The Mosquito Coast

The Mosquito Coast

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 1

Udgivelsesinfo

The Mosquito Coast S01E02 1080p WEB H264-GGWP
The Mosquito Coast S01E02 WEB-DL x264-ION10
The Mosquito Coast S01E02 720p WEB x265-MiNX
The Mosquito Coast S01E02 720p WEB HEVC x265-RMTeam
The Mosquito Coast S01E02 WEB XviD-RMX
The Mosquito Coast S01E02 XviD-AFG
The Mosquito Coast S01E02 WEB x264-PHOENiX
The Mosquito Coast S01E02 foxes and coyotes 1080p WEB-DL DDPA5 1 H264-NTb
The Mosquito Coast S01E02 2160p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos DV x265-L0L
The Mosquito Coast S01E02 HDR 2160p WEB H265-GGWP
En kommentar af Prolator
▓░╠⫸پرولیتور ⣿ FilmoGen.Org ⫷

Tags

web
XviD
x264
HD
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
720p
720
x265
HEVC
Udgivet den: 2021-05-01
Downloads: 52
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫- خب چکار کنم؟ ‫- بپیچ به چپ

‫- چی؟ ‫- بپیچ چپ

‫- اینجا؟ ‫- آره همینجا

‫- همینجا ‫- اینجا؟

‫اونجا بزن کنار، کنار جدول

‫حالا. همینجا

‫درو باز کن

‫بابا، پلیسا!

‫جعبه ابزارم رو بیار

‫بجنب، یالا

‫بذارش زمین، همینجا

‫بازش کن

‫کمک کن. هل بده

‫من این پایین نمیرم

‫نه، منم نمیرم

‫باشه، خوبه، خوبه

‫بابا، همین الان باید بریم

‫بابا، جدی میگم

‫بابا

‫بجنب، همونجا بذارش

‫زود باش

‫بیا، اینو بگیر

‫اونو واسم بیار

‫چاقو رو باز کن

‫خوبه، پاره‌ش کن

‫برو تو

‫یه ماشین با ‫همون شماره پلاک پیدا کردیم

‫- بابا؟ ‫- بجنب. با من بیا

‫بابا، کجا داریم میریم؟

‫باید بریم بالا. زود باش

‫بجنب. همینطور بیا

‫تو میری؟

‫باشه، خوب شد

‫قوطی نوشابه. ‫پایینش رو واسم ببر. فقط تهش رو

‫بعد رشته رشته ببرش ‫باشه؟

‫چی قراره باهاش درست کنم؟

‫یه درزگیر فلزی

‫میتونی باور کنی؟

‫میتونی باور کنی با مردم چکار می‌کنیم؟

‫دولت‌مون همین تازگی 128 میلیارد دلار ‫خرج 12 تا زیردریایی‌ هسته‌ای کرد

‫128 میلیارد

‫یعنی نمی‌تونست 11 تا زیردریایی درست کنه ‫و باقیش رو خرج این مردم کنه؟

‫فکر کنم یکم ازین پیچیده‌تر ‫باشه

‫آره، درسته

‫همه چیز پیچیده‌ست ‫اما همیشه یه راه حلی هست

‫بابا، همه رو نمیشه درست کرد

‫معلومه که میشه

‫نکته اینه که واقعا بخوای درستش کنی

‫ما پذیرفتیم که همه‌چیز کهنه میشه ‫از هم میپاشه

‫دیگه هیچکس نمی‌خواد چیزی رو تعمیر کنه

‫هیچ چیزی قرار نیست تا ابد بمونه

‫ماشین، جاروبرقی، هیچی

‫تلویزیون خراب شده؟ بندازش دور ‫یکی دیگه بخر

‫من وقتی یه تلویزیون توی ویترین می‌بینم ‫میدونی چه تو نظرم میاد؟

‫زباله‌ای برای آینده

‫آره، اما اینها آدم هستن

‫درسته

‫اینا آدم هستن، و ما اونا رو دور انداختیم ‫میخوای بدونی چرا؟

‫برای اینکه بزرگترین گناه ‫در این کشور رو مرتکب شدن

‫این مردم دیگه چیزی مصرف نمی‌کنن

‫خب، ما هم انداختیمشون دور

‫بندازشون دور

‫اونا مصرف کننده‌هایی هستن که خراب شدن

‫مصرف‌کننده. تا حالا بهش فکر کردی ‫که چه کلمۀ چِندش آوریه؟

‫سطح آدمیزاد رو به یک کلمه ‫مثل این، تنزل بدی

‫اینجا نیست ‫هیچکس این پایین نیست

‫لعنتی

‫اون پایین گوه خالیه

‫- چه زود! ‫- فقط گوه. هیچی دیگه نیست

‫خب

‫باید درزگیرها رو بذاری بین زبونه متحرک ‫و ضامن

‫- سیستم دستگیره در هم همینجوریه ‫- باشه

‫اممم

‫لعنتی

‫پخش شید!

‫خوبه، عجله نکن

‫- شد ‫- خوبه

‫باید زبونه رو آزاد کنیم ‫بعد دستبند راحت باز میشه

‫- روی دوتا دستبند حسابی فشار بده ‫- درد نمی‌گیره؟

‫یه کم

‫خوبه، خوبه. بسه

‫حالا باز کن

‫دیدی!

‫بیا اینجا!

‫- اینو ببین! ‫- بریم

‫زود باش

‫اینجا

‫بجنب

‫- کیه؟ ‫- مامور شَپلَند و مامور جونز، از آژانس امنیت ملی

‫آقای اورتگا، میشه لطفا در ‫رو باز کنید؟

‫خب، حالا تا چقد توی دردسر افتادی؟

‫به اندازی کافی

‫همه چیزی که من باید بدونم همینه؟ ‫«به اندازه کافی»

‫البته که نه. فقط نمی‌تونم... ‫نمی‌تونم الان واست توضیح بدم

‫اینکه جزییات رو بگم

‫باشه، ولی بعدا میگی؟

‫میگم، اما امشب نه

‫باشه، خب کجا میریم؟ چکار کنیم؟

‫میریم پیش مادرت و چارلی

‫خب بعدش؟

‫بعدش؟ ‫بعدش کم کم میریم به مکزیک

‫- کجا؟ ‫- مکزیک

‫تکیلا می‌خوریم. شنا می‌کنیم. ماهیگیری...

‫تو زیاد ماهی‌خور نیستی ‫باید بیشتر ماهی بخوری

‫ما حتی کسی رو اونجا نمی‌شناسیم

‫- معلومه که می‌شناسیم ‫- نه، نمی‌شناسیم. مثلا کی؟

‫- آدمهایی که می‌تونیم بهشون اعتماد کنیم ‫- چی؟

‫یعنی قراره دنبال تو بیاییم به مکزیک؟ ‫همینجوری؟

‫بابا، ما خانواده تو نیستیم. ‫ما شدیم تماشاگرِ تو

‫واقعا به این حرفت اعتقاد داری؟

‫واقعا؟

‫باشه

‫میاییم به مکزیک...

‫و دوستا و آشناهات رو می‌بینیم

‫و... بعدش چی؟

‫- باهاشون زندگی می‌کنیم؟ ‫- یه مدت. یه مدت کم. آره

‫و بعدش؟

‫بابا، منم برنامه‌ها داشتم. مثل...

‫رفتن به مدرسه و زندگی کردن مثل یه آدم...

‫یه زندگیِ عادی

‫من که نمی‌تونم تا آخر عمر ‫با شماها مخفی بمونم

‫چرا که نه؟

‫- دارم جدی میگم ‫- منم همینطور

‫باشه

‫می‌ریم یه جای امن

‫و بعدش دربارۀ قدم‌های بعدی برای تو ‫همفکری می‌کنیم

‫چه جور قدمهایی؟

‫خب، این آدمها...می‌تونن...

‫اونا می‌تونن واست یه هویت کاملا جدید درست کنن

‫اون دختری که از بغل زد به ماشین ‫پلیس، اصلا وجود نداره

‫بعدش به عنوان یه خانم جدید ‫برگرد به آمریکا

‫برو دانشگاه. و واسه خودت زندگی کن

‫و این آدمها رو... ‫صرفا اسمشون رو شندیدی؟

‫یا واقعا می‌شناسیشون؟

‫بهم اعتماد کن

‫و اینا، خطرناک یا ‫اونطوری که نیستن؟

‫خطرناک؟ ‫معلومه که خطرناک نیستن

‫در اصل... یه مشت آدمای ‫عاشق طبیعتن...

‫که ماست‌شون رو هم خودشون می‌بندن

‫آره، آدمهای عاشق طبیعت ‫که میتونن برای یه نفر هویت جعلی درست کنن

‫اما ازین یکی آدمهای عاشق طبیعت بهترن ‫درسته؟

‫باشه

‫خوبه

‫مکزیک

‫فقط باید به مامان‌بزرگ زنگ بزنم ‫بهش بگم من نمیام

‫راستش ما چندان آقای فاکس رو نمی‌شناسیم ‫من و اون هیچوقت همدیگه رو ندیدیم

‫اما دخترش، «دینا» و پسر شما «جاش» ‫باهم رفت و آمد داشتن، درسته؟

‫دوست پسر، دوست دختر بودین؟

‫یه مقدار. آره ‫اما بیشتر در حد تماس تلفنی بود

‫بیشتر، در حد صحبت و اینچیزا...

‫کدوم چیزا؟

‫نمی‌دونم ‫اینچیزا دیگه...

‫همم

‫به تو گفت که کجا میره؟

‫چطور باهاش تماس بگیری؟

‫حتی بهم نگفت که قراره بره؟

‫فکر کنم یکدفعه تصمیم گرفتن برن...

‫اما با وجود اینهمه رفت و آمد ‫معاشرت، تماسهای تلفنی...

‫حتما یه چیزایی بهت گفته

‫آقای، اروتگا، لطفا بشینید

‫سلام، جاش منم دینا

‫فقط می‌خواستم بگم من دارم میرم. ‫باید برم

‫آره دیگه، ببخشید ‫سعی می‌کنم وقتی تونستم تماس بگیریم

‫دینا، لطفا قطع نکن

‫ببخشید. شما، شما کی هستی؟

‫من استِل جونز هستم ‫برای دولت ایالات متحده کار می‌کنم

‫الان جای امنی هستی؟ ‫میتونی صحبت کنی؟ خیلی خیلی مهمه

‫دینا گوش کن ‫هیچ کدوم از ما چنین شرایطی رو دوست نداره

‫اما هیچ‌کدوممون هم ‫نمی‌خواد که تشدید پیدا کنه

‫و در صورتی که کار درست رو انجام ندیم ‫تشدید پیدا میکنه

‫پس بهترین کاری که الان میتونی ‫واسه خودت انجام بدی،...

‫برای برادرت

‫و مهمتر از همه برای مامان و بابات، ‫اینه که بهمون بگی الان کجا هستی

‫باورکنی یا نه، ما اینجا هستیم که کمکتون کنیم ‫این تمام کار ماست

‫جرمش چیه؟

‫بابام

‫چرا اینکارو باهاش می‌کنید؟

‫بذار سوال رو یجور دیگه بپرسم

‫اون چرا اینکارو باهات می‌کنه؟

‫چرا وادارات می‌کنه که اینجوری زندگی کنی؟

‫چون، توی این کشور...

‫مردم وقتی گرسنه نیستن، غذا میخورن ‫و وقتی تشنه نیستن، آب میخورن

‫چیزهایی رو میخرن که نیاز ندارن ‫و هرچی که قابل استفاده‌ست، دور میندازن

‫بخاطر جمهوری‌خواه‌ها و دموکرات‌ها

‫بخاطر حق شهروندی و وقاحت

‫خودستایی و مذهب

‫اونایی که ضد واکسیناسیون هستن ‫و اونایی که تو پارلمان نشستن

‫بخاطر کلاهبرداری‌ها ‫و هنرمندهای الکی

‫بخاطر اینکه آمریکا توی بن‌بسته ‫آشغال میخره، آشغال میخوره و آشغال میفروشه

‫بخاطر اینکه خودش، داره خودشو میکشه ‫اما نمیتونه بفهمه چرا

‫امم، و این برای تو شده وحی منزل؟

‫بنظرت بوی توجیه کردن‌های بیخودی نمیده؟

‫گوش کن، عزیزم

‫میدونم ترسیدی ‫و افکارت درهم ریخته‎س

‫ولی همینطور میدونم تو یه خانم باهوش و جوان هستی ‫که آیندۀ خوبی پیش رو داره

‫میدونم کارهایی هست که میخوای ‫واسه آینده‌ت انجام بدی

‫و اگه تصمیم درست رو بگیری ‫میتونی اون کارها رو انجام بدی

‫این همون لحظۀ کلیدیه ‫همین الان. همین گفتگو

‫خانواده‌ت تصمیم گرفتن ‫کشور رو ترک کنن؟

‫کجا می‌خوایید برید؟

More Farsi Persian subtitles for The Mosquito Coast

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left