De første 200 linjer.
این واقعا حقیقت داره؟
واقعا پدرِ لی رو ری اینکارو کرده؟
همش حقیقت داره
پدر
تولدتون مبارک
چی؟
این چیه؟
این غذا رو اون درست کرده؟
بله، پدر چون امروز تولدتونه...
میخواستیم شما اولین کسی باشین که
غذای من و رو ریُ امتحان میکنه
بابا، لطفا عصبانی نشو
لطفا صداقت مدیر جونگ رو قبول کن
آره، عزیزم
مدیر جونگ و رو ری...
خیلی وقت گذاشتن و اینو با تمام وجودشون آماده کردن
پس بیا سوء تفاهم رو برطرف کنیم
یه لحظه صبر کن
پس منظورت اینه که...
همه اینجا نقشه کشیدن...
که منو احمق جلوه بدن؟
اینطور نیس، بابا
ما برای ازدواج به رضایتت احتیاج داریم
تو همیشه مخالف بودی
حتی اگه میخواستیم حاضری نمیشدی ما رو ببینی
چون امروز تولدت بود...
مدیر جونگ و من میخواستیم بهت یه غذای خوشمزه بدیم
پدر، میدونم از من خوشتون نمیاد
من همه چی رو توضیح میدم لطفا یه ساعت بهم وقت بدین
تو یه ساعت میتونم همه چی رو توضیح بدم
آره، پدر
هر دوشون عاشق همدیگه ان لطفا دیگه مخالفت نکنین
مدیر جونگ مَردِ خیلی خوبیه
رو ری خیلی خوش شانسه که اونُ داره
پدرِ مدیر جونگ...
وقتی جزء خانواده نیستی، ساکت شو
گفتی اسمت جونگ ته یانگه، درسته؟
آره، درسته که مردم همونطور که به نظر میان رفتار می کنن
با یه نگاه، میتونم تشخیص بدم که یه دروغگویی
تو خیلی مهارت داری
درسته. اینو قبول دارم
تو به اندازه کافی مهارت داشتی...
که نه تنها دخترم رو فریب دادی...
بلکه دوستش و زنم رو هم فریب دادی
واسه همین منو مسخره کردی؟
مخصوصا وقتی که تولدمه؟
پدر ساکت شو
زَنا چون احمقن...
ممکنه فریبت رو بخورن اما من فرق میکنم
بخاطر اینه که تو گذشته...
با آدمایِ چرب زبونی مثلِ تو خیلی برخورد داشتم
مَردا بهتر میتونن راجب مَردای دیگه قضاوت کنن
تو یه آشغالی
بابا
عزیزم
ولم کن
خیلی حرفا برای گفتن دارم
اما نمیخوام تو محلِ کار کس دیگه ای...
قشقرق به پا کنم
بذار قبل از اینکه جوش بیارم از اینجا برم
جونگ ته یانگ
یه بار دیگه بهت هشدار میدم
اگه یه بار دیگه بهم حقه بزنی
حتی اگه دخترم لی رو ری پیر بشه و از بیکاری بمیره...
هیچوقت نمیذارم پاشو تو اون شرکت بذاره
فهمیدی؟
تو هم به خودت بیا
متاسفم
من باهاش صحبت می کنم
من میرم
نه، نرو
اگه بری، باهات بیشتر بد رفتاری میکنه
من...
میخوام از این به بعد واقعا بیخیال بابام بشم
ما از قبل اینو پیش بینی کرده بودیم
نگران نباشین من باهاشون صحبت میکنم
در سال 2011، لی شین مو متوجه شد که پسرش سو وون،
با دخترِ فقیری به اسم جونگ سو می رابطه داره
و موقعی که فهمید اون دختر حامله شده
با دادن پول مجبورش کرد که بچه ـش رو سقط کنه
اون پسرش رو مجبور کرد که با یه دختر پولدار به اسم ها یون جو ازدواج کنه
چطور تونسته همچین کاری کنه؟
پشتِ صفحه جزئیات بیشتری نوشته شده
بعد از اون جونگ سو می...
به عنوان یه مادر مجرد زندگی سختی داشته
اون اختلاس کرده و الان تو زندانه
اون کاملا زندگی یه زنُ خراب کرده
وقتی اولین بار دیدمش فهمیدم آدم بی شرمیه
لی شین واقعا آدمِ وحشتناکیه
تا حالا پدر لی رو ریُ دیدی؟
آره، ما رابطه بدی با هم داریم
معذرت میخوام
عوضی
بابا
چرا با ته یانگ انقدر بی رحمه؟
احتمالا به همون دلیلی باشه که با جونگ سو می اونکارو کرده
تنها مِلاک برای ازدواج بچه هاش، پوله
به نظرم شرایط مدیر جونگ رو دوست نداشته
عجب!
چرا اون برای همچین دختری خودشو تحقیر میکنه؟
حالا باید چیکار کنیم؟
خانواده ـش دردسر سازن و خود دختره هم دردسر سازه
به اِری زنگ بزن
اِری حتما لی رو ریُ خوب میشناسه
بذار راجبِ اون دختر جزئیات ببشتری بشنویم
عوضی
بخاطرِ اون، رابطه من و رو ری خراب شد
خیلی بی شرمه
پدر، لطفا بهم یه فرصت بدین
فقط یه ساعت
نه، لطفا فقط نیم ساعت بهم وقت بدین
میدونم بخاطر کارایی که تو گوام کردم باعث شده نسبت بهم دید منفی داشته باشین
اما، این یه سوء تفاهمه لطفا بهم فرصت بدین که برطرفش کنم
فقط میخوام واسه یه بار بهتون توضیح بدم
ازتون خواهش می کنم
بکش کنار
نمیتونم بکشم کنار. هیچوقت نمیتونم
چی؟ "هیچوقت"؟
بله. هیچوقت
من عاشق لی رو ری ام
و هر اتفاقی هم که بیفته، میخوام باهاش ازدواج کنم
با این حال، نمیخوام عشق زندگیم بدون دعای خیرِ پدر مادرش...
ازدواج کنه
از اونجایی که مخالفتِ ـتون بخاطرِ سوء تفاهمیه که قبلا پیش اومده،
ازتون خواهش می کنم بهم اجازه بدین سوء تفاهم رو برطرف کنم
لطفا یه کم از وقتتون رو بهم بدین
باور نکردنیه
چرا باید اینکارو کنم؟ هر چی از دَهنت در میاد، دروغه
هر چند بعد از بازنشستگی تنها چیزی که دارم وقتِ آزاده،
اما برایِ آدم حقه بازی مثل تو، وقت ندارم
پس از سَرِ رام برو کنار
پدر
بهت گفتم برو کنار
پس باید خودم بزنمت کنار؟
بسه دیگه، بیا بریم ازت خواهش میکنم
مدیر جونگ
من جدی ام
میتونم در عرض نیم ساعت سوء تفاهم رو برطرف کن
لطفا فقط نیم ساعت بهم وقت بدین
تو هر کاری دلت میخواد میکنی
فکر میکنی اگه اینطوری نقش بازی کنی...
نظرم عوض میشه؟
بکش کنار. گفتم بکش کنار
بلند شو، مدیر جونگ
من اونُ بهتر از هر کس دیگه ای میشناسم
فرقی نمیکنه که بخاطر رو ری زانو بزنی یا بمیری
اگه فکر کنه حق با خودشه، هیچوقت به حرف کسی گوش نمیده
نمیخواد هم بفهمه موضوع چیه
اون تو این 34 سال اینطوری زندگی کرده
با اینکه خانواده ـش با درد و رنج عذاب کشیدن،
هنوزم فکر میکنه حق با خودشه...
چون ما همش تحملش می کنیم
چیزی که بدتره اینه که اون تا زمانی که بدنش رو تابوت بذارن،
هیچوقت تغییر نمیکنه
چی... چی؟
من، با ازدواج شما دو نفر موافقم
البته، چیز زیادی راجبِت نمیدونم
اما، این حقیقت که به رو ری کمک کردی...
تا اعتماد به نفسی که بعد از سرکوب از دست داده بود رو بدست بیاره
به اندازه کافی دلیل خوبیه که شوهرش بشی
تو چه حقی داری؟
چطور جرات میکنی به دخترم بگی ازدواج کنه یا نکنه؟
بهش توجه نکن
شاید به عنوان یه پدر رو ریُ از نظر مالی حمایت کرده باشه،
اما از نظر عاطفی، اعتماد به نفسش رو آورده پایین
فقط اسم پدر رو با خودش یدک میکشه
چی گفتی؟
اگه میخواین ازدواج کنین، خودتون راجبش بحث کنین و تاریخ ازدواج رو مشخص کنین
لازم نیست به عنوان پدرش باهاش رفتار کنی اون لیاقتشو نداره
هی، دیوونه شدی؟
جلویِ دخترم داری چیکار میکنی؟
روزی که داشتیم قرارداد فارغ شدن از ازدواج رو امضا میکردیم، خودت گفتی
گفتی این 34 سال فقط برای خانواده ـت زندگی کردی
اما نمیدونی بِهمون چی گذشت
بذار دقیقا بهت بگم بِهمون چی گذشت
تو فقط دَهن داری اما گوش نداری
تو نمیدونی باید چطوری گوش بدی، احترام بذاری و همدردی کنی
عِیبت اینه
حالا فهمیدی؟
فکر میکنی چرا اون خونه خوشکل...
که تمومِ عمرت براش کار کردی...
و خریدیش، الان خالیه؟
فکر میکنی چرا زنت و دخترت...
وِل کردن و رفتن تو آپارتمانِ کوچیکی که کوچیکتر از خونه ـته، زندگی میکنن؟
پس وقتی اینو بفهمی، متوجه حرفی که زدم میشی
هی، هونگ یونگ هه! هونگ یونگ هه!
رابطه شوم من و لی رو ری از گوام شروع شد
مراسم پیشنهاد ازدواجم بخاطرِ اون دختر خراب شد
شبِ ترسناکی بود
چطور این اتفاق افتاد؟
همش تقصیر اونه
نه، اینطور نیس مطمئنم لباس رو سالم تحویل دادم
اینکه لباسم رو تیکه تیکه کرد، کافی نبود
اون هلم داد تو استخر و نزدیک بود غرقم کنه
مسخره ـم کردی؟
ولم کن! ولم کن
بخاطرِ اون رابطه من و دوست پسرم خراب شد
چرا داره اینطوری برات گردن کلفتی میکنه؟
دوست پسرِ سابقم قبلا با لی رو ری رابطه داشته
واسه همین عصبانیتِش رو سَرِ من خالی میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.