De første 200 linjer.
ببین پنی، ما داشتیم با همسایهمون صحبت میکردیم
اونا توی فکر نقل مکان و فروختن خونهشون هستن
جداً؟ چرا؟
یه چیزایی در مورد نوزادی که گریه میکنه
و نمیذاره شبا بخوابن چیز زیاد مهمی نیست
حتما بیاین یه نگاهی به خونهشون بندازین
اونوقت میتونیم همسایه بشیم
هی. صبر کن ببینم پس ما چی؟
ما حالا دیگه ازدواج کردیم
شاید ما بخوایم خونه بغلیتون رو بخریم
ایمی، ما که نمیتونیم نقل مکان کنیم
اونوقت مجبور میشم تمام برچسبهای روی شورتم رو عوض کنم
میتونی شورت جدید بخری
چی... خونهی جدید، شورت جدید
مگه توی برنامهی حفاظت از شهودم؟
خیلی خب، بچه ها نظرتون چیه؟
خب، نمیدونم. ما اینجا خیلی راحتیم
آره. به علاوه، اگر بخوایم نقل مکان کنیم احتمالا توی
مرکز شهر یه آپارتمان بگیریم
واقعا؟ من همیشه فکر میکردم یه خونهی حیاط دار میگیریم
اوه، آره. البته که با منطق جور در میاد
تا تو بتونی بسکتبال بازی کنی و چمنها رو بزنی؟
شما دو تا چطور هنوز زن و شوهرید؟
خودت که بودی. انقدر گفتم تا خستهش کردم
همینکارو کرد
باید همون موقع که با هم قرار میذاشتین
در مورد اینا صحبت میکردین
منظورم اینه که من و آنو از الان کلی چیز در مورد همدیگه میدونیم
صبر کن، یادم رفت آنو همونیه که بدنت رو وکس میکنه؟
نه، اون "آنت"ـه
آنو زنیه که بابام برام جور کرده
فردا میریم سر اولین قرارمون
که البته یادم افتاد باید آنت رو ببینم
واقعا داری اجازه میدی بابات برات زن انتخاب کنه؟
چرا که نه؟
ازدواجهای سنتی هزاران ساله که جواب میدن
پیش زمینهی خانوادگی من و آنو شبیه همه
خانوادههامون با هم کنار میان و
هر دو پرسشنامهمون رو پر کردیم در نتیجه وقتمون رو با کسی هدر نمیدیم
که باهامون سازگاری نداره
حرفات خیلی خشک و بی احساس بود
خیلی خر شانسی
به نظرم تا وقتی با کسی کلی زمان نگذرونده باشی
واقعا نمیتونی بشناسیش
جداً؟ تعطیلات رویایی پنی چیه؟
"خونهی ساحلی توی "مالیبو
اون تعطیلات رویایی باربیـه
شاید لازمه اون پرسشنامه رو برای ما هم بفرستی
ارائهای از تیم ترجمهی دیبا موویز
« DC تـرجمـه از شیرین » .:: Shirin DC ::.
داری از کتابت لذت میبری؟
خیلی
خب پس چرا هی روش ضربه میزنی؟
خیلی خب بابا، دارم با گوشیم خرید میکنم
تو بودی که گفتی میخوای بیشتر کتاب بخونی
آره، به بقیه هم معمولا میگم همیشه به بچه غذای اورگانیک میدم
از اون حرفاست که همینجوری میزنی
سلام- آه، سلام-
سلام
شبتون چطور بود؟
عالی بود به یه برنامهی فی البداهه رفتیم
آره، از تماشاچیها خواستن یه کلمه پیشنهاد بدن
و از کلمهی استوارت استفاده کردن
اوه، چه باحال. کلمهش چی بود؟
نارگیل
خیلی کلمهی خوبی بود
یهویی به ذهنم رسید
شما چیکار میکنید؟- کتابخوانی-
اوه، چه خوب ای کاش منم بیشتر کتاب میخوندم
خب، اگه برات مهم باشه براش وقت میذاری
میخوای اتاقمو ببینی؟
آره- ایول-
نظرت در موردش چیه؟
واضحه که دختره میتونه یکی بهتر تور کنه ولی خب به من ربطی نداره
نه، اینکه اونا رفتن توی اتاقش یه کارایی بکنن
بیخیال بابا. ما همین بیرون نشستیم
هیچکاری نمیکنن
میخوام جوابم رو عوض کنم
وای. واقعا توی این کار مهارت داری
خب، زمان زیادی رو صرف رنگ کردن مجسمههای مینیاتوری بازی "سیاهچال و اژدها کردم
میدونم الان دلت میخواد پیرهنمو جر بدی
ولی اول صبر کن ناخونات خشک شن
اوه، راجـه
برامون اون پرسشنامهی هندی ازدواج رو فرستاده
اوه، یکی رو بخون- باشه-
"چقدر مذهبی هستی؟"
"آسونه. هردومون: "اصلا
نه، نمیگم اصلا من یکم تو فاز معنویات هستم
...میرم کلاس یوگا، پس
عالیه پس کلیسات "خانم شلوار کشی پوش ما"ست
سوال بعدی
"آم، "چقدر با خانوادهت صمیمی هستی؟
تقریبا صمیمی
خیلی باهم صمیمی نیستیم
ولی امیدوارم دورتر هم بشیم
"نظرت در مورد بچهها چیه؟"
خوبن، به گمونم
منظورم اینه که اگه یه بچه ببینم مسلما سمتش سنگ پرت نمیکنم
چرا باید سمت یه بچه سنگ پرت کنی؟
من که گفتم پرت نمیکنم
سوال اینه که دلت میخواد بچه داشته باشی؟
پس آره. ما بچه میخوایم
آره... یه روزی
مثلا تا پنج سال آینده
البته. سوال بعدی
"با حیوانات خانگی چطوری؟"
خب، من 15 سال از شلدون مراقبت کردم
و فقط دو بار گازم گرفت
باید بگم بعد از خوندن پرسشنامهت
حس میکنم کاملا میشناسمت
کاملا. منم همینطور. ببخشید
ممکنه بجای آب شیر برامون آب گازدار
و چند تا قاشق چنگال تمیز بیارین
و ببینی اونا دارن چی میخورن؟ به نظر خوشمزه میاد
بله، خانم
ممنون
پس ستارهشناس هستی
بله، خانم
منظورم فقط بلهست
مگر اینکه "خانم" رو ترجیح میدی
نمیدم
خوبه، چونبه نظر شبیه خانمها نمیای
بیشتر به نظر یه آدم دوسش داشتنی میای
وای. خیلی توی این کارا افتضاحی
خب، اگر توش خوب بودم که
مجبور نبودم بذارم بابام برام زن جور کنه
منم هرگز فکر نمیکردم بذارم خانوادهم برام کسی رو جور کنن
ولی دیگه 34 سالمه، میخوام بچه داشته باشم
و قرار گذاشتن سخته چون باید سر کار برم
اوه، آره. یه دربان هستی
فعلا آره. نقشهم اینه تا 5 سال دیگه مدیر هتل بشم
چهار سال، اگر بتونم مدیر فعلی رو از سر راه کنار بزنم
سیگاریه پس، ایشالله که شرش کنده میشه
میفهممت. منم قبلا یه لیست طولانی داشتم
در مورد چیزایی که از همسرم میخوام
"آه، چشمایی مثل "سندرا بولاک
موهایی مثل سندرا بولاک
"و شجاعت "رایان استون
همون نقشی که ساندرا بولاک توی فیلم "گرانش" ایفا میکرد
،ولی الان
فقط یه آدم مهربون میخوام
فکر کنم من مهربونم. تو مهربونی؟
اوه، من قطعا مهربونم
هر دفعه یه دختر باهام بهم میزنه میگه
"تو پسر خیلی خوبی هستی"
ببین، این بی اعتماد به نفس بودنت خیلی بامزهست
ولی حقیقتش من وقت این چیزا رو ندارم
اگر در این مورد جدی نیستی
همین الان بذار برو
جدیام
خوبه
باشه
این یعنی چی؟
...فکر کنم یعنی ممکنه من در آینده خانم
کوترپالی بشی
نظرت چیه اگر فامیلیم رو عوض نکنم؟
یکم ناراحت میشم ولی تو بو نمیبری چون خیلی مهربونم
هی، میای بریم نهار؟
نمیتونم
هالی و مایکل کل شب بیدار بودن و کارام اینجا خیلی عقب افتاده
وای، نه. مریض شدن؟- نه-
فقط مثل دو تا عوضی میخندیدن و بازی میکردن
خیلی بامزهن ولی دارن همهچیزو خراب میکنن
میفهمم
میدونی، اخیراً با خودم فکر میکردم
که شاید من بچه نمیخوام
دیوونه شدی؟
معلومه که میخوای. حیرت انگیزه
تو که الان گفتی همه چیزو خراب میکنن
حق دارم بگم. تقصیر اوناست که وقتی خندهم میگیره میشاشم
صبر کن، چرا دیوونگیه که
بگم ممکنه بچه نخوام؟
اوه، دیوونگی نیست
فقط اشتباهه
فقط فکر میکنی بچه نمیخوای
ولی وقتی بچه دار میشی میفهمی که میخوای
یا نمیخوام پس بچه دار نمیشم پس بکش کنار
آخی، درست مثل منی قبل از اینکه مادر بشم
و یاد بگیرم معنی عشق چیه
عجب، باورم نمیشه داری انقدر خود بزرگ بینانه رفتار میکنی
ببین، میدونم ترسناکه ولی قراره یه مادر فوق العاده بشی
میدونم فوق العاده میشم ولی نکته اینه که اصلا دلم نمیخواد مادر بشم
شاد چندان فوق العاده نشی یکم عصبی هستی
میدونی، همه برای احساس رضایت نیاز ندارن بچه دار بشن
حق با توئه. تو لئونارد رو داری
دیگه بیشتر از این چی میخوای؟
سلام، بچه ها- سلام-
قرارت چطور بود؟
بذار با یه سوال جوابت رو بدم
نظرت چیه ساقدوش من بشی؟
صبر کن ببینم، تو که جدی نمیخوای
با زنی که فقط یه بار دیدیش ازدواج کنی
چرا که نه؟ اون مهربونه، من مهربونم
احتمالش هست ما هم مثل هر زوج دیگهای خوشبخت بشیم
شاید حتی خوشبخت تر
شرمنده، داشتم بهت تیکه نمینداختم
من که اینطور فکر نکردم
خوبه، چون تیکه نبود
خب، من به شخصه
تصمیم راج برای کنار گذاشتن تعلقات احساسی
No comments yet. Be the first to leave one.