De første 200 linjer.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
هر لحظه ممکنه این شهر توی آتیش بسوزه
911موقعیت اضطراریتون چیه؟
911را دوشنبه ها
و دیگر برنامه های فاکس، نظیر911
و نیروهای ویژه را تنها در فاکس ببینید
عزیزم، معذرت می خوام
اما امکان نداره که بتونم خودمو تا ساعت هفت برسونم
بدون من غذا بخورین
آره، متوجه ام که اونا پدر و مادرتن
به پدرت بگو یه چیز گرون سفارش بده
اون که خوب بلده
...اوه
...نه، تو هیچ سفارش
شوخی کردم عزیزم. اما تو خودت می دونی
این وقت از سال چه خبره
تموم مشتری های من تا آخرین لحظه صبر می کنن
و بعد مالیاتشون رو ثبت می کنن
معلومه که می خوام پدر و مادرت رو ببینم
خب، شاید مشکل اینه که تو اصرار داری
هر سال دقیقا توی روز ثبت اظهار نامه ی مالیاتی دعوتشون کنی
انگار می خوای امتحانم کنی یا چیزی تو همین مایه ها
آره، درسته. یازده ساله که کارت همینه
معلومه که رسید ها رو نگه می دارم
این کار منه
ازم می خوای چی بگم؟
اوه، متاسفم آقا و خانوم استوارت
خونواده ی زنم اومدن اینجا، برای همین وقت ندارم
که گزارش بازدهی درآمد شما رو تموم کنم؟
بعد از تموم کارهایی که برای ساختنش انجام دادم
نمیام یه کبریت بگیرم زیرش و نابودش کنم
باشه، سعی می کنم برای دسر خودم رو برسونم
دوستت دارم
!اوه خدای من
مرکز گفت یه نفر بعد از ساعتها وارد ساختمون شده
و سعی داشته دفتر رو آتیش بزنه
پلیس لس آنجلس توی راهه اما تماس گیرنده گفت
که قربانی دیگه خطری نداره
اوه، این جعبه های بانک دارها
بیشتر از چند تا جعبه کبریت لازم داره
کلی گزارش درآمد ناخوشایند
چرا آبپاش ها خاموش نشدن؟
یکی فورا به عقلش رسیده باید چیکار کنه، از آسیب جدی جلوگیری کرده
سعی کردم جابجاش کنم اما پوستش افتاد
نمی دونستم باید چیکار کنم
خب، شما سهم خودتون رو
با خاموش کردن آتیش انجام دادین
من بهتون میگم چیکار کنین، کنار بایستین
و اجازه بدین از اینجا به بعد تیم من کار رو انجام بدن
باک، دنبال نواحی با حرارت بالا بگرد
چیم، تو با من بیا - دریافت شد -
ضربانش ضعیفه - تنفسش شکمیه -
آقا، صدای من رو می شنوین؟ می تونین اسمتون رو بهم بگین؟
پاسخی نمیده، حتما بخاطر سوختگی شوکه شده
من براش اکسیژن وصل می کنم
اُکسیمتر عدد خوبی رو نشون میده، اثری از تنفس دود وجود نداره
خیلی خب، پس می تونم این رو دربیارم؟
تنها در صورتی که بخوای خودت هم راهی بیمارستان بشی
خیلی خب، دفتر پاک شد، این رو پیدا کردم
به نظر میاد متعلق به مجرم باشه
میسن لوییس، می شناسیدش؟
یکی از مشتریهاست که پرونده اش در جریانه
درست، درست میشه
می خوایم تو رو از اینجا ببریم بیرون
پتوی نجات رو بیارین، بعد بیا بذاریمش روی تخت چرخدار
مرکز، کاپیتان نش صحبت می کنه، 118، کار ما اینجا داره تموم میشه
لطفا به مرکز سوانح سوختگی لس آنجلس خبر بدین
که ما تا نه دقیقه ی دیگه میایم بیرون - اون حالش خوبه کاپیتان -
هی، اگر احساس سرگیجه
یا مَنگی داشتی، خودت رو برسون به اورژانس
امروز نه، نمی تونم
هنوز کلی گزارش و مدرک رو باید
بررسی کنم تا ببینم راه نجاتی هست یا نه
خب،همونطور که میگن کاپیتان
تنها دو تا چیز توی این زندگی اجتناب ناپذیرن
مرگ و مالیات
خب، بعضی وقتها هم با هم اتفاق میفتن
مرکز، 727-L-30 هستم
در موقعیت خیابون گلن، پلاک 3124 حضور دارم
تا در اجرای حکم دستگیری به مامور مربوطه کمک کنم
727-L-30دریافت شد
خب، شرکت کننده ی خوش شانس امروز کیه؟ - دامینیک داوسن -
مرد چهل و هفت ساله ای که بخاطر کلاهبرداری از
موسسه ی بی خانمان ها تحت تعقیب بود
دامینیک داوسن از موسسه ی داوسن دریم ایت؟
وقتی داشته با پول موسسه یه قایق میخریده مچشو گرفتن
میگن که احتمال فرارش وجود داره
الان اون توئه
مم، طبقه ی دوم
خب، بهتره دیگه در موردش حرف نزنیم
پلیس، در رو باز کنین
!در رو باز کنین!پلیس
مظنون توی دستشوییه، باید در رو بشکنیم
پلیس، دستهات رو ببر بالا و بیا بیرون
در رو باز کن، همین الان
تیراندازی نکنین، الان میام بیرون
جدا؟
من بودم یه دقیقه وقت میدادم
مطمئنم که آدمهای جدید زیادی
اومدن اونجا
تقسیم شواهد
ما فقط حکم بازداشت رو اجرا نمی کنیم
حکم بازداشت باهاش میاد
تقریبا همیشه این اتفاق میفته
فکر کنم مردی مثل خودت این رو می دونه
منظورت یه آدم دزد مثل خودمه، آره؟
می دونی، آخرین باری که همه چی رو چک کردم
بی گناه بودم، تا زمانی که گناهکاریم ثابت بشه
بخاطر همینه که انقدر سوال بی گناه ها رو می پرسی؟
دوست ندارم کسی وارد خونه ام بشه - اوه، خب -
اونها نهایتا دو یا سه روز
اونجا می مونن
اگر بهمون بگی اون همه پولی که اختلاس کردی رو
کجا قایم کردی، کمتر هم میشه
!آقا، دامینیک
مرکز، 727-L-30 هستم
به یک واحد آمبولانس و یک واحد پشتیبانی
توی منطقه ی تمپل و آلامدا نیاز دارم، الان
مظنون بیهوش شده
بلند و رسا دریافت شد727-L-30
تمپل و آلامدا، دارم دنبال واحد در دسترس می گردم
واحد 133 توی راهه، تا دو دقیقه ی دیگه می رسن
مظنون نفس می کشه؟
به سختی
دامینیک؟ دامینیک؟ می تونی صدای من رو بشنوی
!دامینیک
می تونی نبضش رو چک کنی؟
نبض شاهرگی نداره، فشرده سازی قفسه ی سینه رو شروع می کنم
با من بمون دامینیک، کمک داره میرسه
بزن بریم
خیلی خب، نبض نداره، بسپرش به ما سرکار
گروهبان، چه اتفاقی افتاد؟ - نمی دونم -
یهو بیهوش شد
خیلی خب، نبضش برگشت، بیاین جابجاش کنیم
بسیار خب، تا بیمارستان همراهیش کنین و کنارش بمونین
هر کجا اون بره، تو هم میری
فهمیدی؟ - راجر -
و مطمئنی که هیچ نوع درگیری
بعد از دستگیری رخ نداده؟
گروهبان گرنت؟
مظنون مقاومت کرد؟
خودش، خودش رو تسلیم کرد
من سوار ماشینش کردم
به نظر مضطرب یا ترسیده نمیومد؟
اصلا
یه لحظه داشت با من حرف می زد
و یه دقیقه بعدش بیهوش شد
خب، به نظر میاد همه چی رو طبق قوانین انجام دادی
و الان فقط کارهای اداریش مونده
که اون هم مشکلی نداره
وقتی بردنش بیمارستان قلبش هنوز میزد
و دیگه نمیزنه
همین الان از بیمارستان بهمون خبر دادن
دامینیک داوسن مُرده
اون آزمون بزرگ ریاضی رو یادته؟ قبول شدم
همم - اما هنوز هم علوم درس مورد علاقمه -
با اجاق خورشیدی، اسمورز درست کردیم
الان دیگه هر شب می تونیم اسمورز درست کنیم، مثل قبلنا
نه، هر شب نه
چرا؟
خب، نکته ی بامزه در مورد اجاق های خورشیدی اینه
که در طول شب کار نمی کنن
بابا، خودت می دونی منظورم چیه
من هنوزم دلم برای اسمورز درست کردن با تو و مامان تنگ شده
مطمئنم اون هم دلش برای درست کردنشون با تو تنگ شده
بابا، به نظرت وقتی باهاش حرف می زنیم صدامون رو می شنوه؟
قطعا
بخاطر همینه که اومدیم اینجا
کاش می تونستم صدای جواب دادنش رو بشنوم
من هم همینطور رفیق
من هم همینطور
هی، می خوای توی راه برگشت یه سری به فروشگاه بزنیم؟
می تونیم یه چیزهایی برای درست کردن اسمورز بخریم
میشه یدونه اضافی برای مامان درست کنیم؟
البته
نگفتن که تو ربطی به این قضیه داری یا نه؟
معلومه که نه. اما این مسئله، این حقیقت که
اون پشت پاترول من بیهوش شد رو عوض نمی کنه - درسته -
اون تحت نظارت من بود - اما آتینا -
فکر نمی کنم کاری بوده باشه که تو یا هر کس دیگه ای
می تونستین برای جلوگیری از اون اتفاق انجام بدین
مدام توی ذهنم تکرارش می کنم
آره
می دونم می خوای جواب رو پیدا کنی
اما شاید این یکی جوابی نداشته باشه
اون مرد ممکن بود بمیره
و هیچ قافیه و دلیلی براش وجود نداشته باشه
همیشه یه دلیلی وجود داره
وای، این بستنی خیلی زیاده
جی مهمونی گرفته که من ازش بی خبرم؟
فریزر خراب شده ی فروشگاه
مساویه با نصف قیمت شدن بستنی ها
پیشنهادی که رد کردنش مجرمانه است
ما هیچ وقت اینهمه بستنی رو نمی خوریم - ممم -
خب، به مقدار پولی که پس انداز کردم فکر کن
مصرف یکسال بستنی به قیمت مصرف شیش ماهه
و چیزی به عنوان بستنی خیلی زیاد وجود نداره
بیا، این رو امتحان کن، سس کارامل خوشمزه
اوه، خدای من - دیدی؟ -
انگار می تونی طعم دارچین رو حس کنی
No comments yet. Be the first to leave one.