De første 200 linjer.
همونجا بزارش، خوبه
حالا اینو بیار اینجا- باشه-
!عکس گرفتیم! خوبه- عکس گرفتیم-
هوی- وای، نه-
بگیرش- !نگاهش کن-
این قسمت رو بکش- دستتو صاف نگه دار-
کف دستتو صاف نگه دار- !برو داخل-
بچرخونش- !باشه-
خوش میگذره؟
مرخص شدن حال میده؟- چی میگی واسه خودت؟-
شش ماهه که مرخص شدم
واو، به این زودی؟
خیلی وقته که هیچ کاری نمی کنی
یونگ، حالا که تانگ اینجاست کاری واسش سراغ نداری؟
کار؟ چی؟- خب میدونی-
!آها
سون سئونگ اوک و لی یونگ
قیافه داماد رو یادم نبود
داماد نیست، شوهر خواهرته
آره، راست میگی- شب بیدار بودی بازی میکردی؟-
داره رو اعصابم میره میدونی داشتم کار میکردم
تا دیروقت سر کار پاره وقتم هستم- آره جون خودت-
بچه واسه من مهم نیست بازی میکنی یا کار میکنی
وقت خواب که شد باید بخوابی
عکسا خوب شده؟
عزیزم، این انصاف نیست
ای خدا- بابا فقط تو اینطوری فکر میکنی-
...کی بودش؟ پسر جه دوک
شنیدم خصوصی تدریس میکنه- وای، بیخیال بابا-
چند ساعت میره، کلی پول میگیره- تحصیلات دانشگاهی، یه چیز دیگه ست-
به جلسه دیدار والدین فکر کن
میخوای بزرگترین پسر خانواده، معلم بشه؟
!ها! همینه
حالا چرا خونه ای؟- خب-
درباره اون تعطیلات کاری بهش گفتم (نوعی ویزای طولانی مدت، که میتوان در کشور مقصد کارهای پاره وقت و کوتاه مدت هم انجام داد)
گفتم میخوام یه بار برم- تعطیلات کاری؟-
آره- پس میتونی بری تو استرالیا، میوه بچینی؟
استرالیا؟ چرا استرالیا؟
میوه های اونجا خوشمزه ان؟- استرالیا نه، کانادا-
اگه دوست داری میوه بچینی برو پیش خاله ات تو نونسان
بابا، توام چند تاشو تا کن
باشه- چرا باید این همه راه بری، همچین کار سختیو بکنی؟-
تجربه ام که نداری- دلم میخواد امتحانش کنم-
مطمئنی میتونی؟ باید همه جوانب رو در نظر بگیری
قرار نیست فورا برم که
باید ویزا بگیرم، آماده بشم
باید دکتر هم برم، کلی کاغذبازی هم هست همه این کارا رو باید بکنم
...صبر کن ببینم، اگه بری استرالیا
نمیتونه از پس اندازش استفاده کنه؟- استرالیا نه، کانادا-
پول داری؟- چرا، میتونه-
من پس انداز دارم؟- میتونه؟-
هی، همینطوری که حرف میزنی اونا رو هم تا کن
خنگول، به این زودی تسلیم شدی؟
تسلیم چیه، روانی عوضی؟
کار پیدا کردن و زندگی مرتیکه خنگول
اوه، کار؟ راستش نه اصلا دنبالش نگشتم که بیخیالش بشم
و سفر؟ هنوزم میخوای فرار کنی؟
هی
دبیرستانمونو...یادته؟
یهویی؟- آره-
...خب
نمیدونم
...یادمه اسپاگتی های خوشمزه ای داشت و
...پرستار مدرسه هم- شماها هیچ وقت درباره دبیرستان حرف نمیزنین-
راستشو بگین، اصلا صمیمی نبودین، نه؟
سعی داشتیم با ملاحظه رفتار کنیم
نمی خواستیم بین ماها، احساس غریبگی کنی
اوه، جدا؟
حالا چطور؟
...خب
از اون موقع تا حالا، همه چی آرومتر شده
گمونم دلم میخواد زندگیم متفاوت تر باشه
چرا الان تو زندگیمون هیچ چیز خاصی نیست؟
خب، زندگی تو یه جورایی... خاصه، نه؟
من؟
...هی، هر چی بهش فکر میکنم
اینطوری فقط پولتو می ریزی دور
عضویت تو باشگاه رو یادته؟ فقط یه بار رفتی، درست میگم؟
فکر خیلی احمقانه ای بود
یه تمرینی بود، فقط واسه اون 200هزار وون خرج کردی
اه، لعنتی- بارفیکس بود-
ای خدا، خیلی خری
قبل سربازی چی بود؟ها؟
رفتی دنبال بازیای تخته ای تمام مدت تو باشگاه بودی
!حالا انگار خودت نیومدی، مرتیکه
اوپا، اینو ببین
"دیشب من داغترین رابطه یه شبه رو داشتم"
اون نه، اون یکی
سلام، پسری هستم که خدمت سربازیم رو تموم کردم
"تصمیم دارم بعد از تعطیلات کاری به دانشگاه، برگردم"
"همه دوستام الان سر کار میرن نمیدونم از این به بعد، قراره چیکار کنم"
"از شدت نگرانی، دارم اینو مینویسم"- هی، پسر-
!این، خودتی- گمشو بابا-
این، سرگذشت سه ساله تانگ اوپائه
اینجا، کانادائه
اینجا، رشته کوههای راکی ـه
واو
اینجا، واقعا دیوونه کننده ست
فقط باید بیاین ببینین
!رفقا، اینجا حرف نداره
!ببینین چه منظره شگفت انگیزی داره
...واسه رسیدن به اینجا، واقعا
!اه، لعنتیا
!یکم استراحت بدین بابا
...خیلی سخت بود
رفقا
...اگه بهشت وجود داشته باشه
نباید همینجا باشه؟
شروع از یکم آوریل !بدنتون رو عضله ای کنین
!تف توش
ها؟
سفارش شما رسید !قاب عکس کوه های راکی، شماره 7
!تو روحش
!گوه توش
پولمو پس میخوام
چی؟
گفتم پولمو پس میخوام فکر کنم این خراب بوده
خب، تاریخ مصرفش که تموم نشده
اگه تاریخش رد نشده حتما اشتباه واردش کردی
سانجوک ـه مثلا، ولی ترشه
اگه باورت نمیشه، خودت امتحانش کن
...این همیشه، مزه اش همین بوده
همیشه مزه اش همین بوده؟
اسمت چیه؟ جونگ اون سون؟
!هی
ای خدا؟ الان من آدم بده شدم؟
ها؟ همینه؟
هی، بهم بی محلی نکن
به خودت بیا، گند کاریتو جمع کن- بفرمایین، این پولتون-
خودت تمیزش کن
قبل شیفتت نباید بیای؟
ها؟
!الان دارم شنا میکنم
اوه، دوباره امتحان میکنم- میرم یه نوشیدنی دیگه بیارم-
نه رفیق، ایرادی نداره
...اینجا هم هتله- جدی، بزار من انجامش بدم-
!بیخیال، مهمون منی- بزار تو جیبت، بسه-
خودم میخرم، تو برو بشین- ...آره خب-
برو بشین- سلام-
باشه، باشه- یه اِسه بهم بده-
اوه، اونو نه، "سوون" میخوام همونی که روش عکس بامبو داره
آها، منظورتون سو ـئه؟
این؟
نه، این نیست، اونایی که نیم میلی گرمی ـه
!سیگار کشیدن میتواند باعث اختلال نعوظ شود
...اه، لعنتی، واقعا که
این نه، یه برند دیگه بهم بده
!بیا، یکیش زیاده
دو بسته اش 9 هزار وون میشه- ها؟-
لطفا نُه هزار وون بدید
...اه، لعنتی...پولم
شنیدم بچه های این دوره زمونه این مدلی قلب درست میکنن، درسته؟
خنده دار نیست؟
خدایا، عوضی...بیا
واسم یه بطری آبجو و پای ماهی مرکب خشک بیار بیرون، فهمیدی؟
چی؟- همینه-
...آقا، صبر کن...باید درست
!هی
!هی، بریم یه دور دیگه مشروب بخوریم
هیونگ، چرا هیچی نیاوردی؟
!یکم صبر کن، پسر
...جناب، من نمیتونم- هی، ماهی مرکبی که خواستم رو دارین؟-
!از اون خشک شده ها
گوش کنین، من نمیتونم اونا رو براتون بیارم
اول باید پولشو بدین- مرتیکه عوضی-
!فکر کردی ما پولشو نمیدیم، حرومی- نه، نکن، چت شده؟-
متاسفم- ...آره-
!چته تو آخه! داره کارشو انجام میده- ...اون یه عوضی حرومزاده ست که-
!ببخشید! شرمنده واقعا !روز خوبی داشته باشین-
معمولا این طوری نیست، نمیدونم چشه ! شرمنده واقعا
جدی میگم، معمولا آدم ساکت و مودبیه
نمیدونم الان چش شده
امروز اصلا تو حال خودش نیست
میدونی تمام روز، مدیر پروژه داشت سرش غر میزد
...بله، درسته- کیسه پلاستیکی دارین؟-
بله- یه لحظه بمون-
وای خدایا
تو منو یاد وقتی میندازی که بچه ام هنوز تو خونه بود، خیلی سخت کار میکرد
بله- الان میریم دیگه-
بله- چقدر میشه؟-
میشه 15150 وون- ...ده هزار وون-
رسید هم میخواین؟- نه، ممنون-
باشه- اینم 15150 وون-
بله- !روز خوبی داشته باشین-
اینم یه 50 وونی- هی! دو بطری دیگه ام بگیر-
ای خدا- آقا، اجازه ندارین اینجا سیگار بکشین-
وای خدای من- چی زر میزنه واسه خودش، میتونم سیگار بکشم-
کی گفته میتونی اینجا سیگار بکشی؟- اه-
!برو بیرون، برو، برو
هی، پول دادی؟- بیخیال دیگه-
بیا بریم- ای خدا، واقعا که-
...هی، بیا دیگه- آروم باش، خوبه دیگه-
کره بوداده
جدی؟
این خاصه، نه؟
!روز خوبی داشته باشین
هی تانگ، خسته نباشی
دیگه برو خونه- چشم-
...راستی، قربان
میتونم این چکش رو قرض بگیرم؟
No comments yet. Be the first to leave one.