De første 200 linjer.
تقدیم میکند "Opus Sub" تیم ترجمهی ذهنهای جنایتکار
.من نیستم. میگم من نبودم
مامان. مامان
داداش. داداش
داداش. صبر کن. داداش
داداش
...میدونم چه اتفاقی
توی اتاق تمرین افتاده
تو مسئول نظافت اتاق تمرین
که مرکز اداره میکرد، بودی درسته؟
این مرد بود؟
...باید قربانیهای دیگهای هم
.مثل تو باشن
میدونم برات سخت بوده
و اینکه زندگیت توی همون روز
متوقف شده
...جشنوارهی ماهی
که آگوست 2013 برگزار شد رو یادت میاد؟
حتما اون روز نوبت تو بود که اتاق تمرین رو تمیز کنی
اون روز تو رفته بودی اتاق تمرین، درسته؟
...اولین هدف اون عوضی
،کانگ هو یونگ بود
و بعدش من بودم
...من اون روز
نرفتم اتاق تمرین
اون موقع خیالم راحت شد که
اون مرد عوضی، یکی دیگه رو زیر سر داره
اون کی بود؟
این دانش آموزی
که اینجاست بود؟
.کیم جونگ سو 41 ساله
چند سال قبل از ماجرای قتل رودخونهی نادول
به عنوان سرپرست هیئت مدیرهی مدرسه کار میکرده
.اما توی لیست بازنشستهها نیست
واسه همین فکر کردم عجیبه و در موردش تحقیق کردم
متوجه شدم که ماشین و خونهاش تحت اسم مدیر مرکز کیم هون جو ثبت شده
اما دیدن اینکه توی شجره نامهی خانوادگی نبوده
احتمالا باید بچهی نامشروع باشه
نتونستم آدرسش رو پیدا کنم، واسه همین هنوز دارم میگردم
کیم هیون جون چطور؟
اون چند باری قبلا
توسط پلیس بازجویی شده
.حتما بعد از مرگ پدرش اوقات سختی داشته
اما بعد از اون با گرفتن بورسیه از مرکز
وارد آکادمیپلیس شده
و دیگه بعدش رو خودمون میدونیم چه اتفاقی افتاده
اعضای خانوادهاش شامل مادرش و برادر بزرگترش میشه
بعد از اینکه برادرش درگیر یه تصادف بزن در رو شده
به نظر میرسه هنوز توی بیمارستان باشه
شاید واسه همینه که
هیچ وقت ازش در مورد خانوادهاش نشنیدیم
.باشه، خیلی خب
سرپرست، کیم جونگ سو کارت اعتباری
و یا سابقهی تلفن همراه نداره
بهتر نیست از پلیس کمک بخواهیم؟
شاید مظنون از قبل میدونسته که کارآگاه ته
.همین الانشم به هیون جون مشکوکه
اما چرا کانگ هو یونگ، هیون جون هیونگ رو
به این همه مامور پلیس اطرافش ترجیح داده؟
هنوز نه
باید مطمئن بشیم
ممکنه کیم جونگ سو، مو جی اون رو برای ساکت نگه داشتنش کشته باشه
گزارشات میگن روزی که مو جی اون مرد
اون از یه سفر کاری به مرکز برگشته
...پس چی
اون به یه غیبت موجه بی نقص احتیاج داشته
تا بی گناهیشُ ثابت کنه
.سرپرست، یه نگاهی به این بندازید
.*این شهادت هیون جون هیونگه
بار اول گفته کسی که قربانی رو برده رو دیده
اما بعدا عوضش کرده
تو به مدت 14 سال داشتی
تنهایی این پرونده رو بازجویی میکردی
حتی وقتی به عنوان مظنون در نظر گرفته شده بودی تا لحظهی آخر
حقایقی که میدونستی رو شهادت ندادی
الان سعی دارید چی بگید؟
میخوای حقیقت رو بفهمی
اما از طرفی دیگه هم میخوای از رو شدنش جلوگیری کنی
تو با احساسات دوگانهای که داشتی
این پرونده رو بازجویی میکردی چون
.داری چیزی رو مخفی میکنی که نمیتونی به بقیه بگی
.سرپرست
به خاطر این نیست که این پرونده
به کسی مربوط میشه که برات مهمه؟
شنیدم برادری داری که از بعد از حادثه توی بیمارستان میمونه
اون چه ربطی به این ماجرا داره؟
شما پیشینهام رو
بررسی کردید؟
تو احتمالا
برادرت رو روزی که
.مو جی اون کشته شد دیدی
توی شهادتت در مورد مردی که با جی اون ملاقات داشته حرف زدی
کسی که قد بلند بوده و کلاه گذاشته بوده
اولش فکر کردی برادرته
اما بعدش گفتی که نه نبوده
چرا این کارُ کردی؟
اولش مشکوک بودی که
برادرت قاتل مو جی اون باشه
از این میترسیدی که حقیقت داشته باشه
،اون موقع
فکر کردی بهترین کار اینه که از برادرت مراقبت کنی
ترس از این که ممکنه برادرت مجرم واقعی باشه
عذابت میداده
بعد از تصادف برادرت
دیگه امکان نداشت بتونی حقیقتُ بفهمی
.تمومش کنید
البته میتونستی هم حتی
در مورد این که
اگه اون مجرم واقعی ماجرای رودخانهی نادول باشه
چرا باید مو جی اون رو میکشته فکر کنی
!گفتم تمومش کن
14سال پیش توی مرکز
بعضیها مورد آزار جنسی قرار گرفتن
دارید در مورد چی حرف میزنید؟
در این مورد نمیدونستی؟
سرپرست هیئت مدیره کیم جونگ سو
مدام پسرها رو توی مرکز مورد آزار قرار میداد
کسانی که توسط اون مورد آزار قرار گرفتن
کانگ هو یونگ، چویی سانگ هو و همینطور
و یه قربانی دیگه که مورد آزار قرار گرفتنشُ مو جی اون دید
کیم ته جون
برادرت
متاسفانه برادر تو
یکی از قربانیها بود
و مو جی اون اینُ دید
کیم ته جون حتما احساس حقارت کرده
احتمالا نمیخواسته
تنها برادرش بدونه چه اتفاقی افتاده
چرا؟ چون برای تو، برادرت
.جای پدرت رو داشته
واسه همین اون روز برادرت اول با مو جی اون ملاقات کرد
اول میخواسته مجددا چک کنه ببینه آیا واقعا چیزی میدونه
اما حتما مطمئن شده که میدونه
حتما با خودش فکر کرده که نباید بدونه
حتما احساس کرده که باید جلوی حرف زدنش رو بگیره
چی فکر میکنی؟
اگه توی پروفایلم اشتباهی کردم بهم بگو
داری چرند میگی
کیم هیون جون
واقعا سعی داشتی حقیقتُ بفهمی
یا از ترس اینکه ممکنه برادرت مجرم باشه
سعی داشتی پنهانش کنی؟
!دهنتُ ببند
!دهنتُ ببند
بیا حالا در مورد حادثهی اخیر
حرف بزنیم
اون روز واقعا نتونستی کانگ هو یونگ رو ببینی؟
چی؟
برای اینکه بتونی حقایق در مورد پرونده رو کاملا مخفی کنی
واقعا خودت کانگ هو یونگ رو نکشتی؟
تو چی میدونی آخه؟
.تو هیچی نمیدونی
بگو. تو کانگ هو یونگ رو کشتی مگه نه؟
!گفتم دهنتُ ببند
ارشد سون وو
نباید بریم داخل و جلوشونُ بگیریم؟
سر جاتون بمونید
سرپرست حتما یه نقشهای داره
باید منتظر بمونیم
.ولم کن. ولم کن
!گفتم ولم کن
به حرفم گوش کن کیم هیون جون
حالا اونها از بیرون نمیتونن صدامونُ بشنون
متوجه حرفم میشی؟
دارید به چی نگاه میکنید؟
برگردید سر کارتون
.طبیعی رفتار کن
ممکنه هنوز نگاهمون کنن
بله، خودمم
موقعیت کیم جونگ سو رو پیدا کردم
بررسی کردم ببینم آیا ماشینی به اسم باباش میرونه یا نه
یه سواری مجلل هست که
توی محلی دورتر از مرکز
جریمهی سرعت زیاد و پارک غیر مجاز داره
کیم جونگ سو
اون دلیل غیبتش توی روز حادثهی رودخونهی نادول رو دستکاری کرده
اون به کانگ هو یونگ یا به برادرت دستور داده
که مو جی اون رو ببرن پیشش
.و برای اینکه اعتراف نکنن کشتتشون
یه نفر از داخل پلیس داره بهش کمک میکنه
دارید میگید که بین
افراد پلیس یه همدست داره؟
واسه همینه که
پروندهی قتل رودخونهی نادول 14 سال حل نشده باقی مونده
کانگ هو یونگ ترسیده بوده
میدونسته یه روزی هدف قرار گرفته میشه
اما فکر میکنی چرا نمیتونسته به پلیس بگه؟
.من فکر میکنم حتی پروندهی برادرت هم دستکاری شده
بعد از مرگ مو جی اون
برادرت احتمالا به کیم جونگ سو مشکوک شده
اون هم باید هرطور شده جلوی اعتراف کردنش رو میگرفته
کانگ هو یونگ هم
یه چیزی رو مخفی نگه میداشته تا ضمانت امنیتش باشه
سعی کرده شخصا بهت نشون بده
فکر میکنی کی پرونده رو دستکاری کرده؟
هرکی که هست
حالا شروع به حرکت میکنه
!منحرف
دخترا نه، بلکه پسرا بودن؟
بیا اینجا. بیا اینجا
No comments yet. Be the first to leave one.