De første 200 linjer.
رویای من اینه که تو معدن های گم شده و رها شده طلا پیدا کنم.
سال قبل، خیلی چیزا یاد گرفتیم، اما هیچ پولی در نیاوردیم.
اگه از افراد قدیمی یاد بگیریم،
اگه از نشونه هایی که زمین به ما میده درس بگیریم،
اگه از تاریخ درس بگیریم، میتونیم موفق بشیم.
اون بیرون طلایی وجود داره که باید داشت
فصل قبل، معدنچی قبلی دیو تورین
با یه نقشه اساسی شروع کرد...
چی چی؟
...برای پیدا کردن طلا توی معدن های رها شده و گم شده ی آمریکا
اون دیگه چه بود؟
خاموشش کن! خاموشش کن!
به جایی نمیرسیم
اگه هیچ طلایی پیدا نکنیم،
همگی قراره از ضعف گرسنگی بمیریم این زمستون.
اما با پشتیبانی خدمه ی تازه کارش..
بریدگی داره انجامش میده.
...اونا بالاخره تونستن موفق بشن
ما انجامش دادیم.
حالا، با تصاویری که هرگز قبلا دیده نشده...
دلم براتون تنگ شده، بچه ها. هووو!
...دیو تیمش رو جمع میکنه به سمت فصل معدن کاری جدید
و از استراتژی هایی که تو دفترچه معدن های گم شده اش هست پرده برداری میکنه.
زود باش! بهم یکم طلا بده!
و اون مکان معدن کاری جدیدشون رو آشکار میکنه...
من از شما دوستان میخوام که همتون توی این قضیه باشین.
...قبل از پیشنهاد دادن به تیم
اون امیدواره که اینقد خوبه که نشه ردش کرد
من یه نقشه ای دارم، و قراره با این بچه ها در میونش بزارم
و ببینم که خوششون میاد یا نه
میتونیم پیشرفت کنیم، و میتونیم پول در بیاریم؟
این چالشی هست که برای امساله.
مترجمین: مینا، مرتضی کاویان پور
در جستجوی طلا معادن گمشده ی دیو تورین
امروز، دیو توی آناکوندا،مونتاناست
تا خدمه ی معدن کاریش جیسون، جسی
کیسی، کریس، و نیتین رو ملاقات کنه تا درس های فصل قبلی رو مرور کنه
و استراتژی پیدا کنه برای شکار گنجینه برای بعد ها
امیدوارم تو این فصلی که داره میاد، برامون نقشه داشته باشه.
این چیزیه که امیدشو دارم
خب، بفرما، سالن معدن گم شده.
هی، دیو!
سلام!
-سلام ، دیو -سلام ، بچه ها
- هی، چه خبر؟ - چه خبر، رفیق؟
- چیکار میکنی داداش؟ - خیلی خوبه که میبینمتون رفقا
- چه خبر، رفیق؟ - اوه، سگ بزرگ
فکر میکنم چند تا قانون ساده برای رفتن به اونجا وجود داشته باشه
و معدن کاری این معدن های قدیمی
بیاین تو، بچه ها
اول اینکه، شما باید تکالیفتون رو انجام بدین
قبل ازینکه حتی یه بیل به این زمین بزنین.
مغازه خوبیه، جیسون.
روی خونه باشیم، یا چی؟
نه توی خونه.
-خیلی خب -توی خونه.
عالیه مرسی که اومدین
ما سال قبل خیلی چیزا یاد گرفتیم،
و میخوام جلو برم با اون دانش،
چون برای من، مثل اینه که داریم یه نمایشنامه رو ارتقا میدیم،درسته؟
وقتی فوتبال باز میکنی، یه دفترچه ای داری،
و میدونی که چی
میدونی چه بازی جواب میده و چه بازی جواب نمیده
و این چیزیه که ما داریم تلاش میکنیم انجام بدیم.
شماره یک تاریخه.
این اولین نمایش تو نمایشناممونه.
شماره ی یک از تاریخ درس بگیر
قدیمی ها تو دنبال کردن طلا عالی بودن.
اونا اونجا بودن. اونا انجامش دادن.
و من حالا دارم سعی میکنم از جایی که اونا رها کردن شروع کنم و بردارم
در اوج جستجوی طلایی که در سال 1984 رخ داد
بیشتر از ۳۰۰,۰۰۰ معدنچی از اطراف ایالات متحده مهاجرت کردن
که با چیزی کمی بیشتر از کلنگ و بیل مسلح بودن
بیلیون ها دلار طلای پول امروز
از دل زمین بیرون کشیده شد
اما، این معدن ها سریعا رها شدن
وقتی که ثابت شد رسیدن به طلا سخته
من دوس دارم سعی کنم بفهمم چرا اون قدیمی ها اون ناحیه رو رها کردن.
بخاطر این بود که اونجا هیچ طلایی نبود؟
اونا همیشه میخواستن به سمت بهترین طلا حرکت کنن،
پس یه چیز کوچیک که به عنوان طلای خوب شناخته میشد
واسه اونا مثل آشغال بود
اما کلی طلای خوب هنوز اونجاست
چون اونا خیلی سریع رفتن.
تا بتونن روی همون زمینی قدم بردارن که بعضی از معدنچی ها راه رفتن،
حس میکنم من روی زمین مقدس هستم
چون برای اونا خیلی سخت تر بود.
- اوه، روی واگن قطار. - اونا جرات داشتن.
-اونا محکم بودن - زندگی سخت
این تاریخچه همونیه که ما باید دنبال کنیم.
کاراگاه های خوبی باشیم،
و یکم تکلیف هامون رو روش انجام بدیم، و همینه.
بعد از درس گرفتن از تاریخ
حرکت بعدی تو کتاب دیو
از همشون ضروری تره.
شماره ی دو یافتن زمین خوب
اوه، پسر، این یه سفر سخت بود.
من کلی پول خرج کردم. کلی مایل راه اومدم.
۱۲ ماه قبل،
دیو شروع به یک سفر 6 هفته ای معدن یابی
با پشتیبانی سرمایه گذار کرد
تا زمینی رو پیدا کنه که قدیمی ها جا گذاشته بودن.
منطقه ی یوکن
این خوب میشد اگه من به شهر نزدیک بودم، اما با این فاصله دور،
من تقریبا دوبرابر اونچه که دارم میبینم رو نیاز دارم
معدن بیگ کنیون نوادا
ما سه چهارم اونس رو برای اون ۸۰ یارد زمین نیاز داشتیم،
اما فکر نمیکنم داشته باشیمش
اونجا هیچ طلایی تو زمین نیست،و من نمیتونم درستش کنم.
معدن کامستاک نوادا
تنها کاری که میکردم خرج کردن پول بود.
من احتیاج به نیم گرم تو اون زمین داشتم تا این کار رو انجام بدم.
نمیدونم که نیم گرم باشه یا نه
بعد از هفته ها توی جاده بدون هیچ موفقیتی،
جستجوی بعدی دیو زمینی در زیر
نهر گرسهاپر بود که قدیمی ها نمیتونستن برسن
نهر گرسهاپر مونتاتا
قراره مجبور شی ۳۰ فیت زیر آب بری
بعدش قراره مجبور شی ۲۰ فیت دیگه حفر کنی
تا به بستر سنگ برسی
مزیت دیو نسبت به معدنچی های قدیمی ابزار های مدرنشه.
خیلی خب! ما داریم آب رو پمپ میکنیم!
من میخوام به اون طلا برسم.
اما هزینه ی تجهیزاتش از کنترل خارج شد
اون مجبور شده که به سرمایه گذارش زنگ بزنه.
هی، ریچ، من باید یه حفار بزرگتر بیارم.
من باید عمیق تر حفر کنم.
من 80 هزار تا لازم دارم.
من به معنای واقعی یه هفته از سنگ شویی عقب بودم. اونقدر نزدیک.
ریچ، یکم به من ایمان داشته باش.
من این کارو یه مدتیه میکردم
و تو نمیخوای که...
همین؟
و اون گفت،"کارت تمومه. دوشاخه رو بکش.
برو ازونجا."
نمیتونم باورش کنم.
اون همین الان مارو ترک کرد.
این...
چیزی که مردم متوجه نمیشن
اینه که من هیچ نقشه دوم یا سومی نداشتم.
کارم تموم شده بود.
با کل پروژه ای که رو هوا بود،
دیو مجبور شد که دنبال زمین جدید و همچنین سرمایه گذار تازه بگرده.
فقط یک گزینه براش باقی مونده بود پس اندازش
باید یه تصمیمی بگیرم
میدونی،این تموم طلایی هست که ما داریم.
این مشکل غیر قابل حل منه من به پولمون احتیاج دارم.
باید تمامشو بذارم
این یه تصمیم سخته.
قراره همه پولمون رو سرمایه گذاری کنیم؟
که این همه سال جمع کردیم برای این کار نا مشخص
من خیلی وقته که میشناسمت.
ما باهمدیگه بزرگ شدیم، و من میدونم که تو
حتی توی خطاهات،تا حدودی، میدونی، تو درستش میکنی.
پس تو با منی تو این مورد؟
من با تو هستم تو این مورد.
دست بدیم؟
ما دست نمیدیم
من با تو هستم تو این مورد.
من با تو هستم تو این مورد. من ۱۰۰% از تو حمایت میکنم.
با یه بوسه مهر و موم شده.
من نمیتونم تحت هدایت کسی باشم که
میتونه درآمد من و شغل معدن کاوی منو تحت کنترل دربیاره.
حالا این ته راه من بود، ته پولم بود
و ما رفتیم به آریزونا.
دیو الان داره کل کار رو خودش تامین میکنه.
من میترسم. من استرس دارم.
شاید این آخرین شانش منه.
به دنبال یه سر نخ جدید،
دیو داره میره به سمت آریزونا تا معدنچی آماتور رو ببینه
کیسی مورگان.
سلام. چیکار میکنی؟
خوبم. خوشحالم میبینمت.
کیسی نهر لینکس رو بررسی میکرده،
جایی که بیشتر از ۱۰۰,۰۰۰ اونس طلا پیدا شده
از زمان جنگ داخلی در اوج جستو جوی طلای آریزونا
از خیلی مردم شنیدم که بهم میگن،
"ببین، دیگه چیزی اونجا نمونده
همه قدیمی ها برش داشتن"
اونا هیچی به دست نیاوردن.
من هیچوقت اینو باور نمیکنم.
حداقل ۵۰ تا رنگ بزرگ اینجا هست
آره، میتونی برش داری.
منظورم اینه، یه استانبولی معرکه درست همینجاست.
راننده کامیون کیسی تو آریزونا بدنیا اومده بود
و زندگی کاریش رو تو ساخت و ساز شروع کرده بود.
من روی بولدوزر ها، بیل مکانیکی و ماشین آلات بزرگ کار میکردم.
من داشتم همه نوع کاری میکردم
بعدش همه دوره کاریشون متوقف شد.
و وقتی که هیچ کس استخدام نمیکرد؟ من رفتم و به ارتش پیوستم.
من خیلی دیر تو زندگی انجامش دادم.
من تو ۳۷ سالگی رفتم.
بازار خونه سازی داغون شد، و اونها تا سن 42 سالگی استخدام میکردن
روی آپاچی ها و شاهینای سیاه کار میکردم
و اون موقع، وقتی بود که به طلا علاقه مند شدم.
وقتی شروع به یاد گرفتن همه ی تاریخ کردم.
آره، نهر لینکس هدف من بود.
تا معدن کاویش کنم و به مردم اثبات کنم که اشتباه میکنن.
من اهل کار تیمیم. آره.
و دو سر برد میخوامش تو باید پول در بیاری.
No comments yet. Be the first to leave one.