Xena: Warrior Princess

Xena: Warrior Princess

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 1

Udgivelsesinfo

Xena : Warrior Princess - 1x18 - The Prodigal
En kommentar af highbury
ترجمه توسط داوود IMDb-Dl

Tags

other
Udgivet den: 2013-11-09
Downloads: 37
Hørehæmmede: Yes

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

...متاسفم

.گفتم متاسفم .همه منتقد شدند

افسانه "ارفیوس" رو میدونی؟

اینقدر خوب موسیقی .می‌نواخت که کوه رو جابه‌جا می‌کرد

حالا، میدونم که ...این فقط یک اسطوره‌ست، اما اغلب

یک هسته حقیقی .در غیرممکن‌ترین داستانها وجود داره

...پس چی میشه اگر سعیم رو بکنم - .نه... نه -

.فقط یک ایده بود - .یکی دیگه هم اینجاست -

...پیشنهادی برای شما خانومها دارم

یا با این چوبها ...به سنگها چسبیده بشید و له بشید

...یا خیلی ساده چیزی رو که می‌خوایم رو به ما بدید

.و منظورم همه چیزه

نه تنها یک موجود .کثیف و بی‌ارزش هستی، بلکه خیالباف هم هستی

و تو عزیزم بین .صخره و یک موقعیت سخت گیر کردی

...خب چی میگی در این مورد می‌تونیم متمدنانه رفتار کنیم؟

چرا از همین حالا شروع نکنیم؟

!آره

!ارابه

!زینا" مراقب باش"

!روی زمین بخواب

!گابریل" حالا"

.زود باش - .به یک ارابه بزرگتر نیاز داریم -

هیچ چیز مثل یک شبیخون خوب آدم رو سرحال نمیاره، مگه نه؟

.آره - هی، حالت خوبه؟ -

...آره، آره، من خوبم، خوبم

با توجه به اینکه .تقریبا داشتم کشته میشدم. حالم خوبه

.بیخیال، قبلا توی شرایط سختر هم بودیم

.آره،آره درست میگی. آره

از زمانی که با تو دوست شدم .نزدیک بوده توسط یک "سایکلپس" خورده بشم

و تقریبا مجبور شدم ...با "موفیوس" ازدواج کنم

.و توسط یک "تیتان" له بشم

چرا پس فقط خشکم زد؟

.نمی‌دونم، خسته شدی .از این اتفاقها می‌افته

.برای تو اتفاق نیافتاده

نه به خاطر اینکه همیشه ...اینو به خاطر می‌سپارم که

.عمل کن، واکنش نشون نده .تصمیم درست رو بگیر

مجبوریم خیلی به .عقب برگردیم که به ساحل برسیم

.طولانیتره، اما امنتر هم هست

.فکر نمی‌کنم - .مطمئن باش که هست -

.نه، منظورم اینه که نمی‌تونم با تو بیام

گابریل" این یک موقعیت" .خطرناک بود، اگر نمی‌ترسیدی دیوونه بودی

.خشکم زد، که هر دوی ما رو به خطر میندازه

...اگر تو اونجا نبودی - .اما بودم -

امروز آره، اما فردا چی...و روز بعد؟

نمی‌تونم انتظار داشته باشم .که همیشه مراقب من باشی

.فقط یک تصادف بود

.نمی‌تونم تو رو به خطر بندازم

نمی‌تونی بفهمی؟ .من مسئولم

.خطری که می‌تونم بپذیرمش

.اما من نمی‌تونم

.توی این مورد نمی‌تونم بهت کمک کنم

.باید خودت باهاش کنار بیای

.میدونم

کجا میری؟ - ...تنها جایی که میشناسم -

.خونه .همه چیز اونجا ساده‌تره

خواهرم "لیلا" اونجاست .می‌تونم در مورد این موضوع باهاش صحبت کنم

چی، نمی‌تونی با من صحبت کنی؟

...البته که می‌تونم. فقط

گاهی اوقات .احتیاج داری که خانوادت تو حل مشکل کمکت کنند

.متاسفم - .نه-

باید بفهمم که چه اتفاقی .برای من افتاده و باید این کار رو در خونه انجام بدم

اما برمی‌گردی، درسته؟

فکر کنم بستگی به .چیزی داره که یاد بگیرم

IMDb-Dl proudly Presents

Translated by : highbury

...در زمان خدايان باستان

...جنگ سالاران

...و پادشاهان

.سرزميني در بدبختي، قهرماني را در خود پرورانده بودند

.اون قهرمان، زينا بود

.شاهزاده خانوم جنگجويي که در گرماي جنگ جلو مي رفت

...قدرت

...تعصب

...خطر

.شجاعت او دنيا رو عوض خواهد کرد

هنوز 100 کیلومتر دیگه باید برم؟

چطوره که یک نفر می‌تونه ...معمای "اسفینیکس" رو حل کنه

اما نمی‌تونه یک نقشه ساده .رو بخونه؟ نمی‌دونم

!لطفا! لطفا

...ای حروم

هی تو، تو رو نمیشناسم؟ .زود باش، زود باش، آره

.تو اون خوش صحبته هستی

.پسر، از وقتی که دیدمت تغییر کردی

،خب، آره، می‌دونی ...داستانش غم‌انگیزه

.که با شاه "سیسفوس" شروع میشه - ..."سیسفوس "

.یکبار اونو دیدم... یک مرد چاقه - .خب در واقع لاغره -

.هیچوقت ازدواج نکرده - ...اسم همسرش "کاراس" ــه -

.و دوست داشتنیه - .احمقتر از یک دربان -

داریم در مورد "سیسفوس" حرف می‌زنیم؟

متاسفم که اینجا ...مسیرمون از هم جدا میشه

مطمئنی که مشکلی نداری؟

می‌دونی، هنوز یک .روز دیگه تا "پوتادیا" پیاده‌روی داری

.مشکلی ندارم

توی این جنگل یک .میانبر بلدم که منو سریع به خونه میرسونه

جنگل؟

مطمئنی با شکلی که تو داری عاقلانه‌ست؟

...نگران نباش .ورزش برام خوبه

.شما زنهای جوان امروزی رو نمیشناسم

.هر کاری دوست داری بکن .خداحافظ

.زود باش

.ببخشید

.منو ببخشید

.قربان

...ببخشید که مزاحم میشم

چه اتفاقی افتاده؟

.دمون" میدونه چه اتفاقی افتاده"

اونو دار و دسته‌ی .دزدهاش برای گرفتن باج اومدن

فقط اینبار ...کمی غذا نگه داشتیم

.می‌دونی برای پسرمون

زمستون که می‌اید .پسر کوچولومون خیلی گرسنه میشه

.متاسفم - .متاسف نباش -

.ما از این مهلکه خوب گذشتیم ...اگر برای کسی می‌خوای تاسف بخوری

.برای ساکنین "پوتودیا" تاسف بخور

پوتودیا"؟" صبر کن چرا، چرا "پوتودیا"؟

چون "دمون" گفت .بعد از اینجا به اونجا حمله می‌کنه

.خدا رو شکر

بقیه کجاند؟

!هورا

خودتی؟

.باورم نمیشه که برگشتی

.می‌دونم، بعدا توضیح میدم

گوش کن، یک مرد به نام .دمون" و گروهش در راه اینجا هستند"

تا روستا رو به آتیش بکشند و نابود کنند؟ هر چیز باارزشی رو غارت کنند؟

."خبرهای قدیمی "گابریل

...دمون" و مردانش برای آذوقه"

.از زمانی که تو رفتی هر چند ماه یکبار حمله می‌کنند

اونها از ما استفاده می‌کنند .تا مردانش به روستاهای دیگه حمله کنند

فکر نکنم اون .زن عجیبی که همراهت بود رو اورده باشی

کی اهمیت میده؟

.کسی به "زینا" برای نجات نیاز نداره

...خودمون یک جنجگو استخدام کردیم

...ملیگار" قدرتمند"

.کسی که اینجا برای خوش‌آمدگویی به اون اومدیم

همون کسی نیست که ...به تنهایی 100 مرد رو کشته

در جنگ "لیگوریا"؟ - - 200

- 250. - 317...

اما کیه که دوباره بشمره؟

مرده؟ - !از مستی مرده

با شماره سه باشه؟

!یک،دو، سه

حالا، دوباره بهم بگو که چطوری گیر این افتادیم؟

تو تنها کسی بودی .که قبلا با یک جنگجو کار کردی

...یک جنگجو

.زینا" هیچوقت اینطور عمل نمی‌کرد"

...نشونه دهنده بی‌احترامیه

.نه تنها برای ما، بلکه برای خودش

...و یک چیزی که یک جنکجو نمی‌تونه از دست بده

...احترام به خودشه. در واقع

خب، اگر "زینا" اینقدر ...کامله، متعجبم که می‌تونستی همین طور ساده

.مثل ما باشی... می‌دونی، مثل خانوادت

...چی

و بنابراین دوستان من و همشهریانم ...بدون هیچ تاخیری

.ملگار" قدرتمند رو به شما معرفی می‌کنم"

!ملیگار" قدرتمند"

!ملیگار" قدرتمند"

...سلام بر مردم خوبه

"پوتودیا"

...در مورد دیروز متاسفم

...بیمار بودم اما حالا خوبم

...و آماده برای جنگ با

.هر کسی

.با این وجود، اول به چیزهایی نیاز دارم

پولم کجاست؟

.خب، درست اینجا در گاوصندوقه

...اگر توافق کنی، نصفش رو پیش میگیری

و بقیه رو هم وقتی کار رو تموم کردی؟

.باشه، فقط می‌خواستم مطمئن بشم

.باشه، به یک اسلحه‌خونه نیاز دارم

پس می‌خوام که برید ...نیزه‌ها، چاقوها، کمانها، تیرها

هر چیزی که به اندازه کافی .تیز و سنگین هست تا تبدیل به یک اسلحه بشه رو جمع کنید

.باشه، همین الان برید .کلاه خیلی قشنگیه خانم جوان

.باید اونو حموم کنید و به چادرم بیارید

.لیلا" باید حرف بزنیم"

حرف بزنیم؟ ماهاست که حرف نزدیم. چرا الان بزنیم؟

می‌خوام برم گوشت خرد کنم رو بیارم ...زیاد شبیه اسلحه نیست

.اما حداقل می‌تونم روش حساب کنم - ...روغن جوشان -

منظورت چیه؟

جوندگانی که در آفتاب خشک شدند رو ...بهتر از جاده برداریم و

به هر حال... چطور انجامش دادم؟

لیلا" لطفا" بهم میگی مشکل چیه؟

.قبلا بهت گفتم هیچ مشکلی نیست

هیچی؟ خب، اگر وقتی .هیچی نیست اینقدر سرد برخورد می‌کنی

.دوست دارم ببینم وقتی چیزی هست چه جوری میشی

...حالا اون می‌تونه - .باعث ناراحتی من بشه -

.اونا برای "دمون" کار می‌کنند - ."بیا بریم پیش "ملیگار -

...پس "سایکلپس" به تک شاخ گفت

!ملیگار" زود باش" .افراد "دمون" اینجاند

،جدی؟ خب خیلی بده .چون این خالیه

.تو مستی - .بله -

چه کار کنیم؟

حرکت خوبی بود...همون ...جایی که هستید بایستید

.مگر اینکه بخواید با "ملیگار" قدرتمند روبه‌رو بشید

.ملیگار" شنیدم که 400 نفر رو در "لاگوریا" کشته"

...من شنیدم 500 نفر رو کشته

پس چه اتفاقی می‌خواد بیافته پسرا؟

نمی‌تونم تا ابد این .ماشین کشتار رو عقب نگه دارم

.کارت عالی بود. اونا رفتند

وقتی با "دمون" برگشتند باید چه کار کنیم؟

.این سوال خوبیه .خیلی هدف آسونیه به درد ما نمی‎خوره

!اما باید بخوره !هر چی داشتیم رو گرفته

More Farsi Persian subtitles for Xena: Warrior Princess

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left