Riverdale

Riverdale

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 7

Udgivelsesinfo

Riverdale US S07E13 WEBRip x264-ION10
Riverdale US S07E13 WEBRip x264-ELANOR
Riverdale US S07E13 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Riverdale US S07E13 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Riverdale S07E13 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Riverdale S07E13 1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
En kommentar af AMIRX79X
🔲⫸ امـیـر دلـپـسـنـد ⣿ DigiMoviez.com

Tags

webrip
web
x264
BRip
720p
720
1080
x265
HEVC
2CH
Udgivet den: 2023-06-30
Downloads: 43
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫آتیش سوزی چطوری شروع میشه؟

‫بعضی وقت‌ها با یه معلم دلسوز

‫که دانش‌آموز مشتاقش با سودای شاعری ‫توی سرش رو تشویق می‌کنه

‫یا شاید هم با یه برخورد شانسی توی آسانسور.

‫یا توی اتاق خواب بتی کوپر ‫که یهو می‌بینه ماشین تایپ...

‫و تلفنش نیستن.

‫یا شاید هم جهنمی که قرار بود ‫توی یه کلاس دبیرستان ریوردیل به‌پا بشه.

‫ ‫

‫حرف نداشت بچه‌ها.

‫فکر کنم تا حالا این جملات ‫رو انقدر زیبا نشنیده بودم.

‫اتفاقاً خودم «گربه روی شیروانی داغ» ‫رو توی تئاتر برادوی دیدم.

‫دیگه کافیه، خانم تورنتون.

‫جانم، چی شده آقای فدرهد؟

‫من الان وسط کلاس هستم.

‫اینجا دیگه کلاس شما نیست.

‫لطفاً تشریف بیارید بیرون خانم.

‫شوخی می‌کنید؟ ‫ماجرا چیه؟

‫چیز خاصی نیست، بچه‌ها.

‫مطمئنم یه سوءتفاهم ساده‌ست.

‫این نه شوخیه

‫و نه یه سوءتفاهم ساده.

‫خانم تورنتون از تدریس محروم شدن

‫و تا وقتی که جایگزین مناسب پیدا کنیم

‫همسر من بهتون تدریس می‌کنه.

‫خانم بلاسم.

‫مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد» @AMIRX79X

‫سلام، بچه‌ها.

‫خب مگه خانم تورنتون چه‌‍ش بود؟

‫معلم قبلی‌تون خطر جدی‌ای برای ‫آمریکا و سنّت‌های آمریکایی بود.

‫خانم تورنتون مظنون به کمونیست بودنه.

‫تهدید سرخ به ریوردیل رسیده. ‫(وحشت پراکنی در خصوص اوج‌گیری احتمالی کمونیسم/چپ‌گرایی رادیکال از سوی ضد-چپ‌گرایان)

‫برای همین همه‌تون باید حواس جمع باشید.

‫اگه چیز مشکوکی دیدید ‫خبر بدید.

‫آرچی، تو بعد از مدرسه ‫می‌رفتی پیش خانم تورنتون.

‫بگو چطوری بود.

‫چیز عجیبی بروز نمی‌داد؟

‫اصلاً.

‫خانم تورنتون بهم کمک می‌کرد تا...

‫آخه واقعاً اشتباه شده.

‫خانم تورنتون کمونیست نیست.

‫از من که بعیده بخوام ‫از بابای بی‌رحمم دفاع کنم

‫اما حتی اون هم بدون دلیل و مدرک ‫نمی‌تونه یه معلم رو اخراج کنه.

‫من که فکر نمی‌کنم.

‫باورتون نمیشه اگه بگم ‫هالیوود چطوری بود.

‫کل شهر رو ترس برداشته بود...

‫همه شکاک شده بودن.

‫چند سال پیش...

‫سناتور مک‌کارتی ‫یه کمپین راه انداخت.

‫گفت جاسوس‌های روس ‫از فیلم و سریال استفاده می‌کنن

‫تا مردم آمریکا رو شستشوی مغزی بدن.

‫یادمه مامان و بابام در مورد همین ‫حرف می‌زدن.

‫مک‌کارتی یه لیست ‫از کمونیست‌های شناسایی شده داشت، درسته؟

‫آره، اما ساختگی بود.

‫چپ و راست مردم رو متهم می‌کرد.

‫از وحشت‌پراکنی برای به ‫قدرت رسیدن استفاده کرد.

‫توی جلسه‌ی کنگره گفت که اف‌بی‌آی ‫استودیوهای فیلم‌سازی رو ببره زیر ذره بین.

‫مردم رو زیر فشار گذاشت ‫تا اسم لو بدن.

‫مردم بی‌گناه رو هدف گرفت ‫تا قدرت و تأثیر بیشتر به دست بیاره.

‫بیخیال بابا، اینجا آمریکاست

‫اگه بی‌گناه باشی ‫نیازی نیست بترسی.

‫کاش همینطوری بود، کوین

‫اما من خودم از نزدیک این چیزها رو دیدم.

‫وای خدا، جاگهد ‫باورم نمیشه موفق شدیم.

‫بله که شدیم.

‫انتشار اولین جلد کمیکت!

‫- کمیک‌مون. ‫- بیخیال.

‫ببخشید، میشه دوتا کمیک ‫آخر «گودال انحراف» رو بدید؟

‫ما داستان اصلی رو نوشتیم و طراحی کردیم.

‫همون که مال پپ کمیکس‌ـه؟

‫پس فرستادیم‌شون.

‫پس فرستادید؟ ‫چرا؟

‫چون من دیگه چیزهای مزخرف مثل اون نمی‌فروشم.

‫حال به‌هم زنه!

‫با مزاج آمریکایی‌ها نمی‌خونه.

‫برید ببینم، یالا!

‫با من کار داشتید؟

‫علیه‌‍ت ادعا کردن که شب هالووین ‫بوسه‌ی نامشروع داشتی.

‫نـ...نمی‌دونم منظورشون چی بوده.

‫ما از دستت ناراحت نیستیم، شرل.

‫تو الان گرفتار موقعیتی هستی ‫که دست خودت نیست.

‫اما از شانس خوبمون ‫به لطف وضعیت بابات

‫تونستیم راهی رو پیدا کنیم

‫که تو رو از فروپاشی ‫توسط این اتهام‌ها نجات بده.

‫البته در صورتی که به تحقیقات پلیس ‫توی مدرسه کمک کنی.

‫این قضیه به خانم تورنتون ربط داره؟

‫همه‌شون مرتبط هستن.

‫کمونیست بودن...

‫دخیل بودن توی رفتارهای جنسی منحرفانه...

‫اینکارها توی خونواده‌های آمریکایی ‫جایی نداره.

‫کار فاسده، شنیعه.

‫من اسم کسی رو لو نمیدم ‫تا تو و رفیق‌هات

‫دوست‌های من رو عین ‫یه مشت شغال قحطی زده تیکه پاره کنید.

‫اتفاقاً خودمون اسم‌هاشون رو داریم.

‫دفتر مدیریت مدرسه ‫لیستی از دانش‌آموزها رو ارائه داده

‫که مشکوک به تمایلات منحرفانه‌ی شدید هستن.

‫ما فقط می‌خوایم که تو ثابت کنی ‫درست میگن یا نه

‫تا بتونیم علیه‌شون پرونده‌سازی کنیم

‫و...

‫تو هم بتونی خودت رو از این مخمصه نجات بدی.

‫اگه قبول نکنم چی؟

‫چیکار می‌کنی؟

‫می‌خوای من رو از این خونه‌ی کوفتی ‫بندازی بیرون؟

‫اتفاقاً بدم نمیاد حال و هوام عوض شه.

‫هرچی از شما و مامان دورتر باشم، بهتره.

‫شرل!

‫اگه همکاری نکنی

‫پلیس مجبوره تو رو هم بررسی کنه.

‫خیلی‌خب...

‫مجبوریم چیزی رو که خیلی ‫دوست داری ازت بگیریم.

‫تیم ویکسن عزیزت.

‫هر چیزی جز اون بابا، تو رو خدا.

‫پس تصمیم ما رو زیر سؤال نبر، دختر.

‫تو خودت باید یه تصمیمی بگیری.

‫تصمیمی که تا آخر عمرت ‫روی زندگی تأثیر می‌ذاره.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

‫- بابا؟! ‫- عزیزم.

‫چقدر بی‌خبر. ‫اینجا چیکار می‌کنید؟

‫دیگه طاقت دوریت رو نداشتم.

‫گفتم دیگه وقتشه بیام دیدنت.

‫شاید این حرفتون درست باشه، بابا

‫اما شما همیشه یه هدف دیگه هم دارید.

‫همیشه.

‫خب، می‌خواستم خودم بیام این رو بهت بدم.

‫باز با مامان به چه مشکلی خوردید؟

‫با دختر فیلمنامه‌نویس لاس زدی؟

‫آره، مادرت یه‌کم... ‫از دستم ناراحته.

‫می‌دونی که با لاس‌های ساده هم ‫چقدر ناراحت میشه.

‫گفتم به صلاحه که چند روز ‫از شهر بزنم بیرون، تا آروم شه.

‫اما بیشتر خواستم تو رو ببینم.

‫می‌خواستم ببینم زندگیت ‫توی ریوردیل چطوریه.

‫دوست‌هات رو ببینم.

‫نظرت چیه بیخیال شیم عزیزم؟

‫نمیای به بابایی بغل بدی؟

‫«ریوردیل» ‫«فصل: ۷ قسمت: ۱۳»

‫- کیش. ‫- نه.

‫چه عالی. ‫همه اینجایید.

‫بچه‌ها، این بابامه.

‫- هایرام لاج. ‫- حالِتون چطوره؟

‫بهم بگید هایرام.

‫یا خدا، آقای لاج...

‫از نزدیک جذاب‌تر هم هستید.

‫حالا اینجا چیکار می‌کنید؟

‫مگه سریالتون «وای، عزیزم» ‫الان فیلمبرداری نداره؟

‫الان سریال رفته توی استراحت.

‫- اینا دوست‌های مدرسه‌‍م هستن، بابا. ‫- درست.

‫اون بتی‌ـه.

‫خیلی از آشنایی‌تون خوشحالم آقای لاج.

‫خیلی سریالتون رو دوست داریم.

‫مخصوصاً فصل اول.

‫بعدش یه‌کم افت کرد.

‫دیگه حرف‌های هالیوودی بسه.

‫بابا می‌خواد بدونه ‫یه شهر کوچیک ساده چه شکلیه.

‫برای شروع...

‫اول میاد سر کلاس ادبیاتمون.

‫مدیرتون که...طرفدارمه

‫ازم خواست مهمان کلاستون بشم.

‫فکر کنم این هفته صحنه‌های دراماتیک ‫کار می‌کنید، درسته؟

‫نوبت کیه اول بازی کنه؟

‫بودن یا نبودن...

‫مسئله این است.

‫- آیا شایسته‌تر آن است که... ‫- ببخشید، من...

‫باید بازیت رو متوقف می‌کردم.

‫بگو ببینم، جولیان بودی؟ ‫جولیان...

‫می‌دونی اصلاً توی این مونولوگ چی داری میگی؟

‫دانمارکی که نیستم، زبون خودمون رو می‌فهمم.

‫منظورم این نبود.

‫اصلاً برام مهم نیست اهل کجایی.

‫مرد هستی یا نه؟

‫- خب معلومه. ‫- هملت هم مرد بود.

‫پس مرد باش.

‫از ته دلت حرف بزن.

‫بودن...

‫نه، نه ‫باید چیزی که میگی رو باور داشته باشی.

‫هملت داشت به خودکشی فکر می‌کرد.

‫باید حقیقت مطلبت رو پیدا کنی، جولیان.

‫و هیچوقت یادت نره...

‫کلمات قدرت دارن.

‫چه کمکی از دستم بر میاد خانم کوپر؟

‫خب، آقای فدرهد ‫همونطور که می‌دونید

‫خانم تورنتون مشاور روزنامه‌ی آبی طلایی بود.

‫و حالا که ایشون...

‫دیگه از پیش ما رفتن...

‫آبی طلایی داره تعطیل میشه.

‫دیگه بودجه براش نداریم.

‫چی؟!

‫ما دبیرستانیم، به روزنامه‌ی ‫دبیرستان نیاز داریم.

‫چرا؟

‫خب، تا دانش‌آموزها رو مطلع نگه داریم.

‫بیا واقع‌بین باشیم، بتی.

‫آبی طلایی هیچوقت به‌عنوان ‫روزنامه‌نگاری واقعی حساب نمی‌شد، می‌شد؟

‫خب، از طرف ما که اینطور نبوده.

‫تو دختر باهوشی هستی بتی.

‫برعکس بقیه‌ی نوجَوون‌ها...

‫تو یه‌روزی شاید...

‫به جایگاه مهمی برسی.

‫اما اون روز ‫امروز نیست.

‫اسم همه‌مون رو دارن.

‫لیست رو دیدم. ‫همه‌تون توش بودید.

More Farsi Persian subtitles for Riverdale

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left