De første 136 linjer.
!ای داد
گند زدی، کوگیساکی
این مال گوجو سنسه بود، نه؟
ایجیچی سان
بین ایجیچی سان که این پیراهن تمیز رو به ما سپرده بود
من ♥
...و منی که روش قهوه ریختم
کی بیشتر مقصره؟
تو
پاکش کنین، پاک کنین
!دارم پاک میکنم
یه جورایی شبیه لباس ارتشی شد
لباس رو سرسری نگیر
خب، مطمئنم یه پیراهن ارزون قیمته
فوشیگورو، مارکش رو چک کن
با احتساب مالیات؟
بدون مالیات
حالا مگه مهمه؟
کاریش نمیشه کرد
من نود هزار تا میذارم
شما هر کدوم هشتاد هزار تا بذارین
!هان؟
!صبح بخیر
ایجیچی گفت پیراهن من دست شماست؟
چی شده، مگومی؟
هیچی
...کوگیساکی
...نه.... نمیشه
از استعداد خودم
!به هیجان اومدم
...آه، من واقعا
...من به راستی که
!یه نفرینم
!تابش سیاه
شرط میبندم وقتی اومدی اینجا
فکر کردی مثل نابودی یه آفت
یا شکست روح شیطانی در یه افسانه
!یا یه همچین چیزایی باشه، نه؟
!خیلی خامی! نکبت
!این جنگه
یه مبارزه نیست که جا برای اصلاح اشتباهات داشته باشی
!این تضاد ما درمورد درستیه
!تضاد ما در دیدگاه سستمون از عدالته
تو خود منی، ایتادوری یوجی
درست همونطور که من بدون لحظهای تردید آدما رو میکشم
!تو بدون لحظهای تردید آدما رو نجات میدی
این غریزهی ماست
در مقابل کرامتی که با استدلال انسان به دست میاد
این جنگ بر سر اینه که تا یه قرن آینده !کدوم یکی قراره پا بر جا بمونه
اگه هنوز حتی اینو درک نکردی
چطور میخوای منو شکست بدی؟
هی، ایتادوری یوجی
حساب نفرینهایی که تا حالا کُشتی رو داری؟
گمون نکنم
!منم همینطور
منم تعداد آدمایی که تا حالا کشتم برام ذرهای اهمیت نداره
در نهایت، تو رو هم فراموش میکنم
ناقوسهای صومعه گیون در هند
با این هشدار که همه چیز ناپایدار است طنین انداز میشوند
رنگهای شکوفههای درخت سالا بهمون میآموزن
آنچه شکوفا میشود روزی محو میگردد
!هرچند
!ما استثناییم
قسمت چهل و چهارم درست و غلط، بخش سوم
ترجمه و تنظیم از: مهســـــــا .:: m@hsa ::.
جوجوتسو کایزن حادثه شیبویا
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
23:09 مترو توکیو، ایستگاه شیبویا Floor B5, Shin-toshin Line Platform
...این آدما
سال اولی دبیرستان کیوتو، آراتا نیته
زنده هستن، درسته؟
به نظر میاد گتو سوگورو با قلمرو زندان از اینجا رفته
!امکان نداره
بیا تغییر رویه بدیم
از الان هدفمون از مبارزه برای پس گرفتن گوجو ساتورو
به مبارزه برای نجات همراهانمون و نابودی هر چه بیشتر نیروهای دشمن
!تغییر پیدا کرد
باید عجله کنیم
ممکنه برادرم همین حوالی باشه
یه برادر داره؟
مطمئنم تک فرزند بود
چی شد؟
!جای زخم روی صورت
!و نحوهی تغییر مکانی که الان داشت
همون جادوگریه که هانامی رو کنار زده؟
!تودو سان
دختری که اونجا بود رو مداوا کردم
هرچند احتمالا مُرده
!پس لطفا بعدا منو سرزنش نکن
پرحرفی نکن
یه کمکی هم به برادرم برسون
!پاشو، برادر
!مبارزهی ما تازه شروع شده
!حرفهای شوم میزنه
...تودو
...من
...دیگه نمیتونم
!مبارزه کنم
...فقط کوگیساکی نبود
نانامین هم مُرده
سوکونا... خیلیها رو کشت
...برای همین من باید
...آدمای بیشتری رو نجات بدم
!ولی نتونستم
!من فقط یه قاتلم
چیزی که فکر میکردم اعتقادمه
!فقط بهونهای بود که برای خودم ساختم
...من دیگه
نمیتونم با خودم مبارزه کنم
!بلند بگو! صداتو نمیشنوم
!جالبه
با اینکه درموردش میدونم !بازم اینقدر سردرگم کنندهست؟
...برادر
مردی به بزرگی تو نباید به خودش اجازهی حقیر شدن بده
ما جادوگران جوجوتسو هستیم
من
تو
کوگیساکی
جناب نانامی
!و تمام همپیمانهامون جادوگران جوجوتسو هستیم
پس تا وقتی که ما زندهایم
همرزمهامون که مُردن
!واقعا مغلوب نشدن
قضیهی گناه و مجازات نیست
از همون لحظهای که تصمیم گرفتیم به عنوان جادوگران جوجوتسو زندگی کنیم
زندگیمون دیگه در بند چنین کارمایی نبوده
تلاش برای پیدا کردن معنا برای مرگ کشته شدگان
گاهی میتونه خاطراتی !که ازشون داشتیم رو آلوده کنه
با این وجود
اونا چه چیزی رو بهت سپردن؟
الان نیازی نیست که جوابش رو پیدا کنی
ولی تا وقتی که به جوابش برسی
نمیتونی دست از پیش روی برداری
این تنها مجازات تعیین شده برای کسانیه
که به عنوان جادوگر جوجوتسو زندگی میکنن
الان نیازی نیست که درمورد "اون موضوع" به برادرم بگم
No comments yet. Be the first to leave one.