De første 147 linjer.
شرمنده رفقا، اسم من مردکتلتی نیست. مردعنکبوتیـه!
او را متوقف کنید، شوالیههای من! او نباید فرار کند!
ما رو فرستادن نجاتت بدیم.
انسانهای ابله من را درست به مقر فرماندهی مخفیشان بردند.
شما گمونم دکتر جیمسونـی، درسته؟
مأمورهای تکامل عالی حمله کردن!
من اومدم اینجا نجاتت بدم.
تا وقتی آدمهای اینجا از سرکوب تکامل عالی آزاد نشدن برنمیگردم.
شانس رو میبینی؟ پسرم رو یه مستأجر نجات داده.
- خب، من الان جایی رو برای موندن ندارم... - رایگانه، البته تا ۲ هفته.
بیشتر از ۲ هفته شده، پیتر.
ببخشید، اما واقعاً باید پول در بیاری.
من نمیتونم همینطور بهت کمک کنم.
مطب من همینطوری بهزور پول کرایهش رو در میاره.
نگران نباش نئوکو.
اینجا رو ببین، من عکاسم این راست کار خودمه.
من مستأجری میخوام که اجارهش رو سر موقع بده.
- شغل داشته باشه. - خب این هم شغل منه.
من قبلاً با همین زندگیم رو سر میکردم.
خب، کم و بیش.
اما پیتر...
تو که نمیدونی این مردعنکبوتی کِی پیداش میشه.
شانسش با بلیت بختآزمایی برنده شدن یکیه.
اگه امشب بهم فرصت بدی...
انقدر دعوا نکنید!
این چرا اینطوری کرد؟
احتمالاً یاد دعواهای من و باباش افتاده.
ببخشید، تقصیر منه.
من میرم باهاش صحبت میکنم.
نه، خودم میرم.
زیاد دور نمیشه. زود برمیگردم.
ببین پیتر، پسر خوبی هستی
اما دیگه کار ما از درآمد بخور و نمیر گذشته
باید به فکر آینده باشی.
گل کاشتی پارکر.
بیچاره داره دست تنها بچه بزرگ میکنه و مطبش رو میگردونه
همین مونده بود یه مفتخور فضایی عین تو سرش آوار شه
که تو هم گذاشتی نصف شب تنها بره توی خیابون دنبال پسرش.
شین؟
شین؟ برگرد شین؟
شین، چیزی نیست.
من و پیتر از دست هم عصبانی نیستیم عزیزم
فقط داشتیم بحث میکردیم.
ولم کن!
مامان! مامان!
مامان! مامان!
شین، اینجا نمون!
نه!
شین، فرار کن!
نئوکو؟!
شین، چی شده؟
بردش، مامان رو برد.
باشه، باشه آروم باش. چی بردش؟
همون چیز سبز. بردش. یهچیز سبز بود!
۱۴۰۲/۰۴/۰۶ ۲۰۲۳-۰۶-۲۸
«مردعنکبوتی بیحد و مرز»
همهی درها رو قفل کن و همینجا بمون.
در رو روی کسی هم باز نکن.
مامانت رو پیدا میکنم.
قول میدم.
«قسمت سوم» «جایی که شیطان لانه کرده»
مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد» @AMIRX79X
شین گفت یهچیز سبز بردتش.
اوه اوه، حس عنکبوتی فعال شد!
وقت جاخالیه!
گابلین؟! تو اینجا چیکار میکنی؟
یادم نمیاد قبلاً باهات ملاقات کرده باشم، عنکبوت.
و جواب سؤالت هم بدم که کار من دفاع از بیدفاعها
از دست خلافکارهایی عین تو و رفیقهای سیمبیوتیته.
حتماً گابلین این دنیایی.
اونی نیستی که من میشناسم.
چه بلایی سر نئوکو... دکتر یامادا جونز آوردی؟
چی میگی؟ چه بلایی سرش اومده؟
شاهد دارم که میگه دیده یهچیز سبز دزدیدتش.
که منظورش میشه جنابعالی.
سبز بودن آسون نیست اما شاهدت اشتباه میکنه.
این منطقه تحت حفاظت منه.
من هر شب توش گشت میزنم.
حالا کی مُرده و گفته تو قهرمان شهری؟
آدمهای خیلی زیاد، دیوارخز..
یکی باید جلوی انگلهایی عین تو رو بگیره.
دلیل زندگی کردن من هم همینه.
من خلافکار نیستم. اسم من مردعنکبوتیـه.
آره، اصلاً هم با ونوم و کارنیج نیستی.
تو کاملاً یه مرد متفاوت با ابرقدرتی که لباس عنکبوت تنشه.
پیش خودت من رو احمق فرض کن مردعنکبوتی
اما عین احمقها باهام حرف نزن.
گازه!
حداقل تو باهوشی.
خب، عنکبوتیِ نفهم...
بذار ببینیم واقعاً زیر نقابت کی هستی.
خوب شد پرسیدی، گفته بودم که نقابم نسخهی ارتقا یافته و مخصوصه؟
فیلتر ضد گاز داره.
خیلیخب خوش خنده، بگو کجاست؟
میگم نمیدونم!
اما اگه واقعاً گم شده خودم پیداش میکنم...
بدون کمک تو.
وقتشه تکلیفمون رو روشن کنیم.
یا میتونیم همینطور با هم بجنگیم یا با اونا بجنگیم.
حضور شورشیهای نقابدار در ۵ منطقهی استتن آیلند بالایی ممنوعه.
همین حالا تسلیم شید!
اینا آدم نمیشن، نه؟
خیلی وقته گذشته.
اگه پیتر نتونه پیداش کنه چی؟
چون ردیابش پیشش نیست.
پیش منه. خودم پیدات میکنم مامان، قول میدم.
باشه، شاید در موردت اشتباه کردم.
اما من هنوز بهت شک دارم رفیق
ولی اینا هم دوستهای من نیستن.
تسلیم شید!
خواب دیدی خیر باشه!
آهای، این یارو رو دستگیر کنید.
همین الان روی زمین آشغال ریخت.
فکر کنم ناراحتشون کردی.
بعد مردم به من میگن باهوش و زیرک.
فکر کنم اشتباه کردیم.
- مامان! - شین؟
مامان!
این بچه اینجا چیکار میکنه؟!
نمیتونی کمکش کنی.
اینطوری با لیزر سوراخ سوراخت میکنن.
لیزر؟
راست میگی.
رفته توی فاضلاب؟
ای وای.
مردان رباتی!
چشمهات رو ببند.
- خطر! - جواب داد.
فلشبنگ سنسورهای بیناییشون رو کور کرد.
الان دیگه در امانیم.
خطر.
خطر.
دشمن رؤیت شد.
هدف قفل شد.
چقدر هم که در امان موندیم.
شین کجاست؟
رفت توی فاضلاب.
من میرم دنبالش.
تنهایی جایی نمیری.
من تا جایی بهت اعتماد دارم که تکی بتونم از پسِت بر بیام، گابلین.
من هم به اندازهی تو نگران شین هستم.
من که فکر نمیکنم.
No comments yet. Be the first to leave one.