Udgivelsesinfo

アルジャーノンに花束を Flowers For Algernon E07 ❤️(Barcode)❤️
En kommentar af Mary_fall
❤️@Barcodesubtitle❤️

Tags

other
Udgivet den: 2020-08-08
Downloads: 21
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

مامان - ساکوتو -

وقتی ببینه ساکوتو چه انسان عالی ای شده حتما خوشحال میشه

اونقدر ها هم آسون نیست - خوشحالم که احساسات واقعی مادرم رو دیدم -

غیرمنطقیه که در عوضش هیچی نمیگیری

بهتره احساساتت رو مخفی کنی

تو...کی هستی؟

آره بهتره احساساتت رو مخفی کنی

با اینکه تو قبلا احمق بودی، الان حال بهم زنی

این بار میتونی از بالا به بقیه نگاه کنی

من کمک و حمایتت میکنم - دکتر من رو کمک و حمایت میکنه -

نه نباید اونجوری فکرکنی

آزمایشگاهی که شیراتوری ساکوتو سان میره کجاست؟ من خواهر کوچیکترشم

امروز با من به کنفرانس علمی میای ریو تو قراره درمان بشی

اولین مورد آزمایشی برای ای ال جی؟

اون شخص، یه آزمایش برای تست امنیت داروئه

...امکان نداره

آلجرنون تو تنها دوست منی

شیراتوری ساکوتو سان...لطفا بیا جلو

=Mahi, Sam : مترجمین =

در این دنیا دانش زیادی هست

هوش یعنی فهمیدن و استفاده از اونا

نکته: هر سه کلمه در ژاپنی به معنی "هوش"ه

"چیشیکی"، "چینو"، "چیسِی"

"میتونین به هر سه تاش بگین " هوش

داروی ای ال جی که دکتر هاچیسوکا ساختن

آلفا لیپوزانتین گلوکوزاید" این هوش رو به من بخشید"

در حال حاضر من در تیم دکتر شرکت میکنم

و دارم تحقیقات رو رو جلو میبرم که بفهمیم عموم مردم میتونن از ای ال جی استفاده کنن یا نه

اگر این ممکن بشه شاید آینده ی جهان تغییر کنه

به عنوان مثال هیچ دانش آموزی مجبور نمیشه یه پایه تحصیلی رو دوباره بخونه

کسانی که به دلیل عقده ی هوش پایین به بقیه بی احترامی میکنن

و متجاوزان و افراد غیرمتمدن ناپدید خواهند شد

آیا اینطوری عالی نمیشه؟

اگر هرکسی بتونه هوش انسانی رو به دست بیاره

دیگه هیچ جنگ یا تبعیضی وجود نخواهد داشت

در آینده جامعه ما آرام، دارای آسودگی، و پر از صلح میشه

از بین شما کسانی که ژاپنی صحبت نمیکنن

بعدا به شخصه به سوالاتتون پاسخ خواهم داد

پس لطفا اجازه بدین ادامه بدم متشکرم

لطفا بهش نگاه کنین

صورت خندان بیخیالش اون رو از چیزهای زیان آور اطرافش محافظت و مراقبت میکنه

وقتی تحقیر میشد یا کسی باهاش با عصبانیت برخورد میکرد فکرمیکرد تقصیر اونه

این "من" قدیمی، حقیقت ناراحت کننده ی هستی رو نمیدونست

بهش میخندیدن ازش فرار میکردن

و یک انسان رقت آور بود که نمیدونست به جز خنده با چی از خود محافظت کنه

لطفا یه بار دیگه دکتر هاچیسوکا رو تشویق کنین که این انسان رو نجات داد

و لطفا دعا کنین که این ای ال جی بتونه یه دنیای پر از صلح ایجاد کنه

...بابا

ساکو چان...یه دقیقه وقت داری؟

...تو

اونی چان

خب؟ راجع به برادری که 17 ساله ندیدیش چی فکر میکنی؟

...چه جوری بگم

فکر میکردم دیگه هیچ وقت همدیگه رو نبینیم

...من خیلی خوشحالم

نمیتونم باور کنم

من اون رو آوردم اینجا اون اومده بود به مرکز تحقیقات

...اونی چان، من

چیز زیادی از تو وقتی بچه بودیم یادم نمیاد ببخشید

ولی یه جورایی یادم میاد که خیلی دوستت داشتم اونی چان - توی این خاطره اشتباه نمیکنی؟ -

چی؟ - تو معمولا با والدینمون بهم نیش و کنایه میزدی -

“چرا برادر من انقدر خنگه؟”

”تو میگفتی “تقصیر برادرمه که دوستام بهم میخندن. خجالت آوره

من میگفتم؟ - به نظر میاد کاملا فراموش کردی -

انسانها مخلوقاتی هستن اون خاطره هایی از خودشون که دوسش ندارن رو فراموش میکنن

البته این فقط طبیعیه

...ساکو چان، حالا که داریم درباره این حرف میزنیم - من خسته ام -

میشه لطفا از اینجا بری؟ - اونی چان -

برو بیرون

یه دقیقه صبر کن

چرا اون حرف رو زدی؟

واکنش اون کاملا با مادرم متفاوت بود شاید چون سنش کمتر بود

خب، برای تو دردناک بوده

ولی شاید کارن چان هم کلی احساسات دردناک داشته

شاید تنها کاری که میتونست بکنه این بود که اون خاطره ها رو فراموش کنه

و این که من فکرمیکنم برای مادرت خیلی سخت تر بوده

که پسر معلولش رو از نزدیک ببینه

غیر قابل بخششه حتی اگه اونجوری توضیحش بدی

یا اینکه باید منم مثل خواهر کوچیکم اون خاطره های افتضاح و دردناک رو فراموش کنم

واقعا میخوای این کار رو بکنی؟ - نه این چیزی نیست که میگم -

فقط فکرمیکنم ساکوتو ی قبلی خیلی خوشحال میشد

که خواهر کوچیکترش اومده ببینتش - به خاطر همینم احمق بود -

به خاطر همین هم احمقی بود که با ناامیدی از همه چی بی خبر بود

زدن حرفای بد راجع به ساکوتو سان رو تموم کن

من هم ساکوتو هستم

بهم دروغ نگو اگه اینجوریه، چرا وقتی رفتی مادرت رو ببینی براش گل آوردی؟

چرا گفتی میخوای شغل رسوندن گل رو ادامه بدی؟

...اما الان، قلب تو

ساکوتو سان، ما آماده مصاحبه هستیم

باشه

وقتی کسی چیزی رو به دست میاره

چیزی رو هم از دست میده

انگار که...خدا خودش این طوری برنامه ریزی کرده

به هر حال

دارم از خودم میپرسم که "من" قبلی چیزی داشت که برای از دست دادنش حسرت بخوره یا نه

یه چیز مهمی هست...که من قدیمی نباید از دست بده

جدی؟تو واقعا قراره درمان بشی؟ ...بیماری ریو چان، نورو- نئو

نورودیجنریشن (از بین رفتن سلولهای عصبی) - نمیتونستم کلمه هاش رو بگم -

به نظررمیاد احتمالش باشه- وای این عالیه -

شبیه کار تقدیره ریو چان و ساکوتو سان. دنیای کوچیکیه

نه، این فقط سرنوشتیه که اون شکلش میده البته، سرنوشت شما رو به هم رسونده

آره آه. قطعا من به ملاقات هایی که سرنوشت برای آدم مقدر میکنه اعتقاد دارم

وقتی بگیش عجیب غریب میشه

ولی فکرنمیکنم باید چیزی به ساکوتو سان بگیم

چیزی؟ - خب راستش دلیلی که ساکوتو سان اونجا بود -

به خاطر من بود - نه. این طور نیست -

اون نشانه های تو رو میدونست ...تازه

اگه راجع به آزمایش بهش بگی فقط احساس خیلی بدی پیدا میکنه

اولا که ساکو باهوش تر شد چون از اون دارو استفاده میکرد، درسته؟

حالا، ریو چان هم با همون دارو درمان میشه

بعد از همه اینا، این عالیه - درسته. عالیه -

وقتی میگیش جدی نیست - منظورت چیه؟ -

طبیعیه که ساکوتو عصبانی بشه

وقتی خیلی کوچیک بودی، در حق ساکوتو خیلی بدجنسی کردی

...مامان

اشکالی نداره

من کارهای بدتری کردم

کافی نیست؟

شما خانواده این. یه روزی همدیگه رو میفهمین

داری میری؟ برای تو هم به اندازه کافی هست اوجی چان

آه، من نمیخوام معده مو خراب کنم

ای بدجنس من خیلی بهتر شدم، میدونی

تو هم باید بعضی وقتا بیای بیرون

...ساکوتو

فهمیدم محققا سرشون خیلی شلوغه، هاه

بله. میخوایم بدونیم میشد از این شغل استعفا نده یا نه

آره میتونم یکی رو پیدا کنم که جاش رو بگیره

ولی من مخالفم

اگه بخوام بگم، با زندگی توی این خوابگاه

اون به دوستاش و کارش میپیونده

باور دارم که اینها براش خیلی مهمه

خوشحالم که اینو گفتی

نه فقط ساکوتو بلکه همه کسایی که اینجا هستن

در گذشته زخم خوردن

اونا فقط حال همدیگه رو بهتر نمیکنن

ما به اون جور آدما احتیاج داریم

بله

متوجهم

اون دوباره رفت خونه مادرش؟

آره...و بعدش من رو دید و فرار کرد

یه سوء تفاهم های عجیبی داشت

مطمئنم فقط خیلی شگفت زده شده بود

کوهای پدر مرحومش، تاکبوسان

نگرانشه و بعضی وقتا میره اوضاع رو چک کنه

اگه راجع بهش فکرکنی اصلا هم غیرمعمول نیست

اون هم بدبخته

اون یه بچه ی معلول به دنیا آورد

و خیلی تحت فشار بود

به خاطر همین هم فرستادش بره

حتی الان هم اون بار رو تحمل میکنه خیلی از کارش پشیمونه

خیلی

واقعا اینجوریه؟

اونا خانواده ان ولی کار راحتیه که ازش انتقاد کنیم و بگیم بیرحمه

ولی کسایی که درگیرشن فرق دارن فقط خودشون، درد و تضادشون رو میفهمن

بله

شما بچه ها...نخندین، باشه؟

...من

عاشق شدم

عاشق یه آدم؟

منظورت چیه؟ منظورت رو نمیفهمم

ساکوتو - ساکوتو سان -

داشتم با تاکبو سان درباره ی

شغلت در اینجا صحبت میکردم - نمیگم میتونی هروقت خواستی کار کنی -

ولی از اونجایی که تو هم وارد این تیم تحقیق سخت شدی

تغییر سرعتت در کار رسوندن گل ها میتونه برات مناسب باشه

تغییر سرعت در کار ما

تبعیض کارگری - ببخشید ببخشید منظورم این نبود-

میدونی، من تا مغز استخون کارگرم

و یه زن جوون هم نداری - تو خفه شو -

با کسی قرار میذاری مگه نه؟ - جدی؟ -

تو هم مثل من عاشق شدی؟

بی خیالش میشم

بعد از اون، باعث شدم فکرای عجیب بکنی - ...اشتباه میکنی. تاکبو سان -

کوهای پدرته و نگرانش میشه به خاطر همین بعضی وقتا

چیه؟ چیه؟ چی داری میگی؟ - مامان من با توئه -

جدی؟

...میدونی ساکوتو، من - اگه اینجوریه، چرا تا حالا با من راجع بهش حرف نزده بودی؟ -

من نشنیدم که به خونه ی اون رفت و آمد کنی

...خب - چون احساس گناه میکردی؟ -

به خاطر همین هم پشت سر من یواشکی میرفتی اونجا؟ - یواشکی میرفتم؟ -

چی داری میگی؟ میدونی که تاکبو سان

همچین آدمی نیست - تو فقط نیت خیر داشتی؟ -

تو از من که معلولیت ذهنی داشتم و اونایی که تازه از زندان آزاد شده بودن مراقبت میکردی

هی، ساکوتو - اغراق نکن -

من اونقدرا هم مهم نیستم- آره، درسته -

تو اغراق کردی که دوست و کوهای پدرم هستی و خیلی آروم بهش خیانت کردی

فقط تمومش کن میفهمی داری چی میگی؟

اگه چیزی هست که میخوای بگی، بگو

تو با مامانم خوابیدی

نمیدونم این رابطه کِی شروع شد

شاید خواهر کوچیک من بچه ی تو باشه

برو بیرون

از اینجا برو بیرون

مشکلی نیست

حالا میتونم با آرامش روی تحقیقات تمرکز کنم

...چرا

داری گریه میکنی؟

نشانه های بیماری دختر من داره هر روز پیشرفت میکنه

فردا به محض این که نتایج چک بشه اون بستری میشه

...متوجه شدم. خب - ...میخواستم درباره نصب تجهیزات مناسب -

Algernon Ni Hanataba Wo (Flowers for Algernon / アルジャーノンに花束を) subtitles in other languages

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left