De første 200 linjer.
تا برسیم اینجا توی کل مسیر منو گرفته بود به حرف، پسر
«اینطوری میکرد: «پس... اون پشت چطوریایی؟
منم اینطوری کردم: «خب، دارم میرم زندان، مردکه «خیلی هم خوب نیستم
«خب، میدونی، باید تقاص کاری که کردی رو پس بدی»
خب، من چی کار کردم، پسر؟ قربانیای وجود نداشت، مردکه
بیخیال من شو
پلیس من سعی کرد مجبورم کنه لوت بدم
چی؟ - آره، اینطوری میکرد -
جفتمون میدونیم این قضیه تقصیر کیه»
«چی پیش خودش فکر میکرد؟
قشنگ معلوم بود داره گول میزنه
پسر، میبینی؟ میبینی طرز کارشون رو؟
تابحال دستگیر نشده بودم، پسر
آره
گرچه باید اون ماریجوانا رو مینداختی بیرون
آره، خر تو خر بود
پس یه جورایی یادم رفت اونکارو بکنم
نصف سیگاری بود
قبلاً بهخاطر ماریجوانا دستگیر شده بودی
اونقدرا هم بد نیست، درسته؟
خب، بهخوبی
دستگیر نشدن بهخاطر ماریجوانا نیست، درسته؟
...ببین
اون جینا سیمزـه، پسر
اون جینا سیمز از موزیک ویدیوی «تیپین»ـه
اوه، چه دامن کوتاهی پوشیده، پسر
موندم الان اینجا چی کار میکنه
نمیدونم، پسر. فکر نکنم اون باشه
نه، نه، نه، نه، نه
قطعاً خودشه، پسر
اون کون رو از هر جایی تشخیص میدم میدونی منظورم چیه؟
نه، پسر
!جینا
دیدی؟ دیدی، بهت که گفته بودم
نه، سعی داشت نگاه نکنه
...مثل آهو که زل میزنه به چراغ جلوی ماشین
بهنظرت مـُرده، پسر؟
نمیدونم در مورد چی داری حرف میزنی
و الان قطعاً وقت این حرفها نیست
اِی. مایلز. ۲۷۸
خیلیخب، پسر، موفق باشی
تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـیکـنـد »
هــومــن تــرجــمــه از Raylan Givens
خیلیخب، این از اطلاعاتی که تاریخ دادگاهـتون رو زده
بیستوسـوم قبل از ساعت ۹ صبح، اینجا باشید
وگرنه راتون نمیدن داخل و یه حکم هم براتون صادر میشه
خب چیه؟ الان آزادم که برم؟ - بله، قربان -
هنوز دارن روی تیراندازی، تحقیقات انجام میدن
پس ممکنه بعداً مجبور بشین بهخاطرش برگردین
ولی وثیقهتون از قبل، بهخاطر اتهامِ
رفتار خلاف نظم عمومی، پرداخت شده
خب، وایسا، پسردائیم چی پس؟
ارنست مارکس؟
هنوز اسمـش وارد سیستم نشده ولی وقتی بشه
بعدش مقدار وثیقهش، اعلام میشه
خب، اتهامـش چیه؟
اتهامـش چیه؟
مردکه، این که فیلم سینمایی نیست
باید صبر کنی تا اسمـش وارد سیستم بشه
از این مکان، متنفرم
اون «پیپر بوی»ـه؟
!اوه، پسر - هـی، چه خبر، پسر؟ -
خدا رو شکر، پسر - چی خبر؟ -
هـی، میدونی که وارد اخبار شدین، درسته؟
لعنتی
وایسا، واقعاً؟ - آره -
آره، ولی مرکز رادیویی ۱۰۶.۵
تا صبح «پسر روزنامهرسان» رو پخش کرد
پسر، خیلی خوبه - اوهوم، آره -
غذا میخوام. اونتو غذا نخوردم
خوبه
غذای اینجا بهطور ژنتیکی، اصلاح شده تا
مجبورت کنه، دروغ بگی
ارن کو؟ - پسر، هنوز اسمـش وارد سیستم نشده -
...گفت نمیتونم براش وثیقه بذارم، چون
هـی، هـی، تو اون «پیپر منِ» هستی، درسته؟
هـی، خودش نیست؟ - پیپر بوی»، پسر» -
!پیپر بوی، آره، آره
خب، وایسا، وایسا، پسر
باید یه عکس بگیرم
بیا
پسر، من عاشق این رپ واموندهم. پسر، میدونی
وقتی بهم گفتن به رپر اینجاست
باید میومدم یه عکس میگرفتم
پسر، بیا اینجا
هـی، «گوچی مین» گوش میکنی؟
آره - !پسر، من اون مردکه رو بازداشت کردم -
بگیر، بگیر
پشت به پشت
یالا، پسر، پشت به پشت
!ایول
معرکهست، پسر
خیلیخب، فعلاً ممنونم
از این مکان، بدجوری متنفرم، پسر
چرا؟
هـی، ونسا هستم
پیغامـتون رو بذارید. ممنون. خدافظ
...هـی، ون
میدونم احتمالاً از دستم عصبانی هستی
میدونم احتمالاً فکر میکنی
...که خیلی وظیفهنشناسـم، ولی
دارم روی یه چیزی کار میکنم که به نظرم
میتونه خیلی برام مهم باشه
و همینطور
برای تو
آره، وقتی بیام خونه میتونم همهشو توضیح بدم
همچنین، توی فکرش بودم که شاید تو بتونی برام وثیقه بذاری؟
میدونی، و میتونم پولـتو برگردونم ...میدونی، و
...به گمونم اجارهخونه رو هم همینطور
...به گمونم
...آره، پس
به گمونم بعداً میبینمـت
خدافظ
عاشقتم
هـی
اینجا، خواب نداریم. پاشو
ولی... آدم باید بخوابه
همه... همه همیشه باید بخوابن
اگه میخوای بخوابی، باید صبر کنی تا
به کارهات رسیدگی بشه و فرستاده بشی بالا به سلولـت
پسر، لطفاً میشه منو بفرستید بالا؟
خیلی خستهم - نه -
اگه میخوای بخوابی، باید قبل از این که
بازداشت بشی، در موردش فکر میکردی
باورنکردنیـه
مسخرهست، پسر
پسر، واسه چی کارِت به اینجا کشید؟
...آم
لعنت، پسر
باید راست میرفتم خونه، پسر
تف، به جاش اینجا توی بازداشتگاهـم
بهخاطر این احمق که حدود یازده سال بود، ندیده بودمـش
پسر، توی «فایو پوینتز» بودم نزدیک بود سوار اتوبوس بشم، میفمهی چی میگم؟
و این مردکه که خیلی وقته ندیدمـش :بهم اشاره میکنه و میاد باهام حرف میزنه
پسر، گوش کن، هـی، من یازده ساله که ندیدمـت، پسر»
«بیا با هم وقت بگذرونیم. میدونی، یه آبجو بزنیم
پس منم تا اون پمپبزنین وامونده، رفتم دنبالش
دوتا آبجو زدیم، دوتا بیشتر نبود
ولی گرچه از اون بزرگهاش بود از اون بزرگهاش بود
بگذریم، پس اون اینطوری کرد: «پسر، یالا، بیا
«بریم بالا توی خونه و مشروب بخوریم
پس ما هم رفتیم بالا، اون اینطوری کرد، پسر
...همسرم
پس رفتیم رو ایوان، بخوریمـشون میفهمی چی میگم؟
«من گفتم: «پسر، ادارهپلیس آتلانتا میادا، پسر
و اون دیگه باهام حرف نمیزد پس، طبق انتظار
پلیس آتلانتا اومد و اون دوتا بطری وامونده رو دید
منو به خاطر مستی در نظر عموم، بازداشت کرد
...میدونی
حالا من اینجام، پسر به خاطر این مردکه که، پسر
یازده سال بود که ندیده بودمـش، پسر
قراره تا سهشنبه اینجا بمونم
چون چکم رو نقد نکردم
خیلی ناجورـه
!لعنت، پسر، باید میرفتم خونه
!چی؟ تف توش
هـی، پسر، گفتم که شرمندهم
فقط دوازده سالی بود که ندیده بودمـت
!پسر، کون لقت، گریدی! خفه شو
حتی معذرتخواهی هم نمیکنه
پسر، از این مکان وامونده، متنفرم
چقدر طول میدن، پسر
نمیدونم چرا غذا رو واسه بردن، سفارش دادیم
باید همین جا میخوردیمـش
نه، پسر، خوشم نمیاد مردم در حال غذا خوردن نگام کنن، پسر
این حس بهم دست میده که انگار توی باغوحشـم
بهعلاوه، نمیتونیم اینجا سیگاری ...دود کنیم، پس
هـی، پسر
دیشب دیوانهوار بود، درسته؟
خیلی سریع اتفاق افتاد
ما انسانها همیشه به تباهی، نزدیکیم
زندگی خودش چیزی جز سلسلهای از مخاطرات نیست
منظورم اینه، از کجا میدونی زندهای
مگراین که بدونی ممکنه بمیری؟
باید واسه درکـش، نئشه باشم، پسر
هـی، هـی
بفرمائید
سفارش ده دلاری
بال «ترییاکی» با سیبزمینی سرخکرده
بفرما، پسر - ممنونم، پسر -
هوم
هـی، پسر
فقط میخوام بگم، تو خودشی، پسر
هوم؟
تو «پیپر بوی»ـی
آره، توی توئیتر از اون تیراندازیای که داشتی باخبر شدم
تو یکی از آخرین رپرهای واقعی هستی، پسر
ممنون، پسر
آره، هـی، نگران نباش، رفیق
متوجهی، من سنتگرام، میگیری چی میگم؟
[ هنوزم «بیگـی» و «ماب دیـپ» گوش میدم بیگی و زوج هیپهاپی ماب دیپ ] [ از مؤثرترین رپرهای تاریخ هستن
ولی اینروزها، این مردکههای خواننده رو داریم
«مثل «فتـی وپ» و «زو گنگ
پسر، کارشون خیلی ضعیفه
ولی خوبه که یه رپر رو ببینی که
مغز یه مردکه رو میپاشونه کف خیابون
مثل دهۀ نوده، داداش
هـی، پسر، رفیقـت خوب تحویلت گرفته
برات بال فلفلی ترش درست کرده
ولی اینا روشون سس دارن
No comments yet. Be the first to leave one.