De første 200 linjer.
مينار
تقديم ميکند
بيمارستان قلمرو پادشاهي در زمينهاي قديمي مارشلند بنا شده
جايي که قبلا تالاب لباس شورها بود
آنجا لباس شورها در چشم انداز وسيعي لباسها را مي شستند .
بخار آب از روي لباسها متسع ميشد
و آنجا را در يک مه ابدي فرو ميبرد
قرنها بعد بيمارستاني در آن محل ساخته شد
و لباس شور ها به دکتر ها و پژوهشگر ها تبديل شدند,
بهترين نوابغ جامعه با تکنولوژي بالايي که در خدمت داشتند.
براي ارج نهادن به کارهايشان بيمارستان رو قلمرو پادشاهي ناميدند
اکنون زندگي در حال پيشرفت بود و جهل و خرافات
ديگه به هيچ وجهي نميتونستند استحکامات علم ودانش رو به لرزش در بيارند
اين غرور و تکبر علمي به شدت مشهود بود
و بر نفي زندگي غير مادي پافشاري ميشد
از طرفي سرما و رطوبت در حال بازگشت بود.
نشانه هاي کوچکي از فرسودگي در اين ساختمان محکم و مدرن در حال پديدار شدن بود.
هيچکدام از ساکنان آنجا نميدونست که دروازه قلمرو پادشاهي
يکبار ديگه در حال باز شدن بود.
ترجمه از مينار تقديم به تمام پارسي دوستان عزيز
جسم خارجي
سلام حال ماشينت عين اولش شده
من دستور داده بودم ماشين ول وم رو تعمير کنيد
و اونو تو پارکينگ اختصاصيم بذاريد.
موعد پارکينگت تموم شده دانمارکي بي مصرف
پس اين مانع مخروطي که پارکينگ منو مشخص ميکرد کو ؟
هموني که رنگش قرمز بود
جلوي اون گلفه وايستا
پارکينگ من کجاست ؟ و همينطور مانع محروطي که اونجا بود ؟
اونا مال تو بود ؟ بله
من با رييس حرف زدم هيچ کس حق نداره پارکينگ اختصاصي داشته باشه
تازه اونو جاي بدي گذاشته بودي جايي که محل عبور آمبولانس ها ست
آمبولانس ها ميتونن اونو دور بزنن
دو تا که باشن کاملا مزاحمن ساخت سوئدن ميبيني؟
رييست کجاست ؟ هيچ کسي نميتونه به موانع مخروطي من دست بزنه
تو خيلي خوش شانسي چي ؟
رييسم امروز هست اما تو جلسه اس
لطفا نقد باشه.
يا حضرت ابوالفضل ... اي خداي من ...
آقا ...
دوازده اکتبر ساعت دوازده ونيم شب ما واحد حمل مجروحين دوازده هستيم
موقعيت ما جاده لينگ باي جلوي بيمارستان قلمروي پادشاهيه ...
سيزده اکتبر ساعت دوازده ونيم شب
ما واحد حمل مجروحين دوازده هستيم.
موقعيت ما جاده لينگ باي جلوي بيمارستان قلمروي پادشاهيه ...
و به همين ترتيب.
سقفها هم که ترک برداشتن اينکه ديگه شوخي نيست
البته که بايد اين نشونه ها رو دنبال کنيم
بولدر يه ايده اي داره که اونها از کجا اومدن
من ؟
تو خودت گفتي که فهميدي. بسيار خوب ، کجا ؟
بولدر نميخواد که اشتباهي کسي رو متهم کنه
ميتوني اونو تو بيسيمت صدا کني؟
دفعه بعد که زنگ زدند باشه
اشيائ پيدا شده : ...کليد کمد بي بيست و سه...
ايناهاش کمد توئه درسته ؟ آره
کليدت رو گم کرده بودي ؟
نه.
عجب شانسي
پس اونجا براي اون چيزي که نگه ميداشتي (سر جسد ) امن نبوده
نميدونم حالا که دزديدنش . نميدونم چي کار کنم ؟
اگه دست دکتر بوندو بهش برسه ... عجب بدبختي ميشه ؟
کليد رسيدن به اون اينه که
اوني که سر رو برداشته ميخواد تو رو تو لابي آسانسور 7هفت تو زيرزمين ببينتت
خب که چي ، من که نميخوام ببينمش
به هر حال باهات شرط ميبندم که تا حالا به دکتر بوندو گفته
پس براي چي اين يادداشت رو براي ما گذاشته ؟
اين لابي آسانسور شماره هفت کجاست ؟
چرا گفتي که من ميدونم ؟
نمي فهمي ؟
اين اتفاق ها بايد با اون آمبولانس
که هانسن گفت يه ربطي داشته باشه از جايي که اين پيغام ها اومده
چجوري از من به اين زرنگي همچين بچه خنگي دراومده !
آماده باش امشب کلي جا رو بايد بگرديم
مامان !
ما همه اينجاييم به خاطر يکيمون
ما همه اينجاييم به خاطر يکيمون
کيا اينجان؟ ...
هوک
و ريگمور
و جوديث
و ... هلمر
و ...
هلمر ...
هلمر ...
ببخشيد ... تو بايد به اين کارا توجه کني
اين طوري دست به سينه نشستنت اين معني رو ميده که
زياد برات مهم نيست ، شايد حق با تو باشه.
به هر حال تو از يه فرهنگ متفاوت با ما اومدي
من فقط قصدم اين بود که از اين محيط خشک و نظامي در بيايم
فکر کنم براي هلمر خيلي سخت باشه که عين ما بشه
هلمر کاري ترين آدم بين ما
هيچکدوم از شما امروز صبح گازته رو ديده ؟
به بهترين وجه استيگ بدون کم و کاست
تخقيقات تحسين برانگيزيه ، تو بايد اونو تاييد کرده باشي
تو مجله لانست ...اين همه وقت و انرژي رو از کجا مياري ؟ من که واقعا درشگفتم
شايد دکتر هلمر بتونن درباره داروهايي که براي خانم دروسه تجويز کردن توضيح بدن ؟
خيلي جالبه که بدونيم چه هدفي داشتند ؟ ...
منظورت چيه ؟ من که خانم دروسه رو درمان نميکنم
اين سيستمه پزشکي دانمارکيه که اين کار رو ميکنه
فرض ميکنيم اين سيستم يه هدفي براي اينکارش داره .
اگه اينجوري نباشه بايد ايشون رو بفرستيم بخش شنوايي سنجي
شنوايي سنجي؟ چرا؟ هيچ مشکل و علامتي مبني بر اختلال شنوايي نداره.
اول با تون صداي پايين
و بعد با تون صداي بسيار بلند
سر خانم دروسه فرياد زدم : تو تختت بمون لعنتي
اما اون اصلا به اين حرف توجه نکرد بتابر اين اون عجوزه رو بايد بفرستيم بخش شنوايي سنجي
اون کاملا کره
الان هيچ اثري از زندگي تو اين اتاق نيست
من تقاضاي احضار ارواح رو ميکنم
ماري تو اينجايي؟
اگه اينجايي با من حرف بزن
اگه اينجايي ماري حضورت رو آشکار کن
من يه شمع برات روشن کردم
من ميشنيدم که تو آسانسور گريه ميکردي
حالا ازت ميپرسم ، آيا اينجا گير افتادي؟
شعله رو تکون بده اگه جوابت بله اس
دليل اينکه گريه ميکني اينه که اينجا گير افتادي؟
نه؟ آيا چون سينه ات درد ميکنه ناراحتي ؟
نه ...
اما تو سينه ات مريضه؟ نه؟
نه؟
تو منو گيج کردي؟
گريه هات به خاطر اينه که يه چيزي هست که به تو آسيب ميرسونه؟
کي؟ کي تو رو به گريه مياندازه ؟
يکي از نزديکانت؟
چرا نمي زاري با ماري حرف بزنم ؟
من از بقيه ارواح ميخوام که مارو تنها بذارن
چرا نميخواي که با ماري حرف بزنم ؟
ماري؟ ماري ؟ اينجايي؟
هنوز اينجايي ؟
براي معرفي اينجا خيلي مهمه که
يه کاراي مثبتي انجام بديم مثل برنامه نسيم صبحگاهي و غيره. ...
فکر نميکني که الان اوضاع خيلي بهتر شده ؟
من نقاشي هاي بجه ها رو از بخش اطفال گرفتم.
ما بايد دنبال چيز هاي مثبت باشيم
فکر کنم يه راه حلي براي مشکل دکتر بوندو پيدا کردم
اوه ؟ اون بايد خيلي خوشحال بشه . اون و همه اعضاي انجمن .
منظورم اينه که خيلي عاليه. مردم چجوري ميتونن پشت سر تو حرف بزنن؟
ميتونيم بهش بگيم ؟
اوه نه
مونا!
اون سوئدي باشکوه !
کاراي تو ،تحقيقات تو ، اينا چيزايي ان که اون به نام خودش منتشر ميکنه
تازه اين يکي از کاراشه شايد تو سوئد بتونه اين کار ها رو بکنه اما اينجا نه.
من ميخوام پرونده مونا رو ببينم من مطمئنم که اون يه اشتباهي کرده
به اسم منم تو اون مقالات منتشر شده اشاره شده
اشاره شده ؟ هنوزم تو رو گول ميزنن ؟
ا( اييجم ) تورو همينطوري گول زد
اون به من هيچ قولي نداده بود
و واقعا هم آدم خوبي بود . ميخواي ببينيش؟
نه تو اين موقعيت.
من اينو نگه ميدارم
يه زمان هايي آدم بايد به ياد بياره و يه زمان هاييم بايد فراموش کنه
حس ميکني شکمم چه گنده شده ؟
بله چجورم ياروهه گنده بود ؟
من که همين الان فراموشش کردم
من امروز يه اسکن دارم با من ميايي؟
البته .
اينجا چي کار ميکني ؟ من تونستم باهاش ارتباط برقرار کنم .
اون وجودشو آشکار کرد
اما يکي ميخواست جلوشو بگيره
اون گفت مريض نبوده ! اين خيلي عجيبه .
شايد از بيماريش خبر دار نبوده
احتمالا الان وقتشه که با پروفسور بوندو صحبت کنم
چي تو اونم ميشناسي؟ دقيقا نميشه اسمشو گذاشت شناخت
من با باباش يه رابطه کاري خوبي داشتم
تو سال هزار و نهصد و چهل و چهار يه گزارش بي نقص بود
نويد عيد پاک
اونا چيز زيادي نداشتن که اون سال بنويسن
من پسرشو بعدن ديدم يه پسر با يه مغز کوچولو
اين موضوع رو هيچ وقت بهم نگفته بودي. چي به سرش اومد؟
اون مرد و من از اون موقع تا حالا ازش بيخبر بودم
اون موقع مقام بالايي داشت و يه شارلاتان واقعي بود
ما داريم کجا ميريم؟ به بخش گوش و حلق و بيني
براي شنوايي سنجي خب جرا که نه؟
وقت داريم سر راه يه سري به پروفسور بوندو بزنيم ؟
نه
فکرشو بکن چجوري دست رد به سينه مادرت ميزني؟
من فکر ميکردم منو دوست داري اما مثل اينکه کاملا در اشتباه بودم
مامان اذيت نکن !
سلام بوندو يه دقيقه وقت داري؟ ...هلمر يه پيشنهادي داره.
اين جور که من فهميدم ...
... خويشاوندان اون بيمار مبتلا به سرطان کبد بهت اجازه نمونه برداري نميدن
و باشناختي که ازت دارم غرورت هميشه مسايلو
کاملا پيچيده ميکنه که البته مهم نيست
من يه مدرکي پيدا کردم که نشون ميده
که سه سال قبل آقاي زکرياسن درخواستي رو براي اهدا عضو امضا کرده
و اين موضوع خواسته مارو محقق ميکنه منظورت جيه ؟
مطابق قانون ما ميتونيم کبدشو پيوند بزنيم
کيه که يه کبد از کار افتاده با يه تومور بدخيمو بخواد؟
ما يه مريض رو به موت رو که از خويشاوندانش رضايت انجام نمونه برداري رو
گرفتيم انتخاب ميکنيم و بعد کبد رو بهش پيوند ميزنيم
و وقتي مرد که باتوجه به وضعيت بيمار خيلي زود خواهد بود
کبد ش مال ما ميشه
داري شوخي ميکني يا يه مريضي با اين شرايط سراغ داري؟
اينجا که شنوايي سنجي نيست ! تو هيچ وقت راهو بلد نيستي !
شوخي ....اگه اينطوريه اينجا همش شوخيه
بصورت نظري و بر پايه استدلال منطقي جالبه
اما اصول اخلاقيمون کجاست شما درباره بدن انسانها نظر ميدين
No comments yet. Be the first to leave one.