De første 59 linjer.
قدرت، قدرت بیشتری نیاز داریم
به زودی، همه شاهد یک...
صبر کن. نه، صبر کن
از این زاویه بهتره
خیلی خب، این سمتت بهتره
این سمت؟
مطمئنی؟
همه یک سمت صورتشون بهتر از اون سمته
آره
تو هم؟ صبر کن، بچرخ
اون سمته
با هم مو نمیزنن
خیلی خب، بیا. بیا، بیا
مراحل پایانی رو آغاز کنید
لطفاً مراقب باشید
ساکت. دخالت ممنوع
به زودی همه شاهد یک
قدرت عظیم خواهند بود، قدرتی که مشابهش دیده نشده
منتظر یکی مثل من بوده
تو اونا از خواب چندین سالهاش بیدار کنم
زیباست
اوه خدای من
آره همینطوره خانم جوان
فکر میکنم بهتره بگی خدایان
با این تکنولوژی
به قدرتی که میتونن داشته باشن فکر کن
فکر کن تا الان به چی رسیدن
فکر کن من بتونم چی برگردونم
برای هیتلر و آلمان
زنده باد هیتلر!
این دیوونگیه
نه، این نبوغه
این آیندهست
این یک دروازه به یک دنیای دیگهست
- خب اون سمت... - اون سمت؟
تو که جدی نمیگی؟
معلوم نیست این تو رو کجا ببره
مگه کلومب میدونست؟ ماژلان چطور؟
این انرژی میتونه هممون رو بکشه
شاید
باید آزمایشش کنیم
استفان...
آمادهای که به رهبرت خدمت کنی؟
دیدی؟ کاملاً امنه
برو برام پروفسور رو بیار
نه
- نه. - نه
نه، نه، نه
نه، صبر کنید
ولم کنید!
ساکت!
کاترین بس کن، بسه
لطفاً صبر کنید! صبر کنید!
هر کاری بگی میکنم
اگه مثل یک مرد بهم قول بدی
که به دخترم صدمه نمیزنی
بهت قول میدم
قولت به درد من نمیخوره!
پدر!
No comments yet. Be the first to leave one.