De første 200 linjer.
ارائهایی از بزرگترین و کاملترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click
ــــــتــرــجـمـــه و ــــــزیـــرنـویــــس از «مـاهـی و سـاریـنـا» Mahi & Sarina_Classic!
:تمامی فیلمها و سریالها رو "رایگان" دانلود کنید 30NAMA.click
زمان قدم نمیزنه، راه نمیره
حتی تو یک خط مستقیم هم حرکت نمیکنه
مثل بازی پین بال اینور اونور میره
سال گذشته، ده سال گذشته
دیروز، همش زمان حاله
گوش کن، اون همش مال ده سال پیش بود
نمیدونم الان چی میتونم بهت بگم
هرچی بگی بازم کمکم میکنه
خب، اونطور چیزها هیچوقت اینجا اتفاق نمیفته
یورا و همسرش، اون بدن ها
لعنتی، افتضاح بود
زنش رو خیلی خوب نمیشناختم
ولی بورا رو خوب میشناختم، مرد نجیبی بود
اگه نجیب بود پس چرا اونکارو کرد؟
شنیدم یک خواهر داره
استان مجاور زندگی میکنه، اگه هنوز اونجا باشه
مزرعه دارها چی؟
بیشتر مهاجر بودند، بیشترشون
بعد از برداشت میرن، بجز یکی که تو مرکز شهر زندگی میکنه
چطوری پیداش کنم؟
خب، میتونم یک آدرس بهت بدم
ولی فکرکنم وقت تلف کردن باشه
اون مرد حسابی منزوی شده
اونطور که شنیدم ، کلا تارک دنیا شده
مردم براش چیزی میارن تا تعمیر کنه
تعمیر کنه؟
سلام خانم تایلر
اسم من روث یانگ هست
خیلی دوست دارم درمورد
برادرتون با هم صحبت کنیم اگه ایرادی نداره
متاسفم، توضیحش از پشت تلفن سخته
میشه با من تماس بگیرید؟
من دارم دنبال میلر لی میگردم
آدرس رو درست اومدم؟
چی میخوای؟
خب خواستم بدونم میشه با هم صحبت کنیم
درمورد چی؟
یکم پیچیده ست
داخل جایی هست بشه بشینیم؟
سعس کردم تماس بگیرم، انگار تلفن ندارید
فکر میکنم شما یکنفر رو میشناسید
اسمش گیل بود
شما چندسال پیش تو مزرعه ی تایلر کار میکردید؟
امروز صبح با کلانتر صحبت میکردم
پس هرچی لازم بوده رو شنیدید
بسیار خب، ولی از اونجایی که شما اونجا بودید و
این مالِ خیلی وقت پیش بود
بله آقا
ببین، من فقط میخوام
میخواستم بدونم چه شکلی بود
نه، نمیتونم کمکت کنم
خب، من...شمارم رو میزارم که اگه یکوقت
باشه، باشه
ساکت
آقای تایلر؟
چی میخوای؟
شنیدم برای فصل جدید استخدام میکنید
میدونید، یکی دوماه برام کافیه
اگه بتونم چیزی گیر بیارم
تاحالا با توتون سروکار داشتی؟
نه آقا، ولی با کار سخت مشکلی ندارم
درضمن، هر وسیله ی مکانیکی رو هم
میتونم براتون تعمیر کنم
واقعا؟
مثلا میتونی اونو راه بندازی؟
میشه یک نگاهی بهش کرد
حتما، بعد برگرد اینجا
بهم بگو مشکلش چیه
بله آقا
هی، اینو بزار تو جیبت
درش بیار بزار تو جیبت
گفته بودم چیزی نداشته باشید که یکوقت تو ماشین گیر کنه
برو خونه
استارت جدید لازم داره
واسه چربی برگها اونا لازمت میشه
وقتی واسه خودت خریدی اونارو پس بده
فردا ساعت 5 اینجا باش
تراکتور رو راه بنداز برو تو مزرعه
آخر هفته حقوق بگیر
حداقل چندروز بهتون زمان میدم
تا قبل از اینکه همش رو خرج مشروب کنید
من اهلش نیستم
ها؟
گفتم اهلش نیستم آقا
اینقدر آقا آقا نکن، اسم من رو بلدی
منم میلر هستم
فکرکنم بدونی برای چی اینجا هستم
مالک این موقع از سال کلی کار داره
گفت براش ببرم، وگرنه خودش میاد بگیره
خب، به درک، حداقل بزار ببینمش
باید یک چیزی بهش بگم
خب، داره شکل میگیره
کارت درسته، مثل همیشه
خب، لعنت بهش، چقدر بگم صبر کنه؟
فکر کنم یک هفته
داری منو میکشی تو
کارت رو بکنی، میتونی اینجا بمونی
وگرنه باید گورت رو گم کنی بیرون
اینجا که خیریه نیست
100تا واسه مواد اولیه دادم
میتونی بهم بدی؟
خدای بزرگ، من برای لوازم اومدم
اونوقت دست خالی برگردم، 100تا هم بهت بدم تازه؟
خیلی جالبه بابا
اینقدر اینجا رو تمیز نگه میداری
حتما دختر تو دست و بالت داری
من فقط میخوام هرچیزی جای خودش باشه، همین
خب، بکی میگه تنها موندن
بدترین چیزیه که برای یک مرد اتفاق میفته
من مشکلی ندارم
میگه تو زندان یکی رو میندازن
انفرادی تا شکنجه ش کنند
خودت بفهم دیگه
یک مرد تو زندان ترجیح میده روزش رو با
آدم کش و دیوونه سر کنه تا با خودش
فکرکنم واسه همین ازدواج میکنیم، مگه نه؟
پول داری بدی یا نه؟
باشه، آره
100تا، نباید بهت این پولو بدم
خب، شانس آوردی
بعدا نگی هیچکار برات نکردم
این رو، ..بهتره که
باید برام تمومش کنی، متوجه میشی؟
من مرد خوش قولی هستم، به اون یارو قول دادم
کلی سفارش بهمون داده، خودت که میدونی
من تاحالا دوبار دست خالی برگشتم پیشش
یکبار دیگه هم برمیگردم و
ببینم میتونم دو سه روز دیگه زمان برات بخرم
...بعدش تو دیگه باید
با من برقص
بلد نیستی چطوری برقصی؟
من تو محله بودم
تو این شهر فقط یک محله وجود داره
درسته
آقا، من فقط دارم ازتون
...من بهت گفتم که
چون تو چهرتون دیدم
وقتی اسمش رو گفتم معلوم بود میشناسیش
میدونم اون مرد باهاش چکار کرد
فقط میخوام بدونم چرا
شما اونجا کار میکردی حتما خبر داری
به تو چه ربطی داره اون قضیه؟
من دخترشم
چه جای جالی
چی بوده، کارخونه؟
کشتارگاه
یک کشتارگاه
میدونم یعنی چی
نه، دست نزن
ارزشمنده؟
اینجا چکار میکنه؟
یک خانواده ی پولدار یک مرزعه بیرون شهر خردیند
دارم وسایلش رو براشون تعمیر میکنم
شنیدم خیلی اهل بیرون رفتن نیستی
چطور با هیچکس صحبت نمیکنی؟
برای چی؟
فقط یکیه
تنها نیست؟
نه، خوبه
میگن ماهی ها حافظه ندارند، پس مهم نیست
خب آدمها از کجا اینو میدونند؟
به چی زُل زدی؟
این لبخند رو قبلا دیدم
مادربزرگم یک ماه پیش فُت شد
منو مثل دختر خودش بزرگ کرد
فکر میکردم دخترشم، تا الان
این نامه هارو پیدا کردم
از طرف مادر واقعیمه که سعی داره
توضیح بده چرا بعد از بدنیا اومدنم فرار کرد
نمیخوام دنبال کسی بگردم
فقط میخوام بدونم موضوع چی بوده
اهل کجایی؟
نزدیکهای آشویل
گیل هیچوقت از ما حرفی میزد؟
اون این رو همراه نامه ها فرستاده بود
واقعا خشگله
میشه یک چیزی راجع بهش بگی؟
یک چیز قدیمی؟
ما از بالا تا پایین رو برداشت میکنیم
دوبار از این زمین گذشتیم تا حالا
هردفعه از پایین ترین نقطه برداشت میشه
از وقتی خریدمش خالی بوده
گفتم بهتره تبدیلش کنم به آپارتمون
ولی بخاطر قدمت تاریخی نمیشه دستش زد
بهم گفتن اجازه ندارم یک آجرش رو دست بزنم
40ساله که دست نخورده مونده
حالا واسه ما برای همه مهم شده
لوله کشی داره؟
آره، فقط باید وصلش کنم برات
چقدر میمونی؟
خب، فکرکنم یک ماه
اون به کجا میره؟
طبقه ی پایین
قبلا، گاوها رو میبردند اونجا
همشون رو تو اتاق زیر پای ما نگه میداشتند
تو اون اتاق اونطرف میکشتن
ببین، همونططور که گفتم از دستم کاری بر نمیاد
No comments yet. Be the first to leave one.