De første 200 linjer.
آنچه در ماموران شیلد گذشت...
فیل کولسن داره میمیره
میتونیم درمانش کنیم؟
بافت الانش هم مُرده
درمانی براش نیست
روبی، وقتی برگردن، من تمومش میکنم
کل بخش شیلد برای همیشه تموم میشه
کارت ناقصه
حداقل فانوس کاری که باید رو میکنه
فکر کنم وقتی مونولیت منفجر شده
یک بعد به اسم بعد ترس رو باز کردن
و امیدوار بودم که به اندازه کافی گراویتونیوم داشته باشیم
که بتونیم از سوراخ توی فضا-زمان رو ببندیم
دیک شاو ممکنه ربات باشه
من از لحاظ ژنتیکی بررسی کردم
تا ببینم به کسی مربوط میشه یا نه
و کسی رو پیدا کردی؟
نه
دو نفر رو پیدا کردم
تا حالا اسم تورازین به گوشِت خورده الکس؟
فقط اینو گفتم چون
اینو قراره به عنوان درمانت تجویز کنن
یک رمان خشن با دوز بالا
که شدیدتر از داروهای صبح عمل میکنه
من جلوشون رو گرفتم چون دلم برات میسوزه
فکر نمیکنم آدم خشنی باشی
چند تا عصبانیت نباید ماهیتت رو تغییر بده
ولی باید راجع به دردی که به خاطرش اینجایی صحبت کنی
از تنبیههای پدرت گرفته
تا شکنجه شدن به دست آقای وارد
و بعد هم شیلد
من همه چیزو یادمه
شروع خوبیه
ولی باید بیشتر راجع به حسی که به اینها داری حرف بزنیم
تا بهشون نشون بدیم که پیشرفت کردی
تا دیگه بهت دارو ندن
با اینکه براشون خیلی سخته، باشه؟
پس میتونیم از هر جایی شروع کنیم
آوریل
خیلی خب. تو آوریل چی شد؟
آوریل...
دخترت
3 ساله شد
من هرگز راجع به...
6 هفته پیش، موقع جلسهی سه شنبهمون، داشت بارون میومد
همیشه پنجره رو با یک خودکار ابز نگه میداشتی
زنت زنگ شد، و بعد از یک زنگ جواب دادی
از زنت میترسی نه؟
رفتی بیرون که حرف بزنی
ولی در اونقدر که فکر میکنی ضخیم نیست
آوریل تب داشت... 103.2
همهی بچههای توی مهمونی مریض بودن
گفتی زود میری خونه
513 الم درایو، درسته؟
تو میدونی من کجا زندگی میکنم؟
باید خیلی مراقب باشی
نمیدونی مردم با اون اطلاعات چیکار میتونن بکنن
بهت که گفتم... همه چیزو یادمه
حالا میخوام تورازینم رو بزنم لطفاً
ترجمه از کیارش و آرین Cardinal & Ki@Rash
همه چیز داره ثابت میشه... دوباره به حالت عادی برمیگرده
چه عجب یکم خبر خوب شنیدیم
درد چطوره؟
جوری نیست که نشه کنترلش کرد. ممنون
خب، این چطوره؟ خوبه؟
- خوبه. - خب خوبه
باید گرم بمونی
چیزی میخوای بیارم بخوری؟
مک بسه
جداً اگه الان دست داشتم، خفهات میکردم
مریض ما چطوره؟
- بداخلاق. - تو چطوری؟
همون طوری که قبل
از دونستن مریضی حس میکردم
ممنون که پرسیدی ولی دیگه لطفاً نپرس
فیتز قراره بهترین اعضای مصنوعی
که تا حالا ساخته رو برات درست کنه
ولی زمان میبره
اینجا مواد لازم رو نداریم
و یک جوری پیداشون میکنیم
در این حین، تو باید استراحت کنی که بهتر بشی
تکون نخوردن زیاد تو قاموس من نمیگنجه
میدونم ولی ارزش صبر کردن رو داره
میبینی؟
مردم حتی نمیتونن متوجه فرقش بشن
و راستش رو بخوای، اینجوری باحال تره
- همیشه در حال... - حسش مثل سابقه؟
راستش نه
در واقع حس خاصی نداره ولی بهش عادت میکنی
چه حسی داری که با یکی که اعضای مصنوعی داره، بری بیرون؟
اون قسمتها مهم نیستند
مک!
چیه؟ اوه، نه، بیخیال. منظورم این نبود
منظورم این بود که من مشکلم با رباتها
این بود که قلب و روح ندارن
اون قسمتها مهم هستند
خوب جمعش کردی
و البته با احساس
خیلی خب. بازم ممکنه بری رو مُخم
خب، حالا نوبته منه. وقتشه که مهمونی رو خراب کنم
باید استراحت کنی
من آبجو میخوام
ببینم چیکار میتونم بکنم
تا اون موقع به حرف دکترت گوش کن خب؟
باید از اینجا بریم بیرون
و وسایلی که فیتز میخواد رو براش بگیریم
میدونم مک ولی کلی مشکل دیگه هم هست
داشتم میومدم سراغت
خبرهای خوب و آرامش بخش؟
هشدارهای مهم و خسرناک
دستگاه گراویتونیوم که ازش استفاده کردیم
تا سوراخ رو ببندیم، به اندازه کافی قوی نیست
در واقع مثل چسب زخم روی سد میمونه. دووم نمیاره
خب چقدر وطل میکشه تا سد چکه کنه؟
خب، حساب کردنش سخته
ولی با توجه به افزایش فرکانس
و موجهای الترومغناطیسی
باید بگم که روزهای زیادی نداریم
ببخشید. منظوری نداشتم
نه چیزی نیست. جزئی از زندگیه. همه میمیریم
الان باید مطمئن بشیم که
کل سیاره یک جا نمیمیره
پس گراویتونیوم بیشتری نیاز داریم
تا اون سوراخ رو برای همیشه ببندیم درسته؟
آره ولی این ماده مدتهاست
که تو این زمان دیده نشده
قربان...
واقعاً فکر میکنم باید همه روش کار کنیم
منم همین فکرو میکنم
یویو رو فراموش نکنید
تا وقتی ما کمکش نکنیم، نمیتونه کمکمون کنه
دیزی امیدواره که بشه هر دو مشکل رو همزمان حل کرد
سایبرتک
آخرین باری که کسی گراویتونیوم دیده
تو آزمایشگاه سایبرتک بوده
که در واقع همون شرکتیه که پای دٍثلاک رو ساخته
- حالا شد یه چیزی. - سایبرتک منحل شده
کوئین ناپدید شده. راینا مُرده
گراویتونیوم هم هنوز پیدا نشده
آره ولی اسم دانشمندهایی که
زیر نظر ایان کوئین کار میکردن رو پیدا کردیم...
ایان کوئین کیه؟
یک آدم پولدار خلافکار
تو اینجا چیکار میکنی؟
من جزء تیم نیستم؟
ببخشید. میرم وسایلم رو برمیدارم
و میرم چیزبرگر میخورم
بشین دیک. من دعوتش کردم
اون بیشتر از ما گراویتونیوم دیده
شاید نظراتی داشته باشه که به درد بخورن
خیلی خب. این دانشمند گراویتونیوم کوئینـه
دکتر جوزف گتی
اونم مُرده. ما سرنخ رو دنبال کردیم
درسته ولی اینجا جالب میشه...
تمام دانشمندهای سایبرتک در عرض 2 سال اخیر مُردن
و جواز مرگشون رو هم یک نفر صادر کرده...
مورای جیکوبسن
چی؟ پس فکر میکنی پوشش بوده؟ هنوز زندهان؟
آره اینطور به نظر میاد
ولی این تنها عکسیه که ازش پیدا کردیم
چهره نگاری کردی؟
آره و این یارو رو پیدا کردم
که کلی لقب هم داره
و آخرین لقبش لوییز کاسلینو
یک مامور بنگاه تو باتون روژ
باید باهاش حرف بزنیم
پس میریم بیرون؟
آره، اونها به هر دری میزنن که شما رو پیدا کنن
شب حرکت میکنیم
باید ریسکش رو قبول کنیم
اگه بتونه کمک کنه دکتر گتی رو پیدا کنیم
شاید بتونیم گراویتونیوم رو پیدا کنیم
آره. من باهات میام
فکر کردم خودت رو زندانی کردی
آره بدون قدرتهام نمیتونم دنیا رو نابود کنم پس...
میتونم از خودم مراقبت کنم
میدونم. میخوام هوا بخورم
خیلی خب. همه باید هوا بخوریم
- بشین دیک. - خیلی خب
باید اینجا بمونی
ببین میتونی به فیتز کمک کنی یا نه
چی؟ نه. بیخیال
من که پرستار نیستم
اصلاً میدونی ضریب هوشی من چقدره؟
راستش منم نمیدونم
چون در آینده برای کسی مهم نیست
هوش با میزان زنده بودن سنجیده میشه
پس باهوش باش و اینجا بمون
سلام
اینجا کجاست؟
ما کجاییم؟
لوییز کاسلینو؟
یا مورای جیکوبسن، ویلیام پرت،
جین کلاین، ماریون کوبرتی
اون مسلحه و داره میاد سمت تو
خودت رو نشون بده وگرنه شلیک میکنم
تفنگ رو بنداز. فقط میخوایم حرف بزنیم
شنیدی چی گفت... تفنگ رو بنداز
ببین خوشگل خانم،
من فقط از 2 نفر دستور میگیرم... هیچکس و تو نه
No comments yet. Be the first to leave one.