De første 200 linjer.
آنچه گذشت
الان وقت حمله ست
ملکه پسر من رو حمل میکنه
همون طور که من پرچم انگلستان رو به فرانسه حمل میکنم
تهاجم؟
جدی نمیگی دیگه ما با انگلستان یه پیمان داریم
اسکاتلند یه پیمان قدیمیتر با فرانسه داره
و تو علیه خانواده من اعلان جنگ میکنی؟
انگلستان در غیاب ارتشمون سرزمین زنها و بچههاست
یکی باید ازشون دفاع کنه
به پیش
بچه داره میاد
پدر دو تا پسرم رو ازم گرفتی
خواهرت مگ عزاداره
خواهرم مگ بر اسکاتلند سلطنت میکنه
باید خوشحال باشه
اون و پسرهاش صلحشون با ما رو حفظ میکنن
اگه نیاز دارین با کسی حرف بزنین، من اینجام
یه پسر کوچولوی سالم
و یه برادر دوقلو داره
هیچ چیزی مهمتر از وارث پادشاه نیست
کاترین
برید یه پرستار بیارید
این زیرنویس به هیچ سایت یا کانالی اختصاص نداره مترجم: Mary_Fall
یه پسره
کاترین
میدونم
حتی باغهای معلق بابل
نمیتونه با باغهای انگلستان در تابستان مقایسه بشه
تصدیق میکنم، براندون
تنها منظرهای که از فرانسه یادمه
دریایی از کون اسبها
موقع عقبنشینی ارتش فرانسه ست
با اولین برق شمشیر انگلیسیها
سرورم حمله عالیای رو هدایت کردن
به سلامتیش بنوشیم
ملکه هم همینطور ایشونم پیروزی داشتن
نه، ملکه یه شکست داشته (یکی رو از دست داده)
واقعا
اما حالا باید به آینده نگاه کنیم
باید یادمون باشه که صلح برای خزانه سلطنتی
هزینهاش از جنگ خیلی کمتره
پادشاه فرانسه رو ساکت کرده، وولسی
جنگ رو برنده شده
بله
اما حالا باید در نظر بگیریم متحدان اروپایی ما کیا هستن
خیلی واضحه که متحدان ما کیان، چاپلین
با وجود مشکلاتمون با فردیناند
اسپانیا متحد ما باقی میمونه
سرورم، پدرتون، فردیناند
نمیتونه به خاطر خیانتش پاداش بگیره
این باعث میشه پادشاه ضعیف به نظر برسن
همینطور توافق با فرانسه
مردممون تا خرخره زیر بار مالیات بودن
تا بودجه جنگ باهاش تامین بشه
نمیتونیم فداکاریشون رو سرسری بگیریم
و نه به دلایل احساسی دشمنی برقرار کنیم
باید نامزدی شاهزاده مری با خواهرزادتون چارلز رو منحل کنیم
و به جاش با پادشاه لوئی ازدواج کنه
تا با فرانسه صلح کنیم
از یه فاحشه فرانسوی سیفلیس گرفتی؟
هذیون داری میگی؟
وولسی
من خستگی ناپذیر کار کردم که نامزدی خواهرزادم
با شاهزاده مری رو حفظ کنم
اون یه تیکه گوشت نیست که برای سگهای فرانسوی انداخته بشه
وولسی به خاطر این داره این کارو میکنه که
نتونستم به پادشاه یه وارث بدم
به موقعش میدین
پادشاه همیشه عجولن
حتی بهم نگاه نمیکنه
دارم به خاطر ادعایی که درباره بکارتم کردم مجازات میشم؟
هیس، هیچوقت نباید دربارش حرف بزنین
به خاطر همینه که پسرام ازم گرفته میشن؟
کاترین، باید دست از این فکر بردارین
دیوونهتون میکنه
خدا منو نالایق میدونه
در این بین، وولسی تو هر جایی خودشو میندازه وسط زندگیمون
نه تو هر جایی، سرورم
نفوذ شما بر پادشاه توی زمینههای خاصی
هنوز فقط در اختیار شماست
راست میگی
امشب کاری میکنم که به من نگاه کنه
بیا، هنری
نمیتونم صبر کنم
از درایتت تحت تاثیر قرار گرفتم
این یه پادشاه بزرگه که تحریک کسی روش اثر نداره
به نظرت کی داشت تحریکم میکرد؟
چاپلین
وولسی راست میگه
اسپانیا به من خیانت کرد
چارلز که نکرد
الان خسته ام
بعد از عشقبازی بهتر میخوابی
میبینی دستام چطور دارن میلرزن؟
انقدر زمان زیادی گذشته که انگار این اولین باره
فقط یه بار میتونه اولین بارت باشه، کاترین
در بعضی موارد نادر هم دو بار اما بهای گرانشو میپردازی
یه شوخیه
بیا
کاترین، غیرعادی هستی
چه چیزی عادی تر از عشقبازیِ یه مرد و یه زن متاهل در محضر خداست؟
نمیتونم مجبور شم
پس بذار کمکت کنم
برو اون طرف رو تخت بشین بهم پشت کن
میتونی موهاتو بلند کنی؟
پشت گردنت رو نشونم بده
ازم بیزاری؟- بهم نگاه نکن-
این هیچ ربطی به تو نداره
همه جور ربطی بهم داره
توی دنیا من تنها کسیم
که میتونه چیزی که میخوای رو بهت بده
پس هر کاری که باید میکنی تا با من عشقبازی کنی
الان منو به تاخیر میندازی
پس، فردا
فردا آماده باش
میدونی، مگ برام نامه نوشته
دو شاهزادهاش دارن بزرگ میشن
قلعه ادینبرا، اسکاتلند
پادشاهمون از دنیا رفته و پسرمون جیمی
در سنی نیست که جانشینش بشه
خدا پادشاه را حفظ کند- خدا پادشاه را حفظ کند-
تا وقتی که به حد کافی بزرگ بشه من نایبالسلطنه میشم
پادشاه انگلستان در این مورد از من حمایت میکنه
برادر لعنتیت؟
بهم قول داده تا وقتی که من ملکهام
صلح خواهد بود
خب، الان اینو میگه
اما چی جلوشو میگیره که نیاد اینجا
و سعی نکنه ادینبرا رو بگیره؟
باید یه نمایشگاه سلاح راه بندازیم
تا تبر، چماق، و شمشیر جمع کنیم
ما سلاح بیشتر لازم نداریم. جنگ تمومه
حداقل توپهایی لازمه که از قلعه محافظت کنه
.. اگه انگلستان اون رو بگیره، اونوقت
خیلی دیره ببین کی به تخت نشسته
جیمز، جیمز بیا اینجا، لطفا
برادرم آلبانی باید از فرانسه برگرده
اون نفر بعدی نیابت سلطنته
من نایبالسلطنه ام
من ملکهام
همین که نتونستیم از پادشاهمون حفاظت کنیم کافی نیست؟
به اندازه کافی مایه شرمساری نیست
که از اون مردای درب و داغون شکست خوردیم؟
خب، حالا باید از یه زن اطاعت کنیم
یه زن انگلیسی
پادشاه انگلستان برای من نامه نوشته
تا وقتی که ازدواج نکنم، من نایبالسلطنه خواهم بود
تا زمانی که جیمی به سنش برسه
جیمز، حالا بیا اینجا
هیس، هیس
ممنون
هی، نگاش کن پاچه خواری انگلیسی ها رو میکنی
درست عین پدرت
ولم کن
دست از سرش بردار
ولش کن
شما رو به عنوان مشاورم منصوب کردم که برای برقراری صلح کار کنین
و خودتونو ببینین عین بچهها دعوا میکنین
بیرون
بیرون
اون بچهها باید ساکت بشن
همینطور مادرشون
تا وقتی که این افراد به من وفادار نیستن
بچههای من در امان نیستن
بانو پل
اون پسرا رو نگاه
توماس و بارنابی
بیاین تو
خیلی لطف دارین که به ما سر میزنین
بانو پل
این برای ماست؟
لطف دارین
اجازه هست؟
ملکه چطورن؟
حالشون خوب شد؟
فکر کنم
حالت خوبه، لینا؟
برای هر دو تا پسرام به اندازه کافی شیر ندارم
و حالا همون یه ذرهای که هست داره خشک میشه
خب، باید یه دایه بگیری، مثل من که داشتم
با حقوق یه سرباز نمیتونیم هزینهاش رو بدیم
ای کاش بودجهاش رو داشتم که کمکت کنم
اما هیچ پولی از خودم ندارم
خودم زیر پر و بال تودورهام
پسرای لینا خیلی بزرگ شدن
.. بارنابی یاد گرفته- بارنابی-
چه اسم انگلیسیای
لینا خیلی دوست داره شما رو ببینه
کاترین، این راسته؟
حالا باید با پادشاه فرانسه ازدواج کنم؟
این نقشهی وولسیه
به اون چه ربطی داره؟
فرانسه دشمن ماست
پادشاه هیچ نفعی از این نمیبینه
به من گوش کن
چارلز وارث اسپانیا و امپراتوری مقدس رومه
ازدواجت تو رو قدرتمندترین متحد انگلستان میکنه
به برادرت اعتماد کن
اون یه سیاستمدار عالیه
No comments yet. Be the first to leave one.