The Neighbors

The Neighbors

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 2

Udgivelsesinfo

The Neighbors (2012) - 02x12 - Fear and Loving in New Jersey-By Silver dj
En kommentar af silver_dj
کاری از جلال - تیم ترجمه فیلم باران

Tags

other
Udgivet den: 2014-03-20
Downloads: 22
Hørehæmmede: Yes

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

سلام عزیزم

امرزوت چطور بود،عزیزم؟

...اوه،مزخرف بود چون

.تو توی یه شرکت پوشک بچه کار میکنی

اره هیچ وقت پیر نمیشی - .این بهترین جوک منه -

من بحثی ندارم

مکس! داری چیکار میکنی؟

.اوه، سلام بچه ها

.اوه،یه حال کوچیک میدی بابا

میشه کلاه قدیمی فوتبال و دستگاه جوشکاریت رو قرض بگیرم؟

الان باید بگیم نه

یا میخوای یه کم کشش بدی؟

.منظورم اینه که من مشکوکم

خب،دوستم تراویس و من

میخوایم یه گروه بی کله درست کنیم ."مثل گروه "کره خر ها

.اما یه کم بچگونه

."ما بهس میگیم "کره بچه ها

....این

.وحشتناکه،مکس....وحشتناکه

.میدونی چیه مکی؟ تو از دستگاه جوش استفاده نمیکنی

تو به کره بچه نمیشی

.برو یه بچه معمولی باش،با خواهرت بازی کن

.این عادلانه نیست

.شما ها....کره-بزرگسالید

.سلام ویورها

.یه چیز خیلی جالب برامون اتفاق افتاد

....داشتیم توی بدترین قسمت شهر قدم میزدیم

....رستوران غذای سراسری رو نمی دیدیم

یه مردی جلومون رو گرفت و یه چاقو بهمون نشون داد

و ازمون خواست کیف پول و کلیدهامون .رو بهش بدیم

به نظر یه معامله خوبی بود

یه چاقو بود

صیقلی ،نوک تیز

...دسته اش خیلی ردیف بود

اما با این همه هیجان

.یادش رفت که چاقو رو بهمون برگردونه

.بچه ها،شما ازتون زورگیری کردن

زورگیری چیه؟

اینم مثله شیر تخم مرغ یه رسم کریسمسیه

یا یه قیلم نا امید کننده از ویل اسمیتِ؟

.نه نه شما قربانی به جرم خیلی جدی شدید

وقتی که اومد چاقوش رو بندازه

.ما باید یه چیزی میگفتیم

..:::: تیم ترجمه سایت فیلم باران با افتخار تقدیم می کند ::::.. ..:::: همسایه ها - فصل دوم - قسمت دوازدهم::::..

.باورم نمیشه ازمون زورگیری شده

یه مرد غریبه اومد سمتمون

.و ازمون خواست دستمون رو ببریم بالا

.و ما هم اینکارو کردیم

.دستامون رو بردیم بالا

میدونید،یه جوری تکونش میدادیم .انگار برامون مهم نیست

.عینه رسم شماها

مهمترین چیزیه که هست اینه که .شماها سالم هستید

اوه،من خوب به نظر میام؟

.من زنجیر دسته کلید نایابم رو از دست دادم

.مدل گریم بود

حلا که کنارم نیست چطوری بخوابم؟

.بسیارخب،خب،باید روش کار کنیم

میدونید چیه؟

.باید یه سمینار آموزش امنیتی برگزار کنیم

نه،متوجه نیستی

.گریم لاک نور زندگیم بود...واقعا

سرش رو که لمس میکردی .کل بدنش روشن می شد

.امشب همون شبه دیک

.بلاخره اون اتفاق می افته

بالاخره قراره یکی توی برنامه "America's Got Talent"

قراره از خودش استعداد نشون بده؟

.نه بهتر از اون،آمبر قراره بهم بگه که عاشقمه

.برام مهم نیست اما گوش میدم

.من و آمبر الان 6 ماه که باهم هیستم

.و میدونم که عاشقمه

ولی هر باری که میگم عاشقتم

"اونم میگه "متشکرم

"یا "متوجه ام"یا "گرسنمه

قبلا هم بهت گفتم داداشی

همون موقعی که توی سایت جی-دیت ثبت نام کردی

.من یه نقشه ایی کشیدم

بعد از کمی تحقیقات ، فهمیدم که

.انسانها بعد از یه ترسیدن ابراز آزادانه داه

پس ما یه فیلم ترسناک میبینیم

.بعدش آمبر بهم میگه که عاشقمه

.یه بار،آمبر بعد از دیدن ِ یه عنکبوت یه متر پرید

."میدونم نزدیک بود بگه "دوست دارم

اما به جاش گفت "رجی ،اینقدر جیغ نزن

".می کشمش - من میگم -

یه عالمه دخترای خوب یهودی اون بیرون هست که

.به خاطرت حاظرن بیخال پدر و مادرشون بشن

....امیدوارم این فیلم اونقدر ترسناک

.اه! باشه،به روش تو اقدام میکنیم

اگه برای ترسوندن آمبر برای عاشقت شدن کمک خواستی

.خودن غلامتم

.نه،منظورم این نبود

...من- ..هی -

برای رو در رویی با دیدین مرگ مردم آماده ایی؟

.ممنون که دوباره فیلم " درخشش" رو کرایه کردی

من به چهار تا از فروشگاه های بی کیفیت رفتم

و دستم دو ساعت تمام توی یه دستگاه گیر کرد

.اما جیگرم همون چیزی رو که میخواد بدست میاره

.اینکه فقط خودمونیم و جینی در کار نیست خیلی خوبه

مطمئنی که این فیلم واست خیلی ترسناک نیست؟

بعد از اون چیزی که توی فروشگاه سومی دیدیم

.دیگه چیزی برام ترسناک نیست

!اوه

.این فقط منوی دی وی دیه .هنوز فیلم شروع نشده

.درسته

دیک داری چیکار میکنی؟

.دارم یه برنامه اجرا میکنم

وای! وای ! وای-

یه آدم نترس با یه آدم ترسو .روبرو شده

.باشه ، این دیگه عجیب بود

دیک،چطوری این کارو کردی؟

.من نیستم من اینجا نشستم

کوفته برنجی،کسی میخواد؟

.جین، تویی

.اوه جین تویی

هی،بچه ها؛من این انرژی قوی رو حس کردم

که رجی راجع به موضوعی حس خوبی نداره

.و میدونی که جی هستش....هی آمبر

.انگاری که شما بچه ها قراره شبانه دارید

میشه منم باشم؟ .حتما،چون اینطوری منطقیه-

قراره شبانه با یه دختر و دوست پسرش

.... و نیمه گم شده دوست پسرش

.که نمیره خونه اش E.T یه -

آمبر؛یه کار باکلاس دیگه .په لذت بخش

بسیارخب -

جین ،میدونی چیه؟ منو تو یه مدتی هستش که

داریم باهم کل کل میکنیم .اما امشب تمومش میکنم

.چند تا حرف دخترونه میزنیم،خونه من....همین الان

مطمئنی که ایده خوبه؟ - .دقیقا -

.زود برمیگردیم یا حداقل یکی مون برمیگرده

با یه دختر خوب یهودی همچین .مشکلاتی رو نداشتی

بسیارخب،مشخصه که ما در مورد بیان

خطرات این سیاره خوب کار نکردیم

خب ما باید در مورد موارد اساسی یه .صحبتی بکنیم

درسته،خب،برای اینکه بفهمیم که شما در چه موقعیتی هستید

آخرین کاری که قبل از رفتن به رختخواب میکنید چیه؟

اوه مارتی"از ائن سوال های برنامه های تلوزیونی پرسیدی

که مردم رو به چالش میکشهو

مثله همه ادم های روی زمین دستگاه ضبط مون و تنظیم میکنیم

.رو ضبط کنیم ".Last call with Carson Daly" تا سریال

ببخشید ما دنبال قفل کردن درهاتون هستیم

.یا پنجره رو قفل کنید یا هرچیزی رو فقی کنید

اما ما که توی یه جامعه ایمن

.که با مهاجمین خوب فضایی احاطه شده زندگی میکنیم

.خب ،حتما،جکی،اما درب ازتون محافظت نمیکنه

بزار اینطوری بگم

میفروشه ACL مربی ژیمناستیک قبلیتون

.بعدشم یه مسکن معتاد میشید

یه وقت برمیگردید میبید دارید تخت آفتابگیر .منو میفروشید

متاسفم

.اخیرا خیلی سریال "شفاعت " رو نگاه میکنم

گوش کنید،فکر نکنم متوجه شده باشید که

.اون بیرون چقدر خطرناکه،بچه ها

.منظورم اینه که،ما هنوز در مورد جیب بر ها حرف نزدیم

آدمربا ها،سگ رباها .کلاهبردارها،گرمای جهانی

....آنفولانزای خوک - بسه دیگه -

ویورها،شاید شما میخواید در ترس زندگی کنید .اما ما نه

ما همین الان بدون تردید از اینجا میریم

بدوم هبچ ترسی - .آره،ما از چیزی نمیترسیم -

هر چقدر میخواید زور بزنید .ما از حرفاتون نمی ترسیم

! اوه خدای من !دیدی - لری برد -

.بسیار خب،به نظر میرسه الان از همه چیز میترسیم

.بجز گرمای جهانی که خیلی حال میده

.الان دیگه از همه چی میترسم - اوه! اوه ! خدای من -

.من ترسیده ام

!بچه ها .دارید زیادی شلوغش میکنید

.خب،البته که شلوغش میکنیم .ما همینیم دیگه

رو تماشا کردم "The View" امروز صبح 5 دقیقه از برنامه

الان دیگه آزاد آزادم

برنامه آبله کوبی بچه ها رو کنسل کردم

.تمام صبح رو هم تمرین کیگل میکردم

.دنبالم بیا

.هی آمبر

.....اون - ....الهه عذاب منه -

سلام - سلام -

ما میریم طبقه بالا تکلیف .بعضی چیزها رو مشحص کنیم

.اگه صدای جیغ اومد ماله اونه

بسیارخب

.بچه ها،نمیخوایم بترسونیم تون

فکر کنم اگه بلد باشید مبارزه کنید

.بهتون حس بهتری میده

!مارتی - .اووه،از اون لحن مارتی گفتنت خوشم نمیاد -

لری،میدونی چطوری مشت بزنی؟

اوه،دبی،من دوبار رهبر مبارزات بین سیاره ایی بودم

که دوبار برگزیده "ترسناک ترین نبرد ها" شده

.اونم توسط آکادمی ِ جنگ و علوم

.....شاید با مشت من آشنا شده باشی

.تندر و بوورلی

.مواظب بوورلی باشه،اون یه مار واقعی در علفزاره

.بسیارخب،بزن ببینیم - .....حالا -

اوووووووه

!ها

جکی،میشه چیزی رو که دیدم برام ترجمه کنی؟ - همممم -

دیدی،لری برد رهبر بزرگ ماست

اون جنگ واقعی رو به

.سربازهای رده پایین تر واگذار کرده

.بله،من برای خودم دسته نینجا شخصی دارم

حدس بزن نینجای برترش کیه؟

جکی،تو یه نینجایی؟ این معرکه اس

.چند تا حرکت نینجایی رو بهمون یاد بده

!مارتی - .گوش کن،از مارتی اولی خوشم نیومد -

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left