De første 200 linjer.
...آنچه گذشت
من بدون تو بايد چکار کنم؟ اگه بتوني دارو رو بخوري چي؟
وقتي در بين اين دنيا
و دنياي کيد باز بشه
همه چيزو نابود مي کنه
همه ما در ميستيک فالز
شما فقط بايد مطمئن بشيد که اون زنگوله نواخته بشه
12بار نظرت چيه استفن؟
يه مکسول بايد اون زنگوله رو بزنه
و من بهش دست نميزنم
اره مي زني مت
من مي خوام ميستيک فالز
رو خاکستر کنم
من نميذارم اين اتفاق بيفته
هرکاري لازم باشه مي کنم
تو رو پس مي گيرم
کيد تو چطوري اينجايي؟
زنگوله 11بار صدا کرد
از اينجا بهش رسيدگي مي کنم
انتخاب هاي زيادي وجود داره
قهوه نيترو برو؟
فلت وايت؟
نمک دريايي و اسپرسوي تند دودي؟
اينا پيچيده ان
اين تلاش ميستيک فالز براي دنبال کردن چيزاي مد روزه
اگه يه چيز ساده مي خواي معمولي رو بگير
بابت نظرت ممنونم
موفق باشي
يه معمولي مي خوام
اينجا مي خوري يا مي بَري؟
مي بَرم
بقيه پول مال خودت باشه
ممنون
مي دونم سعي مي کني حقوقت رو زياد کني
چون مي خواي زن رئيست رو تحت تاثير قرار بدي
لازم نيست اينقدر سخت تلاش کني
طبق چيزي که تو حافظه ات مي بينم
اون زن به پول از همه کمتر نياز داره
حالا
تو حق داشتي که درباره تمام
قرارهاي ناهار زنت، فکر مي کردي
سه شنبه ها و پنج شنبه ها
هميشه تو خونه پسره
:ترجمه و زيرنويس از Mohade$eh
خبراي جديد از دنياي بيرون
برام مهم نيست
ولي براي من مهمه
براي من اينقدر مهمه که دارم اذيت ميشم
ولي به طرز قشنگي اذيتم مي کنه
چون انسانيت عزيزم برگشته
و دارم با عينک خوش بيني و رنگي به دنيا نگاه مي کنم
خدايا. وقتي چنين حرفايي مي زني
واقعا پشيمون ميشم که با اتش جهنم، ميستيک فالز رو
نابود نکردم
شايد سلين دوباره اون زنگوله رو بزنه
و منو از بدبختي نجات بده
منتظر نباش برادر
خواهراي رواني گمشدن
انگاري همه چيزِ
دنيا درست شده
اره. جز اينکه تو با شيطان يه معامله کردي
تو بايد بري و ادم بکشي
و تعداد قتل هامونو بالا نگه داري ديمن
استفن سالواتوره
ادم کشي بخشي از
شيوه زندگي متعادل و همراه با انسانيت، نيست
ببخشيد. خوابم برد
اشکالي نداره مي بخشمت
اين روزا کلا دنبال رستگاريم
مي خوام اوضاع رو درست کنم
کارم رو با کليد انسانيت تو شروع مي کنم
کِي اينقدر نق نقو شدي؟
شايد زيادي با نامزد سابق من مي گردي
تعجب کردم که الان همراه تو نيست
تا بهت بگه چه کاراي اشتباهي داري مي کني
امروز مسئوليت هاي ديگه اي داشت
برعکس عقيده شخصي تو
همه چيز درباره تو نيست
بنظر گرسنه مياي
ميرم پنکيک درست کنم
همگي خوش اومديد
به مناسبت روز موسسان
دانش اموزان دبيرستان ما به دنبال يه افسانه محلي
درباره يه جعبه زمان رفتن که در سال 1790 دفن شده
با کمک انجمن تاريخي ما
به دنبال اين گنج رفتن
و اينو پيدا کردن
اولين ساکنين اينجا، اينو جا گذاشتن
و تا... الان کسي بازش نکرده
هي. خوبي؟
اونجا انگار يه کم مي لرزيدي
اره. امروز صبح واقعا قروقاطي بود
از يه کافي شب بهم زنگ زدن
دو نفر تقريبا هم ديگه رو کشتن
حس مي کنم ميستيک فالز مثل قبل، امن نيست
همينو بگو
اين ظرف پلاستيکيِ باستانيه؟
الينا و من و باني جعبه زمان خودمون رو درست کرديم
وقتي 11سالمون بود و درست زير همين درخت دفنش کرديم
باورم نميشه هنوز اينجاس
اينو نگاه
خداي من
موهاي مامانت رو ببين
ميراندا گيلبرت
اينم از باني و الينا و من
شبيه ني ني کوچولوها بوديم
خداي من
کارولاين عزيزم در اينده
من پيش بيني مي کنم
تو جايزه توني رو برنده بشي
در يه خانه عالي زندگي کني
و با يه پسر عالي ازدواج کني
جاه طلب
و متاسفانه، اشتباه بود
استفن هنوز زندانيه؟
ولي من خوش بين مي مونم
يعني ديمن رو ببين انسانيتش برگشته
و ادم جديدي شده
احساسات استفن هم برمي گرده
چيه؟
فقط تو فکرم که بخاطر اينکه
سعي کرد منو مجبور کنه
کل شهرمون رو نابود کنم و کلي ادم رو بکشم، حس بدي مي کنه؟
- ...استفن خودش - مي دونم. استفن خودش نيست
سيرن ها، شيطان
کنترل ذهني
ولي بازم خودش بود
که تمام اون کارا رو کرد
سخته که از کاراش چشم بپوشونيم
ببخشيد عشقم
کاميون پيتر مکسول بايد همه دست اندازا رو جذب خودش کنه انگار
- خوبي عشقم؟ - اره. خوبم
فقط يه صداي زنگ ماورايي تو گوشامه
صداي اون زنگوله و چنگال ميزان سازي مثل يه مشت ذهني وحشتناکه
اره. حتما طناباش شل شدن
جلوتر مي ايستيم و درستش مي کنيم
و سريع از شر اون زنگوله پرسروصدا و اين
ماشين قرضي راحت ميشيم
اصلا اين محل مخفي
پنهان سازي تو کجاست؟
- يه سوپرايزه - باشه
- خداي من - چيه؟
کراولاين ليست ارزوهاي کلاس ششم منو پيدا کرده
فکر کنم، پاريس هم جزوش بوده نه؟
ارزوهاي من در اون سن اونقدر سطح بالا نبودن
ديدن جاستين تيمبرليک
تست براي مسابقه امريکن ايدل
...حضور در تعطيلات بهاره ام تي وي
درواقع، ارزوهاي بزرگي بودن
باشه. منو در اون سن مسخره نکن
ليست ارزوهاي تو چيه؟
مي دوني، هرگز فکر نکردم يه ليست ارزو درست کنم
چون کلا جاودان بودم
ترس از دست دادن لحظات زندگي واقعا تو لغت نامه يه خون اشام وجود نداره
...بايد يه چيزي باشه
چيزايي که واقعا مي خواي انجام بدي
يه هيجان و بي باکي اي که هنوز امتحانش نکردي
اره. فکر کنم چندتاييش به ذهنم ميرسه
پس بريم انجامشون بديم
يا هرچقدرشون رو که تونستيم
بايد از کاملا از قدرت
جاودان بودنت استفاده کني
منظورت اينه تاوقتي که هنوز جادوانم؟
دقيقا. زمان حال از هميشه بهتره
خب جز اينکه الان تو ماموريتيم
بازم مقصدمون يکيه
چطوره سفرمون رو به يه ماجراجويي تبديل کنيم؟
شانس دوم در پيش روست
تو رو به چالش مي کشم که يکي از اينا بخوري و بهم بگي که
...اينا بهترين پنکيک هايي نيستن که تاحالا
خوردي
برادرم کدوم گوريه؟
داره شيوه کاري نااميدکننده تو رو جبران مي کنه
براي يه ماموريت فرستادمش
داري فکر مي کني
ايا من يه توهم هستم
خب بهت اطمينان ميدم
من کاملا واقعيم
متوجه شدم
واسه چي اومدي به شهر؟
وقتي زنگوله مکسول 11بار صدا کرد
مرز جهنم
يک لحظه شکسته شد
من از اين فرصت استفاده کردم که بيام
و اينجا ساکن بشم
چون بنظر شاگردانم به انگيزه هاي اضافي نياز دارن
فکر نمي کنم دلم مي خواد بدونم چطوري به استفن انگيزه دادي
اتش فقط يکي از ابزارهاي منه
ولي اون اصلا به انگيزه نياز نداشت که سر کارش برگرده
حالا نوبت توئه که کم کاريتو جبران کني
تا غروب امشب، صدنفر رو مي کشي
قضيه اينه. واقعا ديگه حالشو ندارم
که واسه تو "نابودکننده" باشم
احساساتت به من ربطي نداره
قرار ما کاملا واضحه
کاري که ميگم رو مي کني تا به جهنم نري
ازم اطاعت نکني
مي فرستمت تا اونجا بموني
پس اين شانس دوم توئه
اگه با کميت کار مشکل داري، درعوض کيفيت رو قبول مي کنم
No comments yet. Be the first to leave one.