De første 200 linjer.
آتیش سوزی چطوری شروع میشه؟
بعضی وقتها با یه معلم دلسوز
که دانشآموز مشتاقش با سودای شاعری توی سرش رو تشویق میکنه
یا شاید هم با یه برخورد شانسی توی آسانسور.
یا توی اتاق خواب بتی کوپر که یهو میبینه ماشین تایپ...
و تلفنش نیستن.
یا شاید هم جهنمی که قرار بود توی یه کلاس دبیرستان ریوردیل بهپا بشه.
حرف نداشت بچهها.
فکر کنم تا حالا این جملات رو انقدر زیبا نشنیده بودم.
اتفاقاً خودم «گربه روی شیروانی داغ» رو توی تئاتر برادوی دیدم.
دیگه کافیه، خانم تورنتون.
جانم، چی شده آقای فدرهد؟
من الان وسط کلاس هستم.
اینجا دیگه کلاس شما نیست.
لطفاً تشریف بیارید بیرون خانم.
شوخی میکنید؟ ماجرا چیه؟
چیز خاصی نیست، بچهها.
مطمئنم یه سوءتفاهم سادهست.
این نه شوخیه
و نه یه سوءتفاهم ساده.
خانم تورنتون از تدریس محروم شدن
و تا وقتی که جایگزین مناسب پیدا کنیم
همسر من بهتون تدریس میکنه.
خانم بلاسم.
مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد» @AMIRX79X
سلام، بچهها.
خب مگه خانم تورنتون چهش بود؟
معلم قبلیتون خطر جدیای برای آمریکا و سنّتهای آمریکایی بود.
خانم تورنتون مظنون به کمونیست بودنه.
تهدید سرخ به ریوردیل رسیده. (وحشت پراکنی در خصوص اوجگیری احتمالی کمونیسم/چپگرایی رادیکال از سوی ضد-چپگرایان)
برای همین همهتون باید حواس جمع باشید.
اگه چیز مشکوکی دیدید خبر بدید.
آرچی، تو بعد از مدرسه میرفتی پیش خانم تورنتون.
بگو چطوری بود.
چیز عجیبی بروز نمیداد؟
اصلاً.
خانم تورنتون بهم کمک میکرد تا...
آخه واقعاً اشتباه شده.
خانم تورنتون کمونیست نیست.
از من که بعیده بخوام از بابای بیرحمم دفاع کنم
اما حتی اون هم بدون دلیل و مدرک نمیتونه یه معلم رو اخراج کنه.
من که فکر نمیکنم.
باورتون نمیشه اگه بگم هالیوود چطوری بود.
کل شهر رو ترس برداشته بود...
همه شکاک شده بودن.
چند سال پیش...
سناتور مککارتی یه کمپین راه انداخت.
گفت جاسوسهای روس از فیلم و سریال استفاده میکنن
تا مردم آمریکا رو شستشوی مغزی بدن.
یادمه مامان و بابام در مورد همین حرف میزدن.
مککارتی یه لیست از کمونیستهای شناسایی شده داشت، درسته؟
آره، اما ساختگی بود.
چپ و راست مردم رو متهم میکرد.
از وحشتپراکنی برای به قدرت رسیدن استفاده کرد.
توی جلسهی کنگره گفت که افبیآی استودیوهای فیلمسازی رو ببره زیر ذره بین.
مردم رو زیر فشار گذاشت تا اسم لو بدن.
مردم بیگناه رو هدف گرفت تا قدرت و تأثیر بیشتر به دست بیاره.
بیخیال بابا، اینجا آمریکاست
اگه بیگناه باشی نیازی نیست بترسی.
کاش همینطوری بود، کوین
اما من خودم از نزدیک این چیزها رو دیدم.
وای خدا، جاگهد باورم نمیشه موفق شدیم.
بله که شدیم.
انتشار اولین جلد کمیکت!
- کمیکمون. - بیخیال.
ببخشید، میشه دوتا کمیک آخر «گودال انحراف» رو بدید؟
ما داستان اصلی رو نوشتیم و طراحی کردیم.
همون که مال پپ کمیکسـه؟
پس فرستادیمشون.
پس فرستادید؟ چرا؟
چون من دیگه چیزهای مزخرف مثل اون نمیفروشم.
حال بههم زنه!
با مزاج آمریکاییها نمیخونه.
برید ببینم، یالا!
با من کار داشتید؟
علیهت ادعا کردن که شب هالووین بوسهی نامشروع داشتی.
نـ...نمیدونم منظورشون چی بوده.
ما از دستت ناراحت نیستیم، شرل.
تو الان گرفتار موقعیتی هستی که دست خودت نیست.
اما از شانس خوبمون به لطف وضعیت بابات
تونستیم راهی رو پیدا کنیم
که تو رو از فروپاشی توسط این اتهامها نجات بده.
البته در صورتی که به تحقیقات پلیس توی مدرسه کمک کنی.
این قضیه به خانم تورنتون ربط داره؟
همهشون مرتبط هستن.
کمونیست بودن...
دخیل بودن توی رفتارهای جنسی منحرفانه...
اینکارها توی خونوادههای آمریکایی جایی نداره.
کار فاسده، شنیعه.
من اسم کسی رو لو نمیدم تا تو و رفیقهات
دوستهای من رو عین یه مشت شغال قحطی زده تیکه پاره کنید.
اتفاقاً خودمون اسمهاشون رو داریم.
دفتر مدیریت مدرسه لیستی از دانشآموزها رو ارائه داده
که مشکوک به تمایلات منحرفانهی شدید هستن.
ما فقط میخوایم که تو ثابت کنی درست میگن یا نه
تا بتونیم علیهشون پروندهسازی کنیم
و...
تو هم بتونی خودت رو از این مخمصه نجات بدی.
اگه قبول نکنم چی؟
چیکار میکنی؟
میخوای من رو از این خونهی کوفتی بندازی بیرون؟
اتفاقاً بدم نمیاد حال و هوام عوض شه.
هرچی از شما و مامان دورتر باشم، بهتره.
شرل!
اگه همکاری نکنی
پلیس مجبوره تو رو هم بررسی کنه.
خیلیخب...
مجبوریم چیزی رو که خیلی دوست داری ازت بگیریم.
تیم ویکسن عزیزت.
هر چیزی جز اون بابا، تو رو خدا.
پس تصمیم ما رو زیر سؤال نبر، دختر.
تو خودت باید یه تصمیمی بگیری.
تصمیمی که تا آخر عمرت روی زندگی تأثیر میذاره.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
- بابا؟! - عزیزم.
چقدر بیخبر. اینجا چیکار میکنید؟
دیگه طاقت دوریت رو نداشتم.
گفتم دیگه وقتشه بیام دیدنت.
شاید این حرفتون درست باشه، بابا
اما شما همیشه یه هدف دیگه هم دارید.
همیشه.
خب، میخواستم خودم بیام این رو بهت بدم.
باز با مامان به چه مشکلی خوردید؟
با دختر فیلمنامهنویس لاس زدی؟
آره، مادرت یهکم... از دستم ناراحته.
میدونی که با لاسهای ساده هم چقدر ناراحت میشه.
گفتم به صلاحه که چند روز از شهر بزنم بیرون، تا آروم شه.
اما بیشتر خواستم تو رو ببینم.
میخواستم ببینم زندگیت توی ریوردیل چطوریه.
دوستهات رو ببینم.
نظرت چیه بیخیال شیم عزیزم؟
نمیای به بابایی بغل بدی؟
«ریوردیل» «فصل: ۷ قسمت: ۱۳»
- کیش. - نه.
چه عالی. همه اینجایید.
بچهها، این بابامه.
- هایرام لاج. - حالِتون چطوره؟
بهم بگید هایرام.
یا خدا، آقای لاج...
از نزدیک جذابتر هم هستید.
حالا اینجا چیکار میکنید؟
مگه سریالتون «وای، عزیزم» الان فیلمبرداری نداره؟
الان سریال رفته توی استراحت.
- اینا دوستهای مدرسهم هستن، بابا. - درست.
اون بتیـه.
خیلی از آشناییتون خوشحالم آقای لاج.
خیلی سریالتون رو دوست داریم.
مخصوصاً فصل اول.
بعدش یهکم افت کرد.
دیگه حرفهای هالیوودی بسه.
بابا میخواد بدونه یه شهر کوچیک ساده چه شکلیه.
برای شروع...
اول میاد سر کلاس ادبیاتمون.
مدیرتون که...طرفدارمه
ازم خواست مهمان کلاستون بشم.
فکر کنم این هفته صحنههای دراماتیک کار میکنید، درسته؟
نوبت کیه اول بازی کنه؟
بودن یا نبودن...
مسئله این است.
- آیا شایستهتر آن است که... - ببخشید، من...
باید بازیت رو متوقف میکردم.
بگو ببینم، جولیان بودی؟ جولیان...
میدونی اصلاً توی این مونولوگ چی داری میگی؟
دانمارکی که نیستم، زبون خودمون رو میفهمم.
منظورم این نبود.
اصلاً برام مهم نیست اهل کجایی.
مرد هستی یا نه؟
- خب معلومه. - هملت هم مرد بود.
پس مرد باش.
از ته دلت حرف بزن.
بودن...
نه، نه باید چیزی که میگی رو باور داشته باشی.
هملت داشت به خودکشی فکر میکرد.
باید حقیقت مطلبت رو پیدا کنی، جولیان.
و هیچوقت یادت نره...
کلمات قدرت دارن.
چه کمکی از دستم بر میاد خانم کوپر؟
خب، آقای فدرهد همونطور که میدونید
خانم تورنتون مشاور روزنامهی آبی طلایی بود.
و حالا که ایشون...
دیگه از پیش ما رفتن...
آبی طلایی داره تعطیل میشه.
دیگه بودجه براش نداریم.
چی؟!
ما دبیرستانیم، به روزنامهی دبیرستان نیاز داریم.
چرا؟
خب، تا دانشآموزها رو مطلع نگه داریم.
بیا واقعبین باشیم، بتی.
آبی طلایی هیچوقت بهعنوان روزنامهنگاری واقعی حساب نمیشد، میشد؟
خب، از طرف ما که اینطور نبوده.
تو دختر باهوشی هستی بتی.
برعکس بقیهی نوجَوونها...
تو یهروزی شاید...
به جایگاه مهمی برسی.
اما اون روز امروز نیست.
اسم همهمون رو دارن.
لیست رو دیدم. همهتون توش بودید.
No comments yet. Be the first to leave one.