The Neighbors

The Neighbors

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 1

Udgivelsesinfo

The Neighbors - 01x08 -Thanksgiving Is for the Bird-Kersees(Moviecenter)
En kommentar af silver_dj
کاری از تیم ترجمه پرشین ترنس

Tags

other
Udgivet den: 2013-01-11
Downloads: 16
Hørehæmmede: Yes

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

اسم من دبي ويوره

اينم خانواده منه

اين هم آپارتمان قديمي مون توي منطقه "بيون" شهر نيو جرسيه

....شوهرم مارتي يه خونه توي حومه شهر خريده

محله ي خوب خيابانهاي پهن تر.

فقط يه مشکل کوچک هست.

همه همسايه هامون اهل يه سياره ديگه هستن

واقعا

سلام عزيزم دارم واسه بوقلمون توي کشو جاباز ميکنم

يه لطفي بکن بيا اينجا.اينو بچش

افتضاح شده،نه؟ - دقيقا -

ميدونستم - متشکرم -

چي ميتونه آمريکايي تر از اين باشه که

وا باز شدن جاي غذا ،غذاهاي قبلي رو بخوري؟

روز خوشحالي قبل از جشن شکرگذاريه عزيزم

يادم ننداز

گوش کن،همه چي خوب پيش ميره - نه،اينم مثل بقسه سالهاي ديگه است-

بابا جون بتزم مياد و باعث ميشه حس کوچيکي و بي ارزش بودن بهت دست بده

و مادرتم تو همه کاراي من دخالت ميکنه

منم هي بال مرغ رو توي شيريني و خامه روي کيکم فرو ميکنم

فکر ميکني دارم ديابت ميگيرم؟

ببين،امسال ديگه پدرم بهانه ايي نداره تا بخواد بهم تيکه بندازه

ما ديگه يه خونه محشر داريم که باهاش کلاس بزاريم ،درسته

منم که ترفيع گرفتم

ديگه هم اون ريش بزي مسخره رو هم نميزارم

از ريش بزي متنفرم - آره،ادامه بده بابا جون -

اوه،رنگ آميزي جديده اينه؟

خوشم نمياد ازش

آره،چه خبر،لَري؟ - اوه خبري نيست -

جکي جوينر-کرسي خارج از انجمن داره ول ميگرده

اوه،خداي من جکي حالش خوبه؟

عاليِ عاليه اون عميقا افسرده است

اين موقع از سال اونو يادِ

وقتي ميندازه که تازه به سياره تون رسيده بوديم

اون شروع کرده به دلتنگي براي خانواده اش ور رو رور ور . از اين حساي زنانه

بهرحال اون داره توي يه مزرعه واسه خودش گشت ميزنه

واسه ما يه جور درمانه

، اونجاست ضعيفه

!اخم و تَخم کردن کافيه ! بيا

لَري وقتي ناراحتيد اينکارو ميکنيد؟ - نه نه -

من از يه محقق بيشتر ميفهمم

بجنب.کله شق بيا اينجا

..:::: تيم ترجمه پرشين ترنس با افتخار تقديم مي کند ::::..

..:::: همسايه ها- فصل اول - قسمت هشتم ::::..

عزيزم آخرش تصميم گرفتي واسه فردا چي بپزي؟

کي اهميت ميده؟ بهر حال اون بدش مياد

من بدم نمياد من فقط خوشم نمياد

هي،اون منظورش مادر بزرگ بود حالا از مادر سريع عذرخواهي کن

ببخشيد که از آشپزي افتضاحت خوشم نمياد

تو که ميدوني مامانم از سنتي دوست داره

پس به بيشتر از اين فکر نکن - اوه باشه -

خب وقتي اون کوچيک ترين لقمه از کوچيک ترين بال رو

برميداره و قيافه اش رو اونجوري ميکنه بعدش بهم ميگه

" عزيزم شايد سال ديگه " منم زياد بهش فکر نميکنم

بايد باز اون پليور ها مسخره رو بپوشيم؟

هي،اگه من مجبورم بوفلموني رو که اون ازش متنفره رو بپزم

شما هم ميتونيد پليوري رو که اون براتون بافته بپوشيد

چرا واسه يه بارم شده به روش که اون دوست داره بوفلمون روآماده نميکني؟

بهش فکر هم نکن اونرو هم امتحان کردم اَبي

!اين فقط يه بوقلمونه

واااو !هي

بيخيال اينجا چه افاقي داره مي افته؟

اونها هنوز نيومدن اينجا اون وقت ما ديوونه بازي در مياريم؟

چرا اصلا بهشون بگيم بيان اينجا؟

آزارم نده مارتين ويوور

چطور جرات ميکني آزارم بدي

ما لايق اينيم که يه جشن شکر گذاري داشته باشيم خودمون 5تايي

هرچي که دلمون ميخواد رو بخوريم- دوباره بگو،نو عزيزمي،شوهر عزيزمي -

آره

!صبرکن،ميدونم بايد چيکار کنيم

بيايد توي روغن داغ سرخش کنيم

آره مکس

تو فوق العاده ايي برام مهم نيست که آزمايش چي ميگه

يه جشن شکرگزاري بدون پدرشوهر يا مادرشوهرِ روغن داغ شده داريم

وااااااااااااااااااااااااووووووووووووو

صبرکنيد پس آرمايش چي؟

آره، مي اينکارو ميکنم ما اينکارو ميکنيم

منزنگ ميزنم که .الدينم نيان من يه قرمانم عزيزم

....من يه قهرمانم

اوه اوه

بگيرش....بگيرش . از رو من برش دار - باشه .زود باش -

ببخشيد - من خوبم -

بسيارخوب

بزن قدش - آره -

....ها

سلام،چيه؟

آره ،پدر گوش کن من يه.....من يه خبر بد دارم

ترسا بيا اينجا مارتيه يه خبر بد داره

مشکل چيه؟ اوه،قيافه ات باد کرده

آره مامان ممنونم

گوش کنيد، از اينکه بخوام با يه پيغام کوچيک بهتون خبر بدم متنفرم

اما...ام....شکرگزاري؟

بايد کنسلش کنيم

چون دووبي بهم پيام داده

که اجاقمون خراب شده

بوقلمونش که خوردن نداره

اون 18 ساله که خرابه

هردومون ميدونم موضوع سر چيه

از اينکه بخواد خونه جديدش رو بهمون نشون بده خجالت ميکشه

مامان شما فقط صفحه رو با دستت پوشوندي

هنوز صداتون رو ميتونم بشنوم

يقينا بوقلمون خوشمزه دبي رو از دست ميديم

مارتي.مارتي موضوع چيه؟

به خاطر اينه که خجالت ميکشي که آپارتمان کوچيکن رو بهمون نشون بدي؟

ببينيد،اگه مشکل اينه ما ميتونيم صندلي هاي خودمون رو بياربيم

پدر،من صندلي دارم ،باشه؟

و اينجام آپارتمان نيست

يه خونه قشنگ توي حومه شهره

ببخشيد

ميدونستم که يه خونه واقعي نيست

من فقط نميدونستم اصطلاح مناسبش چي بود

اين يه خونه واقعيه پدر يه خونه واقعي

پس چرا خجالت ميکشي که بيايم ببينيمش

من خجالت زده نيستم

ميدونيد چيه؟

اين چطوره ؟شماها فردا ميايد،ميايد و خونه عالي منو مي بينيد

ميتوني صندلي هم بياريم؟

هرچي ميخواي بيار مامان؟

سلام رجي جکسون

مامانت هنوزم همونطور افسرده است؟

ايم موقع از سال دلش حسابي واسه خواهرهاش تنگ ميشه

اينکه اينهمه از خانواده اش دوره بايد خيلي براش سخت باشه

اون بالا؟

اوه نه اونها اينجان

تو همسايکي؟ - ......امممممممم-

پسرها،صحبت کردن در مورد تبعيدي ها ممنوعه

جکي تو اينجا خواهري داري؟

آره ،دارم

بهرحال شوهرم از خواهرهام خوشش نمياد

ميشه يه بار ديگه بکي

باشه بهرحال شوهرم از خواهرهام خوشش نمياد

خب،گمون کنم مهم نيست که از کدوم سياره اومده باشيد

داشتن فاميل خيلي سخته

مادر،اي کاش ميتونستم سرحالت کنم

ميدونم پسرم

خب هيچ اتفاق جادويي وجود نداره که خانواده ها رو دور هم جمع کنه تا از هم لذت ببرن

البته تا زماني که بايت بخاطر کارهي که براي هم انجام ميدن از هم متشکر باشن نه کارهايي که انجام نميدن

ترجمه نشده -

شما ها منو ميکشيد

عزيزم بايد حرف بزيم

مارتي هرکاري که کردي

فجايع مربوط به بوقلمون سرخ شده در روغن" رو توي گوگل سرچ نکن"

يادته وقتي " برجسنگي هاي زبون" رو توي گوگل سرچ کردي ؟

اين بدتره

ببين،من يه کاري کردم

منم يه کاري کردم

من والدينم رو دعوت کردم - منم برد کرسي ها رو دعوت کردم -

نه- چي؟-

من نه؟ تو نه؟

چه بلايي سرمون اومده؟

بسيارخب حالا چطوري ميخواي برد-کرسي رو واسه خانواده ات توضيح بدي؟

خب،ميدوني،اونها الان بهتر شدن

و وقتي پدر و مادرم يه سفيد پوست

و با يه زن سياه پوست و يه پسر آسيايي و يه موقرمز ببينن

زياد حرفي نميزنن،پس

حداقل،کمترين نژاد پرستي رو داريم- آره -

اما من بي خيال بوقلمون ر غن داغ شده خودمون نميشم،هرگز

ببين،هيچ کس هم اينو ازت نميخواد

اماميخوايم يه جشن شکر گزاري محشر داشته باشيم

حلا شايد نياز باشه در مورد خوب بودنش حرف بزنيم

فکر ميکني الان داريم چيکار ميکنيم؟ - مارني؟مما تو نيوجرسي زندگي ميکنيم -

من يه ميني ون ميرونم من براي خوب بودن ساخته شدم

و الانم ميدونميم انتظار چي رو داريم

پس هيچ سورپراز ديگه در کار نيستش،درسته؟

نه، هيچ سورپراز ديگه در کار نيست

اگه بابا بفهمه داريم چيکار ميکنيم حسابي آتيشي ميشه

برايان بوتانو گرگ لوگانيس

ما بايد زنداني ها رو ببينيم- دستور مکتوب داريد؟ -

اوه،البته گرگ بيا نزديکتر

اينم دستور مکتوبت

من پسر فرمانده هستم من خودم قانونم

بازش کن

....خانم ها

....با اينکه بخاطر تلاش براي منقرض کردن پدرم در تبعيد هستيد

مادرمون دلش براتون تنگ شده

بنابراين،ما نه بع نوان قاضي اينجاييم نه به عنوان دوست

اما يه سوال داريم

ميخوايد به جشن شکر گزاري بيايد؟

ترجمه نشده -

بسيارخب،مامان بزرگ و بابا بزرگ اومدن

بچه ها،مامان از همين الان بخاطر چيزايي که مامان بزرگ جون ميگخ عذرخواهي ميکنه

بزن بريم

سلام- سلام -

ميدوني،سنگ فرشاي اينجا نرک ورداشته

اين بوي چيه؟ - خب شروع شد،سلام؟ -

سلام باببزرگ، سلام مامان بزرگ

خوشکل ترين دختر تقريبي فاميل تو يه مايلي اينجا

مرسي- مرسي-

خب بابا،ديدي گفتم خونه ي باحاليه،ها؟

بزار ببرمت يه دوري بزني

ها ها

من دورام رو زدم

چطوره يه آب جوي سرد خنک بياري که يه دوري توي دهنم بزنه

درسته

کي براي گرفتن پليور آماده است؟

الگوش رو از روي کتاب بافتني روسي او دنالد برداشتم

واسه يه همجنسباز خل و چل يه سري ايده هاي محشر داشت

فوق العاده است

هميشه ميخواستم همچين چيز احمقانه ايي رو بپوشم

و مکسي اينم پليور تو

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left