De første 200 linjer.
نترسین
!خالیه، رفقا
...پیدا کردن گلوله
تو کشوری که اجازه حمل اسلحه نمیده، آسون نیست
من پنج تا گلوله دیگه دارم
هی بیاید نزدیکتر، یالا
بیاین، بیاین جلو ببینم
!چیه بچهها؟ برین بگیرینش دیگه
اوه... ولی اون اسلحه داره
همین الان گفت ساچمه نداره !گلوله هاش، ای تو اون مغزت
!برین! بگیرینش عوضیا
!برین ببینم! خودشه - !بیشرف-
!بیا ببینم! آره تو
!بیاین جلو پفیوزا
!تو! آشغال - !مرتیکه کثافت -
!حرومزاده های آشغال
لعنتی
!کثافت
هی، دو تا گلوله، دو تا شلیک داره فقط !دوتا! همین
!جوون بودن خوبه ها
...تو روحشون
...فقط آخری
واقعی بود
کجایی؟
منو ببخش هیونگ نیم
ها؟ بگو ببینم چی شده؟
...اون
اون... فرار کرد تو کوچه
ولی ما گمش کردیم
یه پیرمرد پیزوری رو گم کردین؟
قطع میکنم دیگه
...آقا
...تو
!توی آشغال
کارت خوب بود
خب، کجا بودیم؟
...گفتش که
تو رو زنده میخواد
تا بتونه همون بلایی که سر نوه اش آوردی رو سر خودت بیاره
وایستا ببینم، یه لحظه این برام آشناست
...اون
اون... زنیکه هنر میخوند، ها؟
آره؟
...وای خدا، اسمش چی بود؟ اسمش
...هیونگ
هیونگ جی سو - !آها هیونگ جی سو -
هیونگ جونگ گوک، هیونگ جی سو
!ها
یک پارادوکس کـشنده -❤ ترجمه و زیر نویس از مون ریور ❤- @moonriverteam -sns
!خیلی ممنونم
قربان، اصلا چی شد که کارآگاه شدین؟
چرا میپرسی؟
نمیدونم همینجوری، چی باعث شد بیاین تو این راه؟
...خب پدرم پلیس بود - آها -
اون مرد باهوش و خاصی بود
پس شما پلیس شدین تا راهش رو ادامه بدین؟
نه، برعکسش
چون نمیخواستم با تحقیر بهم نگاه بشه
هی نانگام - سلام قربان-
بذارش همون جا
پدرم مرد سرد و خشنی بود
کسی که حتی یه بار هم بهم لبخند نزد
تنها کاری که میکرد، سرزنش کردنم بود
...هی بچه پررو
چرا داری به وسایلم دست میزنی؟ ها؟
مگه تو دزدی؟
ها؟
میخوای دزد بشی؟
وقتی روز بدی رو سپری میکرد بی دلیل به من می توپید
خب، برای این پنج تا ضربه چطوره؟ با این
و قراره درد داشته باشه
نظرت چیه؟ - باز دیگه چی شده؟ ها؟ -
خب؟ - این فسقلی -
رفته جاسوسی منو، واسه مادرش کرده
بهش گفته که من میرفتم اونجا
نانگام وقتی بزرگ شی خودت میفهمی - همش دنبال بهونه بود تا بهم زور بگه -
پسش بگیر، رئیس
ولی مال من نیست - هی برو به کارت برس، زود باش -
آها، پس اینجا گذاشته بودمش
اشتباه کرده بودی یا نه؟
التماس کن ببخشمت
ولی یه روز حس کردم دیگه نمیتونم این کارهاشو تحمل کنم
التماس نمیکنی؟ -❤@moonriverteam_sns ❤-
و فکر کنم برای اونم جذابیتش از بین رفت
از اون موقع، دیگه اذیتم نکرد
ها؟
اون زمان بود که درسم رو یاد گرفتم
نمی خواستم رقت انگیز باشم
چی بود؟
چی؟
اون درسی که الان گفتین
...آها، درسش این بود که
...اگه نمیخوای از قدرتشون علیه تو استفاده کنن
عکس العملی که میخوان رو نشون نده
!یه همچین چیزی
خب چرا اینو یهویی پیش کشیدم؟
میخوام بهت بگم که تو هم باید اینجوری باشی
ارجاع برای کشتن بر اساس نتایج تست خشونت
اون یه خط اضافی میتونه اونو نجات بده یا بکشه
این هفته، چند تا مربی حرفه ای تستش رو انجام میدن
قراره یه آزمون رفتارشناسی، انجام بدیم و به دادههای خارجی هم رجوع کنیم
...خب
این اولین بارمونه، برای همین میخوام یه رزومه خوب برامون بشه
بفرمایید، اینو میل کنین
به نظرتون چطور پیش میره؟
خب، با خودتون زندگی کرده نظر خودتون چیه ؟
نمیدونم
...اگه اجازه کشتن بی دردش، لغو بشه
قشنگ بهش آموزش میدیم و براش یه صاحب جدید پیدا میکنیم
البته مطمئن نیستم، ساده نخواهد بود تو پرونده بزرگی، درگیر بوده
کارآگاه؟
هیچ تمایلی ندارین که نگهش دارین؟ به نظر میاد دوستتون داره
نمیدونم از پسش برمیام یا نه
هر چی بشه، فکر کنم این بهتر باشه
جانگ، باهات تماس گرفت؟
من پشت پرده یه کارهایی کردم
هر تعداد نفری که بخوای برات جور میکنم
بیا، این کارو انجام بدیم
بله متوجه شدم، خیلی ممنون
به موقع میرسم اونجا
خیلی خب، میبینمت
یکم دیگه به این سمت - بله -
میشه یکم دیگه فیلمو جلو بزنی؟
البته - آره همین جا -
این بار خیلی وقته تعطیل شده به خاطر همین هیچکی نمیره اونجا
ولی از مغازههای اطراف تماس گرفتن که صدای شلیک گلوله شنیدن
اسلحه رو از کجا پیدا کرده؟
اون لی تانگه خودشه
آره
سریع برگردونش اول فیلم
چشم
نگهش دار - خیلی خب -
اونا دیگه کین؟
آها اونا، از شرکت ساخت و ساز گاجوک هستن
به نظر میرسه روبین زودتر از ما باهاشون ارتباط گرفته
گفتیم نمیشه، باید مجوز داشته باشید - !بس کنید -
یه دقیقه هم طول نمیکشه - !استعفا بده -
خیلی سریع میریم بیرون
!کارمندهای اخراجی رو برگردونید - نه، ما سرمون شلوغه -
!گفتم برید - برید -
هی! دارین مانع کسب و کار ما میشین ها
شما مجوز ندارین درسته؟ - بله قربان -
!استعفا بده - حتی نمیتونم وارد ساختمون بشم -
بله، اصلاً اجازه نمیدن بریم داخل
...خیلی خب، فعلاً میتونین تمومش کنین - ببخشید -
فکر کنم پیداش کردم
ببینید... اینجا
فقط در همین حد، میشه زوم کرد
...و اون کوچه پشتی
هنوز هیچ دوربینی اونجا نصب نشده
سلام
این مرد رو دیدین؟
قدش تقریباً بلنده
نه ندیدمش
ولی شما واقعاً پلیس هستین؟ - بله، از ماپو اومدیم، اینم کارت شناسایی -
آخه یکم پیش چندتا گردن کلفت هم داشتن درباره همین مرده سوال میکردن
چند تا گردن کلفت؟
خیلی درشت هیکل بودن مثل این قلدرها راه میرفتن
کِی بود؟
فکر کنم یه ساعت پیش بود
چند نفر بودن؟
چهار یا پنج نفری بودن فکر کنم
...هی، این چیه
قربان، اینو یه نگاهی بندازین
چیه؟ خون؟
خدای من، چی نوشته؟
توبه نامه ست؟ -❤@moonriverteam_sns ❤-
چطوره دو نفری این دنیای پیچیده رو ترک کنیم؟
ها؟
بزن بریم
و نگران نباش
درباره چی؟ - سونگ چون به زودی دستگیر میشه -
ما چی؟ - ...ما -
بفرما - ممنون -
ما میریم جایی که هیچکی نتونه پیدامون کنه
کجا میریم؟ - جنوب -
کجای جنوب؟
گوش کن
من یه نقشه دارم
و یه راهی پیدا کردم که همه مشکلاتمون رو حل میکنه
تنها کاری که باید بکنیم اینه که بریم تو گرمای جنوب و برای آینده برنامه بریزیم
خب... البته اگه همراهم بیای
وای - هی -
ببخشید، خیلی وقته رانندگی نکردم
بفرما، گوشی دومت فعال شده
این کسیه که به عنوان صاحب گوشی یه بار مصرف ثبت شده، بهش سلام کن
...اون اهل - شوخی کردم بابا، چه جدی گرفتی -
اینم پونصد هزار وون
خیلی خب، پونصد هزار وون، خوبه
فقط میدونی... ما خیلی تحت فشاریم
و پیدا کردن هویتهای جدید این روزا سخت شده
هی، ببخشید، هی
!همه چی سخت شده - بابتش متاسفم، خداحافظ -
این خانمه جدیداً خیلی تو مراسمهای صبحگاهی شرکت میکنه
کی؟
اونجا، همونی که ردیف جلو نشسته
آها، خادم کیم رو میگی؟
نشنیدی مگه؟ مدتی میشه که پسرش گم شده
وای نه، جدی؟ چند وقته؟
وای خدا، طفلک
No comments yet. Be the first to leave one.