De første 200 linjer.
Sacred & Death Stroke
ببخشید پسرها، این یه مراسم انحصاریـه
فقط اونهایی که دعوتان، از اینجا برید
شبخوش خانمها
خوش بگذره
چه خبرا، مرد؟
هی
عالیـه، پسر
هی، گروه موسیقی
فکر کنم گروه اتمیک رکوردز باشن
پسر، میدونی که این اولین گروهی نیست
که اینجا اومدی، بلکه دومین گروه توی این هفته است
پسر بزودی یه قرارداد تپل میبندی، خیلی زود
بیخیال، چطوری اینها موسیقی میفروشن
اونهم زمانیکه یه ذره ریتم موسیقی توی وجودشون نیست؟
نه، من برای این مهمونی زیادی هوشیارم، بگیر
من یکی خوردم
خیلیخب، نصفش رو بخور
آره، مرد
همین روال رو ادامه بده
میرم به این بچهها نشون بدم که چطوری میرقصن
جاش
هی، از پسش برمیای
عزیزم، چرا اون پیراهن رو نمیشوری؟
چون اونوقت بوی محلکارم رو نمیده
من مطمئنم کسانی که اونجا کار میکنند
هر از گاهی لباسکارشون رو میشورن
فردا میبینمت؟
حتما
خوبـه
ضمانتشده و دافع رطوبت...
دوستان شما فکر میکنند که هزاران دلار هزینه کردهاید
برای آشپزخانه جدیدتان
ولی برای کابینتها قیمتها از 995 دلار شروع میشود
برای داشتن 5 متر کابینت با چوب محکم
برای گرفتن کاتالوگ رایگان همینالان با 800-1 تماس بگیرید
من دیشب بیهوش شدم
باهم حرف زدیم؟
نه
کی رسیدی خونه؟
دورُ بر چهار
چرا اینقدر دیر؟
تو محلکار مشکل فاضلاب پیش اومد
باید زمین رو تمیز میکردم
مگه خودشون شرکت خدماتی ندارن
که اینکارها رو انجام بده؟
شیر نداریم؟
هی
کارت حرف نداره
برات یه چیزی دارم
اوه، جدا؟
پسر
امشب جشن داریم
آره
بفرما
من دوتا خوردم
این قرص روانگردان نیست
چیه؟
یه چیز محکم
این تو رو میبره به سمت ماه و برمیگردونتت
توی یه چشمک زدن
نمیدونم، پسر
اوه، بیخیال
دارم بهت میگم که سفینه پاندورا الان روی مغز من فرود اومده
،خب، هرکاری که داری الان اینجا میکنی جاش
قرارِ خیلی سریعتر اتفاق بیفته
خیلیخب، باید کمربندت رو ببندی چون الاناست که پرواز کنیم
و ما همگی باهات میاییم
آره، جاش
دکتر بدفورد به بخش
دکتر بدفورد به بخش
...شما
من مادرش هستم، بله، چه اتفاقی افتاده؟
اُوردوز کرده
ما معدهاش رو شستوشو دادیم الان وضعیتش ثابتـه
،یکم استراحت کنـه
برمیگردم و دوباره چکش میکنم
لعنت، جاش
خدای من
تو هر دومون رو توی کلی دردسر انداختی
لعنت بهت
صبحبخیر، خوابالو
مادرت قبل اینکه بره برگه ترخیصت رو امضا کرد
گفت که باید برگرده سرکارش
میفهمی الان توی چه شرایط گندی هستیم؟
نه، نمیفهمی، تو حتی اهمیت هم نمیدی
باید هفته بعد توی دادگاه حاضر بشی
حتی نمیدونم چطوری باید خرج وکیل رو بدم
من تا جمعه حقوق نمیگیرم
جاش، میدونم صدام رو میشنوی
جاش، جاش
آقای هاروست، علیرغم جریئم قبلیتون
که شامل رفتار نامتعارف، اعتیاد به مواد، جعل اسناد
سرقت هویت، خرابکاری میشه
علیرغم همه اون موارد، دادگاه تصمیم گرفته
که عذاب بیشتری رو با زندانی کردن شما
به مادرتون تحمیل نکنه
بههرحال، شما باید در درمانگاه بازپروری ثبتنام کنید
و بهمدت 12 ماه تحت نظر متخصص قرار بگیرید
ولی با درنظر گرفتن برنامه کاری پرمشغلـه مادرتون
و باتوجه به اینکه شما نیاز به سرپرستی دارید
دادگاه نمیتونه ریسک کنه
که شما این الزامات رو رعایت نکنید
مادرتون بهم اطلاع داد که پدرتون جیم تی والس
زنده و سرحالـه، و موافقت کرده که از شما مراقبت کنه
تا زمانی که 18 سالتون کامل بشه
و/یا تا زمانی که دستور دادگاه لرآورده بشه
هرکدوم که زودتر انجام بشه
انجام ندادن این دستورات
به زندان ختم میشه
درهرلحظهای که دادگاه بخواهد بنابر قانون ایالتی
شما را مجازات خواهد کرد
متوجه شدید؟
بله
بله، قربان
بله، قربان
خوبـه، دادگاه مختومه است
سلام
تمیزه
میتونستم خودم تمیزش کنم
چندوقتیِ خودم تمیزشون میکنم
گوش کن، من دیگه تنهایی نمیتونم از پس اینکار بربیام
چه کاری؟
مراقبت از پسرت؟
تو تنهایی اینکار رو انجام نمیدادی
تو اصلا مراقبتی از من نمیکردی
داری درباره چی حرف میزنی؟
من بخاطر تو اینجا بودم از وقتی که پدرت ما رو ترک کرد
فراموش کردی؟
بخاطر من؟
تو حتی پول اجارهخونه رو نمیتونی دربیاری
توی یخچال غذایی نیست
من برای خودم لباس میخرم، هی
کی بخاطر من اینجا بودی؟
هی
من بخاطر تو اعتیادم رو ترک کردم
کار آسونی نبود، ولی بخاطر تو اینکار رو کردم
آره، کار خوبی کردی
تو از من چی میخوای؟
هیچی
من چیزی ازت نمیخوام
دیگه نمیخوام
چرا داری گریه میکنی؟
چون من مریضام و از اینکه بخاطر هر اتفاقی که توی زندگیت افتاده
سرزنشم کنی خسته شدم، باشه؟
جدی میگی؟
تو شخصیت خشکی داری، میدونستی؟
تو خودخواهترین فردی هستی که دیدم
خودخواه؟
میخوای بدونی خودخواه یعنی چی؟
من نمیخواستم تو رو به دنیا بیارم
...پدرت، اون
اون من رو قانع کرد، کلی بهم قول داد
خب، منم تو رو به دنیا آوردم چون پدرت تو رو میخواست
و من عاشق پدرت بودم، باشه؟
و بعدش اون ما رو ترک کرد
اون حتی روزی که تو به دنیا اومدی توی بیمارستان نبود، چون ما رو ترک کرده بود
اون ما رو ترک کرده بود
پس من رو توی این قضیه آدم بدِ نکن، باشه؟
نکن
من آدم بدی نیستم من آدم بدی نیستم
جاش
سلام، من جیم هستم
یالا، بیا بریم
خب، سفرت چطور بود؟
خوب بود
کمک میخوای؟
برداشتمش
اتاقت رو تا حدی که میتونستم
جوانپسند کردم
وقت نداشتم برم خرید
مادرت گفت که از موسیقی خوشت میاد
آره
خیلیخب، وسایلت رو بچین
با کری تماس گرفتهاید پیغام بگذارید
سلام، منم
اینجا افتضاحـه، باهام تماس بگیر
چه تجهیزاتی داری؟
آره
اگه گرسنه هستی شام آماده است
گرسنه نیستم
خیلیخب، یه بشقاب غذا میذارم توی یخچال
بعدا میتونی بخوری، باشه؟
آره، خوبـه
خیلیخب
خیلیخب
بلدی چطوری برگردی خونه؟
فقط محض احتیاط، من آدرس خونه رو برات نوشتم
میتونی از وسط قبرستون میانبر بزنی
از روی پل رد بشی، به سمت چپ بپیچی و میرسی به خونه
اوه، کلید خونه لازمت میشه
من تا 6 عصر خونه نمیام
باشه
میتونم کمکت کنم؟
به خانه علم ما خوشآمدی آقای هاروست
بشینید
همگی، ایشون آقای جاش هاروست هستند
ایشون تازهوارد هستند باهاش طوری رفتار کنید تا حس غریبگی نکنه
اون دیجیاسپارک از نیویورکـه
خودشـه
No comments yet. Be the first to leave one.