De første 200 linjer.
حرکت نکن
همه ي ادما طبق سرنوشتشون زندگي مي کنن
اينکه مادري مثل من داشته باشي،سرنوشتته
اينکه دخترت هم بدون پدر و مادر زندگي کنه،سرنوشتشه
پس منو مقصر ندون
مامان
مامان
زني که بچه هاش رو مي کُشه هر کاري ازش بر مياد
به خاطر همينه که انقدر ترسناکه
اگه انقدر خودخواهه...واسه چي بعد از اين همه سال دوباره سروکله اش پيدا شده؟
اومده بود سرکلاس دنبال من
ازم خواست که با هم کار کنيم
...واسه اينکه موقعيتش رو تو شرکت بهتر کنه
مي خواست از من سوءاستفاده کنه
چي بهش گفتي؟
اگه يه بار با اون زن درگير بشي ديگه همه چيز تمومه
درخواستش رو رد کردم ولي به اين راحتي ها کنار نميکشه
اگه بيخيال نشه چي؟ -سعي ميکنه منو قانع کنه
از هر راهي که بتونه
جونگ ها يونگ،49 ساله
ده سال ازش بزرگتره
واسه خودش مادربزرگيه
اينا کين؟
پسراش هستن جانگ ته يانگ کيم وو جو
چي؟
فاميلي هاشون متفاوته پدرهاشون فرق ميکنه؟
بله
دارم ديوونه ميشم
مثل اينکه جونگ دو خيلي بشر دوسته
پير بودنش به کنار،کلي رابطه ي کثيف با مردا داشته
پدراشون چطورين؟
پدر بچه ي دوم رو پيدا کردم اما پدر بچه ي اول رو نتونستم پيدا کنم
واسه چي؟
اون بايد وقت تولد 19 ساله بوده باشه
عجيبه قبل از 20 سالگيش هيچ اطلاعاتي ثبت نشده
منظورت چيه؟
هر چقدر گشتم هيچ سابقه اي قبل از 20 سالگيش پيدا نکردم
چه رازي مي تونه داشته باشه که همه ي مدارک رو از بين برده
جونگ ته يانگ الان چيکار ميکنه؟
تو تفريحگاه گوام کار ميکنه
پس نميشه شخصا ازش بپرسم
سريع پدر بچه ي دوم رو پيدا کن
وقتي ازش بچه داره بايد يه چيزايي بدونه
بله
پدرش ناشناسه
يه بوهايي مياد
اگه همه چيز رو با دقت بگردم بالاخره رازش مشخص ميشه
هر چقدر اون راز وحشتناک تر باشه به نفع منه
حالا که نزديک سئوليم بايد خيلي استرس داشته باشي
هي نفس عميق ميکشي- سرت به کار خودت باشه-
ميتوني با من روراست باشي
طراح منو شدن همش بَهانه اس
اما قصد واقعيت اينکه دنبال رو ري بري
اون روز اشتباه کردم
بعد از رفتنت همش به فکر تو بودم
دوست دارم بيا ازدواج کنيم
لي ميونگ رانگ
ببخشيد زياده روي کردم
اما مدير جانگ
انتظار يه راه ساده رو نداشته باش
يه راه سخت رو در پيش داريم- منظورت چيه؟-
متقاعد کردن رو ري خودش مشکله
اما پدرش از خودش هم بدتره
اون قرنطينه شده
اگه بعد از ساعت 9 بياد خونه
باباش سرش رو مي بُره
فک کردي فقط همينه
توي دانشگاه وقتي ميرفتن گردش حق نداشت الکل بخوره
اخه مگه چه گندي ميخواست بزنه؟
حالا که بهش فکر ميکنم ميونگ ته خيلي بيچاره بود
فقط اسماٌ باهم قرار ميزاشتن هيچ کاري باهم نمي کردن
اما من به رو ري حسودي ميکنم
وقتي انقدر مراقب دخترشه
يعني اينکه خيلي دوسش داره
چرا؟مگه پدر شما چطوريه؟
من؟
پدرم احتمالا خرپوله
واقعا؟
معمولا تو سريالا اينطوريه
وقتي يه رازي درباره ي تولدت وجود داره پسر يه خرپولي
با من خوب باش
...پس
من تاحالا قيافش رو هم نديدم
واقعا پسر يه خرپوله؟
سامسونگ يا هيوندا؟
يا اکس کي؟ )xk)
مرخص شدنتون رو تبريک ميگم بابا
تبريک ميگم که سالم و سلامت برگشتين
بفرماييد هديه مرخصي
اين چيه؟
پدر ميدونيد که اون هديه رو من اماده کردم مگه نه؟
بله ممنون
به هر حال
امروز روز معمولي اي نيست
همونطور که من از چنگال مرگ نجات پيدا کردم
خانوادمون هم دوباره به زندگي برگشت
به زبون ديگه وقتي من بين مرگ و زندگي دست و پا ميزدم
مادرتون رو که تلاش کرده بود خانوادمون رو متلاشي کنه
بخشيدم
مادر،پس بيخيال فراغت از ازدواج شدين؟
خيلي خوب شد
مادر تبريک ميگم ممنون کارت درسته
تصميم درستي گرفتي مامان
به خاطر شما بود که من نيرو ميگرفتم
بهترين چيز تو دنيا داشتن يه خانواده ي خوبه
درسته پدر
بيلين به افتخار اين رويداد همگي بنوشيم
براي ما
واسه مردا قدرت واسه زنا خوشکلي
امروز فوق العادس
براي يه خانواده ي شاد
براي ما براي ما
رسيده
چطوره؟
34 سالشه
مدرسه مهندسي رفته و اينده اميدوار کننده اي داره
معاون مدير يه شرکت صادراتي
کيه؟
منظورت چيه کيه؟شوهرته ديگه
ازت سرتره پس
شنبه برو باهاش ملاقات کن
بابا
عزيزم
يه لحظه وايسا
من واقعا اشتباه بزرگي کردم
از اين به بعد هر چي پدر بگه انجام ميدم
قولت رو نگه دار
يهويي پاشدي اومدي
ميخوام تو مسابقه ي طراح منو شرکت کنم
اگه برنده بشي تو کره ميموني درسته؟
اره اوپا من خيلي دلم برات تنگ شده
بچه ها راس ميگن تو ديگه 30 سالته
وقتشه يه جا ساکن بشي؟
صب کن ته يانگ تو يه دليل ديگه هم داري،مگه نه؟
دليل ديگه؟
ما هر چقدر تلاش کرديم نتونستيم نگه ات داريم
واسه چي يهويي برگشتي؟
طراح منو شدن بهانس
يه دليل واقعي براي برگشتن داري؟
فهميدم اوپا دوس دختر پيدا کردي؟
واو؟- باورنکردنيه-
چه دختريه؟خوشکله؟
وردار بيار خونه بزار ببينيمش
مسابقه کي هست؟
به محض اينکه تموم شد واسه تون يه غذايتوپ ميپزم
اروم باشيد بابا
کلا واسه خودتون ميبرين و ميدوزين
انقدر جدي نيست فقط يکم فکرم درگيرشه
پس واقعا پاي زن وسطه؟
ايول
دست بده
حالا که زناي همه ي کشورهارو ديدي
بالاخره به دام يک زن افتادي
تا يانگ چطور دختريه؟ خيلي فوق العادس؟
به جاي فوق العاده بهتره بگيم خاصه
چطوري؟
وقتي نگاش ميکنم
باعث ميشه بخندم
وايي خدا؛چيکار کنيم
به نظر مياد واقعا ازش خوشت مياد
مامان،من بايد برم سر قرار اشنايي؟
اگه نمي خواي لازم نيست
اگه نَرَم چي؟
فردا با بابات صحبت ميکنم
راستشو بخواي،اگه بري سر قرار بدون اشنايي و ازدواج کني
عاقبتت عين من ميشه
از لحاظ مالي مستقل شو
اونوقت کاري رو که دوس داري انجام بده
اگه نه که براي من مهم نيست
نه مامان
بابا صدام رو ضبط کرده من فقط ميرم سر قرار
بعدشم مطمئنم اون مرده از من خوشش نمياد
من اصلا بين مردا محبوب نيستم
يکي بهم گفت
نه قيافه داري
نه هيکل نه توانايي
کي همچين حرفي زده؟
همه ي اين ادماي احمقي که نميتونن خود واقعيت رو ببينن ناديده بگير
دخترم چشه مگه
تو جذابيت خودت رو داري
فقط بايد پسري رو ببيني که اينا رو بفهمه
فقط تو رو دارم مامان
دختر من خوشگل ترين دختر دنياس
کدوم احمقي اين حرفا رو زده؟
درسته مگه نه؟
واسم مهم نيست شما چه وضعيتي دارين
حتي اگه واقعا از لحاظ جنسي دچار مشکل هستيد
من امادگي اينو دارم که صادقانه دوستون داشته باشم
نه...همين الانم دوستون دارم
حقيقتا من هيچ وقت اونطوري بهت نگاه نکردم
اما گاهي اوقات حرف و عمل ادم با هم متفاوته
اونموقع جَو يه طوري بود و من بدون اينکه بفهمم
واي چه گلايي چه بوي خوبي
واي چقدر بيوتي فولي
چرا اين رنگيه؟
اين چه ابميوه ايه؟
دخترتون سفارش داده بودن
واقعا؟
واي خدا اين چه کوفتيه؟
هر چقدر هم مقوي باشه،اخه اين چه مزه ايه؟
No comments yet. Be the first to leave one.