All About My Mom

All About My Mom (부탁해요, 엄마)

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

All About My Mom E28 korean-dream ir
En kommentar af shahlaz
korean-dream.irترجمه و زیر نویس شهلاز

Tags

other
Udgivet den: 2015-11-16
Downloads: 14
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

بریم

رییس

شما واقعا منو دوست نداری؟

تو آدم خوبی هستی

من تو رو به عنوان یه کارمند دوست دارم

با این حال تو رو به عنوان

دوست دختر پسرم و عروسم دوست ندارم

رییس

نه ...متنفرم

.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.

مامان

= قسمت 28 =-

...خوش اومدین خانم رییس ، چی باعث شده تشریف بیارین

اومدم وسایل هون جه رو ببرم دیگه قرار نیست اون اینجا بمونه

منظورتون چیه پس چرا من چیزی نشنیدم؟

ماخودمون تصمیم گرفتیم

سلام عرض کردم من دختر خاله یونگ سون هستم

اما اینکه بدون خبر ایشون وسایلش رو جمع کنید

من خودم بشه می گم و از اینکه از هون جه من مراقبت کردین ممنونم

شمارم بعدا توی شرکت می بینم

...رییس

!چرا ؟ ریسس

غرورت کجا رفته می خوای بری دنبالش؟

ولم کن

بهت گفتم نرو

رییس - هی جین یه -

!مدیر عامل !مدیر عامل

اجازه بدین چند لحظه باهاتو ن صحبت کنم

شما اول برید - بله -

فکر نمی کنی دفعه قبل که اومدی خونه ام به اندازه کافی حرف زده باشیم؟

!مدیر عامل

خانم رییس فکر کنم این درست نباشه

چی؟

هون جه بچه نیست که به تظرش بی توجهی بشه

اون اینجارو به عنوان یک پانسیون در نظر نگرفته فکر می کنم اون خیلی ناراحت بشه

وقتی اون ازم خواست بیاد بیرون زندگی کنه فکر می کنی من ناراحت نشدم؟

فکر کنم به اندازه کافی صبر کردم

شما بخاطر من نمی تونی تحمل کنی؟

بخاطر اینکه خودتون گفتین منو دوست ندارین

با این حال هون جه بخاطر این کار ازتون نا امید می شه

الان یعنی نگران منی؟

باعث می شه از من نا امید و ناراحت بشه؟

برای اینکه فکر می کنم ممکنه هون جه دلش بشکنه

و من دوست ندارم اون دلش بشکنه

چیکار میکنی اونی؟ بیا بریم

تا کی می خوای بری دنبالش؟

بنا بر این می خوای از شلوار رییست آویزون بشی؟

گفتی" تو رو خدا منو از هون جه جدا نکنین"؟

ای سگ خونه

فقط برای جلوی مادرت صداتو بلند کنی

دیدم الان چطوری تته پته اوفتاده بودی

باید اون بار که دیدمش می فهمیدم با اون طرز حرف زدنش" پس اینطور" گفتنش معلوم بود

بعدشم یه طوری عمل کرد انگار از چیزی خبر نداره

حالا معلوم شد جقدر مارمولک بوده

ببین با دختر با ارزش مردم چطوری رفتار می کنه

همچین وسط کوجه بغلش می کرد که آدم خیال می کرد عاشقشه

حتی بردت خونه شون و شب اونجا خوابوندت

اون لباسای خوشگلی که برات می خرید چی بود؟

الان چی گفت" به عنوان عروسش نمی خواد " ؟

ازت متنفره؟

...چطوری تونست با دختر با ارزش مردم اینطوری حرف بزنه

ای خدا ، واقعا که

کجا میری؟

باید برگردم شرکت ، وسط کار اومدم

درسته می دونستم الان وسط کارت بوده درسته؟

درست موقع کارش

مثل یه حرفه ای اومد و وسایل بچه شو برداشت و رفت

من دارم میرم

سرتو بگیر بالا

مگه تو چیت کمه؟

جرات داری یه بار دیگه هچین چیزایی بگی

"ایوای مدیرعامل چرا شما اینطوری ؟ لطفا منو دوست داشته باشین"

تو احتیاجی به احساسات اون نداری

مگه تو چی کم داری؟

جین یه این وقت روز خونه چیکار می کنی؟

دارم میرم شرکت

هان؟ !جین یه !جین یه

.واقعا که

...آیگو ، ما

فکر کرده ما مرده کشته اینیم که دخترمون با اون پسرش ازدوادج کنه چون پولداره؟

اگه جین یه پاشو بذاره بیرون

صدتا شوهر هزار برابر بهتر از این گیرش میاد

چرا؟ واسه چی؟ مگه چی شده؟

واقعا که

شراب برنج کجاست؟

هان؟

من واقعا عصبانی ام

هان؟ آخه چرا؟

واقعا خنده داره

فکر کرده به کی گفته " ازت متنفرم" به دختر من؟

اونم جلوی در خونه من

نمی دونم والا چی بگم

فکر کنم دخترم به چشم ما خوشگل میاد نه به چشم اون

مهندس کانگ هم تنها پسر نازنین اونه

پس جین یه چی؟ اون دختر با ارزش ما نیست؟

مثل خودت که به هیونگ گیو نگاه می کنی

حتما برای اینه که حتما کامل از مادرش محبت نگرفته

اون کیه که به خودش جرات داده با جین یه اونطوری رفتار کنه؟

کافیه عزیزم

بس کن...هان

بنابر این می گی هیچ راهی برای اثبات این پرونده های جعلی نیست

متوجه شدم دوباره باهاتون تماس می گیرم

اگه نتونین جعلی بودن این سوابق اثبات کنید باید چیکار کنیم؟

باید دنبال یه راه حل دیگه باشم بالاخره یه راهی هست

...متاسف

چرا اینطوری می کنی؟

تو بهم گفتی دیگه نگم"متاسفم " به زبون نیارم

وقت ناهاره ، نمی خوای ناهار بخوری؟

من از صبح مشغول بودم در مورد ناهار فکر نکردم

بیا بریم با هم غذا بخوریم

من ناهار آوردم

شما رو نمی دونم ولی من ناهار آوردم

فکر کنم شما نمی دونی برای اینکه هیچ وقت با هم توی دفتر نخوردیم

راست می گی؟

لطفا شما برید بخورید منم اینجا غذامو می خورم

اصلا می خوای با هم بخوریم من به اندازه دونفر غذا آوردم

به اندازه 2 نفر؟ به اندازه دو نفر می خوری؟

نه یکیش برای بعده

بعضی وقتها که شما از دادگاه دیر میای من شامم می خورم

پس بیا با هم بخوریم

نوش جون

برای چی فراموش کرده بودم

خیلی بد شده؟ حتما برای اینکه خوب نپختم

...مادر من آشپزیش خوب نیست ، برا همین

چطوری می تونه اینقدر بدمزه باشه؟به نظرم خودنش خیلی براشون سخته

خوشمزه نیست ، درسته؟

همونطوری که قبلا گفتم من آشپزیم خوب نیست

...پس لطفا از این غذاهای جانبی بخور

ازاینا با برنج بخور

خوشمزه است

خوشمزه است برنجش خوبه

تو هم بخور

چی؟ واقعا؟

جین یه هم اومد؟

بله خواهرم سعی کرد جلوشونو بگیره ، اما

فکر کنم مادرت بدجوی بهش ضربه زدو رفت

چیکار می کنی؟

پس یعنی چی شده؟

امروزم باز مادرت یه برنامه دیگه برای جین یه کشید تا ازهم جداتون کنه؟

دوباره ناراحتش کرده آره؟

آی واقعا که من خودم به اندازه کافی الان گرفتاری دارم

الان خواهرت کجاست؟

برای چی از دست من عصبانی شد؟

این یه " شانس " براته

بله هون جه

جین یه الان شنیدم

که مادرم اومده بوده اونجا

بله ، هون جه از امروز برو خونه خودتون

هیچی از وسایلت خونه ما نیست لازم نیست بیای اونجا

نه ، همچین کاری نمی کنم

من بچه نیستم که بهم بگن برو یا بیا

فکر کنم بهتره اول بری خونه تون با مامانت صحبت کنی

رییس

فکر نکنم لازم باشه جداگانه به هون جه جواب بدم

از اونجایی که تو

اینطوری همه رو بهش خبر میدی

جین یه

چرا هون جه اوپا شبیه اون آجوما نیست؟

چرا؟

می دونی که از اولش یه حسی داشتم

نمی دونم چرا نسبت به هوجه اوپا احساس غریبگی نمی کنم - چرا ؟ -

...اون دفعه که اومدم دنبال تو می گشتم

وقتی که اولش اونو جلوی در دیدم به نظرم آشنا اومد

نکنه توی زندگی قبلی هون جه اوپا برادرم بوده؟

چی؟ بعضی وقتها چه فکرایی به سرت می زنه

چطور؟ به هون جه علاقه مند شدی؟ جذبش شدی؟

می خوای به نونا همه چی رو بگم ؟ - اوه نه نه نه -

من از خواهرت می ترسم

بازم خیلی به نظرم آشنا میاد، این چه حسیه؟

اوه ، مادر بزرگت

بله مادر بزرگ

مادر بزرگ؟ مادر بزرگ من؟

بله

!مادر بزرگ

.چاری آیگو .چاری عزیزمن

شنیدم مریض بودی ، الان حالت خوبه؟

آره خوبم ، بهتر شدم ، شما چی ؟ حالت خوبه؟

معلومه که خب نیستم بچه

تو من و باباتو در حد مرگ نگران کردی

....ای خدا از دست این بچه

مادر بزرگ دلم برات تنگ شده

...مامان بزرگ

نه خیلی خوب می شده اگه یونگ سون اونی توی این شرایط سخت تو کنارش بودی

اون تنها یی هون جه رو بزرگ کرد

حالام باید تنهایی مسئولیت زندگی اونو به دوش بکشه؟

می خواستین منو ببینین؟ - بله -

در مورد این شخص اطلاعات بگیر

آقای کاگ یونگ وو؟

بله

تمام این شایعات از وقتی دستیار لی اومده شرکت شروع شده ، یعنی عمدی بوده؟

نباید دست کمش گرفت

همه جا این شایعه پخش شده که لی جین یه عروسته

مامانم نباید در این مورد چیزی بفهمه

به مامانم گفتم می خوام با هون جه اوپا زندگی کنم

گفتی؟ مادرت چی گفت؟

البته که خوشش اومد ، مادرم طرفدار شماست

اون از قبل هون جه اوپا رو دوست داشت

من خیلی ناراحتم مادر

از اونجا یی که هوا سرد شده بهتره با لباس گرمتر برید فروشگاه

خیلی خوبه

All About My Mom subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for All About My Mom

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left