De første 200 linjer.
!باشبارزا ساما
!امروزم مثل همیشه خفنید
آره میدونم
تو نابغه ترین توی آکادمی هستی
دیگه از شنیدنش خسته شدم
شاید باید یه حرف دیگه ای بهش یاد بدم
باشبارزا؟
...میخواستم یه چیزی بهت بگم
این چیه؟
قبل این که بیای تو اجازه بگیر
نیا تو
کنج کاویت گل کرده؟
پس فکر می کنم چاره دیگه ای ندارم پس استثناعن برات توضیح میدم
من دارم یه سلاح جادو فشرده کن میسازم
اوووه
به عنوان بخش اصلیش از میسریل استفاده میکنم که جذب جادوی زیادی داره
بعدش با مخلوط کردن و فشرده سازی چند عنصر
به صورت مداوم
که همه اینا باعث میشه انرژی جادویی صدها برابر بزرگ تر بشه
و تبدیل به یه بمب عظیم بشه
با این از من به عنوان بزرگ ترین ژنرال چهار ژنرال شیاطین یاد میشه
ولی مگه اینجوری به مقدار خیلی زیادی میسریل احتیاج نداری؟
مشکلی نیست
من قبلا سپردم که مقدار استخراج رو چهار برابر کنن
باید برای حفار ها خیلی سخت باشه
خب که چی؟
اون حفار ها زیردست های داریل بودن
همین باعث میشه که بخوام بدون دلیل شکنجشون کنم
راستش منم به خاطر همین معدن اومدم پیشت
میخواستم بگم که معدن میسریل رو ازمون دزدیدن
همون انسان ها ازمون گرفتنش
...غیر
غیرممکنه
اوضاع از اینم بدتره
یکی از دستت شاکیه
اون دیگه کیه؟
کی جرات کرده همچین چیزی راجبم بگه؟
!من اونو با لگد از ارتش شیاطین میندازم بیرون
اون خود پادشاه شیاطینه
!چی؟
ترجمه و زیرنویس از P R
لذت بردن از زندگیم اونم وقتی که در 30 سالگی از ارتش پادشاه شیاطین اخراج شدم
قسمت 4
داریل مذاکره می کند
...میدونی
من عاشق جشنواره ها هستم
...وقتی که داری از گل های زیبا لذت میبری و
کنارش هم یه غذای خوشمزه و یه آبجو خوب میخوری
و زنا هم برای من لباس های زیبا میپوشن
با استفاده از چیزایی که از میسریل ساخته شدن ، نه؟
...راستی
شنیدم که دیگه به معدن میسریل دسترسی نداریم
این چه معنی میده؟
بارها بهت گفتم که
چرا بیخیال ساختن اون بمب نمیشی؟
... من ... مقدار بیشتری سفارش دادم
... برای ... ساخت بقیه وسایل
همون درخواست چهار برابر کردن استخراج رو میگی؟
به نظرت خیلی غیرممکن نیست؟
به هر حال وسایل جادویی فقط یه بهانه بود
چی؟
تا تو رو مجبور کنم بیخیال ساختن اون بمب بشی
سعی کردم با روی خوش این کارو بکنم که غرورت جریحه دار نشه
اما تو خیلی احمق تر از اونی هستی که فکر می کردم
تو مرتکب به اشتباه خیلی بزرگی شدی
به نفعته که خودت درستش کنی
همین الان و همین جا
معذرت خواهی کن
چی؟
وقتی کار اشتباهی انجام میدیم معذرت خواهی میکنیم مگه نه؟
...ولی همش تقصیر حفارهاست
!معذرت بخواه
... من من
...من
...من
واقعا... متاسفم
این احمق هم یه خورده باهوش تر شده
میدونی، باید ازش بخوای که بیشتر بهت کمک کنه
ببینم...اسمش چی بود؟
!آها، داریل کون
اون همون چیزیه که بهش میگن با استعداد
اون باهوش و مهربونه
دلیل اینکه پدرت تونست به خوبی به عنوان ...یکی از چهار ژنرال شیاطین خدمت کنه
این بود که اون سربازایی مثل داریل کون رو نزدیک خودش نگه میداشت
اگه متوجه شدی دیگه میتونی بری
حتما وقتی رسیدی خونت راجبش فکر کن باشه؟
خوب، یعنی میخوای چیکار کنی؟
هرچی نباشه دیگه داریل کون اینجا نیست
!دو دفعه بهم گفت احمق
... و
... حتی پادشاه شیاطین هم
اسم اونو آورد
... داریل سان
این اولین باریه که روستای لوکس رو اینقدر سرزنده و شلوغ می بینم
از این به بعد آدمای بیشتری هم میان و اینجا شلوغ تر هم میشه
...راستش
دوست دارم خیلی زود اینو به بچه هامون هم نشدن بدیم
م.ت : منظورش بچه های خودش و داریله ولی داریل متوجه نمیشه (جملش دو پهلوعه)
ولی نگران نباش
حتی اگه بچه داشته باشم هم بازم هوای شوهرم رو دارم
چرا اینا رو به من میگی؟
ای... این خیلی شگفت انگیزه
شگفت انگیز؟
داریل سان من مطمعنم که شما هم !یه پدر شگفت انگیز خواهید بود
...پ-پ-پس
...بی-بی-بیا
...از-از-ازد
!دعوا شدهههه
م.ت : اینجا میخواد بگه که بیا ازدواج کنیم که به ژاپنی (کِکویی) میشد فک کنم و از پسزمینه داد میزنن دعواشده که جفتشون با (کِ) شروع میشه
عوضی چطور به خودت اجازه میدی که !در مورد ما اینطوری حرف بزنی
ببخشید ماریکا، میرم ببینم چه خبره
امشب شب جشن بزرگه
...پس لطفا... زودتر بیا
خونه
احساس می کنم می خواست چیز وحشتناکی بگه
نه ، مطمعنم که خیالاتی شدم
فکر میکنی کی هستی؟
همین جا وایستا
!آنیکی
آخه اون داشت میگفت که ماجراجو های روستا به درد خورن
معذرت میخوام
من رهبر گروه ماجراجو هایی هستم که از شهر کمپل اومدن اینجا
اسمم فیتوبیتان هست
خوش بختم
شنیدم که این روستا فقط دوتا ماجراجو داره
...ممکنه که اون یکی شما باشید
بله ، البته که هنوز یه تازه کارم
رتبه دی
فک کنم شایعه هرچی که باشه آخرشم فقط یه شایعست
شنیدم که شما دوتا معدن میسریل رو پس گرفتید
ولی میشه بگید که از چه ترفندی استفاده کردید؟
ما فقط خیلی خوش شانس بودیم
مگه نه چون بالاخره فقط یه رتبه دی هستی
... عوضیییی
تمومش کن
!ولی اون داره راجب تو چرت و پرت میگه آنیکی
ما همه ی کارهای مربوط به معدن رو انجام میدیم
شما هم میتونید برید و به کار هاتون برسید
... درضم
باید قلاده ی اون بی ادب رو هم محکم ببندی
... صحبت از شهر کمبل شد
این شما بودید که دنبال اون مار آتشین رفتید، درسته؟
راجبش میدونی؟
خب آخه اون اومد توی منطقه ما
طبق اون چیزی که من شنیدم
ماجراجو های شهر کمپل سعی کردن که مار آتشین رو محاصره کنن ولی نتونستن
بعد اون مار آتشین به منطقه ی روستای لوکس فرار کرد
...اون اولین کسی بود که متوجه شد مار آتشینی
که از دست شما فرار کرده اومده توی منطقه ما
اون نیازی به قلاده نداره
!آنیکییییی
بیا بریم گاشیتا
!درسته
کسی که اون مار احمق رو شکست داد، آنیکی بود
اون کسیه که کار شما رو انجام داده
!حداقل بیاید ازش تشکر کنید
!گند زدم
!اینجوری آخرش باید باهاشون گل آویز شم
می - میگی که مار آتشین رو شکست دادید؟
... منم یه شایعاتی شنیدم
!این باور نکردنیه
یه ماجراجو از روستای لوکس اونو شکار کرده؟
!من باورم نمیشه
آره، یه جورایی تونستم
هر چند که فکر کردم ممکنه بمیرم
!پشمام
اونو یه نفره کشتی؟
این کار فقط از یه رتبه ی (اِی) برمیاد
واقعا؟
!پشمام
!اون یه ماجراجوی درجه یک هست
!چی؟ لطفا صبر کنید
!هورا، هورا، هورا، هورای
... بعد از رسیدن به خونه فهمیدم که
کسی که توی گروهشون اشتباه کرده و باعث اون هرج و مرج شده
خود فیتوبیتان بوده
لذت بردن از زندگیم اونم وقتی که در 30 سالگی از ارتش پادشاه شیاطین اخراج شدم
این چه معنی میده گاشیتا؟
!گفتم که
... اسم اون ماجراجو فیتوبیتان هست
داشت آنیکی رو مسخره میکرد
من میکشمش
دقیقا مثل وقتی شده که میخواست آهو شکار کنه
هرکی که جرات کنه با داریل سان بد رفتار کنه
باید هزینه کارش رو با جونش بپردازه
!برو تو کارش، ماریکا
!بس کن گاشیتا
حالا یه خورده آروم باش
من می تونم احساسشون رو درک کنم
ماجراجو ها فقط میتونن با رتبشون ارزششون رو اثبات کنن
این اصلا برام مهم نیست
هرکی که به شوهرم داریل سان آسیب برسونه
!رو هیچ وقت نمیبخشم
چی؟
نه اینطور نیست
وقتی گفتم "شوهرم" منظورم شوهر آیندم بود
باید برم غذا رو چک کنم
شو- شوهر؟
!آنیکی! بیا با هم بنوشیم
!اوه راستی رئیس انجمن
No comments yet. Be the first to leave one.