De første 200 linjer.
...آنچه گذشت
.اعتبارنامهی کاخ سفید رو دارم
.واسه رئیس جمهور کار کردم .نورا بردی
.اسمت توی لیست نیست - بوش رو حس میکنی؟ -
.هیچکس اینجا نیست
.انگار پات آسیب دیده
.عفونت کرده شما دوتا کجا میمونین؟
.منظورم اینه، اینجا میتونه واسهمون خوب باشه
.میتونیم از نو شروع کنیم
.گه توش
!نه، نه، نه، نه، نه - !اون دکتره -
آسیب دیده، نه؟ .دوستت. میتونه کمکش کنه
!نه
.به اون میتونیم کمک کنیم به چی نیاز داره؟
.پادزی
.تخت و غذا داریم
چه بلایی سر کیت اومد؟ همهتون یه جوری وانمود میکنین
.انگار هیچی نشده
.ما اجازه نداریم باهات تنها بمونیم
اولین حرفی که مردها معمولاً بهت میزنن چیه؟
،خیلی خب، روکسان .دیگه کافیه
،اون پدرش رو از دست داده
.برادر هشت سالهش رو از دست داده !عزاداره
.آتنا، خوش اومدی
اینجا که خیلی هم بد نیست، نه؟
.فکر نکنم دلشون بخواد من اینجا باشم
.دوست دارم بمونی و بهمون ملحق بشی
.و اینجا هر کسی که میخوای باشی
.کیت، از محیط رد شدی
.نباید اینجا باشی
،اگه قوانین رو رعایت نکنی .نمیتونم تو امنیت نگهت دارم
.من خوبم - .بیا خشکت کنیم -
.حتماً داری از سرما یخ میزنی
!خوبم - .نه -
.کیت، به حرفم گوش بده
.به من نزدیک نشو - .نه، نه -
فقط وایسا، خب؟
من میخوام برم، خب؟ - .نه -
.به کسی هیچی نمیگم - .نه، نه، نه -
.فقط به حرفم گوش بده
!کیت
چه مرگته تو؟
!خدا لعنتت کنه
.کیت
!ریدم توش
!برید داخل! الان - صدای تیراندازی بود؟ -
!همه برید داخل - چه خبره؟ -
!تو حالت حمله قرار بگیرید - کی اونجاست؟ -
کیت کجاست؟
« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:
»» تــرجــمــه: تورج پاکاری و مــیــلاد «« :.:.: Milad eMJey & Stef@n :.:.:
.یا خدا
.خیلی خب، دست نگه دارید
.تیلور
.باید پایین تنهت رو توی موقعیت قرار بدی .آره
باید از جون مایه بذاری. خب؟
.جودی رو تماشا کن
.موقع تیراندازی شبیه درخت میشه
.بابا... ایولا
.فکر نکنم دیگه سر به سرت بذاره
.تو ذاتشه، رفقا
.باریکلا، هیرو
.مردها بهتون گفتن بدنتون به چه دردی میخوره
،باید به بدنتون نگاه بشه
.شما رو بکنن، حاملهتون کنن و بعد ولتون کنن
.اونا به بدن شما احترام نمیذارن شما چرا باید بهشون احترام بذارین؟
،ولی اگه دستتون واسه بغل کردن بود
پاهاتون واسه دویدن بود
و بدنتون متعلق به خودتون بود چی؟
.ما از اونی که بهمون گفتن قویتریم
مگه نه، هیرو؟
.آره. آره
.درسته
.خیلی خب، گروه بعدی به صف بشید .یالا
.هی
.باید امتحانش کنی
...اه، نه ممنون. اه
.ازش خوشت میاد
.این کارها به من نمیخوره
...بیا - ...یه امتحان -
چه خبره؟
...ام
...من .من آدم اسلحه دست گرفتن نیستم
.اوه
،اه، ولی، اه، ولی اخلاق من اینجوریه دیگه
.پس شما بفرمایید
قبل اومدن به اینجا چیکاره بودی؟
.اه، هنرمند بودم .توی تئاتر کار میکردم
تو تئاتر کار میکردی؟
.به. جالب به نظر میاد
خوش میگذشت؟
.بعضی اوقات
کاری که بقیه ما داریم میکنیم
.اینه که سعی کنیم زنده بمونیم
یاد میگیریم از خودمون مراقبت کنیم
.به جای اینکه از یکی دیگه خواهش کنیم
.یه کم توی این زمینه تمرین میخوای
!خیلی خب، به صف شید !بزن ببینم، سم
!حاضر، نشونه، شلیک
.سلام، مامان
.ما جلو افتادیم .ما جلو افتادیم
!ببین، مامان - .دارم سعی میکنم، عزیزم -
.چه بچه گلیه
.همهمون دوستش داریم
.اوه آره. ممنون - .سلام، مامان -
.خیلی وقت بود اینقدر خوشحال ندیده بودمش
کجا میخواید برید؟
چی؟
.خب، منظورم وقتیه که میخواید برید
.آخه ما برنامه داشتیم بمونیم
...اوه، من فکر میکردم
.روکسان باهات حرف زده - درباره چی؟ -
نیکول؟
.نباید چیزی میگفتم
.لعنت. شرمندهم
چی... چی شده؟ رای گیری یا همچین کاری کردین؟
.ما رای گیری نمیکنیم
.دارم سعیم رو میکنم، عزیزم
چرا داری این کار رو میکنی؟
.اون دوازده سالشه
.مک سالمه .حالش بهتره
.این قضیه موقتی بود
.هر کاری بخوای میکنم
.بگو چی میخوای، انجامش میدم
.این گروه به درد همه نمیخوره
،یه چند روز دیگه بهت وقت میدم
.و بعدش دیگه تمومه. وقت رفتنتونه
.به خاطر موضوعات شخصی نیست - .خبر مرگم کاملاً هم شخصیه -
.یه گروهی پیدا میکنی که بهش میخوری
چی شده مگه؟ بهت الهام شده؟
خوابی چیزی دیدی؟
...از من خوشت نمیاد اونم چرا، چون
شوهرم رو دوست داشتم؟ چون بیست و دو ساله نیستم؟
.عصبانی هستی
.سرزنشت نمیکنم
میدونم چه حسی داره توی یه زندگی که .نمیخواستی بیدار بشی
.ولی نمیتونم کمکت کنم، نورا
.تو از ما نیستی
.اون بیرون میمیریم
.اینقدر خودت رو دست کم نگیر
.تا اینجا که از پسش براومدی
!پلیس
،اگه نمیخوای تیر بخوری
.همین الان بیا جلو
.پلیس
کسی حواسش به تیرانداز هست؟
.ما کسی رو ندیدیم
.فقط صدای تیراندازی شنیدیم
کی اون بیرونه؟ - .نمیدونم -
.نتونستم خوب نگاهشون کنم
نگاهشون کنی؟
بیشتر از یک نفر هستن؟ - .حداقل دو نفر هستن -
،نمیتونین اینجا بمونین .امن نیست
.جای دیگهای واسه رفتن نداریم
اینجا رو چجوری گیر آوردی؟
.خب، قبلاً از اینجا خرید میکردم
،بعد اون اتفاق
گفتم بیام یه مقدار لوازم بردارم
،و برسونم به کسایی که نیازمند بودن
.ولی اینجا غوغا شده بود
غارت شده بود. مردم دعوا میکردن، به .هم شلیک میکردن
.حس کردم وظیفه دارم امنیت و آرامش رو حفظ کنم
.در نهایت پیغام من رو گرفتن
...دیگه نیومدن. پس
.من اینجا موندم. یه چندتا ژنراتور اون پشته
.یه چندتا بخاری برقی راه انداختم
پلیسی؟
.کارآگاهم .کارآگاه قتل یاب. واسه یازده سال
نظری دارین که
کی میخواسته به خونهتون تیراندازی کنه؟
از روی تجربه میگم اینجور خشونت ها معمولاً .اتفاقی نیستن
.نه نداریم. نه
،خب این خونهای که توش زندگی میکنین
آسایشگاهی چیزیه؟
واسه خشونت خانگی؟
.بله، خانم
.هی
.نیازی نیست خانم صدام کنی
.از روی عادته
به پلیسها اعتماد نداری، نه؟
.نه
.هی، سرزنشت نمیکنم
پلیس ها همیشه حرفت رو باور نمیکنن، نه؟
نمیخوان خودشون رو درگیر اینجور .مسائل رمانتیک کنن
،ولی توی قتل میبینیم وقتی به حرف یه زن
.گوش نمیدن چه اتفاقی میفته
.یه سری شایعه شنیدیم که چندتا مرد نجات پیدا کردن
حقیقت داره؟ - .هی، امکانش هست -
فکر میکنی یکی از دوست پسرهاتون ،پیداتون کرده
و سعی کرده به خونه تیراندازی کنه؟
،اگه مردی باقی مونده باشه .دوست پسر نیکی بینشون نیست
.اون بی پدر صد در صد مرده
.واسه نجات پیدا کردن زیادی احمقه
خب، کی، اه، مشاور یا رهبر گروهه؟
.اه، ویرجینیا
.رفته
.نصف شب درست بعد اتفاقی که افتاد
.النگوهاش نشکنه
.همیشه از اون جنده متنفر بودم
.باریکلا اسمت چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.