Marvel's Agents of S.H.I.E.L.D.

Marvel's Agents of S.H.I.E.L.D.

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 5

Udgivelsesinfo

Marvels Agents of S H I E L D S05E13 iNTERNAL 720p WEB x264-BAMBOOZLE
Marvels Agents of S H I E L D S05E13 1080p WEB H264-DEFLATE
Marvels Agents of S H I E L D S05E13 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-ViSUM
Marvels Agents of S H I E L D S05E13 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-ViSUM
Marvels Agents Of S H I E L D S05E13 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-ViSUM
Marvels Agents Of S H I E L D S05E13 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-ViSUM
Marvels Agents of S H I E L D S05E13 (RMTeam Web Re-encodes)
En kommentar af Ki@rash
►►By Cardinal

Tags

web
x264
720p
720
TS
1080
webrip
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
Udgivet den: 2018-03-17
Downloads: 46
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫آنچه در ماموران شیلد گذشت...

‫فیل کولسن داره می‌میره

‫می‌تونیم درمانش کنیم؟

‫بافت الانش هم مُرده

‫درمانی براش نیست

‫روبی، وقتی برگردن، ‫من تمومش می‌کنم

‫کل بخش شیلد برای همیشه تموم می‌شه

‫کارت ناقصه

‫حداقل فانوس کاری که باید رو می‌کنه

‫فکر کنم وقتی مونولیت منفجر شده

‫یک بعد به اسم بعد ترس رو باز کردن

‫و امیدوار بودم که به اندازه کافی گراویتونیوم داشته باشیم

‫که بتونیم از سوراخ توی فضا-زمان رو ببندیم

‫دیک شاو ممکنه ربات باشه

‫من از لحاظ ژنتیکی بررسی کردم

‫تا ببینم به کسی مربوط می‌شه یا نه

‫و کسی رو پیدا کردی؟

‫نه

‫دو نفر رو پیدا کردم

‫تا حالا اسم تورازین به گوشِت خورده الکس؟

‫فقط اینو گفتم چون

‫اینو قراره به عنوان درمانت تجویز کنن

‫یک رمان خشن با دوز بالا

‫که شدیدتر از داروهای صبح عمل می‌کنه

‫من جلوشون رو گرفتم ‫چون دلم برات می‌سوزه

‫فکر نمی‌کنم آدم خشنی باشی

‫چند تا عصبانیت نباید ماهیتت رو تغییر بده

‫ولی باید راجع به دردی ‫که به خاطرش اینجایی صحبت کنی

‫از تنبیه‌های پدرت گرفته

‫تا شکنجه شدن به دست آقای وارد

‫و بعد هم شیلد

‫من همه چیزو یادمه

‫شروع خوبیه

‫ولی باید بیشتر راجع به حسی که به این‌ها داری حرف بزنیم

‫تا بهشون نشون بدیم که پیشرفت کردی

‫تا دیگه بهت دارو ندن

‫با اینکه براشون خیلی سخته، باشه؟

‫پس می‌تونیم از هر جایی شروع کنیم

‫آوریل

‫خیلی خب. تو آوریل چی شد؟

‫آوریل...

‫دخترت

‫3 ساله شد

‫من هرگز راجع به...

‫6 هفته پیش، موقع جلسه‌ی سه شنبه‌مون، داشت بارون میومد

‫همیشه پنجره رو با یک خودکار ابز نگه می‌داشتی

‫زنت زنگ شد، و بعد از یک زنگ جواب دادی

‫از زنت می‌ترسی نه؟

‫رفتی بیرون که حرف بزنی

‫ولی در اون‌قدر که فکر می‌کنی ضخیم نیست

‫آوریل تب داشت... 103.2

‫همه‌ی بچه‌های توی مهمونی مریض بودن

‫گفتی زود می‌ری خونه

‫513 الم درایو، درسته؟

‫تو می‌دونی من کجا زندگی می‌کنم؟

‫باید خیلی مراقب باشی

‫نمی‌دونی مردم با اون اطلاعات چیکار می‌تونن بکنن

‫بهت که گفتم... همه چیزو یادمه

‫حالا می‌خوام تورازینم رو بزنم لطفاً

ترجمه از کیارش و آرین Cardinal & Ki@Rash

‫همه چیز داره ثابت می‌شه... دوباره به حالت عادی برمی‌گرده

‫چه عجب یکم خبر خوب شنیدیم

‫درد چطوره؟

‫جوری نیست که نشه کنترلش کرد. ممنون

‫خب، این چطوره؟ خوبه؟

‫- خوبه. ‫- خب خوبه

‫باید گرم بمونی

‫چیزی می‌خوای بیارم بخوری؟

‫مک بسه

‫جداً اگه الان دست داشتم، خفه‌ات می‌کردم

‫مریض ما چطوره؟

‫- بداخلاق. ‫- تو چطوری؟

‫همون طوری که قبل

‫از دونستن مریضی حس می‌کردم

‫ممنون که پرسیدی ‫ولی دیگه لطفاً نپرس

‫فیتز قراره بهترین اعضای مصنوعی

‫که تا حالا ساخته رو برات درست کنه

‫ولی زمان می‌بره

‫اینجا مواد لازم رو نداریم

‫و یک جوری پیداشون می‌کنیم

‫در این حین، تو باید استراحت کنی که بهتر بشی

‫تکون نخوردن زیاد تو قاموس من نمی‌گنجه

‫می‌دونم ولی ارزش صبر کردن رو داره

‫می‌بینی؟

‫مردم حتی نمی‌تونن متوجه فرقش بشن

‫و راستش رو بخوای، اینجوری باحال تره

‫- همیشه در حال... ‫- حسش مثل سابقه؟

‫راستش نه

‫در واقع حس خاصی نداره ‫ولی بهش عادت می‌کنی

‫چه حسی داری که با یکی ‫که اعضای مصنوعی داره، بری بیرون؟

‫اون قسمت‌ها مهم نیستند

‫مک!

‫چیه؟ اوه، نه، بیخیال. ‫منظورم این نبود

‫منظورم این بود که من مشکلم با ربات‌ها

‫این بود که قلب و روح ندارن

‫اون قسمت‌ها مهم هستند

‫خوب جمعش کردی

‫و البته با احساس

‫خیلی خب. بازم ممکنه بری رو مُخم

‫خب، حالا نوبته منه. ‫وقتشه که مهمونی رو خراب کنم

‫باید استراحت کنی

‫من آبجو می‌خوام

‫ببینم چیکار می‌تونم بکنم

‫تا اون موقع به حرف دکترت گوش کن خب؟

‫باید از اینجا بریم بیرون

‫و وسایلی که فیتز می‌خواد رو براش بگیریم

‫می‌دونم مک ولی کلی مشکل دیگه هم هست

‫داشتم میومدم سراغت

‫خبرهای خوب و آرامش بخش؟

‫هشدارهای مهم و خسرناک

‫دستگاه گراویتونیوم که ازش استفاده کردیم

‫تا سوراخ رو ببندیم، به اندازه کافی قوی نیست

‫در واقع مثل چسب زخم روی سد می‌مونه. دووم نمیاره

‫خب چقدر وطل می‌کشه تا سد چکه کنه؟

‫خب، حساب کردنش سخته

‫ولی با توجه به افزایش فرکانس

‫و موج‌های الترومغناطیسی

‫باید بگم که روزهای زیادی نداریم

‫ببخشید. منظوری نداشتم

‫نه چیزی نیست. ‫جزئی از زندگیه. همه می‌میریم

‫الان باید مطمئن بشیم که

‫کل سیاره یک جا نمی‌میره

‫پس گراویتونیوم بیشتری نیاز داریم

‫تا اون سوراخ رو برای همیشه ببندیم درسته؟

‫آره ولی این ماده مدت‌هاست

‫که تو این زمان دیده نشده

‫قربان...

‫واقعاً فکر می‌کنم باید همه روش کار کنیم

‫منم همین فکرو می‌کنم

‫یویو رو فراموش نکنید

‫تا وقتی ما کمکش نکنیم، نمی‌تونه کمکمون کنه

‫دیزی امیدواره که بشه ‫هر دو مشکل رو همزمان حل کرد

‫سایبرتک

‫آخرین باری که کسی گراویتونیوم دیده

‫تو آزمایشگاه سایبرتک بوده

‫که در واقع همون شرکتیه که پای دٍث‌لاک رو ساخته

‫- حالا شد یه چیزی. ‫- سایبرتک منحل شده

‫کوئین ناپدید شده. ‫راینا مُرده

‫گراویتونیوم هم هنوز پیدا نشده

‫آره ولی اسم دانشمند‌هایی که

‫زیر نظر ایان کوئین کار می‌کردن رو پیدا کردیم...

‫ایان کوئین کیه؟

‫یک آدم پولدار خلافکار

‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

‫من جزء تیم نیستم؟

‫ببخشید. می‌رم وسایلم رو برمیدارم

‫و می‌رم چیزبرگر می‌خورم

‫بشین دیک. من دعوتش کردم

‫اون بیشتر از ما گراویتونیوم دیده

‫شاید نظراتی داشته باشه که به درد بخورن

‫خیلی خب. این دانشمند گراویتونیوم کوئین‌ـه

‫دکتر جوزف گتی

‫اونم مُرده. ما سرنخ رو دنبال کردیم

‫درسته ولی اینجا جالب می‌شه...

‫تمام دانشمندهای سایبرتک در عرض 2 سال اخیر مُردن

‫و جواز مرگشون رو هم یک نفر صادر کرده...

‫مورای جیکوبسن

‫چی؟ پس فکر می‌کنی پوشش بوده؟ ‫هنوز زنده‌ان؟

‫آره اینطور به نظر میاد

‫ولی این تنها عکسیه که ازش پیدا کردیم

‫چهره نگاری کردی؟

‫آره و این یارو رو پیدا کردم

‫که کلی لقب هم داره

‫و آخرین لقبش لوییز کاسلینو

‫یک مامور بنگاه تو باتون روژ

‫باید باهاش حرف بزنیم

‫پس می‌ریم بیرون؟

‫آره، اون‌ها به هر ‫دری می‌زنن که شما رو پیدا کنن

‫شب حرکت می‌کنیم

‫باید ریسکش رو قبول کنیم

‫اگه بتونه کمک کنه دکتر گتی رو پیدا کنیم

‫شاید بتونیم گراویتونیوم رو پیدا کنیم

‫آره. من باهات میام

‫فکر کردم خودت رو زندانی کردی

‫آره بدون قدرت‌هام نمی‌تونم دنیا رو نابود کنم پس...

‫می‌تونم از خودم مراقبت کنم

‫می‌دونم. می‌خوام هوا بخورم

‫خیلی خب. همه باید هوا بخوریم

‫- بشین دیک. ‫- خیلی خب

‫باید اینجا بمونی

‫ببین می‌تونی به فیتز کمک کنی یا نه

‫چی؟ نه. بیخیال

‫من که پرستار نیستم

‫اصلاً می‌دونی ضریب هوشی من چقدره؟

‫راستش منم نمی‌دونم

‫چون در آینده برای کسی مهم نیست

‫هوش با میزان زنده بودن سنجیده می‌شه

‫پس باهوش باش و اینجا بمون

‫سلام

‫اینجا کجاست؟

‫ما کجاییم؟

‫لوییز کاسلینو؟

‫یا مورای جیکوبسن، ویلیام پرت،

‫جین کلاین، ماریون کوبرتی

‫اون مسلحه و داره میاد سمت تو

‫خودت رو نشون بده وگرنه شلیک می‌کنم

‫تفنگ رو بنداز. فقط می‌خوایم حرف بزنیم

‫شنیدی چی گفت... تفنگ رو بنداز

‫ببین خوشگل خانم،

‫من فقط از 2 نفر دستور می‌گیرم... هیچ‌کس و تو نه

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left