De første 200 linjer.
توجه کنيد توي اين فيلم 4 تا قهرمان وجود داره که لقب هاشو شارژ , قاتل , سايه و ديوار هستش :D گفتم که زياد گيچ نشين
بازم کن
منو از اينجا ببر يبرون
اينجا چه خبره؟
من از کجا بدونم؟
شما...شما ابنکارو کردين
اينا همش تقصير شماست
چي؟
اون مارو ميکشه
بخاطر تو همه مارو ميکشه... بخاطر تو
ک... کي؟
هي , کجا ميري؟ کجا ميري؟ برگرد
وايسا ببينم , باشه؟
منو از اينجا ببر بازم کن
!لعنتي
شب همگي بخير
خوشحالم که امشب همه اومدين
منم
"ريکشا" بهترين دوستت
اوه , زيادي از ديدنم خوشحال نشو
ديگه فکرشو نميکردم همديگه رو ببينيم
اما , اممم, من هم تعجب کردم
ما دوباره اينجاييم دوباره
بهترين کارمونو ميکنيم
شارژ
سايه
قاتل
و ديوار
بهترين دوستان من هستند
خيلي دلم ميخواد تورو معرفي کنم
تا بقيه دوستام رو ببيني
ولي , بريم سر اصل مطلب
همونطور که ميدوني , تو تمام زندگيم
يه بازنده بودم
تو هر بازي ميبازم
فکر ميکنم ميشه نقشه ي خوب تري اجرا کرد
...و بعدش
شماها ميپرين وسط
و ميرينين تو همه جي
منم واسه شما يه بازي درست کردم
تا بتونين احساس کنين که باخت چه حسي داره
من بهش ميگم تعويض شخصيت
و من بايد برنده بشم
بايد از هر موقعيتي استفاده کنين
بخاطر همين
قوانين خيلي آسون هستن
100تا شهروند بي گناه تو شهر هستند
و اونا رو وسايل زيادي تهديد ميکنه
شما بازي من رو انجام ميدين
زندگي اونا رو نجات ميدين
هر کي بازي نکنه
کشته ميشه
اگه بخواين فرار کنين
تمام شهر منفجر ميشه
...و, اوه, من نميتونم
من ميخوام اينو فشار بدم
مگه اينکه برنده بشي
ولي در همين لحظه
دوست دارم شماها رو به هم وصل کنم
تو مغازه خشکشويي
وقتي که متحد شدين
ماموريت اول رو بهتون ميدم
...و
قاتل
بذار تو و دوستات
...اهميت قوانين رو متوجه بشن
...نه
اوه , اوه , داشت يادم ميرفت
...ميدونيد که رو مچتون يه ردياب هست
...اينطوري ميتونم بازي رو
عادلانه تر کنم
باشد که بهترين شما برنده شود
خيلي وقت ميشه
آره
چطوري؟
تو... تو هنوز داريش
چي ميگي؟
...تو تو هنوز قوي اي
اين تزريق رو همه تاثير نداشت
همه بجز تو انگار
بن
جان
چطور پيش ميره؟
!!کيرمم نيست که چطور پيش ميره
خيلي خب
خوشحالم که چيزي تغيير نکرده
جيل
چارلي
خوبه همه همديگه رو يادشونه
ريکشا دروغ نميگه اون يکي رو کشت
چي؟
آره, مغزش رو تو دستشويي پخش کرد
يا عيسي
آره وقتي بلند شدم چندتا جسد بود
خيلي خوب بذار به موضوع بپردازيم
ميدوني که کجا بايد باشيم
هي , ما هممون قراضه نشديم
اوه فکر کنم نقشه داري
بچه ها,اين سوالات رو ول کنيد
بگيد چجوري رسيديم اينجا؟
دوباره سلام ... زياد وقت نداريم
فکر کنم بايد بازيها رو شروع کنيم
خب , شما به دو گروه تقسيم ميشين
5دقيقه وقت دارين برين مغازه سخت افزار
اسلحه هاتونو پيدا کنيد
بعدش شروع ميشه
اگه دير کنين ديگه نميشه کاري کرد
خيلي خب يالا
چي؟ تو يه نقشه داري؟ تو ميخواي رهبر بشي؟
اينا ديگه جيه؟
چيز خوبي نيست
!فکر کنم بايد تو 80 ثانيه بفهميم
جان
وايسا , وايسا , وايسا
جان, اونا تو دردسر افتادن
هي ببين , ما خودمون مشکل داريم , نه؟
ما نميدونيم اونا بي گناه هستند يا نه
اصلا ميتونن از افراد خودشون باشن ما نميدونيم
اگه نباشن جي؟ اگه مادر باشن جي؟ يا پدر؟ يا بچه
ما محدوديت هاي اين بازي رو نميدونيم , خب؟
ببين , اون داره مارو ميبينه
تا وقتي بازي کنيم اون مارو زنده نگه ميداره , باشه؟
بعدش ما کاري نميکنيم
نه
بازي کن و برنده شو
هي , نگران نباش نگران نباش
من يه نقشه دارم
تا وقتي که فکر ميکنه من بازي ميکنم
اون با خبر نميشه که من چيکار ميکنم , باشه؟
يالا هي , وايسا
خوب شدي
تو همونطوري هستي
کجا رفتي؟
دو نفر بيگناه هستند که جونشون در خطره
!گاييدمت مرد
فکر کنم الان ديگه اسلحه هاتونو ديدين
پس انتخاب درست رو بکنيد تا بازي تموم نشه
اين چيز خوبي نيست نه؟
حالا به دو تيم تقسيم ميشين
ديوار و سايه (تيم رومانس(رومانتيک
(و تو تيم آيروني(طنز قاتل و شارژ هستند
هر بازي در مقابل يه حرف گمنام انجام ميشه
قوانين دور اول ساده ان
يه نفر نمونه شاش منو نگه ميداره خب؟
اونقدر جنگ کنيد تا طرف بميره
حق دارين خودتون اسلحه هاتونو انتخاب کنيد
!اگه مبارزه نکنيد , 10تا شهروند ميميره
من اهل شوخي نيستم
تيم رومانس ميره تو حيات خلوت
و تيم آيروني ميره انبار الوار
هر تيم 5دقيقه وقت داره برسه به مقصدش
وقتي که برسين
!بهتون ميگم چندتا راند وجود داره
!شکار خوش بگذره
من چي بردارم؟
چکش آهنگري خوبه؟ ردخور نداره
هرکي رو باهاش بزني ديگه نميتونه بلند شه
ميخوي يه جيزي رو بزني؟ هان؟ آره
خيلي خب حواست بهش باشه
هي , چرا ريکشا قدرت تورو بر نداشت؟
!نميدونم
ما زياد وقت نداريم که بهش فکر کنيم
نه , نداريم
خب بچه ها بايد سر موقع اونجا باشيم
اون گفت ,تو اين رانده که ميشه فهميد
يه چند تا راند وجود داره , باشه؟
باز همديگه رو ميبينيم
ميدونم واسه همه سخته,خب؟ ميدونم
اگه با هم اينکارو نکنيم
اصلا نميتونيم اين بازي رو شکست بديم باشه؟
خيلي خب , بزن بريم
هي
مواظب باش
توئم
آماده اي يا نه؟
آره , اميدوارم
اميد...اميدوار؟
نميشه رهبر رو زود بفرستيم تو بازي , نه؟
هي , آروم باش
هي , مرد , هي اين درمورد ما نيست
اين درمورد گذشته ما نيست
يا اين چيزايي که تو اين چندسال درمورد من شنيدي,خب؟
قضيه مرگ و زندگيه ميتوني اينکارو بکني؟
ببين , ما ببازيم مي ميريم
خب, هر وقت از اينجا بريم
ميتونيم بشينيم از همديگه اثر انگشت بگيريم
ولي اگه يکدفعه جدا بشيم
اون يه راهي پيدا ميکنه ما رو بکشه
خيلي خب؟
ببين , من سر راحت نميام
ولي اين اصلا چيزيوبين ما عوض نميکنه
خب , اتفاقه ديگه
جلو شو
فکر ميکني کجاست؟
کي ميدونه؟ شايد شمال غربي
من اصلا قبلا نديدم
آره , من هم همينطور
فکر ميکني چقدر وقته که اين بيرونيم؟
نميدونم
!تو خيلي بد خوردي زمين
No comments yet. Be the first to leave one.