De første 200 linjer.
دیگه چیه؟
چی شده؟
هی کیم جون
همینجا وایسا
!هی ، کیم جون! هی
.نشونت میدم چجوریه - ...هی جلویی -
این چیه؟
!هی -
کارت درسته مامان
!آقای جانگ
چرا تو حرومزاده دوباره اینجایی؟
بیا بیرون کیم جون بیا بریم بیرون حرف بزنیم
ولم کن
!بیا بیرون حرف بزنیم
!ولم کن گفتم
...لعنتی
منم میخوام اینجا زندگی کنم
...بیا فقط
!همه با هم اینجا زندگی کنیم
باشه؟
.بیا اینجا
!همه بیاین اینجا
...بیا
...وای خداجون
کسی اومده؟
آقای جانگ
چی شده؟
.اون مستِ
بازم همون مرده؟
چرا این وقت شب اومده؟
آقای جانگ...چه بوی الکلی
چرا اینقدر مشروب خوردی؟
اون می تونه اینکارو بکنه ، هیونگ؟
اون خیلی مارو دست کم گرفته که جرات میکنه اینکارو بکنه .لعنتی
!همه اش تقصیر توئه پیرمرد
چرا تقصیر من؟
چرا ازم خواستی باهات برقصم؟
اون این کارو میکنه برای اینکه حسودیش شده
خدای من
هی ، داری چیکار میکنی؟
.اینکارو نکن . با پلیس تماس بگیر - .باشه -
.برای اینکه بدون اجازه وارد خونه مردم شده - .باشه ، باشه -
.وایسا
گفتم وایسا
من انجامش میدم
بسته دیگه
کی ته کمک کن بلندش کنیم
واسه چی ، پلیس خودش میاد می برش
.ببرش فعلا توی اتاق خودت
چی؟ اتاق من؟
.بگیرش
...واقعا
.لعنتی
جونم بالا اومد تا این همه پله آوردمش بابا ...میخوام بزنم لهش
لباساشو در بیار و جورابشم بکن .بذار تا وقتی بیدار میشه همینجا بخوابه
برای چی میذاری اینجا بخوابه؟ با لگد پرتش کن بیرون
. من نمی تونم تحمل کنم کسی توی رختخواب من بخوابه
پس بیدارش کن
متاسفم ، نمی دونستم اون میخواد تا اینجاها پیش بره
چی بهت گفتم ؟ جلوتر هم بهت گفتم بایدبری؟
اومدی اینجا ،میخواستی این نمایش راه بیافته؟
.میرم
.اونو بر میدارم میرم
فکر خوبیه
.من خودم به مادر میرسم
این مشکل تو نیست
باشه . دیگه نگران نمی شم
.آره
.تو خوب بهش میرسی
تو به من احتیاجی نداری
من فقط کارهارو پیچیده تر میکنم
.میرم بیدارش کنم
نبرش
اون نمی تونه الان بهوش بیاد
بذار امشب اینجا بخوابه
چیزی عوض نمی شه
.فکر کردم موضوع مهمی نیست اگه اجازه بدم اون یه شب اینجا بخوابه
...من و زنم
و اون مرد...
.همه زیر یک سقف خوابیدیم
...اون شب
من یه خواب عجیب و غریب دیدم
کی خمیر دندون از وسط فشار داده؟
بیاید بخورین .داره دیرتون می شه
.تو هم بیا بشین
.باشه
اوه شما هر دوتا تون این آخر هفته بیکارین؟
بهار اومده دوست دارم بریم باغ
.من همایش گروه آزمایشگاه تحقیقاتی دارم
.پس من میبرمش
با من بیا
منم میام ، منم میام این همایش زیاد هم مهم نیست
اشکالی نداره؟
تو باید سفارش هایی که داشتی تحویل بدی ، می تونی بیای؟
هیونگ خودت هم همایشُ ول کردی
.توهم ولش کن
بیاید با هم بریم
همین آخر هفته خوبه؟
خوابی که واقعی به نظر می رسه حتی وقتی که خودت میدونی اون یه خواب بوده
.خدارو شکر
این یه رویا بود
یادت نمیاد؟
فعلا بیا بریم
من باهات میام
من با تو از اینجا میرم
دیروز نشنیدی چی گفتم؟
اومدم اینجا زندگی کنم
فکر کردی من مست بودم؟
نکنه هنوزم مستی؟
میخوام اینجا زندگی کنم و پیدا کنم
واسه چی اینجارو اینقدر دوست داری
کجا میری؟
تو چت شده؟
.میرم سوپ خماری بخورم
دیوونه ای؟ تو چت شده؟چی میخوای از من؟
.تو هر وقت بخوای میری من بعدا میام
نگران نباش . من نیومدم تو رو ببینم
من اومدم خانم گو روببینم
خانم گو برام سوپ خماری درست کردی؟
.زود باش بیا بریم . من وسایلم رو بستم و قراره برم، زودباش
.من باید چیزی بگم
اوه آقای جانگ قبل از رفتن باید سوپ خماری بخورید
.من آقای جانگ نیستم مادر
چی؟
ای وای....گفتی مادر؟ منظورت چیه؟
شما منو با آقای جانگ اشتباه گرفتی
من آقای جانگ نیستم
من کیم جون هستم
من سی سالمه
من جای بچه ات هستم
من هم سن پسر دومتم
حالا فهمیدی؟
.اون گفت آقای جانگ نیست
آره مادر
خوب بادقت نگاه کن باشه؟
چطوری اونا رو اشتباه میگیری؟
اون پسره با پدر کجاشون شبیه همه؟
حتی قدشون با هم فرق داره
کی ته
هی ته
شاید سخت باشه ولی واقعیت داره مامان
دخترم
شماها چتون شده؟
چرا دارین گولم میزنین؟
چه نقشه ای دارین؟
هی ته چرا داری بامن اینکارومیکنی؟ تو هم همینطور دخترم
خدای من شماها دارین میگین من حتی نمی تونم شوهرمو بشناسم؟
درسته. تو بخاطر زوال عقلی نمی تونی تشخیص بدی
من شوهرت هستم
.پدر
چیه؟ بذار همین حالا روشن بشه
.مامان
.شما فقط بیماری
حافظه ات داره ضعیف میشه
.کافیه
میرم یه کم استراحت کنم
.کی ته برو سر کار
دخترم
.بیا کارت دارم
غذا اینقدر مهمه؟
.عجبا
واقعا که
.کافیه
دیگه برو
ما با خانم کیم میریم
اسمم گو یونگ هیِ
یونگ به معنی درستکار وهی به معنی زن
پدرم متولد قسمت جنوبی پیونگان
منم اونجا بدنیا اومدم
وقتی که سه ساله بودم جنگ شروع شد
اون زمان پدرم به همراه من و دوتا خواهر بزرگترم
از کره شمالی فرار کردیم
بدون هیچ پولی یه خونه 99اتاقه رو از ماگرفتند
تا اینجا اشتباهی داشتم؟
.نه
وقتی که شما ازدواج کردین من باهاش مخالف بودم
درسته
.بله
هی سو درست روزی که شما از ماه عسل برگشتین سکته کرد
اینم درسته؟
.بله
الان رفتارم چطوره؟
به نظرمیرسه احمقم؟
.نه
شما خیلی باهوشی
...اما
اما من اون مردُ با آقای جانگ اشتباه گرفتم ،درسته؟
من نمیدونم اون پیرمرده شوهرمه
همونطور که هی ته گفت
...شما فقط
.دلتون شکسته...
دلشکسته؟
دخترم
.میخوام یه جایی برم
.شکلات سفید نعنایی
.شکلات سفید نعنایی
.نمی خوام خوردش کنم
.اگه اینکارو بکنید بانک ایراد میگره
میدونی ساعت چنده؟
ساعت 9/30صبح ، درسته؟
No comments yet. Be the first to leave one.