De første 200 linjer.
کنگ فو بالاتر از يک سيستم مبارزه است
اون يک سيستم فکريه
شما بايد خوب به حريفتون فکر کنيد به هر حالتي که اون مي گيره
چون بعضي از اون حالتها فراتر از رفتارهاي آدميزاده.
غير از اين چي ميتونه باشه، استاد ؟
در درون همه ما هيولاهايي وجود داره که بايد با اونها بجنگيم
که به اونها ميگيم ترس ، کينه و خشم
اگر بر اونها غلبه نکني حتا اگر صد سال هم عمر کني
مصيبت بار خواهد بود
و اگه بر اونها غلبه کني، حتا زندگي يک روزه
ميتونه يک پيروزي بزرگ باشه
درباره اون نگران نباش بي خيال
ببخشيد پسرم
شيش ليوان آبجو داداش
نه
يالا زود باش
واااي اون يکي چطوره ؟
سلام. ناراحت ميشي من اينو ازت بگيرم ؟ برو گمشو بابا
! مرد بزرگ
! هي ، ببينين ، من فرد آسترم
اين يه خرده پر انرژيه نيست ؟
اوف آره، يالا، يک... دو... من عاشق اين مقاومت کردنشون هستم
يک، دو، يالا
برين عقب، عقب هي... هي... پشت خط بايستين
چي ميخواي ؟
من ميخوام با اون برقصم ؟
اين يکي مال منه برو با مال خودت برقص
! اون مال منه
بچه ها صحنه رو داشته باشين
بسپارينش به من يالا يه بار ديگه اون کارو بکن
مي گيرمت زردپوست کوچولوي حرومزاده
صورتت رو خورد ميکنم
يه بار ديگه سعي ات رو بکن، ها ؟
! هي... باب
ميخواي اينو امتحان کني ؟
باشه
! بابا
پليس اينجا بود اونا دنبال تو مي گشتن
مي دونم
ملوان ها الان درب و داغون تو بيمارستانن
اون ممکن بود بميره
اون مي خواست دردسر درست کنه خودش شروع کرد
اون برادرزادهء معاون بازرس کل "کولون" هست
من و دوستام مي تونيم قضيه رو پنهان کنيم
! تو الان هيچ دوستي نداري
پليس ها بر ميگردن
من بايد از اينجا برم بيرون
بشين
...من خيلي راجع به اين موضوع فکر کردم
يه مدت خيلي زياد
تو مجبوري هنگ کنگ رو ترک کني
براي چند وقت ؟
براي هميشه
داري اذيت ميکني آره ؟ شوخي ميکني
به من گوش کن ساي فون تو اينجا تو هنگ کنگ کشته ميشي. ديدم که ميگم
تو خيلي خيالاتي هستي، بابا
تو حالا ديگه مرد شدي
تو حق داري حقايق رو بدوني تو يه برادر بزرگتر داشتي
اون توي زايمان مرد
شيطان اونو از ما گرفت
پسربچهء تازه بدنيا اومده خيلي باارزشه
براي همين وقتي تو بدنيا اومدي اسمت رو گذاشتم ساي فون. يک اسم دخترونه
ما به تو لباس دخترونه پوشيديم تا شيطان نفهمه
که ما يه پسر ديگه داريم
من وادارت کردم انگليسي حرف بزني و هر کاري کرديم تا گولش بزنيم
اما حالا اون مي دونه
و الان به خاطر تو برگشته
تو بايد امشب اينجا رو ترک کني
کجا بابا ؟ من کجا مي تونم برم ؟
تو عاشق فيلم هاي آمريکايي هستي
تو عاشق ماشين هاي آمريکايي هستي
تو ميري آمريکا
آمريکا ؟
من با اپراي کانتون يه سفر تور به آمريکا رفتم در سال 1940
سان فرانسيسکو در نقش شاهزادهء مست
تو 27 نوامبر بدنيا اومدي
اون روز صبح تو رو بدست آوردم با سه تا خاطرهء خوب
من خيلي افتخار مي کردم بيا اينجا. بيا اينجا
اين
شناسنامه توئه
"بروس لي"
اين خيلي آمريکايي به نظر مياد
حتماً همينطوره
تو اونجا بدنيا اومدي اينو به مامور مهاجرت نشون بده
اونا مجبورن اجازه ورود بهت بدن
تو براي رفتن من به آمريکا احتياج به پول داري
اينا مال توئه
اينا رو براي تو جمع کردم
براي همچين روزي
من نمي دونم چي بايد بگم
بگو: من مي تونم بهتر باشم
به من بگو مي توني تو آمريکا حسابي سر و صدا کني طوري که من از اينجا صداتو بشنوم
نه
شما انگليسي بلدين ؟ - آره -
من دارم انگليسي تمرين مي کنم تا برم آمريکا
من هميشه دوست داشتم برم آمريکا
جيمز دين
فرنچ فرايز. دِ اسکايز دِ ليميت اينا چيزايي هست که اونا ميگن
يک چيني هيچ شانسي نداره اينو هم اونا ميگن
هيچوقت شنيده بودي ؟
نه
ميدوني... چيني ها ، يعني ما اونجا ريل راه آهن مي سازيم
آمريکايي ها با لفظ خارجي آواره چيني ها رو تحقير ميکنن
روي صخره ها، توي تورها، موقع کار گذاشتن ديناميت
! خيلي آروم پيش ميره بعد يهو بنگ
طناب پاره ميشه
...باي باي... باي باي
باي باي
آمريکايي ها ميگن "چيني ها هيچ شانسي ندارن"
و چيني آواره با چشم هاي گرد شده ميتونه بخنده
اونا ما رو جزو آدمها بحساب نميارن
از کجا مي دوني ؟
من معلم تاريخم
الان همه چيز فرق کرده الان امروزه
حتماً ، حتماً ، شايد
من فرق ميکنم
حتماً ، حتماً
من فرق دارم، خواهي ديد
سفارش: لطفاً يه نودل خوک ، يه جوجه فلفلي
سلام
اسم من آپريله
بروس
مي دونم
! هي لي ! تميزش کن
! هي لي ! تميزش کن
لي، تميزش کن
بله خانم يانگ
! آقاي هو شما براي آشپزي کردن اينجا هستيد نه براي دردسر درست کردن
يه سفارش اردک
...تو کثافت... تو حرومزا
تو دوست دختر منو قر زدي
! يه چاقو به من بده
بگيرين اون مادر به خطا رو ! بکشينش ! بکشينش
! برگردين داخل ! همتون
يالا ، يالا
بشين
حقوق دو هفته
به اضافه دو هفته ديگه
اين چيه ؟
يه وام مطابق قانون کار
تو پول زيادي گرفتي لي ميخواي باهاش چيکار کني ؟
...فکر کنم بهتر بود اگه
من بهت ميگم چيکار کني
اون دختره آپريل رو ببر تو شهر
براش لباسهاي خوشگل بخر ببرش يه هتل بزرگ
حسابي بغلش بخواب
بگو غذاتو برات بيارن رو تخت
شامپاين و ويسکي بخور
حالا همه پولها رفته
آپريل هم مثل پولها رفته
تو برميگردي پيش من
من ميذارمت تو آشپزخونه ظرفها رو ميشوري تا وامت رو پس بدي
اون موقع تو ديگه جوان نيستي ديگه خوشتيپ نيستي
تو هيچي نيستي جز يه ظرفشور
اين يه راهه راه هاي ديگه هم وجود داره
مثل چي ؟
بعضيا ميگن تحصيلات خوبه
من اينو شنيدم، خودم شخصاً
اميدوارم با آپريل بري
! من هميشه مي تونم از يه ظرفشور خوب استفاده کنم
وقت تموم شد، زود باش آقا
من هنوز تمومش نکردم
! آره... تموم نکردي ما سر ساعت 3 تمرين مي کنيم
اون ساعتو مي بيني ؟ ساعت 3 شده. يالا
کجاي کتاب قانون اينو نوشته ؟
اوه... کتاب قانون
تو کتاب قانون اشتباهي رو خوندي يه دونه انگليسيش رو بخون
منظورت چيه ؟
مي بيني ؟ اين منظورمه
امثال تو انگليسي حاليشون نميشه
امثال من ؟ - آره -
ويتنامي ها، چيني ها شماها پدر منو تو جنگ کره کشتين
فکر ميکني من خوشم مياد تو رو تو باشگاه خودم ببينم ؟
به من دست نزن
وگرنه چي ؟ ها ؟
وگرنه منم به تو دست مي زنم
زود باش به من دست بزن جوجه زود باش
زود باش به من دست بزن چيني ايکبيري يالا
در خروجي به اون چشمک ميزنه منو لمس کن چيني
زود باش عمو
اون ازت ترسيد داداش
آقاي هندرسون، ما خيلي متاسفيم
داري آماده ميشي ؟
من بايد تمريناتم رو تموم کنم
شايد بتونم روي تو تمومش کنم
خيلي خب چيني بيا شروع کنيم
من ميخوام اينو بکشم
صبر کن
چيکار ميخواي بکني ميخواي منو با بوي گندت بکشي ؟؟
يالا زودباش
يه لحظه، شرمنده
اين چيه ديگه !ميخواي مبارزه کني يا استريپ تيز ؟
يالا زودباش
خيلي خب من آمادم
خوب به سايه مشت ميزني
...چيني ها خيلي بلند ميتونن بپرن ها
مي کشمت حرومزاده
! من حرومزاده نيستم. من بروس لي ام
بابت پدرت متاسفم اونا کره اي بودن
من آمريکايي ام
No comments yet. Be the first to leave one.