا چی کار می‌کنی، دروید اخمو؟

از روم برو.

به من دروغ نگو، چون دیشب دیدم یواشکی این‌جا می‌چرخی.

یه جور آدم شرور.

حتی صداتو شناختم چون من شنونده خوبی‌ام.

شرط می‌بندم نمی‌دونستی تو هر گوش ما یه طبل کوچولو هست.

از روم برو، احمق!

Killing Faith subtitles in other languages

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left