De første 200 linjer.
عصر بخیر اقا دنبال یکم عیاشی هستی؟
همیشه دنبالشم - اگه باهام باشی کسی دیگه مزاحمت نمیشه -
هرکاری بخوای میتونیم بکنیم
دستای تخمیت رو ازش بکش
بهت گفتم اینورا نیای جک پس گورت رو گم کن
...اگه مسئله پولشه
مسئله اینکه جنابعالی یه مریض سگ پدر تخمی هستی
بهتره بدونی قدم زدن با اون عصا ارزشش
از زندگی اشغاله سولاخ موشی تو بیشتره
هرکسی حق داره از خوش محافظت کنه
یه زن هم همینطور
بغیر از دخترام که نمیتونند در قبال حرامزاده های مریض و پولداری مثل تو دفاع کنند
سمت دخترا و پسرام نپلک
مگرنه تیکه پارت میکنم
این قسمت شهر تو این ساعت
برای بیوه جوان امن نیست
چی رو مخفی میکنی؟
شاید لازمه یه نگاه ریزی
به اون قیافه خوشگل بندازم
هرچند نمیدونم بعدش قراره زیبا
بمونه یا نه
اه اه
بزار برم در حالی که زنده ای روده ات رو بیرون میکشم
صبر کن چیکار میکنی...نه اه چیکار میکنی؟نه نه...بس کن
همینه بس...کن نه نه نه
بذار برم نه بذار برم بذار برم
بسه نه نه بسه بسه ولم کن
ول کن برم
چیکار میکنی؟
مترجم:فرهان تلگرام:catshale اسلشر قصاب
میدونی به این اسونی هم نیست
وقتت رو با اینی که ازش خون چک میکنه تلف کنی و خدا میدونه چه حالی داری
این اسم داره
اسمشم الیستر سیمکوست
بهم گفتی جک صداش میکنند
مرد سرشناسی که تو این حوالی شهر سرگردان بود و از اسم مستعار استفاده میکرد
خب اون با کصشرای جک بودن
تظاهر به جک ریپر بودن کسی رو خر نمیکنه
شایدم بوده
سالای قبل یادته اون همه زنی که تیکه پاره شدن زیاد از اینجا دور نبودن؟
نه اون مریض روانی کصخل رو دستگیرش کردن
طوری دارش زدن گردنش کشیده شد درسته بازرس؟
نمیدونم چطوری یکی دلش میاد اینکار رو با یکی بکنه؟
انگار قاتلش از سلاح دو تیغه ای استفاده کرده
اره اینجا و اینجا
اونجاش که دو تیغه بهم میرسند نیشکون شدیدی از گوشت میگیرند
حدس میزنم یه قیچی بزرگ پشم چینی باشه
اره فکر کنم مسئله اصلی همین بود بازرس
و چطور پیداش کردی؟
با یه یارویی بودم
داشت از این کوچه میرفت پایین
و یه زنی سیاهپوش که کلا خونی و نفس نفس میزد رد شد
یه زن؟ - با چشمای خودم دیدمش بخدا -
و منم
پیداش کردم
کوچه خیلی تاریک بود
چطوری تونستی ببینی چی پوشیده؟
لباس های بیوه عذادار بود
بیوه؟
برای یه قاتل اسم خوبیه
و چرا به اقای سیمکو گفتی جک ریپر؟
اون دخترام رو اذیت میکرد و صورت هاشون رو زخمو زینی میکرد
اگه نظرم رو بخوای حقش بود
از کون شانس اورد که گیرم نیوفتاد
نمیدونم میشه این رو خوشانسی دونست یا نه - برین کنار -
خدا رو شکر صبحانه نخوردم
اونجا چیکار میکرد؟ - اجی فداکارم -
ونیشیا معمولا ریسک میکرد توی گوشه های تاریک شهر میرفت
تا به بدبخت ها رسیدگی کنه
البته فقط توی ساعات مشخصی تو روز اینکار رو میکرد
عزیزت مرحوم الیستر
یه قدیس بین ادما بود چون اون شب اونجا بود
اونم معمولا ریسک میکرد به شهر دویلز البو میرفت؟
هوم؟
اه... اه
مهمون داری باید برم
خواهر ناتنی امون همین امروز از بوستون میادش یادت باشه رجینا
اگه کارمون داشتی ونیشیا و من سه خونه پایین تریم
خانم سیمکو بازرس کنت رایکرز از پلیس تورنتو ام
نگران اینم همسایه ام ویویانا باتچلی تا همین الانش حسابی سرت رو در اورده باشه
تسلیت میگم
اگه شوهرم اونجا بود
واسه این بود به یکی کمک کنه
اونم کسی که حسابی به کمکش نیاز داشت
شوهرت دشمنی نداشت؟
کسی که انگیزه به قتل رسوندنش رو داشته باشه؟
ممکنه توی زمان اشتباه توی مکان اشتباه قرار گرفته باشه - امکانش خیلی زیاده درست باشه -
درسته اقا
امکان نداره...شوهرم
تبدیل به هدف نوعی
قتل عمد شه
اون یکی از افراده برجسته جامعه بود اقا
خانم سیمکو...میخواییم مسبب اینکار رو دستگیر کنیم
و برای همین ممکنه سوالات ناخوشایند باشن
قول میدم دستگیرش میکنیم
بیوه اینجاست؟
بیوه در کمین ثروتمنداست
یا بالاخره فقرای تورنتو سیر شدن؟اه کصشره
الیسترم عاشقه مسخره کردنه فقیرای احمق حرام زاده بدبخته
انید جنکینزم اتیش بیاره معرکه اس
باید به اون جنده لندنی یاد اوری شه
صاحب اکو تریبون منم نه اون
میخوایین باش قرار ملاقات بذارم اقای گاروی؟
دلم میخواد بری خرخره اشغالش رو بجویی
تن لشت رو به دویلز البو برسون توی کاواره کویینز چمبر
یا هر نقطه کوری که ملت خودفروشی میکنند
...بالاخره یکی الیستر رو کشت
یکی باید بره و بهش رسیدگی کنه
مجوز گرفتم این خونه ماله منه
پول شما جاکشا رو میدم و دیگه قضیه بزول گاروی لاشی رو پیش نکشید
اگه بابت این موضوع اینجایی - اقای کرنشاو بابت اون موضوع نیست -
دیشب یه قتل رخ داده
هر شب قتل میشه - اره -
ولی اینبار جان طرفای پایین دیویلز البو به قتل رسید
خب
خب اون از طبقات مرفه بود
الیستر سیمکو؟
میشناختیش؟
همه اون سادیسمی مریض رو میشناسن
الیستر این بلا رو سرت اورد؟
ایده اش بعنوان انعام
بابت خدماتم بود
متهم شد؟ - یه چنین کسی؟ -
اون حیف نان رو مادام العمر از کاواره کویینز چمبر ممنوع کردم
توی مرگش دست نداشتیم
نه؟چون بنظر میاد انگیزه خوبی برای انتقام گرفتنه
هممون دیشب اینجا بودیم بازرس
اینجا پر از مشتری بود که همشونم شاهدند
مطمئنی ها؟
ادمایی هم بودن که سابقه داشته باشن یه شب اینجا بگذرونند؟
هی
مواظب دخترا و پسرام هستم
کاواره کویینز چمبر هم واسه خودشون و هم واسه مشتریا جای امنیه
و واسه همینه که جنایت های شیطانی توی خیابون کم شده
میخواهی بدونی کی ممکنه از الیستر سیمکو انتقام بگیره؟
ممکنه کار هر جاکش فقیر یا بی وجدانی باشه
وقتی فهمیدی کی بود
بهم بگو
براشون یه نوشیدنی تخمی میخرم
واو واو
هوش
سلام؟
سلام؟
وردی
اه
چه سوپرایزی - ببین چه خوشگله حتی از عکسشم خوشگل تره
توی پوستم نمیگنجم بالاخره شماها رو
بعد از فوت پدر عزیزمون میبینم
خواهران شریک غمتونم
بیا ببریمت تو طفلکی
حتما خسته ای
کلی راه از بوستون تا اینجا اومدی
خیلی خوبه که اینجایی
امیدوارم تورنتو برای یه دنیا دیده مثل تو زیاد استانی نباشه
وردی عزیزم؟
ببخشید اه...دنیا دیده نه
بهرحال خسته ام
ولی الان اینجایی
خواهران باتچلی
بالاخره پیشه هم هستن
هوم
امروز میخوام نفرکتومی رو انجام بدم
برای بیماری که دچاره بیماری کلیویه
حالا برای رسیدن به کلیه باید بافت رو ببرم
اه
مقداری چربی اطراف کلیه رو برمیداری
بیمارمون از غذا و نوشیدنی ایش لذت میبره
اهم
بعدش باید حالب رو در بیارم
لوله ای که ادرار رو به مثانه میرسونه
منظورش شاشه
و یبار دیگه با قیچی
اخرین رگ خونی رو میبرم
الان میتونم کلیه رو در بیارم
صبر کن
...این ماله
انگار یکی از بازدید معاف شده
این ماله - هیش -
...ماله
شب بخیر
بدون اثر انگشت یا چیزی از شروع حمله زنده بود
از کشاله رانش شروع شد و تا ستون فقراتش ادامه داشت
به احتمال زیاد خونریزی تا حد مرگ
ولی نه از قبل اسیب زیادی به اندام داخلی ایش وارد شده
گره هایی که دور مچ دستش بود
بنظر میرسه توی ژاپن بنوعی رایج هست بهش هایاناوا میگن
خداوکیلی اینا رو از کجا میدونی؟
توی موضوع بازرسی تو هر زمینه ای کنجکاوم
پس قربانیمون اویزان بود
ناتوان مثل پروانه ای روی تابلو
اره چرا؟
بازوهای مقتول بسته بود قاتلم میتونست با قیچی کارش رو بکنه
و چیزی که توی این حمله واسم جالبه اینکه زیاد روی بود
نه اگه بخوای جسد رو روی تیرک اسب به نمایش در بیاری
انگیزه قتل میتونه - موضوع شخصی باشه -
قاتل قویه
یا خیلی عصبانیه
خشمه که میتونه قدرت رو تامین کنه
این یه قتل تصادفی ساده نیست
قاتل داره پیامش رو میرسونه
No comments yet. Be the first to leave one.